وارن بافت و 51 درس مهم زندگی و سرمایه گذاری

1. ” قانون شماره یک: هرگز پول از دست ندهید.  قانون شماره دو: هرگز قانون شماره یک را فراموش نکن. ”
2.” در دنیای کسب و کار، آینه عقب همیشه واضح تر از شیشه جلو اتومبیل است.
3.” کسی امروز در سایه نشسته است، به خاطر این که یک فرد خیلی وقت پیش یک درخت کاشته است.”
4.” هزینه چیزی است که پرداخت می­کنید ارزش چیزی است که به دست می‌آورید.
5. ” امروزه افرادی که پول نقد نگه داشته­ اند احساس راحتی می­کنند اما این کار اشتباه است. آنها یک راه وحشتناک دراز مدت برای دارایی خود انتخاب کرده­ اند که در واقع هیچ منفعتی ندارد و ارزش دارایی آن­ها را مستهلک می­کند.”

 
6.” پیش بینی باران کافی نیست.  به فکر ساختن یک سرپناه باشید. ”
7.” اگر تاریخ گذشته تبدیل به یک بازی می­شد، ثروتمندان همه صاحب کتابخانه بودند .”
8.” شما در صورت رسیدن فرصت وارد عمل می­شوید در برهه­ ای از زندگی­ ام شرایطی بسیار سختی داشتم در حالی که تعداد زیادی ایده داشتم اگر ایده­ ای به نظرم برسد آن را سریع عملی می­کنم اگر نه، اتفاق خاصی نیفتاده است ”
9.” آمریکایی ها در یک شرایط ترسناک زندگی می­کنند به طوری که هیچ کس تمایلی به سرمایه گذاری ندارد، که همین مورد باعث ترس بیشتر ما شده باید این ترس را از بین ببریم و زمان ریسک کردن فرا رسیده است. ”
10.” مراقب افرادی که فرمول­ های عجیب و غریب ارائه می­کنند باشید.”

 

وارن بافت

11.” حرکت انفرادی اسلحه سرمایه گذاری است که صدماتی در حد کشتار جمعی به بار می­آورد.”
12. ” به نوسانات بازار به عنوان یک دوست و نه یک دشمن خود نگاه کنید. به جای متضرر شدن از نوسانات از آن به عنوان یک فرصت استفاده کرده و منفعت ببرید
13.” سرمایه گذار امروز فرصت دیروز را از دست داده است.”
14.” در واقع، زمانی که شما به سن و سال من برسید،  مبنای اندازه گیری موفقیت تان در زندگی عشقی و علاقه­ ای است که مردم و اطرافیانتان نسبت به شما دارند.”
15.” من فکر می کنم مهم ترین عامل در خارج شدن از رکود اقتصادی احیا ظرفیت سرمایه داری در آمریکا است.”

 
16.” ارزش چیزی است که شما به دست می­آورید.”
17.” هنگامی که به دنبال مدیریت یک کسب و کار معتبر در شرایط اقتصادی بد هستید تنها شهرت کسب و کار است که دست نخورده باقی می­ماند.”
18.” ما هنوز در رکود اقتصادی است و به زودی هم از این شرایط خارج نخواهیم شد اما این مشکل را پشت سر خواهیم گذاشت.”
19.” فقط چیزی را که شما را کاملا خوشحال می­کند بخرید حتی اگر به شما بگویند که بازار به مدت ده سال تعطیل خواهد شد .”
20.” به نظر می رسد انسان دارای این ویژگی است که دوست دارد همه چیزهای آسان را دشوار کند.”

 

وارن بافت

21.” تنها زمانی که جزر و مد می­شود می­توان گفت چه کسی عریان شنا میکرد “.
22.” ازمیان میلیاردرهایی که  من میشناسم پول تنها نیازهای اساسی­ شان را تامین می­کند اگر قبل از داشتن پول احمق باشی با وجود میلیاردر بودن باز هم کارهای احمقانه خود را تکرار می­کنی ”
23.” یک نظرسنجی عمومی به هیچ وجه جایگزین مناسبی برای اندیشدن نیست.”
24.” اگر شما به سن و سال من در زندگی رسیدید و هیچ کس دل نگران شما نبود و حس خوبی به شما نداشت، برای من مهم نیست چقدرحساب بانکی­تان زیاد باشد چرا که زندگی­تان یک فاجعه است.”
25″ما به سادگی با دیدن حریص بودن دیگران دچار ترس می­شویم و حریص می­شویم وقتی که دیگران می­ترسند”

 

سودآورترین سرمایه گذاری زندگی تان چیست؟
کلیپ انگیزشی شماره ی 7 را همین الان دانلود کنید

26.” بهتر است با افرادی بهتر از خود رفت و آمد داشته باشید همکارانی را انتخاب کنید که رفتار بهتری نسبت به شما دارند و خود را در همان سمت و سوق قرار دهید. ”
27.” سوال بزرگ در مورد چگونگی رفتار مردم است که بستگی به منافع آن ها دارد و با در نظر گرفتن این مورد رضایت بیشتری از منافع کسب شده خواهید داشت.
28.” هنگامی که  از ترکیب جهل و نفوذ استفاده کنید، نتایج بسیار جالبی دریافت می کنید.”
29.” مدارس کسب و کار تمرکز بیشتری بر انجام رفتار پیچیده در مقایسه با رفتار ساده دارند، اما انجام رفتار ساده موثر تر است.”
30.”  روند انجام کار بسیار جالب­ تر از نتیجه به دست آمده است.”

 

وارن بافت

31.” من همیشه می دانستم که قرار است ثروتمند شوم. من فکر نمی کنم حتی برای یک لحظه به این حقیقت شک داشتم .”
32.” بهترین کاری که کردم انتخاب قهرمانان واقعی بود .”
33.”باید همیشه  موارد مورد علاقه­ مان را در اولویت قرار دهیم .”
34.” ما همیشه در جهانی نامعلوم زندگی می کنیم. آنچه مسلم است این است که ایالات متحده همیشه در حال پیشرفت است  ”
35.” ما معتقدیم که مخفف نام «سرمایه گذاران» به معنی نهادهایی است که به طور فعال مشغول تجارت هستند  است مانند کسی که بارها و بارها درگیر یک حس عاشقانه است و به محبوبش سر میزند. ”

 
36.” نام تجاری چیزی خاص را ارائه می­کند و برای این کار نیازی به دریافت مجوز خاصی ندارید.
37.”بهتر است که یک شرکت فوق العاده را با قیمت عادلانه بخرید تا این که یک شرکت عادی را با قیمت فوق العاده بخرید.”
38.” شما فقط قادر به انجام چند کار درست و حسابی  در زندگی خود هستید و فرصت زیادی برای انجام اشتباهات زیاد ندارید .”
39.” اگر یک کسب و کار موفق است بالاخره ممکن است یک روز سهامش سقوط داشته باشد.”
40.”اگر در یک قایق سوراخ گرفتار شدید بهتر است قایق خود را عوض کنید به جای این که انرژی خود را صرف ترمیم نشت قایق کنید.”

 

وارن بافت

41.” زنجیر عادت چنان سبک است که اصلا متوجه آن نمی­شوید تا جایی که روزی چنان سنگین می­شود که قادر به گسستن آن نخواهید بود.”
42.” 20 سال طول می کشد تا بتوانید اعتبار و شهرت کسب کنید و تنها ده دقیقه برای از دست دادن آن کافی است اگر این مورد را در نظر گرفته­ اید شما فرد متفاوتی هستید
43.” اگر یک موسسه مالی هستید  هیچ توانایی نخواهید داشت  و براحتی با پیگرد قانونی تهدید خواهید شد ، و در این مواقع هیچ توانایی برای انجام مذاکره ندارید”
44.” من به دنبال پریدن از موانع بزرگ نیستم و موانعی را انتخاب می­کنم که توانایی پشت سرگذاشتنشان را داشته باشم.”
45.” ثروتمندان همیشه می گویند که، شما می دانید، فقط به ما پول بیشتری دهید و ما آن را دو برابر کرده و به شما برمی­گردانیم اما این وعده­ ها در طول ده سال گذشته کار نکرده است و امیدوارم مردم در این مورد آگاهانه تصمیم بگیرند.”

 

46.” چرا دارایی های خود را در شرکتی که واقعا دوست دارید سرمایه گذاری نمی­کنید؟ همان طور که مای گفته : “بیش از حد داشتن یک چیز خوب می تواند فوق العاده باشد”
47.” تنها راه برای به دست آوردن عشق این است که به دیگران عشق بورزید.  داشتن پول زیاد بسیار وسوسه انگیز است  این که تصور کنید دسته چک دارید و هر مبلغی را که می­خواهید در آن می­نویسید : من یک میلیون دلار عشق می­خرم، چنین چیزی امکان ندارد هر چه بیشتر ابراز علاقه کنید محبت بیشتری به دست می­آورید..
48.” اجازه دهید احمق ها  آنچه احمق ها  می­نویسند را بخوانند.”
49.” تنوع گسترده  تنها زمانی اعمال می­شود که سرمایه گذاران  متوجه نیستند چه کاری انجام می­دهند.”
50.” خطر ریشه در مشرف نبودن به اعمالتان دارد .”
51.” زمان دوست شرکت­ های فوق العاده و  دشمن شرکت­ های متوسط است.”

در همین زمینه، نوشته های زیر را حتما بخوانید :

 منبع:12ceo.ir

۹ رفتار جذاب و گیرا در افراد کاریزماتیک

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/07/11287.jpg

نمی‌توانید دیگران را شیفته‌ی خودتان کنید؟ دلتان می‌خواهد شبیه آدم‌های کاریزماتیک باشید؟ در این مقاله ۹ رفتار گیرا و جذاب را به شما معرفی می‌کنیم که از ویژگی‌های افراد کاریزماتیک است.

کاریزما، مجموعه‌ای از رفتارها است که ربطی به زیبایی فیزیکی ندارد. این خبرِ خوبی برای کسانی است که توقعی نمی‌رود عکس‌شان روی جلد مجله‌های مُد چاپ شود. برای اینکه جذاب شوید نیازی به جراحی پلاستیک ندارید، فقط کافیست این رفتارها را تمرین کنید.

در این مقاله، عناصر کاریزما را بر اساس تحقیقات هوارد فریدمن (Howard Friedman) استاد برجسته‌ی روان‌شناسیِ دانشگاه کالیفرنیا، معرفی می‌کنیم.

۱. واکنش‌های هیجانی

رفتار مادربزرگ‌تان را در نظر بگیرید وقتی که بعد از مدت زیادی شما را می‌بیند؛ او دست هایش را بالا می‌برد و زانوهایش خم می‌شوند. یا اینکه وقتی شب‌ها به خانه برمی‌گردم، سگم از خوشحالی می‌رقصد.

مردم همراهی با کسانی را دوست دارند که از زبانِ اشاره‌ها، برای نشان دادنِ احساسات‌شان استفاده می‌کنند. قطعا دل‌تان نمی‌خواهد سرِکار، دلقک‌بازی دربیاورید و رفتارهای نامناسبی از خود نشان دهید، ولی رفتارهای متناسب با موقعیت و اتفاقاتی که در جریان است، خوشایند و جذاب هستند.


مقاله مرتبط: ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

۲. خنده‌ی واگیردار

خنده ی جذاب

من مدیر فروشی را در حوزه‌ی مدیریت مالی می‌شناسم که خنده‌ی بسیار خاصی را از پدرش به ارث برده است، اگر شما نیز یک بار این خنده را بشنوید، تا آخر عمر آن‌ را فراموش نخواهید کرد. این موهِبت را ژن‌های او برایش به همراه داشته‌اند.

این خاصیتِ شیطنت‌آمیز و مسخره‌ی صدا، شوخ‌طبعیِ شما را تحریک می‌کند. هر بار که من این خنده را می‌شنوم، بی‌اراده، لبخندی بر چهره‌ام ظاهر می‌شود.

از طرف دیگر، چندبار پیش آمده که مدیران اجرایی، که از قضا مرد هستند، به من مراجعه کرده‌اند و برای خَلاصی از خنده‌ای که توسط خانم‌ها «ناخوشایند» خوانده شده از من کمک خواسته‌اند. من نتوانستم به آنها کمکی کنم، ولی یاد گرفتم خنده همان‌طور که می‌تواند جذاب باشد، می‌تواند زننده و ناخوشایند هم باشد. فرقی نمی‌کند زن باشید یا مرد، با خنده‌ی زننده و نامتناسب، نمی‌توانید اطرافیان را جذب کنید.

۳. نشان دادن احساسات از طریق صدا

تا به حال دقت کرده‌اید چقدر خوب است وقتی به یک نفر تلفن می‌زنید و وقتی او شما را می‌شناسد، رضایت و هیجان در صدایش منعکس می‌شود؟ حتی اگر این اثر در صدا ظریف باشد، باز هم از این که به شما بها داده‌ شده است، لذت می‌برید.

صدای سرزنده و رسا یکی از مؤثرترین ابزارهای دنیاست، خصوصا وقتی طنین‌دار باشد و زیر و بم و سرعت و بلندیِ آن، به طور متناسب تغییر کند.


مقاله مرتبط: چطور صدای‌مان را در صحبت جذاب‌تر کنیم؟

۴. لمس دوستانه

لمس کردن نباید به نحوی باشد که به خاطر شدت، فشار یا ناحیه‌ای که لمس می کنید فرد مقابل احساس ناراحتی داشته باشد، بلکه صرفا به معنای لمس دوستانه‌ی بازو، شانه، یا دست است. پیشخدمت‌هایی که در این مورد مهارت دارند انعام بیشتری به‌دست می‌آورند.

شاید به یاد داشته باشید که جورج بوش، رئیس‌جمهور امریکا وقتی از پشت به آنگلا مرکل (Angela Merkel)، صدر اعظم آلمان، که روی صندلی نشسته بود نزدیک شد و شروع به مالیدن شانه‌های او کرد باعث شگفتی دنیای غرب شد. خود آنگلا مرکل هم شوکه شده بود.

لمس کردن آرام بازو، نشانه‌ای گرم و دوستانه است که می‌تواند باعث تَسلی خاطر طرف مقابل شود.

۵. از بودن در مرکز توجه لذت ببرید

مرکز توجه بودن

هرچند بیشتر مردم نظرات متضادی در مورد مرکزِ توجه واقع شدن دارند، اما بعضی‌ها با قرار گرفتن در مرکز توجهِ مردم، تازه شکوفا می‌شوند و به بهترین نحو ظاهر می‌شوند.

در واقع بیشتر بازیگران هم‌صحبت خوبی نیستند و شخصیت برون‌گرایی ندارند، اما همین که در مقابلِ جمعیت قرار بگیرند، موتورشان به کار می‌افتد و خودشان را نشان می‌دهند.

وقتی فیلیپ سیمور هافمن (Philip Seymour Hoffman) درگذشت، همسرم حرف جالبی درباره‌ی او زد: «وقتی جلوی دوربین بود به نظر می‌رسید می‌تواند اعصابش را به سطح پوستش بیاورد و احساساتش را در لنز دوربین بریزد. این توانایی باید برای او تجربه‌ی خوشایندی بوده‌ باشد؛ فرصتی برای تخلیه‌ی آشفتگی‌های درونی.»


مقاله مرتبط: ۱۰ عادت روزانه‌ افرادی که اعتماد به نفس بالایی دارند

۶. چهره‌ی گویا

رونالد ریگان (Ronald Reagan) بیشتر به خاطر چهره‌ی گویایش به عنوان «سخنرانی تأثیرگذار» مشهور بود. او می‌توانست مثل هر ایرلندیِ اصیلی درست در زمانِ نیاز بدرخشد و خوشی نشان دهد.

بیشترِ ارتباط چشمی شنونده روی صورت شما متمرکز است. هرچه او بتواند اطلاعات بیشتری را از روی چهره بخواند، بیشتر دقت می‌کند و نه تنها ایده‌ها، بلکه معانیِ احساسیِ نهفته در کلمات شما را نیز درک می‌کند.

بر اساس تجربه‌ی خودم، بیشتر کسانی که در موضع قدرت هستند دارای چهره‌ی بسته (بی‌حالت) هستند و از نفوذناپذیریِ چهره‌شان برای ایجاد ترس و فرمان‌بُرداری، استفاده می‌کنند. چهره‌های بسته، حالتی سرد دارند و احساسات زیادی را منعکس نمی‌کنند، در حالی که چهره‌های باز، گرم و گویا هستند و در نود درصد موارد، چهره‌های گرم نسبت به چهره‌های سرد، برتری دارند.

اگر موهای بلند دارید (حالا چه مرد یا زن)، نباید بگذارید پیشانی‌تان زیر موهای چتری پنهان شود. پیشانی، برای نشان دادن بسیاری از احساسات، ناحیه‌ای مؤثر محسوب می‌شود و مثل بیلبوردی برای چهره‌ی شما عمل می‌کند.

۷. گرم گرفتن با غریبه‌ها

بر اساس نتایج حاصل از پرسش‌نامه‌ا‌ی که چند سال پیش توسط سیمز یث (Sims Wyeth) و همکارانش طراحی و اجرا شد، کسانی که خود را درون‌گرا می‌دانستند، بیشتر دوست داشتند با افراد برون‌گرا معاشرت کنند و افراد برون‌گرا نیز احساس مشابهی داشتند.

بیایید روراست باشیم، همه‌ی ما از بودن با کسانی که موانع بین افراد را زیر پا می‌گذارند و تجربه‌ی اجتماعیِ شاد و باروحی ایجاد می‌کنند، لذت می‌بریم.

من افرادی که این توانایی را دارند که با غریبه‌ها سرِصحبت را باز کنند و آنها را درگیر یک مکالمه‌ی واقعی کنند، تحسین می‌کنم. منظورم صحبت‌های متظاهرانه و پُرحرارت در مورد موضوعات بی معنی نیست؛ بلکه ویژگی‌های مورد نظر من صریح بودن، واقع‌بین بودن و مهارت گوش‌دادن است.


مقاله مرتبط: چطور در نگاه اول دوست‌داشتنی باشیم؟

۸. نگاه‌های نافذ

نگاه نافذ

تعیینِ تعریفی مشخص برای «نگاه نافذ» کار سختی است، ولی وقتی با آن مواجه شویم، تشخیصش می‌دهیم. من این نوع نگاه را در بچه‌ها دیده‌ام. همچنین در همسرم که مهارت زیادی در آن دارد. باید اعتراف کنم که وقتی نوجوان بودم، ساعت‌ها جلوی آینه این نوع نگاه را تمرین می‌کردم.

ویلیام بلیک (William Blake)، شاعر مشهور انگیسی چنین گفته‌ است:

«وقتی با چشم‌ها، و نه از درون چشم‌ها، به دیگران می‌نگریم، دروغ‌های‌شان را باور می‌کنیم.»

یک نگاه نافذ هم همین‌طور است و نه با چشم‌ها، بلکه از درون آنها ساخته می‌شود و در عمق وجود کسی که نگاه می‌کند و کسی که به او نگاه می‌شود، نفوذ می‌کند.


مقاله مرتبط: ۱۰ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک

۹. مهارت در پانتومیم

تفاوت پانتومیم با واکنش‌های هیجانی در عمدی‌تر و قابل‌کنترل‌تر بودن پانتومیم است. پانتومیم یعنی توانایی اجرای داستان، یعنی بتوانید با حرکات بدنتان به شنونده کمک کنید آنچه را به او می‌گویید، تصویرسازی کند. این مهارت به چهره‌ی گویا هم مربوط است، هرچه مخاطبان‌تان بیشتر متوجهِ زبان بدن شما شوند، بهتر می‌توانند منظورتان را درک کنند و از مصاحبت با شما، بیشتر لذت می‌برند.

جوان‌های زیادی را دیده‌ام که داستان‌هایی که برای همدیگر تعریف می‌کنند را اجرا می‌کنند. آنها فقط می‌گویند: «او این طوری کرد… من این شکلی بودم… بعد او این طوری…»، آنها عملا از کلمات برای توصیف حرکات استفاده نمی‌کنند، فقط با پانتومیم اجرا می‌کنند و همه هم از این روش خوش‌شان می‌آید.

استفاده از دست‌هایتان‌ برای بیان یک مطلب در سخنرانی‌ها روشی مؤثر و قابل قبول است. در واقع اگر از دستان‌تان استفاده نکنید، شنونده‌ها ممکن است تا ۷۵ درصد از منظورتان را متوجه نشوند. مطمئن شوید که حرکات و اداها را به شکل درستی به کار می‌برید، نباید حرکات‌تان طوری باشد که انگار مورد حمله‌ی یک دسته زنبور قرار گرفته‌اید؛ حرکاتی که به کار می‌برید باید سنجیده باشند و برای مقصود مشخصی شکل بگیرند و به کار برده شوند.

حرکات دست

حالا به دو سؤالِ اساسی و پراهمیت می‌رسیم، اول این که آیا کاریزما یادگرفتنی است؟ و دوم این که آیا باید آن را یاد گرفت یا این کار فقط یک جور فریبکاری و تظاهر است؟

در جواب به سؤال اول من می‌گویم بله، به نظر من کاریزما را می‌توان یاد گرفت. همان طور که ما رفتارهای مؤدبانه را یاد می‌گیریم، مثل این که بگوییم «لطفا…» یا «متشکرم.» تا در نظر دیگران خوشایندتر به نظر برسیم، می‌توانیم کاریزما را هم یاد بگیریم.

و سؤال دوم، آیا باید برای یاد گرفتن اینطور مهارت‌ها تلاش کنیم؟ من جواب می‌دهم البته که باید این کار را بکنید! اما بدون این که به کسی صدمه بزنید یا آنها را فریب دهید. این تکنیک‌ها نیستند که شما را متقلب و فریبکار کنند، بلکه هدف از انجام آنهاست.

در هر حال، شما این توانایی را در خود دارید که رفتارهای جدید را کسب کنید، فقط به این شرط که به اندازه‌ی کافی برای‌تان مهم باشند. آیا این کار آسان است؟ نه. ولی آیا قابل انجام است؟ مطمئن باشید که هست.

 

منبع:http://chetor.com

معرفی برترین استراتژی ها در طراحی کمپین تبلیغاتی

گاهی وقت‌ها در اینترنت، چند کمپین تبلیغاتی جالب می‌بینیم که با اینکه کوچک هستند ولی تأثیر زیادی دارند. به همین دلیل تصمیم‌ گرفتم این نکات جالب را جمع‌آوری کرده و در این مقاله در اختیار شما قرار دهم تا شاید بتوانید از آنها برای اضافه کردن مخاطبان خود استفاده کنید. به عبارتی در این مقاله می‌توانید با برترین استراتژی‌ها در زمینه طراحی کمپین تبلیغاتی آشنا شوید.

 

 

 

یکی از این روش‌ها ایجاد صفحاتی است که صاحبان مشاغل برای دسترسی بیشتر به وب‌سایت‌شان از آنها استفاده می‌کنند. یکی دیگر از این موارد، صفحات تبلیغاتی هستند که گاهی در خود وب‌سایت‌ها قرار دارند یا در وب‌سایت‌های کاملا مجزا و شما را به وب‌سایت منبع ارجاع می‌دهند. این کمپین‌ها اهداف مختلفی دارند. آنها می‌توانند کاربرها را به صفحه‌ی اصلی ارجاع دهند، اطلاع‌رسانی کنند یا اینکه فقط توجه مردم را جلب کنند.

 

در این مقاله، درباره‌ی این موضوع صحبت خواهم کرد که وقتی می‌خواهید کمپین تبلیغاتی کوچک خود را طراحی کنید باید به دنبال چه چیزهایی باشید و چطور این عناصر در کمپین‌های تبلیغاتی که در سراسر اینترنت وجود دارند در کنار هم معنا پیدا می‌کنند.

 

منظور ما از «کمپین» چیست؟

 

کلمه‌ی «کمپین» در اصل به معنی عملیات سیاسی یا نظامی برای رسیدن به هدف خاصی است که به محدوده‌ی خاصی مربوط می‌شود یا سبک خاصی از مبارزه‌ را در بر می‌گیرد. ما هم در اینجا دقیقا همین معنی را مدِ نظر داریم: کمپین، تلاشی مداوم است که کمی پا را فراتر از کسب‌و‌کار روزانه‌مان می‌گذارد و به گونه‌ای به آن مربوط می‌شود.

 

جالب اینجاست که اجرای کمپین نیاز به تلاش زیادی ندارد، البته به شرطی که به دقت اتفاقاتی که در اطراف کسب‌و‌کار و برندتان رخ می‌دهد را بررسی کنید. بر اساس اتفاقاتی که درباره‌ی PRISM رخ داد (برنامه‌ی مخفی آژانس امنیت ملی آمریکا برای شنود اطلاعات سایت‌های اینترنتی)، ما اخیرا کمپین کوچکی به نام Orwell Test راه اندازی کردیم به این هدف که توجه مردم را به Iubenda که اپلیکیشنی برای ایجاد سیاست‌های حریم خصوصی بود جلب کنیم. در ادامه، قصد دارم نکات و چارچوب‌هایی را که برای راه‌اندازی کمپین‌های جدید به آنها نیاز دارید و می‌توانید آنها را در کمپین‌های خودتان به کار بگیرید اشاره کنم. البته لازم به ذکر است که در خیلی جاها از ایده‌ها و نظرات شخصی خودم استفاده کرده‌ام.

 

مواردی که برای طراحی کمپین تبلیغاتی باید مراقب‌شان باشید

 

بعد از کمپین Orwell Test،...

 

ادامه نوشته

چگونه ذهن برتر داشته باشیم؟؟

شاید فکر کنید شاد بودن و داشتن ذهنی برتر یک امر ذاتی است. در حالی‌که مثل هر ویژگیِ اکتسابیِ دیگری، این ویژگی را نیز می‌توان به‌دست آورد. تنها کافی است تکنیک‌های خاصی را یاد بگیریم و به‌طور مرتب در زندگی خود از آن‌ها استفاده بکنیم. در این مقاله خواهیم خواند که چگونه ذهن برتر داشته باشیم.

من همیشه شادی را به­‌عنوان نتیجه می­‌دیدم. یک پیگیری همیشگی که همه­‌ی اعمال و رفتار ما را هدایت می­‌کند. شادی چیزی است که ما سعی می­‌کنیم به آن برسیم و احتمالاً تنها دلیل زندگی ماست.

آیا متوجه شدید که من الان چه­‌کاری کردم؟ من موفق شدم در دو جمله راز پشت دنیای «شادی» را فاش کنم. شادی یک طبیعت دوگانه دارد. به طور هم­‌زمان هم نتیجه است و هم محرک. یک مثال می‌زنم. من معمولاً سعی می کنم راه­‌هایی پیدا کنم که مفیدتر باشم و در نتیجه­‌ی آن شادتر. درحالی­‌که بهترین راه برای مفید­‌تر بودن، شادتر بودن است. متحیرکننده است، نه؟

البته گفتنش آسان است. بنابراین برای واضح‌­تر شدن موضوع برای شما و محسوس‌­تر شدن معنای حقیقی شادی، تصمیم گرفتم که ۱۰ مورد از تأثیرگذارترین روش­‌های داشتن ذهنی برتر در هر زمان را بیان کنم.

 

۱. در لحظه باشید

 

برای داشتن یک ذهن برتر گذشته و آینده را رها کنید و در لحظه زندگی کنید.

در لحظه حاضر بودن عبارتی­ است که به‌­وسیله‌­ی اکهارت تُله (Eckhart Tolle) در پرفروش­‌ترین کتابش «نیروی حال» معرفی شد. من مطمئنم که بیش‌­تر شما یا آن­ را خوانده‌اید یا دربار‌‌‌ه‌­ی آن شنید‌ه‌­اید. اما معدود کسانی را می­‌شناسم که واقعاً آ‌‌‌‌ن ­را در زندگی به کار گرفته باشند. چیزی که اکهارت درباره‌­ی آن حرف می­‌زند، یکی از پیشگامانه­‌ترین ادراکاتی است که یک فرد می­‌تواند در زندگی‌اش به آن برسد.

ما زندگی‌مان را بر اساس اتفاقاتی که در گذشته افتاده و آنچه در آینده اتفاق خواهدافتاد بنا می‌کنیم. تله می­‌گوید: «اگر شما از شر همه­‌ی این افکار خلاص شوید و تنها بر زمان حال، یعنی درست همین الان، تمرکز کنید در همین لحظه‌ی کوتاه بسیار خوشحال­‌تر خواهید بود». کتابِ «نیروی حال» مانیفستی است برای اینکه ببینیم چطور در لحظه زندگی کنیم و چطور بر چیزهایی تمرکز کنیم که واقعاً اهمیت دارند.

 


مقاله مرتبط: چگونه در زمان حال زندگی کنیم

 

۲. خودتان را از «مشکلات زمینی» رها کنید

 

«هم­خونه‌ی من، دیشب ظرف­‌ها رو نشُسته‌­ و دوباره من مجبورم اینکارو بکنم.»

«رئیسم وظایف خسته کننده‌ای به من محوّل می­کنه؛ ازش متنفرم.»

«من هیچ دوستی ندارم؛ همه­‌ی کسانی که با آن­ها وقت می­‌گذرونم احمق‌اند.»

این­ها افکار غالب هستند. اینها افکار روزانه‌ای هستندکه مثبت­‌اندیشی شما را نابود می­‌کنند؛ مثل زالو به جان هیجانات شما می‌افتند و شما را از شاد­بودن دور می­‌کنند. من دوست دارم آن­‌ها را «مشکلات زمینی» بنامم؛ زیرا تنها کسانی که سطح فکری بالاتری نداشته‌­اند به این مسائل توجه می‌­کنند.

«مشکلات زمینی» بخش کامل زندگی هر شخص است. این مشکلات با محیط فعال می­‌شوند و با توجه زیاد وسعت می­‌یابند.

یک توصیه­‌ی مفید این است که: به این مشکلات بیش از حد اهمّیت ندهید!

 

۳. مراقبه کردن

 

با مراقبه کردن از هیاهوها فاصله بگیرید، تمرکز کنید و یک ذهن برتر داشته باشید.

مراقبه به دو مورد بالا بسیار مرتبط است. مراقبه راهی عالی برای پاکسازی ذهن و خلاصی از افکار آزاردهنده‌­ی زندگی روزمرّه است. بیش‌تر افراد ­فکوری که می‌شناسم، مراقبه را جزءِ کارهای روزمرّه­‌ی خود قرار می­‌دهند. این کار به آن­ها کمک می­‌کند در لحظه زندگی کنند و بر کاری که انجام می‌دهند تمرکز بیشتری داشته باشند. آن­ها می­‌گویند مراقبه باعث می­‌شود شادی و معنای زندگی را پیدا کنند و هم‌زمان عصبانیت، استرس، افسردگی و خستگی خود را کاهش بدهند.

 


مقاله مرتبط: مدیتیشن برای تازه‌کارها: ۲۰ نکته‌ی عملی برای درک ذهن‌تان

 

۴. متکی به نفس باشید

چرا متکی به نفس بودن وقتی می­‌خواهیم ذهن برتر داشته باشیم مهم است؟

می‌­توانید سوالات زیر را از خود بپرسید:

تا­به­‌حال چند بار حالت عاطفی‌تان تحت تأثیر عوامل خارجی قرار گرفته‌­است؟ چند بار رفتار بد دیگران باعث ناراحتی شما شده­‌ است؟ هزاران بار، نه؟
دلیل این موضوع، عدم اتکای به نفس است. شما عادت کرده­‌اید در همه­‌ی جنبه‌­های زندگی خود به دیگران وابسته باشید. این موضوع برای حالت عاطفی هم صدق می‌­کند. به رفتارهای بد بی­‌توجهی کنید. آدمی باشید که افکار و موج مثبت­‌ ایجاد می‌کند و برای این کار به دیگران متکی نیست.

 


مقاله مرتبط: عزت نفس چیست؛ چرا باید عزت نفس داشته باشیم

 

۵. ذهن بازی داشته باشید، تفاوت­‌ها را بپذیرید

بیش­تر مردم نمی ­توانند بفهمند دنیای ما جای بسیار پیچیده­‌ای است. پیچیدگی آن در حدی است که تفسیرِ همه‌ی سیستم­‌های ذهنی و رفتارهای دیگران را برای ما غیر ممکن می‌سازد. این موضوع باعث می­‌شود اغلب منفی‌­بافی کنیم و با رفتارهای متفاوت مخالفت کنیم. بیایید دست از این کارها برداریم و تفاوت‌­ها را بپذیریم. بدیهی است که کنار آمدن با همه­‌ی افراد روی کره‌­ی زمین غیرممکن است. اما تلاش کنید که ذهن بازتری داشته­‌باشید. باورتان نمی‌­شود که با این کار چقدر می‌توانید انسان‌­های فوق‌­العاده را به خودتان جذب ­کنید.

 

۶. به درآمد خود متکی نباشید

قبول کنید که هر کاری یک روالی دارد. من می­‌دانم که شما اهداف و انگیزه­‌هایی دارید. اما برای رسیدن به آن­ها باید فرایند طولانی و نتیجه­‌بخشی را طی کنید. خودتان را از استرس وابستگی به درآمد رها کنید و در هر مرحله از مسیرتان به سمت هدف، حس خوبی داشته­‌باشید.

 

۷. موزیکی گوش کنید که شما را هیجان‌­زده می­‌کند

 

موسیقی غذای یک ذهن برتر

در «برنامه‌­ریزی عصبی-کلامی» یک عبارت به اسم آنکراژ (تکیه­‌گاه ذهنی) وجود دارد. آنکورها محرک­‌هایی هستند که افکار و احساساتِ (مثبت یا منفی)‌ ما را برانگیخته می‌کنند.موسیقی یکی از قوی­‌ترین آنکورهای احساسی است.

مثلاً من عاشق موسیقی الکترونیکی هستم؛ چون وقتی به مهمانی­‌هایی با این موسیقی می­‌رفتم به من خیلی خوش می­‌گذشت. من در این مهمانی‌­ها، افراد فوق‌­العاده‌­ای را ملاقات کردم که باعث شدند ذهن من این نوع موسیقی را با لحظات شاد مرتبط کند.

به شما هم توصیه می­‌کنم همین کار را بکنید. موزیکی پیدا کنید که شما را هیجان­‌زده می‌­کند و به یاد اوقات خوش می‌­اندازد. این موسیقی را در برنامه‌­ی روزانه­‌ی خود قرار دهید. یعنی حداقل در طول روز دو ساعت، هم‌زمان با انجام کارهای دیگرتان به این موسیقی گوش کنید. مخصوصاً اگر کارهای‌تان استرس­‌زا و خسته‌کننده هستند.

 


مقاله مرتبط: تاثیرات عجیب موسیقی روی عملکرد شما

 

۸. لبخند بزنید

لبخند بر لب داشتن از ویژگی‌های افرادی است که یک ذهن برتر دارند.

ران گاتمن در سخنرانیِ خود در کنفرانس TED، با موضوع «قدرتِ پنهان لبخند»، باعث شد من بفهمم که لبخند زدن چقدر می­‌تواند قدرت‌مند و تأثیرگذار باشد. بنابراین من این کار را تمرین کردم و نتیجه‌اش را هم دیدم!

احساس سلامتی، جوانی و جذابیت و شادی می­‌کردم. پیشنهاد می‌­کنم شما هم همین کار را بکنید. سعی کنید همیشه لبخند بزنید. مثل جورج کلونی لبخند بزنید. در آینه نگاه کنید و ببینید با لبخند چقدر فوق­‌العاده به نظر می‌­آیید. قدرت لبخند را بپذیرید و بگذارید دنیا از انرژی مثبت شما لذت ببرد.

 

۹. مسائل را زیاد جدی نگیرید

می­‌دانم که عبارت «مسائل را زیاد جدی نگیرید.» پیش پا افتاده و معمولی به نظر می­‌رسد. می­‌دانم که شما همیشه آن­ را می­‌شنوید. اما من یک چیز دیگر را نیز می‌­دانم؛ دانستن اینکه انجام کاری خوب است لزوما منجربه عمل کردن به آن نمی‌شود. کسانی که واقعاً این عبارت را در زندگی خود به­‌کار می‌­برند، کسانی هستند که به نتیجه می‌­رسند. بنابراین وقت خود را برای این‌­که دیگران چه فکری راجع به شما می‌­کنند، هدر ندهید و ببینید شما راجع به خودتان چه فکری می‌­کنید. منظورم این است که شما یک فرد فوق‌­العاده­‌اید که می­‌توانید به هرچیزی که به آن فکر می کنید برسید.

من مطمئنم می‌­توانید این کار را انجام بدهید. ما تنها یک بار زندگی می­‌کنیم، پس از این فرصت استفاده کنید.

 

۱۰. ورزش کنید و بیش­تر بخوابید

فکر می‌کنم ذکرِ فواید بی‌شمار ورزش کردن و بیش­تر خوابیدن در این­جا بی‌فایده باشد. زیرا همه­‌جا به‌­اندازه­‌ی کافی در مورد آن صحبت شده­‌ است. اما برای غلبه بر افسردگی و بالا بردن توان مغزی، این دو عامل مفید خواهندبود و بر سلامت و شادبودن شما تأثیر زیادی خواهند گذاشت.

هر چیزی که در این مقاله گفتم اطلاعات عمومی است. چیزهایی است که از کودکی می‌­آموزیم. اما همان­طور که گفتم اغلب به آن­ها عمل نمی­‌کنیم. وقتی به ذهن خود مسلط باشید و این موارد را در زندگی خود رعایت کنید، می­‌توانید به شادبودن و موفقیت در آینده خوش‌بین باشید.

منبع:chetor.com

۱۰ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک

در نگاه اول، کاریزما یک انرژی یا نیروی مغناطیسی نامرئی به نظر می‌رسد. البته در وجود این نیروی نامرئی شکی نیست، اما صحبت از منبع آن کار دشواری است. بعضی‌ها به اشتباه کاریزما را خصوصیتی ذاتی می‌دانند که از لحظه تولد در وجود بعضی از آدم‌ها نهفته است اما در دیگران هیچ اثری از آن نیست. اما کاریزما انرژی‌ ساختگی و موهبت جادویی مختص به انسان‌های برگزیده نیست، بلکه ترکیب جذابی از ویژگی‌های اکتسابی است. در حقیقت کاریزما مهارتی اجتماعی است که می‌شود آن را یاد گرفت. در این مقاله با ۱۰ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک آشنا می‌شوید.

کاریزما «توانایی القای اشتیاق، علاقه، یا تاثیر بر دیگران با استفاده از جذابیت یا اثرگذاری شخصی» تعریف شده است. این توانایی هم قابل توصیف است و هم می‌‌شود آن را یاد گرفت.

من در کودکی و نوجوانی‌ از خجالتی بودنم خیلی رنج می‌بردم. موقع رو به رو شدن با آدم‌های جدید دستپاچه می‌شدم و تقریبا تا ۱۰ سالگی هم در جمع صحبت نمی‌کردم.

بالاخره یک وقت با خودم فکر کردم که ناراحت و نادیده ماندن در جمع، بیش از اندازه برایم گران تمام می‌شود، و بعد تصمیم گرفتم خودم را مطرح کنم.

امروز من به عنوان بنیان‌گذار شرکتی که مدیران، کارآفرینان، و گروه‌های Fortune 500 را به افرادی قدرتمند در برقراری ارتباط تبدیل می‌کند، فهمیده‌ام که یک چیز در همه‌ی این آدمها مشترک است، و آن اینکه همه‌شان می‌خواهند کاریزماتیک و تاثیرگذار باشند. پرسشی که آنها همیشه مطرح می‌کنند این است که « آیا می‌‌شود مهارت تاثیرگذاری و کاریزماتیک بودن را یاد گرفت؟»

دستپاچگی و خجالتی بودنم در سال‌های کودکی، در واقع یک موهبت بود، چون حالا می‌دانم که این مهارت‌ها را می‌شود یاد گرفت. این یادگیری برای بعضی‌ها خیلی زودتر اتفاق می‌افتد، اما برای من و خیلی‌های دیگری که با آنها کار کرده‌ام، چیزی شبیه یک ابداع تازه است!

کاریزما را نمی‌‌شود خیلی تر و تمیز توی جعبه گذاشت و به کسی تقدیم کرد؛ به شخصیت و ژست و عنوان حرفه‌ای و وضعیت اقتصادی هم ربطی ندارد. محققان دانشگاه MIT دریافته‌اند که برقرار کردن ارتباط با مردم، همان چیزی است که مولد کاریزماست. بله، کاریزما در واقع مهارتی اجتماعی است که مانند بسیاری از مهارت‌های دیگر، آموختنی است.

آیا شما هم می‌خواهید شخصیت کاریزماتیک داشته باشید؟ اینها ۶ توصیه‌ی لو سولومون (Lou Solomon) برای دست‌یابی به کاریزما هستند، خواه مدیر باشید خواه نه:

۱. حواس‌تان را جمع کنید

حواس‌تان را جمع کنید

توجه مانند یک جریان الکتریکی است که ما آدم‌ها را به هم وصل می‌کند. وقتی کسی در حال سخنرانی، مدیریت جلسه یا در تلاش برای گفتگو ست، خوب نیست که حواس‌مان پرت باشد. توانایی تمرکز در زمانی که فکرتان منحرف شده و بازگرداندن افکار به زمان حاضر، عادتی مدیریتی است که نیاز به تمرین مداوم دارد.


مقاله مرتبط: چطور متمرکز باقی بمانیم

۲. انسانیت را، پیش از سِمت و رتبه، در اولویت قرار بدهید

انسانیت را، پیش از سِمت و رتبه، در اولویت قرار دهید

مدیرانی که رابطه‌ی انسانی را در اولویت قرار می‌دهند، قابل اعتمادتر از کسانی هستند که شهرت‌شان را مقدم‌تر می‌دانند. نگاه کردن در چشم‌های طرف مقابل، وقت زیادی نمی‌گیرد. منظورم ارتباط چشمی برق‌آسا و لحظه‌ای نیست. وقتی به طرف‌تان نگاه مختصری می‌اندازید و سریع چشم‌تان را بر می‌گیرید و به افکار خودتان برمی‌گردید، او حتما متوجه می‌شود. منظورم احساسی است که شخصی با صرف لحظاتی برای برقراری ارتباط چشمی با طرف مقابل، در او ایجاد می‌کند.

۳. آدم‌ها را از درون‌شان بیرون بکشید

آدم‌ها را از درون‌شان بیرون بکشید

یکی از توانایی‌های آدم‌های کاریزماتیک این است که برقراری ارتباط با دیگران را برای‌شان لذت‌بخش می‌کنند. آنها این کار را با کنجکاو بودن، پرسیدن سوال، گوش دادن و مثبت بودن انجام می‌دهند. آدم‌های خوش‌بینی که صمیمانه به شنیدن حرف‌های طرف مقابل علاقه نشان می‌دهند، کاریزمای ذاتی دارند. آنها در مذاکرات و در معرفی کالا و خدمات موفق هستند. اگر درباره‌ی آدم‌های دیگر کنجکاو نباشید، آن وقت در گفتگوها به مشکل برمی‌خورید.

۴. به زبان بدن‌تان توجه کنید

به زبان بدن‌تان توجه کنید

برخی از مهم‌ترین نشانه‌های غیرزبانی برقراری ارتباط، لحن گرم صدا، حالت دوستانه‌ی چهره، ایما و اشاره‌های ساده، و نزدیک و رو به روی دیگران ایستادن است. حتی فشردن صمیمانه دست‌ هم می‌تواند به آغاز یک رابطه بینجامد.


مقاله مرتبط: ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

۵. از دلِ ضعف، قدرت بگیرید

از دل ضعف، قدرت بگیرید

بیشتر مدیران اجرایی که به من مراجعه می‌کنند، به استفاده از تجربه و خرد خودشان در برقراری ارتباط با دیگران، اعتماد ندارند. ولی وقتی می‌فهمند توانایی‌های لازم برای یک رهبر خوب بودن در وجودشان هست، شگفت زده می‌شوند. بیان یک داستان شخصی، رابط قدرتمندی برای برقراری ارتباطات انسانی است. توانایی قدرت بخشیدن به دیگران از طریق به اشتراک گذاشتن آنچه زندگی به شما آموخته، بخش مهمی از مدیریت صحیح و موفق است.

۶. هرگز سعی نکنید ادا در بیاورید

هرگز سعی نکنید ادا در بیاورید

در تلاش برای برقرای یک ارتباط فریبکارانه، دست‌مان خیلی زود رو می‌شود. مغز ما ناسازگاری را در عرض یک میلی ثانیه تشخیص می‌دهد. پیش و بیش از هر چیز، دنبال یادگیری باشید. حقیقت زندگی، در پیش‌برد و توسعه‌ی خودآگاهی نهفته است.

علاوه بر ۶ ویژگی بالا، جان سی مکسول (John C. Maxwell) هم این ۴ توصیه را برای شما دارد:

۷. عاشق زندگی باشید

آنها عاشق زندگی هستند
آدم‌های کاریزماتیک با تمام وجود زندگی را دوست دارند. همیشه شاد هستند، نه شاکی. شادی و گرمی از ویژگی‌های آنهاست. پرانرژی و درخشان‌اند و این ویژگی‌ها را به دیگران هم منتقل می‌کنند. برای نشان دادن قدرت کاریزما، فقط یک لبخند کافیست. وقتی به مردم لبخند می‌زنید، در جوابش هم لبخند می‌بینید. ما طوری طراحی شده‌ایم که انرژی اطرافیانمان را جذب کنیم. آدم‌هایی که عاشق زندگی هستند، کاریزما دارند چون فضا را پر از انرژی مثبت می‌کنند.

۸. انتظار بهترین‌ها را داشته باشید

آنها انتظار بهترین‌ها را دارند

آدم‌های کاریزماتیک، از دیگران انتظار بهترین‌ها را دارند. آدم‌ها را طوری می‌بینند که می‌توانند باشند، نه آن طور که هستند.
وقتی روی آدم‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنید و آنها را به سوی نیروهای بالقوه‌شان سوق می‌دهید، آنها عاشق شما خواهند شد.


مقاله مرتبط: ۸ ویژگی افراد باملاحظه

۹. امیدبخش باشید

آنها امید می‌دهند

کاریزماتیک‌ها با ترسیم فردایی روشن‌تر از امروز در ذهن آدم‌ها، با آنها ارتباط برقرار می‌کنند. برای آنها، آینده سرشار از فرصت‌های شگفت‌انگیز و رویاهای دست‌یافتنی است. آنها خوش‌بینی را به آدم‌های دور و برشان القا می‌کنند و روحیه‌شان را بالا می‌برند. آنها به واقعیت‌های کنونی توجه دارند، اما تسلیم شرایط موجود هم نمی‌شوند.

۱۰. دارایی‌هایتان را با دیگران شریک شوید

شریک شدن دارایی ها

کاریزماتیک‌ها، درواقع با سهیم کردن دیگران در دانش، دارایی‌ها و فرصت‌های خاص خودشان، به آنها ارزش می‌دهند. قدرت با هم بودن را با تمام وجود درک می‌کنند و ارزش آن را می‌دانند. آنها تنها نیستند.

وقتی حرف کاریزما به میان می‌آید، ختم کلام به فکر دیگران بودن است.

منبع:chetor.com

۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

زبان بدن یک ارتباط غیرکلامی است که ما به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه از آن استفاده می‌کنیم. این ارتباط غیرکلامی شامل ارسال و دریافت سیگنال‌های بدون کلام می‌شود. گفته می‌شود که ارتباطات خوب پایه و اساس رابطه‌های موفق است، بنابراین توانایی شناخت و استفاده درست از رابطه‌ی غیرکلامی یا همان زبان بدن ابزار قدرتمندی است که به شما این امکان را می‌دهد که منظور واقعی‌تان را به فرد مقابل برسانید و تعامل با دیگران را به یک تجربه‌ی آسان و لذت‌بخش تبدیل کنید. در این مقاله با ۲۳ ترفند زبان بدن آشنا می‌شوید که شما را دوست‌داشتنی می‌کند.

ترفندهای زبان بدن که شما را فورا دوست‌داشتنی می‌کند

شما در طول روز سیگنال‌هایی را به مردم ارسال می‌کنید، بدون اینکه توجهی به آنها داشته باشید. نحوه‌‌ای که چشمان‌تان را حرکت می‌دهید و نحوه‌ای که با کسی دست می‌دهید نمونه‌های این سیگنال‌ها هستند. ممکن است با استفاده از زبان بدن، سیگنال‌های ناخودآگاهی را ارسال کنید که یا سبب شوند دیگران شما را بیشتر دوست داشته باشند یا حداقل حرف شما را اجمالا درست فرض کنند. هر زمان که درباره‌ی این مهارت‌ها صحبت می‌کنم، همیشه یک یا دو نفر هستند که از «اثر گذاشتن» بر دیگران به وسیله‌ی ترفندهای روانی احساس ناراحتی می‌کنند.


مقاله مرتبط: چند ترفند عالی برای اینکه بتوانیم زبان بدن دیگران را بخوانیم

فریبندگی، یک چیز منفی نیست

  • «اثر گذاشتن»، تغییر رفتار یا تفکر دیگری است.
  • «فریبندگی»، دانسته اثر گذاشتن است.

شاید وقتی واژه‌ی «فریبندگی» را بشنوید، فورا افکار منفی به سراغ‌تان بیاید اما دست نگه دارید.

فریبندگی به معنی دستکاری در برداشت و حس دیگران، لزوما بد نیست. آنچه بد است انسان‌هایی هستند که نیت‌های بد دارند.

نمونه‌ی ۱: فرد موذیِ فریبنده

انسان بد، بد است و انسان‌ بدی که فریبکاری می‌کند واقعا مشکل‌ساز است. برای نمونه:

  • دختر بدجنسی که قصد دارد جایگاه اجتماعی همکلاسی دوست‌داشتنی‌اش را پایین بیاورد.
  • او به همکلاسی‌هایش می‌گوید که این دختر دوست‌داشتنی کار بدی کرده است.
  • در نتیجه‌ کل کلاس دختر دوست‌داشتنی را کمتر دوست خواهند داشت.
  • و حالا دختر دوست‌داشتنی غمگین می‌شود.

نمونه‌ی ۲: فریبندگی دوستانه

فریبندگی می‌تواند حال و روز هر کسی را در موقعیت خاصی بهتر کند.

  • آدم خوش‌گذران یک فریبنده‌ی باتجربه است.
  • او تصادفا به شخصی تنه می‌زند.
  • او به نحو آرامش‌بخشی لبخند زده و عذرخواهی می‌کند، حتی اگر خودش مقصر نباشد.
  • به این ترتیب آدم خوش‌گذران با درایت و فریبندگی خود از وقوع یک دعوا جلوگیری می‌کند و شبِ خوشی را می‌گذراند.

همانطور که با این دو نمونه مشاهده کردید، مشکل دختر بدجنس در نمونه‌ی ۱، فریبندگی و دستکاری در موقعیت نبود. مشکل، نیت‌ بد و دروغ او بود.

درخواست من: نیت‌های خوب داشته باشید

فرض را بر این می‌گذارم که شما از این ترفندها با نیت‌های خوب استفاده خواهید کرد و لطفا همین کار را بکنید.

بخش ۱: نگرش و زبان بدن

ذهن آدمی همواره به دنبال قضاوت کردن است. این ویژگی ما در فرایند تکامل باعث بقای ما شده است. ما در یک چشم به هم زدن قضاوت می‌کنیم:

  • آیا این فرد تهدیدی برای جان من است؟
  • آیا این فرد جذّاب است؟
  • آیا این فرد برای بقای (اجتماعی) من فایده‌ای دارد؟

به این غریزه توجه کنید، اما بدون شناخت بهتر فرد، هرگز تحت تاثیر آن عمل نکنید. ترفندهای زیر به شما کمک خواهند کرد تا به شیوه‌هایی رفتار کنید که دیگران برداشت خوبی از رفتار شما داشته باشند.

این بخش منحصرا درباره‌ی زبان بدن نیست، بلکه این نگرش‌ها به طور ناخودآگاه بر زبان بدن شما تأثیر خواهند گذاشت.

احساس امنیت کنید و از خود اطمینان نشان دهید

این نگرش آنقدر مهم است که باید یک مقاله‌ی کامل را به آن اختصاص داد. شما نمی‌توانید ۱۰۰٪ اوقات از این نگرش برخوردار باشید. به‌علاوه، قطعا مواردی هست که مطمئن به نظر نرسیدن به شما مزیت دوست‌داشتنی بودن را می‌دهد، اما نگرش عنوان شده روی هم رفته درست است.

دو نکته را باید در این خصوص در نظر بگیرید:

– سعی کنید مسائل ناراحت‌کننده را برطرف کنید:

  • برای من پوست بد یک مسئله بود که آن را برطرف کردم.
  • مسئله‌ی دیگر انتخاب لباس بود که آن را با به همراه بردن یکی از دوستانم هنگام خرید، حل کردم.

– به خودتان احساس امنیت را یاد بدهید:

  • من از کتاب‌های صوتی خودآموزی که دانلود کردم چیزهای زیادی آموختم.
  • هیکل متناسب داشتن کمک زیادی به من کرد. کتاب «بدن چهار ساعته» (The 4 Hour Body) یا خلاصه‌اش را بخوانید.

همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود

همه دوست هستند، مگر غیر از این ثابت شود

چرا پیش از آنکه اصلا پلی ساخته باشید، دست به تخریب آنها بزنید؟ اصلا منطقی به نظر نمی‌رسد:

  • شما می‌توانید همه چیز را به دست آورید
  • شما هیچ چیزی برای از دست دادن ندارید

به زودی خواهید فهمید که آیا فرد جدیدی که وارد زندگی‌تان شده، می‌خواهد یا می‌تواند یک دوست خوب باشد یا نه.

همه لایق احترام هستند، مگر غیر از این ثابت شود

در اینجا نیز، با احترام گذاشتن به دیگران یا چیزی به دست می‌آورید یا اصلا چیزی را از دست نمی‌دهید. این به آن معنا نیست که تمام روز باید تملّق کسی را بگویید، بلکه به این معنا است که نباید کسی را از سر باز کنید یا کاری کنید که احساس کم‌اهمیت بودن داشته باشند.

همه را دوست بدار، مگر ثابت شود لیاقتش را ندارند

غریبه‌ها استحقاق این را دارند که به آنها فرصت اثبات حقانیت‌شان را بدهید. در دنیای ما هر کس می‌تواند چیزی باشد که به ظاهر نیست. من انسان‌های نفرت‌انگیزی را دیده‌ام که مهربان به نظر می‌رسیدند و میلیاردرهایی که مثل کودکان هیجان‌زده رفتار می‌کردند. به قول یک ضرب‌المثل قدیمی: «به جلد یک کتاب دقت کنید، اما پیش از قضاوت کردن حتما چند ورق از آن را بخوانید.»

فرد نفرت‌انگیز یا میلیاردر هیچ کدام از دیگری «بهتر» نیستند. اما بودن در کنار یکی من را ناراحت و بودن در کنار دیگری به من احساس لذت و اشتیاق می‌دهد.


مقاله مرتبط: چطور تنفر از دیگران را کنار بگذاریم

همیشه به این فکر کنید که چه کاری می‌توانید برای دیگران انجام دهید

وقتی با کسی برخورد می‌کنید، فکر نکنید که «او چه کاری می‌تواند برای من انجام دهد؟»، بلکه به این بیندیشید که «من چه کاری می‌توانم برای او انجام دهم؟» کمک کردن به دیگران بهترین راهی است که آنها را به کمک کردن به خود شما ترغیب می‌کند و این وضعیتی است که همه در آن برنده خواهند بود.

توجه کنید که من نمی‌گویم شما باید نصیحت بیجا کنید تا خودتان را باهوش جلوه دهید. تنها زمانی به مردم کمک کنید که واقعا باور دارید زندگی آنها با آگاهی، کمک یا تماسی که شما به آنها پیشنهاد می‌کنید، بهتر خواهد شد.

پیشنهاد کمک بدهید، اما اصرار نکنید. مختصر و مفید سخن بگویید و اجازه دهید آنها تصمیم بگیرند که پیشنهاد کمک شما را بپذیرند یا نه.

بخش ۲: حالت بدن

حالت بدن

بدن شما دائما در حال فرستادن سیگنال به افرادی است که با آنها برخورد می‌کنید. حالت بدن بر قضاوت‌های عجولانه‌ی افراد درباره‌ی شما، همینطور بر تصور شما از خودتان اثر می‌گذارد. افزون بر این، حالت درست بدن برای کمر شما هم خوب است، پس چه چیز بهتر از این؟

صاف اما راحت بایستید

برای یافتن یک حالت بدنی مثبت، موارد زیر را دنبال کنید:

۱. پاهایتان را هنگام ایستادن به عرض باسن‌‌تان باز کنید.

۲. قد خود را تا جای ممکن بالا بکشید، تصور کنید از سر در حال کشیده شدن به بالا هستید.

۳. حالا این حس بلند بودن را حفظ کنید، اما شانه‌هایتان را شل کنید.

۴. گردن‌تان را سفت نگه ندارید و به سرتان طوری زاویه بدهید که برای نگاه‌ کردن در چشمان فردی با قد متوسط مجبور نباشید به بالا یا پایین نگاه کنید.

چند توصیه:

  • هنگام حفظ حالت بدن، تا جای ممکن راحت باشید.
  • باد به سینه‌تان نیاندازید. قفسه سینه باید صاف باشد، درست مانند وقتی که روی زمین دراز کشیده‌اید.
  • شانه‌هایتان را کمی به عقب بکشید.

صاف بنشینید، اما خشک نباشید

وقتی شروع به صاف نشستن می‌کنید خواهید دید که جثه‌‌ی اغلب افراد با صاف ننشستن کوچک می‌شود. وقتی با این حالت صاف پشت میز می‌نشینید، فورا احساس بلند بودن خواهید کرد. پشت‌تان را صاف، اما تا جای ممکن راحت نگه دارید.


مقاله مرتبط: اهمیت زبان بدن در مصاحبه‌ شغلی

همیشه در بخش میانی بدن‌تان کمی کشش داشته باشید

ماهیچه‌های شکم، کمر و ناحیه‌ی مرکزی بدن‌تان هرگز نباید هنگام ایستادن یا نشستن شل باشند. به طور کلی ماهیچه‌های شکم و مرکز بدن‌تان را تحت کمی فشار قرار دهید. این امر نه تنها بر حالت بدن شما اثر خوبی می‌گذارد، بلکه با وقار راه رفتن را برای شما آسان می‌کند.

پاهایتان را به عرض باسن از هم جدا کنید

طرز قرار گرفتن پاها چیزهای زیادی را درباره‌ی شما فاش می‌کند. این یک علم دقیق نیست، اما معمولا نزدیک هم بودن پاها حاکی از ناامنی است، در حالیکه فاصله داشتن آنها از هم نشاندهنده‌ی اعتماد به نفس است.

نزدیک بودن و دور بودن بیش از اندازه‌ی پاها از هم می‌‌تواند تاثیر نامطلوبی بدی بر بدن شما داشته باشد. سعی کنید پاهایتان در موقعیتی قرار گرفته باشند که به اندازه‌ی عرض باسن یا کمی بیشتر از هم فاصله داشته باشند، نه خیلی بیشتر.

بخش ۳: وارد شدن به یک اتاق

لحظه‌ای که وارد یک اتاق می‌شوید لحظه‌ای است که خودتان را در معرض قضاوت افرادی که در اتاق هستند قرار می‌دهید. حتما از این فرصت استفاده کنید.

شاید بعضی افراد تکنیک‌های مفرطی مثل خرامیدن را توصیه کنند، اما این توصیه شامل همه‌ی موقعیت‌ها نمی‌شود.

طوری لبخند بزنید که خوشحالی‌تان را از بودن در آن جمع نشان دهد

صرف نظر از اینکه واقعا خوشحال هستید یا نه، هنگام ورود به یک اتاق لبخند بزنید. طوری لبخند بزنید که انگار واقعا از آنچه می‌بینید لذت می‌برید. در این کار افراط نکنید. با صدای بلند نخندید. لبخندتان به گونه‌ای باشد که انگار پس از چند روز بارانی به بیرون قدم گذاشته‌اید و متوجه درخشش زیبای آفتاب شده‌اید.

با حاضران سلام و احوالپرسی کنید

نه منحصرا با یک شخص خاص. با صدای بلند یا به تک‌تک افراد سلام نکنید، مگر اینکه این نوع رفتار مورد پسند آنها باشد. در غیر این صورت، هنگامی که به افراد حاضر در اتاق نگاه می‌کنید، لحظه‌ای بی‌حرکت بمانید یا به آهستگی قدم بردارید.

  • ارتباط چشمی برقرار کنید

ارتباط چشمی برقرار کنید

به جماعت حاضر در اتاق چنان سریع نگاه نکنید که انگار به اشیاء نگاه کرده‌اید. در چشم افراد نگاه کنید و اگر کسی چشم در چشم شما دوخت، به او لبخند بزنید. کاری کنید که دیگران احساس کنند یک فرد مثبت وارد اتاق شده است.

  • حوصله به خرج دهید

این کار نه تنها نشان‌دهنده‌ی اعتماد به نفس شماست، بلکه حاکی از یک نگرش باز و پذیرا نیز می‌باشد.

برای دوستان (فرضی) دست تکان دهید

برای دوستان فرضی دست تکان دهید

انسان‌ها به طور ذاتی افرادی را که دوستان زیاد دارند دوست داشته یا به آنها احترام می‌گذارند. وقتی پا به اتاقی می‌گذارید و روال عادی «سلام و احوالپرسی» را انجام می‌دهید، به دنبال آن برای دوستانتان دست تکان دهید و مثلا بگویید: «الان میام پیشت!»

مسئله این است که نباید برای دست تکان دادن برای دوستان فرضی، استرس داشته باشید. من در مناسبت‌های بزرگ همیشه این کار را می‌کنم. یادتان باشد که آدم پشت سرش را نمی‌بیند. اگر برای فردی که وجود خارجی ندارد و فرضا پشت سر فرد روبه‌روی شما است دست تکان دهید، فرد روبه‌رو نمی‌داند که شما در اصل برای هوا دست تکان داده‌اید.

این کار نتایج جالبی دارد:

  • مردم تصور می‌کنند شما افراد حاضر را می‌شناسید
  • شما زمان بیشتری دارید تا با آرامش به اطراف نگاه کنید
  • شما احساس اعتماد به نفس بیشتری می‌کنید

نکته اینجاست که با ترس دست تکان ندهید. این کار را با اطمینان کامل انجام دهید. جوری دست تکان دهید که انگار بهترین دوستتان آن طرف اتاق است و شما تلاش می‌کنید به او بگویید فورا خود را به او می‌رسانید.

بخش ۴: دست دادندست دادنمحکم و در عین حال آرام دست دهید

مردها به ویژه به نحوه‌ی دست دادن حساس هستند. دست دادن ضعیف یا مثل «ماهی مرده» فورا درجه‌ی دوست‌داشتنی بودن شما را پایین می‌آورد.

  • فقط شما دست‌تان را جلو نیاورید. دست دادن یک کار گروهی است.
  • فشار دست‌تان طوری باشد که انگار دسته‌ی یک ماهیتابه‌ی سنگین را گرفته‌اید.
  • اگر کسی مثل «ماهی مرده» دستش را به سمت شما آورد، دستش را سخت فشار ندهید.

هنگام دست دادن ارتباط چشمی برقرار کنید

نگاه کردن به اطراف، ناخودآگاه بار منفی به همراه می‌آورد:

  • شما برای فردی که با او دست می دهید احترام قائل نیستید یا حواستان به او نیست.
  • شما چیزی برای مخفی کردن دارید.

به اندازه‌ای به چشمان فرد مقابل نگاه کنید که رنگ چشمان او را بخاطر بسپارید. زل نزنید و فقط لحظه‌ای به چشمان او بنگرید.

طوری لبخند بزنید گویی دیدن آنها روز خوبی را برای شما رقم زده است

هنگام نگاه کردن به چشمان فردی که با او دست می‌دهید طوری لبخند بزنید که گویی چیزی در چشمان او می‌بینید که شما را خوشحال می‌کند.

با صدای بلند نخندید و فقط لبخند بزنید.


مقاله مرتبط: چرا یادگیری زبان بدن برای مدیرها اهمیت دارد؟

بخش ۵: موضع‌گیری بدنی

اینکه موقعیت و موضع بدن خود را چگونه و کجا تعیین کنید در چگونگی برداشت دیگران از شما اثر می‌گذارد. موضع‌گیری بدنی به همراه حالت بدن ابزارهای قدرتمندی هستند.

موضع گیری باز داشته باشید

وقتی با فردی صحبت می‌کنید، حالت بدن‌تان را طوری نشان دهید که به روی آن فرد باز و پذیرا باشد. به عبارت دیگر، موقعیت بدن‌تان ترجیحا «در معرض» باشد، برای نمونه قفسه سینه‌تان را با دست‌هایتان نپوشانید و قوز نکنید. با رعایت این نکات اعتماد و راحتی خود را به فرد مقابل نشان می‌دهید.

زاویه بدن‌ خود را به سمت فردی که با او صحبت می‌کنید تنظیم کنید

این یک تغییر نامحسوس است، اما اطمینان از اینکه بدن شما به هم‌صحبت شما «اشاره می‌کند»، مهم است. اگر زاویه بدن‌تان دور از فرد مقابل باشد این حاکی از ترس، عدم‌امنیت و بدگمانی است.

به اشیاء تکیه ندهید

تکیه دادن به یک شئ (برای نمونه دیوار) حاکی از بی‌اعتنایی و احتمالا احساس ناامنی است. هر زمان که امکانش را دارید با یک حالت بدن خوب بایستید. با استفاده از نکات بخش حالت بدن سعی کنید یک «حالت بدن خنثی» و البته راحت را به خود بگیرید.

وقتی به چیزی تکیه می‌دهید، حالت بدن را فراموش نکنید

اگر بنا به هر دلیلی مجبور به تکیه دادن به چیزی می‌شوید، حالت بدن خوب‌تان را حفظ کنید. قوز نکنید.

بخش ۶: صورت

نقش صورت در زبان بدن

صورت شما ناحیه‌ای با سیگنال‌های بسیار است. در حقیقت، در زمینه‌ی حرکات ریز صورت که افراد به طور ناخودآگاه از خود بروز می‌دهند، تحقیقات بسیاری انجام شده است. انسان‌ها بدون اینکه بدانند اطلاعات زیادی را از این طریق منتقل می‌کنند. شما می‌توانید با استفاده از صورت‌تان، اطلاعات زیادی درباره‌ی خودتان به مردم بدهید.

از صورت خُنثای خود چهره‌ا‌ی شاد را به نمایش بگذارید

تا به حال از «سندروم صورت خونسرد» چیزی شنیده‌اید؟ برخی افراد ادعا می‌کنند که صورت خونسردشان ناراحت یا عصبانی به نظر می‌رسد و این حالت سبب می‌شود دیگران آنها را به عنوان یک خطر اجتماعی تلقی کنند. شما ترجیحا تمایل نخواهید داشت با فردی که این نوع حالت صورت را دارد صحبت کنید. گرچه این حالت اصلا تهدیدی ندارد، مگر برای روابط اجتماعی خود فرد.

حتما سعی کنید صورت عادی شما (برای نمونه وقتی با لپ‌تاپ کار می‌کنید) اگر هم شاد نیست، لااقل راحت به نظر رسد. یک ترفند آسان این است که حالتی به خودتان بگیرید که انگار چیز سرگرم‌کننده‌ای را یافته‌اید.

تماس چشمی را ناگهان قطع نکنید

مردم عادت دارند اگر با کسی چشم در چشم شدند، چشم از آن فرد برداشته و به جای دیگری نگاه کنند. سعی کنید این کار را نکنید. تماس چشمی را حفظ کنید و لبخند بزنید. مردم اغلب خودشان نگاه‌شان را بر می‌گردانند، گرچه برخی هم چشم از شما بر نخواهند داشت.

تماس چشمی فوائد متعددی دارد:

  • مردم شما را فردی بی‌آلایش در نظر می‌گیرند.
  • شما اعتماد به نفس بیشتری احساس خواهید کرد.

لطفا توجه کنید که وقتی به تماس چشمی فردی با تماس چشمی خودتان پاسخ می‌گویید، حتما لبخند بزنید. نگاه بی‌تفاوت می‌تواند بسیار ناخوشایند باشد.

چگونه لبخند بزنیم

یک ترفند آسان برای لبخند زدن وجود دارد: تصور کنید در حال تماشای چیزی هستید که واقعا دوست دارید.

لبخند زدن به معنی حرکت دادن اجزای صورت به یک شیوه‌ی خاص نیست، بلکه به معنی حس کردن شادی و اجازه‌ی ابراز آن توسط صورت است.

بخش ۷: تکنیک‌ها و عادات

در اینجا به برخی نکات خواهیم پرداخت که انجام دادن آنها مستلزم به کارگیری اطلاعات محاوره‌ای و ارتباطی شما است.

کارهای طرف مقابل را قرینه کنید

یک تکنیک قدرتمند که بسیار درباره آن تحقیق شده قرینه کردن است، گویی شما آینه هستید و فرد دیگر روبه‌روی شما است. مردم هنگامی در کنار شما احساس راحتی بیشتری می‌کنند و شما را بیشتر دوست خواهند داشت که شبیه آنها رفتار کنید. برای نمونه:

  • آنها دست به سینه هستند؟ شما هم دست به سینه باشید.
  • آنها به پای راست‌شان تکیه دادند؟ شما هم به پای راست‌تان تکیه دهید.
  • آنها یک لیوان آب در دست دارند؟ شما هم یک لیوان آب در دست بگیرید.

نکته اینجا است که نباید لو بروید. لحظه‌ای که فرد مورد نظر متوجه رفتار تقلیدآمیز شما شود، این تکنیک قدرت خود را از دست می‌دهد.

حرکات قرینه‌ای

همانند مورد بالا، در اینجا هم نباید لو بروید. اما نکات ظریفی گاهی اثرات بزرگی دارند:

  • با او در حال نوشیدن قهوه هستید. او فنجان را برمی‌دارد که از قهوه بنوشد؟ شما هم این کار را انجام دهید.
  • او لبخند می‌زند؟ شما هم لبخند بزنید (این یکی خیلی آسان).
  • او اندکی به شما نزدیک‌تر می‌شود. شما هم این کار را انجام دهید.

بار دیگر تکرار می‌کنم که لو نروید و ناخوشایند هم نباشید. از این تکنیک باید مرتبا و بدون جلب توجه استفاده کنید.

منبع:chetor.com

۴ تکنیک برای تقویت هوش هیجانی

اگر نمی‌دانید به تقویت هوش هیجانی احتیاج دارید یا نه، صادقانه به سوالات زیر پاسخ دهید یا به این مقاله مراجعه کنید. آیا زیاد اتفاق می‌افتد حرفی بزنید که دیگران را ناراحت کند؟ از نظر شما مردم زیادی حساس‌اند؟ آیا احساساتی را که مدت‌ها‌ پنهان کرده‌اید گاهی به صورت ناگهانی بر سر کسی خالی می‌کنید؟ آیا تا به امروز احساسات به عنوان مانعی برای دست‌یابی به بهترین نتایج مورد انتظارتان عمل کرده‌اند؟ اگر پاسخ شما به اکثر سوالات بالا مثبت است، خبر خوب این است که راه‌ها‌یی برای ارتقای هوش هیجانی شما وجود دارد. در این مقاله چهار تکنیک قدرتمند برای تقویت هوش هیجانی را به شما معرفی می‌کنیم.

 

اصطلاح هوش هیجانی را برای اولین بار دو دانشمند از دانشگاه ییل به نام جان دی‌مایر (John D. Mayer) و پیتر سالووی (Peter Salovey) به کار بردند. این دو هوش هیجانی را به عنوان یک توانایی‌ تعریف کردند که به واسطه‌ی آن درک می‌کنیم هر انسانی شخصیت‌، نیازها، خواسته‌ها و روش‌ها‌ی متفاوتی برای بروز احساساتش دارد. از نظر آنها برای اینکه در مسیر این قلمرو احساسی موفقیت‌آمیز عمل کنیم به خودآگاهی و درک نیاز داریم.

هوش هیجانی

هوش هیجانی به ما کمک می‌کند توانایی و مهارت‌ها‌یی را به دست بیاوریم که به واسطه‌ی آن دیگران را بهتر درک کنیم، موفقیتی را که می‌خواهیم نصیب خود کنیم و احساسات‌مان‌ را در دست خود بگیریم.

با کسب اطلاعات درباره‌ی مولفه‌ها‌ی اساسی هوش هیجانی می‌توانید در حالی که ارتباط خود را با سایرین هدایت می‌کنید و با آنها در تعامل هستید درباره‌ی خودتان نیز بیشتر بدانید. در این مقاله می‌توانید درباره‌ی مولفه‌های هوش هیجانی بیشتر بخوانید.

به سراغ چهار تکنیک تقویت‌کننده‌ی هوش هیجانی برویم:

۱. باید مشاهده‌گر خوبی باشید تا بتوانید به دیگران احترام بگذارید

دقت برای مراعات

وقتی مشاهده‌گری دقیق به رفتار و گفتار خودتان و دیگران باشید قادر خواهید بود نیبت به خود و دیگران با مراعات رفتار کنید. اگر می‌خواهید هوش هیجانی خود را افزایش دهید به واکنش‌ها‌یی که در قبال دیگران انجام می‌دهید دقت کنید. آیا پیش از در دست داشتن تمام حقایق لازم، قضاوتی شتاب‌زده می‌کنید؟ آیا بدون معطلی قضاوت می‌کنید یا برچسب می‌زنید؟ یا پیش از انجام واکنشی خاص زمان کافی مکث کرده و مراحل لازم را سپری می‌کنید؟ آیا خود را جای آنها می‌گذارید و نسبت به دیدگاه و نیازهای آنها پذیرا و بدون گارد هستید؟ اگر وقت کافی صرف کنید و به دقت همه‌ی جوانب را در نظر بگیرید، می‌توانید زاویه‌ی دید و مراعاتی تازه نسبت به خودتان و دیگران به دست بیاورید.


مقاله مرتبط: ۸ روش برای بهبود قدرت مشاهده

۲. برای یادگرفتن لازم است گوش فرا دهید

گوش دهید تا یاد بگیرید

یکی از مولفه‌ها‌ی رشد هوش هیجانی این است که یاد بگیریم به جای عجله کردن، یا گرفتنِ تصمیمی غیرقابل تغییر و عمل بر اساس آن، به پیام‌ها‌ی کلامی ‌و غیرکلامی ‌به روشی کارآمد توجه کنیم. باید بیاموزید که به پیام‌ها‌ی غیرکلامی ‌برای مثال به حرکات، حالت بدن و علامت‌ها‌ی بدنیِ مرتبط با هر یک از احساسات (شادی، غم، بی‌حوصلگی و…) توجه کنید. مهم‌تر‌ از اینها تمرین کنید که با فروتنی به دیگران گوش فرا دهید. فروتنی می‌تواند خصوصیت فوق‌العاده‌ای باشد. فروتنی این معنی را نمی‌دهد که به خودتان اعتماد نداشته یا حرفی برای گفتن ندارید. این خصوصیت به شما کمک می‌کند تا به صحبت دیگران در سکوت و با اعتماد به نفس گوش فرا دهید. فروتن بودنِ شما به دیگران فرصت صحبت کردن و شنیده شدن می‌دهد، در این حالت به جای جلب‌ کردن توجه دیگران، روی آنها تمرکز می‌کنید تا از آنها بیاموزید و حتی زمانی که با آن احساسات‌شان موافق نیستید احساسات‌شان را درک کنید.


مقاله مرتبط: چطور یک شنونده‌ی سراپا گوش باشیم؟

۳. با افزایش خودآگاهی می‌توانید به درک بالاتری برسید

خودآگاهی

تقویت هوش هیجانی فرآیندی است که درون شما اتفاق می‌افتد و در ابتدا با آگاهی‌ای که نسبت به خودتان کسب می‌کنید آغاز می‌شود. شما پیش از آنکه بتوانید ارتباط موثر، پربار و قدرتمندی با سایرین برقرار کنید باید قادر باشید خودتان را درک کنید. پرورش خودآگاهی را با کار کردن روی درک احساسات خود آغاز کنید. نقاط ضعف خودتان را پیدا کنید. آیا می‌توانید نقص‌ها‌ی خود را بپذیرید و در همان حال روی تقویت آنها کار کنید؟ اگر قدرت این را داشته باشید که صادقانه به خودتان بنگرید، می‌توانید زندگی‌تان را دگرگون کنید. روند خودآگاهی به خصوص در مراحل اولیه می‌تواند دشوار و پراسترس باشد، اما به شما قدرت می‌دهد در موقعیت‌ها‌ی دشوار کسب‌و‌کار یا خارج از آن آرام بمانید و بتوانید اوضاع را مدیریت کنید.


مقاله مرتبط: ۳ سوالی که برای افزایش هوش هیجانی باید از خود بپرسید

۴. پاسخگو بودن را تمرین کنید تا مسئولیت‌پذیرتر شوید

پاسخگو بودن را تمرین کنید

پاسخگو بودن از خودانگیخته بودن ناشی می‌شود. پاسخگو بودن رانه یا انگیزه‌ای شخصی برای رشد، کسب موفقیت و متعهد بودن به پذیرش مسئولیت خویشتن است. برای تقویت هوش هیجانی‌تان باید بتوانید این مسئولیت‌پذیری خودانگیخته را در خود تقویت کنید، چرا که احساسات و اعمال شما از شما نشات می‌گیرند. این به معنی آن است که اگر کار اشتباهی انجام دادید، کسی را آزردید، قُلدری کردید یا به هر نحوی دردسری درست کردید، مسئولیت آن را بپذیرید. پاسخگو بودن در این موقعیت‌ها ممکن است شما را وادار به عذرخواهی یا پذیرفتن مسئولیت عمل خطایتان کند، اما در نهایت با این کار خود را در مسیر تبدیل شدن به یک انسان قوی‌تر‌ قرار می‌دهید.

مسیر تقویت هوش هیجانی تا آخر عمر یک انسان ادامه پیدا می‌کند و شما وقتی با تمرینات مشاهده و دقت، گوش دادن، گسترش خودآگاهی و پاسخگو بودن با هوش هیجانی‌تان ارتباط برقرار کنید خواهید دید که این توانایی تا چه اندازه قدرتمند و حیاتی است.

منبع:chetor.com

هوش هیجانی چیست؟؟

هنگام بلوغ در مدرسه به جای اینکه به ما بگویند هوش هیجانی چیست و چه کاربردهایی دارد، تاریخ، علوم و ریاضی درس می‌دهند؛ به همین دلیل است که یاد نگرفته‌ایم که چطور هیجانات خود و دیگران را بشناسیم یا با آنها روبرو شویم. با اینکه این مهارت‌ها می‌توانند بسیار ارزشمند واقع شوند، اما هیچ‌وقت آموزشی در این زمینه وجود ندارد. در این مقاله می‌خواهیم بیشتر به این موضوع بپردازیم.

 

هوش هیجانی

آیا می‌دانید که تعریف دقیق هوش هیجانی چیست ؟ هوش هیجانی اصطلاحی برای محققان روانشناسی است که به آنها این امکان را می‌دهد تا میزان مدیریت افراد را بر هیجانات خود و واکنش به هیجانات دیگران را توصیف نمایند. افرادی که از خود هوش هیجانی نشان می‌دهند، مهار‌ت‌هایی ضروری‌ مانند مدیریت حل ‌اختلاف، درک و پاسخ به نیازهای دیگران و جلوگیری از طغیان هیجانات خود و ایجاد اخلال در زندگی‌شان را دارند که می‌توانند در پیشرفت زندگی خود از آنها بهره بگیرند. در این نوشتار، ما نگاهی به چیستی و ماهیت هوش هیجانی و چگونگی توسعه‌ی آن در خود خواهیم داشت.

هوش هیجانی چیست؟

سنجش هوش هیجانی امر نسبتا جدیدی در حوزه‌ی روانشناسی است و تنها اولین‌بار در اواسط دهه‌ی ۸۰ میلادی بود که مورد مطالعه قرار گرفته شد. در حال حاضر چندین مدل برای بررسی هوش هیجانی طراحی شده است، اما با توجه به اهداف و ماهیت این نوشتار، ما به بررسی «مدل مختلط» (Mixed Model) خواهیم پرداخت که توسط دانیل گولمن روانشناس ساخته شده است. «مدل مختلط» پنج حوزه‌ی کلیدی دارد:

  • خودآگاهی: خودآگاهی یعنی شناخت احساسات خود. این امر شامل ارزیابی دقیق توانایی‌هایتان است و اینکه چه وقت نیاز به کمک دارید و محرک‌های هیجانی‌تان چه هستند.
  • تسلط بر خود: این امر به توانایی شما در کنترل هیجانات خود در مواقع اختلال و از هم‌گسیختگی آنها اشاره دارد. تسلط بر خود یعنی توانایی کنترل طغیان هیجانات، حفظ خونسردی در هنگام جر و بحث و اجتناب از رفتارهایی چون ترحم‌جویی و احساس ترس شدید که موجب تضعیف شخصیت‌تان می‌شوند.
  • انگیزه: همه‌ی اشخاص تحت تاثیر پاداش‌هایی مانند کسب پول و موقعیت، به انجام عملی انگیزه پیدا می‌کنند. البته مدل گولمن انگیزه را صرفا به‌ خاطر لذت شخصی، کنجکاوی یا رضایت از سازنده و مولد بودن خود می‌داند.
  • همدلی: با اینکه سه مورد قبلی به هیجانات درونی اشخاص می‌پردازد، «همدلی» درباره‌ی هیجانات مربوط به دیگران است. همدلی مهارتی برای درک هیجانات دیگران و پاسخ درخور و مناسب به آن است.
  • مهارت‌های اجتماعی: این مقوله شامل بکارگیری همدلی و همچنین مذاکره درباره‌ی نیازهای خود و دیگران نیز می‌شود. این امر می‌تواند از یافتن زمینه‌ی مشترک با دیگران، مدیریت دیگران در محیط کاری و متقاعدکننده بودن متشکل شود.

ارزش و جایگاه این توانایی‌های هیجانی همه یکسان نیست، به‌طوری که بعضی از این مهارت‌ها را هم‌زمان در دوران بلوغ و رشد خود یاد می‌گیریم. لازم به ذکر است که متناسب با هدف‌مان، ما تنها از این موارد به عنوان راهنما استفاده می‌کنیم. هوش هیجانی حوزه‌ای نیست که اکثر افراد بتوانند آموزش‌های رسمی در مورد آنها ببینند. ما روان‌شناسان را به حال خود رها می‌کنیم تا به بحث و مجادله درباره‌ی اصطلاحات تخصصی و مدل‌های خود بپردازند، اما حالا بهتر است که هر کدام از این موارد را روشن‌تر کنیم و از چگونگی بهبود آنها در زندگی خود بگوییم.

خودآگاهی

self_awareness

قبل از این‌که بخواهید دست به کاری بزنید، باید اول هیجانات‌تان را بشناسید. بهبود خودآگاهی‌تان اولین مرحله در شناسایی هرگونه مشکلی است که با آن روبرو می‌شوید. در اینجا چند راه برای بهبود خودآگاهی‌تان ارائه شده است:

  • دفتری از وقایع روزانه‌‌تان تهیه نمایید: توصیه می‌شود که شروع کنید هیجانات‌تان را در دفتری ثبت کنید. در پایان هر روز، اتفاقات و لحظاتی را که از سر گذرانده‌اید، احساسات و هیجانات خود و چگونگی مواجهه‌تان را با آنها در این دفتر بنویسید. در دوره‌های زمانی مشخصی نگاهی به دفتر خود بیاندازید و بر روندها و تمایلات بارز خود توجه کنید و همچنین دقت کنید که نسبت به کدام مسائل بیش‌ از حد واکنش نشان داده‌اید.
  • نظر دیگران را راجع به خود بپرسید: همان‌طور که قبلا هم گفتیم، برای پیدا کردن برداشتی از خود، نظرات دیگران درباره‌ی شما می‌تواند فوق‌العاده ارزشمند باشد. از افراد مختلف در مورد نقاط قوت و ضعف خود بپرسید و نظرات آنها را برای خود بنویسید. سعی کنید نظرات را با هم مقایسه کنید و به‌دنبال الگوها بگردید. توجه داشته باشید که در مورد نظرات دیگران درباره‌ی خودتان، با آنها بحث و جدل نکنید. حتما نباید همه‌ی این نظرات درست باشند، ولی می‌توانید خود را از منظر و نگاه دیگران بشناسید.
  • در مورد خود تفکر کنید: موقعی که شما وقت نگذارید و هیجانات‌تان را پردازش نکنید، هیجانات احتمالا از کنترل‌تان خارج می‌شوند. دفعه‌ی بعدی که شما نسبت به امری واکنش هیجانی از خود بروز دادید، سعی کنید قبل از انجام هرگونه واکنشی، اول کمی مکث کنید. (اگر در فضای آنلاین تعامل دارید، اینترنت این کار را برای ما خیلی راحت‌تر ساخته است.) همچنین می‌توانید از تعمق و تفکر برای مکث قبل از بروز واکنش هیجانی استفاده کنید و به این ترتیب، به وضعیت هیجانی خود مهلتی برای تنفس ببخشید.

اگر هیچ‌وقت قبلا خودآگاهی تعمدی را تمرین نکرده‌اید، این نکاتِ راهنما، به شما فرصت خوبی می‌دهد که آن را تمرین کنید. یکی از راهبردهایی که می‌توان بکار گرفت، پیاده‌روی طولانی یا گفت‌و‌گو با خود در مورد مسئله‌ی آزاردهنده‌تان است. اغلب اوقات متوجه می‌شویم که حرف‌هایی که به خود خیالی‌مان می‌زنیم، می‌توانند آگاهی و بینش خوبی برای مواجهه با مسائل آزاردهنده‌ی ما بدست دهند. جنبه‌ی مهم این امر در نگاه به درون است که بیشتر از تمرکزِ صرف بر عوامل بیرونی، سودمند واقع می‌شود.

تسلط بر خود

ارتباط تسلط بر خود و هوش هیجانی

وقتی بفهمید که هیجانات‌تان چگونه کار می‌کنند، آن‌گاه می‌توانید از چگونگی مدیریت آنها نیز سر دربیاورید. تسلط بر خود، به‌منزله‌ی کنترل طغیان‌های هیجانی است و به شما کمک می‌کند که میان انگیزه‌های بیرونی و واکنش‌های افراطی درونی خود تمایز قائل شوید و بهترین واکنش را در برابر نیازهای‌تان داشته باشید.

یکی از روش‌های کلیدی برای مدیریت هیجانات‌تان، تغییر ورودی‌های حسی است. احتمالا این پند قدیمی را شنیده‌اید که وقتی عصبانی هستید، تا ۱۰ بشمارید و بعد نفس عمیق بکشید. اگر این را به کسی بگویید که با مشکلات حاد متعدد افسردگی و عصبانیت دست‌و‌پنجه نرم‌ می‌کند، چنین پندهایی را معمولا بی‌معنی تلقی خواهد کرد. (هرچند اگر این حرف برایتان مفید بوده باشد، قدرت بیشتری برای کنترل هیجانات‌تان خواهید داشت). با دادن شوک و تکانه‌ای به بدن‌تان می‌توانید این چرخه را بشکنید. اگر احساس کسالت و افسردگی می‌کنید، کمی ورزش کنید. اگر در چرخه‌ی هیجانی تکرارشونده‌ای گیر افتاده‌اید، خود را یک سیلی «خودت را از این مهلکه بیرون بکش» مهمان کنید. هرچیزی که بتواند شوک خفیفی به شما بدهد یا شما را از روتین فعلی‌تان جدا کند، می‌تواند به شما کمک کند.

صحبت درباره‌ی افسردگی اصلا آسان نیست و سخت‌تر از آن مقاومت در برابر آن است. یکی از پیشنهادات این است که شخص، انرژی هیجانی خود را به امری مولد و سازنده تبدیل کند. اگر هنوز زمان آن فرا نرسیده است که هیجانات پرقدرت درون خود را بیرون بریزید، اشکالی ندارد که مدتی بگذارید در شما غلیان داشته باشد. هرچند وقتی که می‌توانید، بجای اینکه هیجانات ناخوشایند خود را به‌صورت بیهوده و بی‌ثمر تخلیه کنید، آن را به انگیزه و محرکی برای خود تبدیل کنید.

هوش هیجانی و کنترل بر خویش

به‌عنوان مثال؛ من اخیرا برای سرگرمی، تنیس بازی می‌کنم، چون خیلی دیر شروع به یادگیری آن کردم، می‌دانستم هیچ‌وقت به یک تنیسور استثنایی تبدیل نمی‌شوم. من استعداد خیلی کمی برای تنیس دارم و در این مدت هم بازی من تنها کمی بهتر شده. به همین خاطر وقتی بد بازی می‌کنم، متوجه نقص خود می‌شوم و تدریجا حس بدی نسبت به تنیس پیدا کرده‌ام. وقتی روبروی رقیبی می‌ایستم که مهارت بیشتری از من دارد، به‌سختی می‌توانم جلوی عصبانیت و خشم خود را بگیرم. ولی بجای اینکه خشم خود را بروز دهم، خود را متوجه آن می‌کنم و به‌نحوی از آن استفاده می‌کنم تا اشتیاق خود را به تمرین بیشتر تشدید کنم. در ورزش، کار یا زندگی روزمره می‌توانیم از مهارت خود رضایت داشته باشیم و در عین حال بدانیم که همیشه جا برای پیشرفت و ترقی‌مان باز است. وقتی عصبانی می‌شوید، بجای آن سعی کنید خودتان را بهتر بسازید.

با اینکه همیشه نمی‌توانید به صورت قطعی بر احساس خود کنترل داشته باشید، اما می‌توانید بر نحوه‌ی واکنش‌‌تان تسلط پیدا کنید. اگر در کنترل امیال ناگهانی خود مشکل دارید، راه‌هایی پیدا کنید که به شما کمک کنند تا احساس آرامش کنید. همه‌ی هیجانات را نمی‌توان از خود خارج کرد. در مبارزه با افسردگی یاد گرفتم بعضی هیجانات تا مدت‌ها بعد از طغیان همچنان پابرجا می‌مانند. با این‌حال همیشه لحظه‌ای پیش می‌آید که از شدت آن هیجانات کاسته می‌شود. از این لحظات باید برای گرفتن کمک بهره بگیرید.

انگیزه

تاثیر انگیزه بر هوش هیجانی

در مورد انگیزه بحث‌های بسیاری صورت گرفته است. وقتی در مورد انگیزه در ارتباط با هوش هیجانی حرف می‌زنیم، منظور صرفا این نیست که انرژی خود را برای رفتن به سر کار افزایش دهیم. همچنین این انگیزه فقط یک حس خوب نیست. بحث ما در ارتباط با انگیزه‌ی درونیِ انجام امری است. روانشناسی امروزی توضیح می‌دهد که بخشی از قشر پیش‌پیشانی‌ مغزتان، صرفا با فکر دستیابی به هدفی معنادار فعال می‌شود.

چه هدف‌تان ایجاد کسب‌و‌کار، بزرگ کردن فرزندان یا خلق اثری هنری باشد، هرکسی هدفی در زندگی خود دارد که می‌خواهد به آن برسد. وقتی انگیزه‌تان در راستای خواسته‌تان حرکت می‌کند، این انگیزه از راه‌های ملموس با واقعیت ارتباط می‌یابد. می‌خواهید که خانواده‌ای تشکیل دهید؟ افراد باانگیزه به سمت آشنایی با جنس مخالف خود قدم برمی‌دارند. می‌خواهید در حرفه‌ی خود پیشرفت کنید؟ افراد باانگیزه خودشان را آموزش می‌دهند، به‌دنبال موقعیت‌های شغلی جدیدی می‌روند یا برای ارتقای شغلی تلاش می‌کنند.

دانیل گولمن توصیه می‌کند به‌منظور شروع به بهره‌گیری از انگیزه، در ابتدا باید ارزش‌های خود را بشناسید. بسیاری از ما آنقدر مشغله داریم که وقتی برای بررسی ماهیت حقیقی ارزش‌های خود اختصاص نمی‌دهیم یا حتی بدتر، چنان رفتارهایی از خود نشان می‌دهیم که با ارزش‌های همیشگی‌مان مستقیما در تضاد هستند و به همین ‌خاطر، کاملا انگیزه‌ی خود را از دست می‌دهیم.

متاسفانه، در ارتباط با اینکه خواسته‌تان از زندگی چیست، نمی‌توانیم پاسخی بدهیم. اما راهبردهای بسیاری برای آزمودن این امر وجود دارد. از دفترچه یادداشت خود استفاده کنید تا مواقعی را که احساس رضایت داشتید برای خود بیابید. سپس فهرستی از مواردی که برای‌تان ارزشمند هستند تهیه کنید. بیش از همه، ابهام و عدم‌قطعیت در زندگی را بپذیرید و سعی کنید سازنده و مولد باشید. دکتر مایکل مانتل، مربی تندرستی و سلامت توصیه می‌کند که از موفقیت‌های کوچک‌تری شروع کنید که می‌دانید قادر به انجام آن هستید. اگر افرادی موفق به انجام کاری شده‌اندکه شما هم به کسب موفقیت در آن علاقه‌مندید، به‌یاد داشته باشید که آنها آهسته و پیوسته و در طول زمان به آن جایگاه رسیده‌اند.

همدلی

هوش هیجانی چیست - همدردی از نشانه‌های افرادی که هوش هیجانی بالا دارند.

هیجانات‌تان تنها نیمی از همه‌ی روابط شما را تشکیل می‌دهند و این همان نیمه‌ای است که شما هم بیشترین توجه را نسبت به آن دارید، چون هر روز بیشترین وقت‌تان را با خودتان سپری می‌کنید. همه‌ی دیگر افرادی که برای‌تان اهمیت دارند نیز مجموعه هیجانات، علایق، انگیزه‌ها و ترس‌های خود را دارند. همدلی مهم‌ترین مهارت‌ در هدایت روابط‌تان است. همدلی مهارتی برای همه‌ی عمر است، با استفاده از نکات زیر،مهارت همدلی را در خود تقویت کنید:

  • ساکت شوید و گوش دهید: کار خود را با سخت‌ترین نکته شروع می‌کنیم، چرا که بیشترین اهمیت را دارد. شما نمی‌توانید زندگی هر شخص دیگری را تجربه کنید تا کاملا آنها را درک کنید، اما می‌توانید به دیگران گوش دهید. گوش دادن یعنی اینکه بگذاریم کس دیگری حرف بزند و با حرف آنها مخالفت نورزیم. یعنی باید پیش‌فرض‌ها و بدبینی خود را کمی کنار بگذاریم و به آن فرد اجازه دهیم تا احساسات خود را توضیح دهد. همدلی سخت است، اما شما می‌توانید حداقل با ۱۰ ثانیه صبرِ بیشتر برای بیان حرف‌های خود، هر رابطه‌ای را حداقل به میزان اندکی هم که شده بهبود بخشید.
  • موضع مخالفی با خود بگیرید: یکی از سریع‌ترین راه‌ها برای درک و پذیرش نظری، طرفداری از آن است. برای این کار لازم است که آن را از نظری مخالف مورد بررسی قرار دهید. اگر فکر می‌کنید رئیس‌تان غیرمنطقی است، سعی کنید در ذهن‌تان از رفتار وی دفاع کنید. اگر شما جای او بودید، رفتارش به‌نظرتان منطقی نمی‌رسید؟ حتی پرسیدن سوالاتی از خودتان می‌تواند برای شروع همدلی کفایت کند (هرچند که گرفتن پاسخ‌های واقعی از دیگران می‌تواند همیشه سودمند باشد).
  • بجای دانستن، سعی کنید دیگران را بفهمید: درک و فهم دیگران برای همدلی، کلیدی است. همان‌طور که پیشتر توضیح دادیم، «درک» از همدلی حقیقی با دیگران نشات می‌گیرد و «دانستن» چندان کاری از پیش نمی‌برد. اگر متوجه شدید که در گفتارتان می‌گویید: «می‌دانم ولی …» آن را به‌عنوان نشانه‌ و شاخصی بگیرید که باید اندکی مکث کنید. وقتی کسی از تجربه‌ی شخصی‌اش سخن می‌گوید و شما آن را تجربه نکرده‌اید، مکثی کنید و پیش خود فکر کنید اگر چنین تجربه‌ای را هر روز داشتید، آن وقت زندگی‌تان چگونه بود. آنقدر راجع به آن فکر کنید تا بتوانید خود را جای آن فرد بگذارید. لازم نیست همه‌ی وقت خود را صرف زندگی شخص دیگری کنید، می‌توانید بعضی وقت‌ها که فکرتان آزاد است، خود را بجای دیگران بگذارید و با آنها احساس همدلی داشته باشید.
هوش هیجانی چیست - سعی کنید احساسات دیگران را درک کنید.

همدلی از نظر لغوی یعنی اینکه خود را به صورت هیجانی درگیر دیگران کنید، به تجربه‌های آنها اجازه دهید که در تجربه‌های شما طنین پیدا کنند و به‌درستی پاسخ مناسبی برای آنها پیدا شود. نصیحت یا مثبت‌گرایی هم اشکالی ندارد اما همدلی مستلزم این است که صبر کنید تا فرصت مناسبی برای آن پیش بیاید. اگر کسی در آستانه‌ی گریه کردن باشد یا دردهای عمیقش را با شما قسمت می‌کند، اصلا به آن نخندید یا هیچ‌وقت تلاش نکنید اندوه و دردهای آن شخص را کوچک بشمارید. حواس‌تان باشد که آنها چه احساسی دارند و به آنها اجازه دهید تا احساس خود را بروز دهند.

مهارت‌های اجتماعی

خلاصه کردن همه‌ی مهارت‌های اجتماعی در یک بخش از مقاله، همان‌قدر بی‌انصافی است که بخواهیم به‌طور خلاصه به فیزیک کیهانی بپردازیم. با این‌حال، ابزارهایی که شما در چهار حوزه‌ی دیگر ایجاد کرده‌اید، به شما کمک می‌کند بسیاری از مشکلات اجتماعی را برای خود حل کنید که بسیاری از بزرگسالان هنوز با آنها دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کنند. همان‌‌طور که گولمن توضیح می‌دهد:

«مهارت‌های اجتماعی، همه‌چیز از عملکرد کاری گرفته تا زندگی رمانتیک‌تان را تحت‌تاثیر خود قرار می‌دهد.»

شایستگی اجتماعی در اشکال بسیار متعددی بروز می‌یابد که البته خیلی بیشتر از پرحرفی و وراجی است. این توانایی‌ها از قابلیت سازگاری با احساسات شخص دیگر گرفته تا درک و پذیرش چگونگی تفکر دیگران، توانایی همکاری و کار گروهی عالی و تخصص در مذاکره را شامل می‌شود. همه‌ی این مهارت‌ها در زندگی یاد گرفته می‌شوند و ما می‌توانیم هر کدام که بیشترین اهمیت را برای ما دارند، بهبود ببخشیم. اما این امر زمان‌بر است و تلاش و پشتکار می‌خواهد. داشتن الگویی از مهارت موردنظرتان نیز می‌تواند کمک خوبی باشد. اما هرگاه که فرصتی پیش می‌آید، نباید از تمرین کردن اجتناب کنید و تلاش‌های خود را صرفا به لحظات معدودی خلاصه نکنید.

هوش هیجانی چیست

شما می‌توانید با رایج‌ترین مشکلات اجتماعی یعنی برطرف‌ کردن سوء تفاهم‌ها کار خود را شروع کنید. اینجا می‌توانید همه‌ی مهارت‌های خود را در محیط دنیای واقعی به آزمایش بگذارید. خلاصه‌ای از مراحل ابتدایی این امر به شرح زیر است:

  • شناسایی و توجه به هیجانات خود: هرگاه با شخص دیگری به اختلاف برمی‌خورید، امکان دارد قضیه خیلی جدی شود. اگر طرف اختلاف‌تان از نظر هیجانی برانگیخته شده است، در ابتدا سعی کنید این مسئله را برطرف کنید. کمی قضیه را به سکوت بگذرانید تا از عصبانیت و خشم خود بکاهید، بعد دوباه به مسئله بپردازید. در محیط کاری، قبل از اینکه بخواهید موضوع را به رئیس‌تان گزارش دهید، شما می‌توانید مشکل خود را پیش دوست‌تان مطرح کنید. در روابط عاشقانه هم می‌توانید در ابتدا به محبوب خود بگویید که چقدر برای این مسائل اهمیت قائل هستید، بعد به نقد آنها بپردازید.
  • هرگاه که هر دو آرام بودید، به مشکلات معقول خود بپردازید: وقتی که از نظر روانی، خونسرد و آرام هستید، به مشکل خود بپردازید. قبل از اینکه به راهکارها بپردازید، مطمئن شوید که شما و طرف بحث‌تان بر سر ماهیت و چیستی مشکل توافق دارید. راهکارهایی پیشنهاد کنید که برای هر دو طرف سودمند باشد.
  • با همکاری متقابل مشکل را برطرف کنید: در کسب‌و‌کار، روابط خود را با همکاری متقابل با دیگران حل و برطرف نمایید. سعی کنید رئیس یا همکارتان بداند که شما علی‌رغم داشتن نقطه‌نظر متفاوت، مانند خود وی در راستای یک هدف گام برمی‌دارید.

هوش هیجانی چیست

هر نوع تعاملی با دیگران اختلاف نیست. آشنایی با افراد جدید، معاشرت با افرادی که دیدگاه‌های متفاوتی دارند یا حتی بازی کردن، تعدادی از مهارت‌های اجتماعی هستند. هرچند که حل و برطرف‌سازی اختلافات می‌تواند یکی از بهترین راه‌ها برای یادگیری بکار بستن مهارت‌های هیجانی‌تان باشد. وقتی مشاجره‌ها به بهترین وجه برطرف می‌شوند که شما بدانید چه می‌خواهید، بتوانید خواسته‌هایتان را به‌ روشنی به دیگران انتقال دهید، خواسته‌های دیگران را درک کنید و با هرکسی به تفاهم برسید. اگر دقت کرده باشید، متوجه خواهید شد که این امر مستلزم همه‌ی دیگر بخش‌های مدل هوش هیجانی است.

منبع:chetor.com

۱۲ ویژگی رفتاری آدم‌های اصیل

تحقیقات فراوانی وجود دارند که می‌گویند هوش هیجانی (EQ) در عملکرد شغلی شما نقش مهمی ایفا می‌کند. به عنوان مثال موسسه‌ی TalentSmart هوش هیجانی بیش از یک میلیون نفر را مورد بررسی قرار داد و متوجه شد که ۵۸ درصد از موفقیت‌های کاری در همه‌ی انواع شغل‌ها، ناشی از این ویژگی هستند.

درآمد سالانه‌ی آدم‌هایی با هوش هیجانی بالا، ۲۹۰۰۰ دلار بیش از آنهایی است که هوش هیجانی پایینی دارند. نکته‌ی قابل توجه اینکه تنها کمی افزایش در میزان هوش هیجانی، تا ۱۳۰۰ دلار به درآمد سالانه‌ی شما اضافه خواهد کرد. یافته‌های بسیار بیشتری هم در این زمینه وجود دارند که می‌توان ساعت‌ها در موردشان صحبت کرد و نوشت. با اینکه هوش هیجانی روش قدرتمندی است برای اینکه انرژی‌تان را در مسیر مشخصی متمرکز کنید و نتایج فوق‌العاده‌ای بگیرید،
اما یک مشکل کوچک نیز دارد. اگر شما آدم اصیلی نباشید، هوش هیجانی نمی‌تواند کار چندانی برای‌تان انجام دهد. پس اول با ۱۲ ویژگی رفتاری آدم‌های اصیل آشنا شوید.

تازگی‌ها در مدرسه‌ی کسب‌وکار فاستر (Foster) در دانشگاه واشینگتن پژوهشی انجام داده و به این نتیجه رسیده‌اند که مردم، هوش هیجانی‌ای که تنها در ظاهر نمایش داده می‌شود را نمی‌پذیرند. آنها به این قضیه مشکوک هستند و نمی‌خواهند فقط نشانه‌های ظاهری هوش هیجانی را ببینند. آنها دوست دارند این ویژگی اصالت داشته باشد و احساسات واقعی طرف مقابل باشد.

طبق یافته‌های کریستینا فانگ (Christina Fong) پژوهشگر ارشد، وقتی در مقابل همکاران‌تان قرار می‌گیرید، آنها «فقط یک سری ربات بی‌مغز نیستند. آنها به احساساتی که می‌بینند فکر می‌کنند و به صادقانه بودن یا نبودن‌شان اهمیت می‌دهند.»

همین پژوهش حاکی از این است که مدیران صادق، در انگیزه دادن به افراد، بسیار تاثیرگذارتر هستند؛ چرا که نه تنها با کلام، بلکه با رفتارشان، الهام‌بخش حس اعتماد و تحسین می‌شوند. بسیاری از مدیران می‌گویند که اصالت برای‌شان مهم است، اما مدیران اصیل، هر روز این ادعا را در عمل اجرا می‌کنند.

فقط ظاهر کافی نیست، اینکه فقط تلاش کنید تا ویژگی‌هایی را به نمایش بگذارید که با هوش هیجانی در ارتباط باشند، اصلا کفایت نمی‌کند؛ باید اصیل باشید.
با مقایسه‌ی رفتارتان با آن آدم‌هایی که بسیار اصیل هستند، می‌توانید میزان اصالت خود را بررسی کنید. نشانه‌های حقیقی آدم‌های اصیل را در نظر بگیرید و ببینید چقدر به آنها نزدیک هستید.

اصالت مستلزم میزان خاصی از خصلت‌هایی همچون آسیب‌پذیری، شفافیت و اخلاق‌مداری است.

– جنت لوئیز استفانسون

۱. آدم‌های اصیل تقلّا نمی‌کنند که دیگران دوست‌شان داشته باشند

آدم‌های اصیل، خودشان هستند. آنها می‌دانند که بعضی‌ها دوست‌شان دارند و بعضی دیگر، نه. با این قضیه مشکلی هم ندارند. مسئله این نیست که آنها به علاقه داشتن یا نداشتن دیگران اهمیتی نمی‌دهند، بلکه اجازه نمی‌دهند این مسئله مانع انجام کار درست شود. این آدم‌ها وقتی باید تصمیم نامطلوبی اتخاذ کنند یا در موقعیت ناخوشایندی قرار بگیرند، اگر واقعا چنین کاری واجب باشد، با آغوش باز به استقبالش می‌روند.

از آنجا که آدم‌های اصیل تشنه‌ی توجه دیگران نیستند، تلاشی هم برای خودنمایی نمی‌کنند. آنها می‌دانند که به‌جای تظاهر به اینکه آدم‌های خیلی مهمی هستند، باید دوستانه و با اعتمادبه‌نفس و مختصر و مفید حرف بزنند. به این ترتیب دیگران خیلی بیشتر توجه خواهند کرد و به آنچه این آدم‌ها می‌گویند علاقه نشان خواهند داد. یادتان باشد که دیگران سریعا متوجه رفتار شما می‌شوند و به رفتار صادقانه خیلی بیشتر جذب خواهند شد تا آنچه تلاش می‌کنید در ظاهر نشان دهید.


مقاله مرتبط: ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

۲. آدم‌های اصیل قضاوت نمی‌کنند

آنها فکرِ بازی دارند و این ویژگی باعث می‌شود در نظر دیگران جذاب و معاشرتی جلوه کنند. هیچ کس دوست ندارد با کسی که از قبل عقیده‌ای را در ذهنش شکل داده و حاضر نیست حتی به نظرات دیگران گوش بدهد، گفتگو کند.

داشتن فکر باز، در محیط کار، مهم است. زیرا قابلیت نزدیک شدن به دیگران، یعنی دسترسی به ایده‌های تازه و استفاده از کمک آنها. برای حذف افکار از پیش شکل گرفته و قضاوت، باید دنیا را از دریچه‌ی چشم دیگران ببینید. برای این امر لازم نیست حتما به باورهای آنها عقیده پیدا کرده و یا از رفتارهای‌شان چشم‌پوشی کنید؛ بلکه در اصل به این معنی است که آنقدر از قضاوت‌ها فاصله بگیرید که دیگر قابل تشخیص نباشند. تنها آن وقت است که می‌توانید به دیگران اجازه دهید همانی باشند که واقعا هستند.


مقاله مرتبط: جزئیاتی که مردم بر اساس آنها شخصیت شما را قضاوت می‌کنند

۳. آدم‌های اصیل، خودشان مسیرشان را می‌سازند

ezat-entezami

آنها حس خوشی و رضایت‌شان را از نظرات دیگران نمی‌گیرند. این ویژگی آنها را آزاد می‌گذارد تا مسیری که قطب‌نمای درونی خودشان نشان می‌دهد را دنبال کنند. آنها می‌دانند کیستند و طور دیگری وانمود نمی‌کنند. مسیر آنها از درون‌شان می‌آید، از اصول و ارزش‌های خودشان. آنها همان کاری را می‌کنند که عقیده دارند درست است و تحت تاثیر این واقعیت قرار نمی‌گیرند که شاید فلان شخص آن را دوست نداشته باشد.

۴. آدم‌های اصیل بخشنده هستند

همه‌ی ما تجربه‌ی کار با افرادی را داریم که مدام در استفاده از دانش یا منابع موجود مردد بوده‌اند. آنها طوری رفتار می‌کنند که انگار می‌ترسند اگر آنچه را برای انجام کارتان نیاز دارید به شما بدهند، از آنها جلو بیفتید. آدم‌های بخشنده همیشه ارتباطاتی که دارند و آنچه را می‌دانند و منابعی که به آن دسترسی دارند را با دست و دل بازی در اختیار دیگران قرار می‌دهند. آنها با تمام وجود دوست دارند که شما هم کارتان را به بهترین نحو انجام دهید زیرا هم‌گروهی‌تان هستند و آنقدر هم به خودشان اطمینان دارند که هرگز نگران این نیستند که شاید موفقیت شما باعث شود آنها بد جلوه کنند. در حقیقت، آنها عقیده دارند که موفقیت دیگران، موفقیت آنها است.


مقاله مرتبط: ده عادتی که آدم‌های دوست‌داشتنی دارند

۵. آدم‌های اصیل با همه محترمانه برخورد می‌کنند

jamshid-mashayekhi

افراد اصیل چه با مهم‌ترین مشتریان‌شان برخورد داشته باشند و چه پیشخدمتی که برای‌شان نوشیدنی می‌آورد، همیشه مودب و محترم هستند. آنها می‌دانند که فرقی نمی‌کند با آدم‌هایی که قرار ناهار دارید چقدر خوب برخورد می‌کنید، اگر آنها ببینند که با دیگران چقدر بد رفتار می‌کنید، همه چیز تحت‌الشعاع قرار خواهد گرفت. آدم‌های اصیل با همه محترمانه رفتار می‌کنند چون باور دارند که از دیگران بهتر نیستند.


مقاله مرتبط: ۲۷ قانون آداب معاشرت در این دوره و زمانه

۶. آدم‌های اصیل انگیزه‌های مادی ندارند

آنها برای اینکه حس خوبی داشته باشند، نیازی به چیزهای درخشان و گران‌قیمت ندارند. مسئله این نیست که آنها فکر می‌کنند اگر بروند بیرون و جدیدترین و بهترین چیزها را بخرند تا وضعیت خوب خودشان را به رخ دیگران بکشند کار اشتباهی است؛ بلکه آنها برای شاد بودن اصلا نیازی به این کار ندارند. شادی آنها از درون‌شان نشات می‌گیرد و از ساده‌ترین چیزهایی می‌آید که به زندگی عمق می‌دهند، چیزهایی مثل دوستان و خانواده و داشتن هدف.


مقاله مرتبط: چند روش برای افزایش عزت نفس

۷. آدم‌های اصیل قابل اعتمادند

آدم‌های اصیل قابل اعتمادند

آدم‌ها به سمت کسانی که اصالت دارند کشیده می‌شوند، چون می‌دانند که می‌شود به آنها اعتماد کرد. وقتی نمی‌دانید که فلان شخص واقعا کیست و چه احساسی دارد، دشوار است که او را دوست داشته باشید. آدم‌های اصیل به آنچه می‌گویند باور دارند و اگر قولی بدهند، سر قول‌شان می‌مانند. شما هرگز از انسانی به واقع اصیل نخواهید شنید که بگوید: «فقط این رو گفتم که جلسه زودتر تموم بشه.» وقتی آدم‌های اصیل چیزی بگویند، شما خواهید فهمید که واقعا به این خاطر است که معتقدند حقیقت دارد.

۸. آدم‌های اصیل پوست‌کلفت هستند

هویت و شخصیت آدم‌های اصیل چنان محکم است که به دلایل واهی از حرف و رفتار آدم‌های دور و بر خود آزرده نمی‌شوند. اگر کسی یکی از نظرات‌شان را مورد انتقاد قرار دهد، آنها نیازی به نتیجه‌گیری سریع نمی‌بینند، احساس نمی‌کنند مورد توهین قرار گرفته‌اند و شروع به برنامه‌ریزی برای انتقام نمی‌کنند. آنها می‌توانند بازخوردهای منفی و مخرب را به صورت هدفمند ارزیابی کنند و آنچه درست است را بپذیرند و به کار بگیرند و مابقی را رها کنند، بدون اینکه به احساسات منفی در وجود خود دامن بزنند.


مقاله مرتبط: افرادی که هوش هیجانی پایین دارند، چگونه رفتار می‌کنند؟

۹. آدم‌های اصیل مدام سرشان در موبایل نیست

آدم‌های اصیل مدام سرشان در موبایل نیست

هیچ چیزی مانند زنگ دریافت پیامک یا حتی نگاهی گذرا به موبایل‌تان حین گفتگو، حواس طرف مقابل را پرت نمی‌کند. آدم‌های اصیل وقتی گفتگویی را آغاز کرده و به آن احساس تعهد می‌کنند، همه‌ی انرژی خود را روی آن گفتگو متمرکز می‌کنند. وقتی تمام وجود خود را به گفتگو اختصاص می‌دهید، آن گفتگو را لذت‌بخش‌تر و موثرتر خواهید یافت. در مقابل وقتی مثل ربات به دیگران نزدیک می‌شوید و همه‌ی حواس‌تان به موبایل‌تان است، در حقیقت مثل این می‌ماند که مغز آنها را روی حالت خلبان خودکار (autopilot) قرار داده و جلوی میل واقعی‌شان به گفتگو را می‌گیرید. آدم‌های اصیل ارتباط ایجاد کرده و حتی به گفتگوهای کوتاه و روزمره هم عمق می‌دهند. علاقه‌ی راستین به دیگران، باعث می‌شود آنها پرسش‌های خوب را به آسانی مطرح کرده و آنچه به آنها گفته‌ شده را به دیگر جنبه‌های مهم زندگی گوینده هم ارتباط بدهند.


مقاله مرتبط: چطور یک شنونده‌ی سراپا گوش باشیم؟

۱۰. آدم‌های اصیل بنده‌ی نفس خود نیستند

آنها بر مبنای هوای نفس‌شان تصمیم نمی‌گیرند زیرا نیازی به تحسین دیگران برای داشتن احساسی خوب نسبت خودشان، ندارند. به همین ترتیب، آنها به دنبال این نیستند که در مرکز توجه قرار بگیرند یا تلاش نمی‌کنند دستاوردهای دیگران را به نام خودشان تمام کنند. آنها فقط آنچه را باید، انجام می‌دهند بدون اینکه بگویند «آهای! به من نگاه کنید.»

۱۱. آدم‌های اصیل ریاکار نیستند

آدم‌های اصیل ریاکار نیستند

آنها به آنچه می‌گویند عمل می‌کنند. آدم‌های بااصالت، به شما نمی‌گویند فلان کار را بکن و بعد خودشان خلافش را انجام دهند. این تا حدود زیادی به خاطر خودآگاهی آنهاست. بسیاری از آدم‌های ریاکار حتی متوجه اشتباهات‌شان هم نمی‌شوند، چون چشمان‌شان را به روی ضعف‌های خودشان بسته‌اند. اما آدم‌های اصیل ابتدا مسائل خودشان را حل می‌کنند.


مقاله مرتبط: ۹ عادت افرادی که ذهنی قدرتمند دارند

۱۲. آدم‌های اصیل لاف نمی‌زنند

همه‌ی ما با آن آدم‌هایی که نمی‌توانند از صحبت درباره‌ی خودشان و موفقیت‌های‌شان دست بکشند کار کرده‌ایم. هرگز فکر کرده‌اید چرا آنها این‌طوری هستند؟ آنها مدام لاف می‌زنند و تلاش می‌کنند خودشان را بزرگ جلوه دهند، چون اعتماد به نفس ندارند و نگران هستند که اگر به دستاوردهای‌شان اشاره نکنند، هیچ کس متوجه آنها نشود. اما آدم‌های اصیل نیازی به لاف زدن ندارند. آنها به موفقیت‌های خودشان مطمئن هستند، اما این را هم می‌دانند که وقتی حقیقتا کار مهمی انجام می‌دهید، جدا از اینکه چند نفر متوجه آن شده و یا تحسینش می‌کنند، آن دستاورد خودش را نشان می‌دهد.

خلاصه‌ی کلام اینکه آدم‌های اصیل خودشان را می‌شناسند و آنقدر به خودشان اعتماد دارند که با ظاهر خودشان راحت باشند. آنها ریشه در حقیقت دارند و حقیقتا در لحظه زندگی می‌کنند. این آدم‌ها تلاش نمی‌کنند خودشان را در نظر دیگران خوب جلوه دهند و نگران این قضیه نیستند.

منبع:chetor.com

30 کار کوچک برای داشتن زندگی بهتر

Image result for ‫زندگی بهتر برای همه‬‎

30کار کوچک برای داشتن زندگی بهتراگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان راتغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد.

 

رفتار و طرز برخورد، شالوده و پایه ی موفقیت است. یک انسان سخاوتمند با رفتار و منشی مثبت مطمئناً کامیاب خواهد شد. اگر رفتارتان را تغییر دهید، ادراکتان، اعمالتان و زندگی تان را تغییر داده اید؛ و با تغییر تک تک زندگی ها، دنیا تغییر خواهد کرد. در این مطلب ۳۰ نوع کار را عنوان می کنیم که هر کدام فقط ۳۰ ثانیه زمان می برد.

 

تصور کنید اگر میلیون ها یا بیلیون ها انسان روی زمین اگر فقط یکی از این کارها را انجام بدهند، دنیا چطور تغییر می کند! به همین دلیل سعی کردیم راههای جدیدی برای رشد و پیشرفت شخصی شما دوستان را یادآور شویم که می توانید در کمتر از ۳۰ ثانیه آن ها را انجام دهید.

 

1. تُن صدایتان را تغییر دهید. برای ۳۰ ثانیه سعی کنید نرم تر، آرام تر، و کمی خوشایندتر صحبت کنید. با نتایج شگفت انگیزی روبه رو خواهید شد. آیا می دانستید وقتی با صدای نرم تر و آرام تر به بچه ها دستور بدهید، نسبت به اینکه سرشان داد بزنید، تأثیر بیشتری خواهد داشت؟ اگر در کار خسته شده اید، حتی فقط برای ۳۰ ثانیه سعی کنید لحن صدایتان را آرام تر کنید، شاید زودتر به نتیجه رسیدید!

 

۲. ایده های قدیمی تان را به یاد آورده و دوباره آنها را از سر گیرید. برای ۳۰ ثانیه، ایده قدیمی تان را دوباره امتحان کنید. آیا این ایده ی یک اختراع، یک پروژه کاری، یا کاری بوده که به نظرتان خسته کننده می آمده؟ یکی از آن کارها را انتخاب کرده و یک بار دیگر امتحانش کنید. تصور کنید اگر همه ی آدم ها اینقدر جرات داشتند که از نبوغ خدادادی در جهت استعدادهایشان بهره گیرند چه می شد؟ می دانید چه چیزهای جدیدی در دنیا ابداع می شد؟

 

۳. برای ۳۰ ثانیه به یک نفر یک فرصت دوباره بدهید. یک بار دیگر به حرف هایش گوش دهید یا یک بار دیگر به او فرصت دهید شاید که تغییر کرده باشد.

 

۴. به فرزندانتان بگویید "دوستتون دارم" و "به شما افتخار می کنم." به چشم های شان نگاه کنید، و به آن ها نشان دهید که چقدر برای شان ارزش قائلید. تصور کنید اگر همه ی والدین ۳۰ ثانیه در روز هم که شده به فرزندانشان اطمینان خاطر می دادند، شاهد چه تغییرات شگرفی بودیم.

 

۵. دفعه بعدی که منتظر خشنودی آنی یا چیزی بودید که نمی توانید در همان لحظه داشته باشید، برای آنچه که در حال حاضر دارید، ۳۰ ثانیه از خدا تشکر و قدردانی کنید. این کار باعث تغییر رفتارتان خواهد شد.

 

۶. ۳۰ ثانیه محکم تر و صاف تر بایستید و سرتان را بالاتر بگیرید. در چشم های دیگران نگاه کنید و با اطمینان بیشتر راه بروید. ببینید چه احساس خوبی دارد.

 

۷. کاری را که قبلاً از انجام آن دست کشیده اید و نیمه رها کرده اید را انتخاب کنید که امروز انجامش دهید. ۳۰ ثانیه بیشتر طول نمی کشد که برای انجام کاری تصمیم بگیرید. قولتان را پیش خودتان نگه دارید و مطمئن باشید که حتماً انجامش خواهید داد.

 

۸. به هم ریختگی هایی که کس دیگری ایجاد کرده را تمیز و مرتب کنید.

 

۹. از کسی تعریف و تمجید کنید.

 

10. برای چیزی یا کسی که باورش دارید، بایستید. یک جمله ی حمایت کننده، حوزه ی نفوذ شما را گسترده تر خواهد کرد.

 

۱۱. کسی را در کارش تشویق کنید و به او اطمینان خاطر بدهید. به او بگویید که "تو می توانی!" او را باور داشته باشید و این باور را نشان دهید.

 

۱۲. کسی را که دوست دارید بیشتر با او آشنا شوید را به خانه تان دعوت کنید. می توانید شام را کنار هم صرف کنید. از این دعوت برای یک دوستی تازه استفاده کنید.

 

۱۳. به مدت ۳۰ ثانیه در جمع همسرتان را ناز و نوازش کنید. اگر بچه هایتان بفهمند که پدر و مادرشان همدیگر را دوست دارند و برای ابراز علاقه به هم راحت هستند. مطمئناً اگر همه ی زوج ها فقط ۳۰ ثانیه در روز برای چنین کاری وقت می گذاشتند، این قدر زندگی های زناشویی درهم و برهم نبود.

 

۱۴. یک کلمه ی جدید ( کلمه ای از زبانی خارجی که به خوبی به آن تسلط نداری د) یا یک چیز تازه در مورد یک فرهنگ دیگر یاد بگیرید.

 

۱۵. چکی به مبلغ %۱۰ از حقوق ماهانه تان بنویسید و به مؤسسات خیریه هدیه کنید.

 

۱۶. هر روز ۳۰ ثانیه برای غالب آمدن بر ترس ها و شجاعانه روبه رو شدن با همه ی موقعیت های زندگی تان دعا کنید. رفتاری مثبت و هدفی مثبت در ذهن داشته باشید. برای کارهای آن روزتان طبق اولویت ها برنامه ریزی کنید. بعد از ۳۰ ثانیه برای تغییر آماده خواهید بود.

 

۱۷. از کسی بپرسید، "حالت چطور است" و واقعاً به جوابی که به شما می دهد خوب گوش کنید.

 

۱۸. مبلغی (در حد توانایی) در یک پاکت گذاشته و با عنوان "ناشناس" برای کسی بگذارید که می دانید به آن احتیاج دارد. نیکوکاری بدون اینکه شناخته شوید احساسی فوق العاده در شما ایجاد خواهد کرد. امتحان کنید!

 

۱۹. یک اقدام سریع برای محیط زیست بکنید. به پرنده ها غذا بدهید، زباله ها و آشغال ها را جمع و جور کنید و…

 

۲۰. یک صبحانه ی عالی برای خود انتخاب کنید ( انرژی روزانه ی خود را با یک تصمیم ۳۰ ثانیه ای شروع کنید ). کمتر مواد قندی بخورید و بیشتر پروتئین و میوه بخورید و صبحانه ای سالم و مقوی برای خود انتخاب کنید.

 

۲۱. اگر خیلی وقت است که درون خانه یا شرکت هستید، بیرون بروید و اجازه بدهید که نور آفتاب روی صورتتان بنشیند. این کار حالتان را خیلی سریع بهبود خواهد داد.

 

۲۲. وقتی کسی از شما تقاضای کمک خواست ( کمک مالی )، پاسخ مثبت بدهید.

 

۲۳. در هر موقعیتی از ورزش کردن غافل نشوید حتی یک نرمش سرو گردن 30 ثانیه ای ...

 

۲۴. یک دانه بکارید (یا اگر وارد هستید، یک نهال بکارید). تصور کنید اگر میلیون ها آدم روی زمین این کار را بکنند دنیا شاهد چه فضای سبز پایان ناپذیری خواهد بود.

 

۲۵. چراغ اتاق هایی که خالی است را خاموش کنید ( لامپ اضافی خاموش ). هر ۳۰ ثانیه هم ارزش دارد.

 

۲۶. در سطل زباله ی خانه چند کیسه ی زباله بگذارید تا انواع مختلف زباله ها را جداگانه دور بریزید. شما بازیافت زباله را از همین امروز شروع کرده اید.

 

۲۷. یک عادت بدتان را در ۳۰ ثانیه ترک کنید؛ و ۳۰ ثانیه به ۳۰ ثانیه آن را تکرار کنید.

 

۲۸. ۳۰ ثانیه بخندید. استرس تان فروکش خواهد کرد.

 

۲۹. آب را به مقدار کافی بنوشید.

 

۳۰. ۳۰ ثانیه از هر آنچه که دارید احساس رضایت کنید؛ و همیشه قدردان نعمت های خداوند باشید.

منبع : beytoote.com

 

مطالب بیشتر برای زندگی بهتر

رازهای جذب دیگران سریع مثل آهن ربا !

جذب دیگران ، (جذب دیگران به سمت خود)
همه ی انسان های برای برقراری ارتباط و نشان دادن توانایی هایشان تا حد زیادی از صحبت کردن استفاده می کنند . برای جذب دیگران بدانید که چگونه در عین سادگی حرفه ای صحبت کنید.
 

رازهای جذب دیگران با روش صحبت کردن

برای برقراری ارتباط موفق و جذب دیگران به خود باید از ساده ترین روش ها برای اتربخشی استفاده کنید. قرار است در جمعی حاضر شوید و برایتان مهم است که بتوانید دیگران را مجذوب خود کنید پس بهتر است رازهای شیفته ساختن دیگران را بشناسید.

انسان ها از ده ها هزار سال قبل تاکنون شروع به صحبت کرده اند، و سنت شفاهی هزار سال است که جوامع را شکل داده است.این زمان زیادی است که مهارت های تاثیرگذاری مان را به عالی تر سطح برسانیم، اما تقریبا بانفوذترین آدم ها هنوز سعی می کنند توده ی مردم را با سخنرانی شان تحت تاثیر قرار بدهند.البته، فقط تعداد کمی مثال جالب توجه وجود دارد. سقراط، آبراهام لینکلن، مارتین لوتر کینگ، و وینستون چرچیل از جمله کسانی هستند که می توان نام برد.

آن ها مخاطب شان را با هر واژه شیفته می کردند. این آدم ها ناملموس ترین ویژگی شخصیتی را داشتند:جذابیت.مهم نبود برای چند نفر صحبت می کردند؛ این صحبت ها طوری بود که گویی هر فرد را به تنهایی مخاطب قرار می دهند.بنیان سبک بی دردسر این آدم ها شیوه ای خوش آوا(و به ندرت قابل تشخیص) بود که آنها را قادر می ساخت مخاطبان شان را مسحور خود کنند.

هر حرکت شان با حرف های شان هم سو بود و هر رویداد عمومی مراسمی چندمنظوره برای تحت تاثیر قرار دادن نگرش مخاطب بود.

از نقطه نظر من، هر سخنران با جذابیت 4 ویژگی دارد. هر یک از ما، با تمرین زیاد، و کمی اعتماد به نفس اولیه می توانیم یکی از این سخنران ها باشیم.

4 روش برای جذب دیگران به خود با صحبت کردن 

افرادی که به راحتی دیگران را جذب می کنند خصوصیاتی این چنینی دارند"

بدن سخنران با حرف های اش سازگار است

وقتی بین چیزی که یک فرد می گوید و نحوه ی گفتن آن اختلاف وجود دارد، ما به طور خودکار احساس معذب بودن می کنیم.

وقتی زبان گفتاری مثبت با زبان بدن تدافعی همراه می شود، زنگ های هشدار به صدا در می آیند، آیا سخنران راستگو است؟ وقتی زبان گفتاری پرشور با ژستی ایستا همراه می شود، ما به این فکر فرو می رویم که آیا سخنران حقیقتا هیجان زده است یا خیر.

هنگام صحبت کردن برای مخاطب، وقتی زبان گفتاری تان شما را به حرکت وامی دارد، حرکت کنید. از ژست تان استفاده کنید تا زبان گفتاری تان را تقویت کنید، نه این که توجه مخاطب را از آن دور کنید. به مخاطب تان نشانه ای بدهید تا بداند از حالات چهره تان چه حسی را باید بگیرد، تا خیلی زود پیام تان را دریافت کند.

جذب دیگران

راه و روش جذب دیگران به خود با رازهای صحبت کردن موثر

آن ها ارتباط هیجانی ایجاد می کنند

برداشت مخاطب، تمام چیزی است که اهمیت دارد. مهم نیست چند بار سخنرانی را در مقابل آینه تمرین کرده اید یا هم کاران تان درباره ی پیام آن چه فکری می کنند. تا زمانی که یک ارتباط هیجانی با مخاطب تان ایجاد نکنید، پیام تان منتقل نخواهدشد.

مخاطبان به طور طبیعی مشناق هستند-آن ها آمده اند تا بیاموزند، الهام بگیرند، یا با شما هم سفر شوند. آنها آماده هستند تا با شما یک رابطه را بسازند، برای همین مهم است از لحظه ای که وارد می شوید، با آنها ارتباط برقرار کنید.

یک لبخند گرم معمولا برای آغاز خوب است!

بهترین سخنران ها از دامنه ی هیجانی صدا شان استفاده می کنند تا مخاطب را در سفرشان با خود همراه کنند. وقتی خوشی، شگفتی، غرور، نگرانی، ترس، امید یا هر هیجان دیگری را ابراز می کنند، به دنبال این هستند که همان پاسخ هیجانی را از شنوندگان شان دریافت کنند.

در مهندسی سخنرانی عالی هستند

سخنرانی خوب یعنی حرف ها و ایده های تان را هم گام کنید، لحن کلام تان گویا باشد، یاد بگیرید طوری نفس بکشید که قدرت رساندن پیام تان را داشته باشید.

ضروری است که در هر سخنرانی در لحظات مناسب به مخاطب تان اجازه ی درنگ بدهید. بهترین سخنوران سرعت سخنرانی شان را تغییر می دهند و به مخاطب فرصت می دهند ایده های شان را هضم کند و حدس بزند ایده ی بعدی چیست.

تعداد کمی از آدم ها می توانند هم زمان گوش کنند و فکر کنند. قدرت یک سخنرانی که حقیقتا تاثیرگذار است، از سکوت های تان نشأت می گیرد.

لحن صدای تان ظرافت هایی دارد که شما حتی متوجه آن نمی شوید. اگر قادر باشید صدای تان را کنترل کنید و نشانه های مناسب هیجان را در زمان مناسب در آن قرار دهید، می توانید مطمئن باشید مخاطب تان در پیام تان تردید نخواهدکرد. وقتی زبان بدن تان با سخنرانی تان هم خوانی دارد، به طور طبیعی لحن مناسب را پیدا می کنید.

وقتی صحبت می کنید، به حجم هوای بیش تری نیاز دارید تا پیام تان را برسانید. تا به حال چند بار متوجه شده اید صدای آدم ها در پایان جمله، که در واقع باید تاکیدی روی نکته ی کلام شان باشد، پایین می آید؟ در اغلب موارد مهم ترین کلمات و مفاهیم در پایان جمله می آیند. با دیافراگم تان نفس عمیق بکشید تا در "بازدم" این مفاهیم را با اعتماد به نفس ادا کنید.

 محتوای سخنرانی شان حقیقتا برانگیزاننده است.

گفتن داستان های شخصی و حقیقی مخاطب را قادر می سازد با سخنران ارتباط برقرار کند. سخنران دیگر یک صدای دور، از یک سکوی دور نیست؛ کنار شما نشسته است، و سفر منحصر به فرد خودش را با شما به اشتراک می گذارد.

وقتی کسی به شما اعتماد می کند، یک حس خیلی ویژه به وجود می آید، وقتی یک مجموعه مخاطب چندصد نفری چنین احساسی دارد، یعنی داستان تان جمعیت را جذب کرده است.

 بهترین سخنران ها به پیام شان چارچوبی منطقی می دهند و این چارچوب را حول یک مضمون اصلی می سازند. سپس تار و پود داستان شان را پیرامون بنیان های اولیه می بافند. آنها از موضع اعتبار صحبت می کنند، و مخاطب حرف شان را می پذیرد چون آنها را باور دارد.

منبع:http://namnak.com

راههای جذب دیگران چیست!؟

 

راه جذب دیگران دوست داشتن خویشتن است. افراد جذاب به قضاوت در مورد خود و دیگران نمی اندیشند. آنها نشانه های عشق را در میابند. در مورد عشق می اندیشند و با هر عملشان عشقشان را بیان میکنند. دیپاک چوپرا

 

این یک واقعیت است که ما میخواهیم مردم دوستمان داشته باشند و وقتی میگوییم اهمیتی ندارد که مردم در موردمان چه فکر میکنند حقیقت را نگفته ایم.

همه ما آرزو داریم که دوستمان بدارند، به ما احترام بگذارند و به دید مثبت در ما بنگرند . تعاملات انسانی ما برای ایجاد احساس خوب بودن، عزت نفس و شادی حیاتی هستند.

 
وقتی متوجه میشویم که شخصی ما را دوست ندارد یا به طریقی از ما دوری میکند احساسات متفاوتی به سراغمان می آید از خشم و عصبنیت گرفته تا غمی ژرف و ناراحتی بی انتها.

هر یک از ما که تلاش کرده در نظر همه جذاب و دوست داشتنی باشد سرانجام به این نتیجه رسیده که این تلاشی خسته کننده و بیهوده است.

غیر ممکن است که دیگران را مجبور به دوست داشتنتان کنید زیرا حتی اگر موفق هم بشوید سرانجام در این روند خودتان را گم میکنید.
وقتی شما سعی میکنید آنچه باشید که دیگران میخواهند و یا برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران نقش بازی کنید معمولا کسانی که آرزو میکنید جذب شما شوند از شما دور میشوند زیرا نسبت به شما احساس بیگانگی میکنند.

راه جذب دیگران در این است که کاری انجام دهیم که واقعا سخت باشد و این نیازمند این است که در درجه اول خود را دوست داشته باشیم و به خود احترام بگذاریم.

تنها زمانی که ما خودمان را دوست داشتنی میدانیم و وجود، نیازها، عقاید، ارزش ها و ویژگی های شخصی واقعی خود را میپذیریم، به فرمول جذابیت دست یافته ایم.

اگرچه همه جذب صداقت شما نمیشوند اما آنهایی که به طرف شما جذب میشوند معمولا دارای هوش هیجانی بالا وافرادی رشد یافته و بالغ هستند که قدر روابط بی پیرایه و حقیقی را میدانند.

دوست داشتن خویشتن، اعتماد به نفس و صداقت کلیدهای اصلی جذابیت هستند. برای افزایش جذابیت و تبدیل وضعیت از"تلاش برای جذب افراد" به جذب خودکارافراد یک سری تغییرات و تدابیر ویژه وجود دارد که میتوانید اتخاذ کنید.

 

شما میتوانید از این 36 روش زیر برای جذابیت بیشتر خود استفاده کنید.

1. روش زندگی خودتان را داشته باشید. خود واقعی تان، فلسفه، ارزش ها و علائق تان را شکل دهید و تعریف کنید به جای اینکه ناخودآگاه آنها را از خانواده، همسالان، مذهب یا فرهنگتان بگیرید.

2. نیاز به تایید دیگران را از زندگی خود حذف کنید. به خاطر عقاید دیگران یا میل به تایید دیگران کاری را انجام ندهید. به خاطر آنچه برای خودتان مهم و ارزشمند است دست به انجام کارها بزنید.

3. به غریزه خود اعتماد کنید و دست به تجربه های جدید بزنید. خود را بشناسید و حتی اگر در این مسیر شکست خوردید آنچه را که باعث لذت شما میشود و برای شما هیجان انگیز است کشف کنید.

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15585759-4225-l.jpg

4. دیگران را همان گونه که هستند قبول کنید. در مورد دیگران قضاوت و انتقاد نکنید. روی نقاط قوت آنها تمرکز کنید. یاد بگیرید که با افراد با روحیه ناملایم بدون کوچک کردن خود رفتار کنید.

5. . واقعا به سخن افراد گوش کنید. فراتر از گوش دادن وموافقت با آنها عمل کنید. کاری کنید که آنها بفهمند شما واقعا آنها را درک می کنید.

6. به مشکلات حل نشده در زندگی تان توجه کنید. رو راست باشید. ببخشید و اگرلازم است تقاضای بخشش کنید انرژی که صرف این مشکلات کرده اید را صرف کارهای بهتری کنید.

7. زندگی سالمی داشته باشید. فعالیت ورزشی روزانه داشته باشید. در غذا خوردن از هوا و هوس پیروی نکنید و غذای سالم بخورید(چه غذای جسم و چه غذای روح) تا برای جسمتان(روحتان) مفید باشد. این کار را برای احترام به خودتان انجام دهید نه برای تحت تاثیر قرار دادن دیگران.

8. خودتان وارد عمل شوید. برای انجام کارها منتظر نمانید. خلاق، اهل عمل و یاری رسان باشید.

9. .به افراد نشان دهید که به آنها اهمیت میدهید. فقط حرف نزنید. به گونه ای با آنها برخورد کنید که بفهمند برایشان ارزش قائلید.

10. به جنبه مثبت افراد توجه کنید. نه از این نظر که چه کسانی هستند بلکه از این منظر که چه کسانی میتوانند باشند و این دیدگاه خود را از به آنها منتقل کنید.

11. مطمئن شوید که نیازهای خودتان محقق شده اند. نیازهای اولیه خود را تشخیص دهید و بفهمید برای شما چه چیز در روابط مهم و ارزشمند است.

12. به زیبایی سخن بگویید. سخنان خود را جهت متعالی ساختن، الهام بخشیدن، برانگیختن و تشویق کردن دیگران به کار ببرید. ازانتقاد یا کنایه خودداری کنید.

13. به آسانی بخندید. شاد باشید. زندگی را خیلی جدی نگیرید و به دنبال خلق لذت و شادی باشید.

14. شایعه پردازی نکنید. تصمیم بگیرید که در مورد دیگران به گونه ای صحبت نکنید که صراحتا و یا ضمنا انتقادی باشد. اخبار و اطلاعاتتان را به خاطر ارضا حس قدرت و یا دسیسه کردن علیه دیگران افشا نکنید.

15. به جای شکایت درخواست کنید. اگر چیزی از کسی میخواهید به صورت مستقیم درخواست کنید به او غر نزنید و یا پیش دیگران از او گله وشکایت نکنید.

16. موقعیت ها را به درستی مدیریت کنید. در اسرع وقت با مهربانی اما به طور واضح به موضوعات منفی رسیدگی کنید.

17. جر و بحث نکنید. لبخند بزنید و مکان را ترک کنید تا زمانی که شرایط یک گفتگوی سالم فرا برسد.

18. تنها زمانی که از شما درخواست میشود کمک کنید. فکر نکنید که دیگران میخواهند شما مشکلاتشان را حل کنید و یا اینکه شما صلاح شان را بهتر میدانید. فقط آماده باشید و هرگاه از شما کمک خواستند وارد عمل شوید.

19. به مشکلات دیگران اهمیت دهید اما بی طرف بمانید. بگذارید دیگران بدانند که وقتی با مشکلی روبرو میشوند شما واقعا به آنها اهمیت میدهید اما گرفتار مشکلاتشان نمیشوید.

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15585753-3967-l.jpg

20. با قلبتان ببینید و نه با چشمانتان. به افراد، سطحی نگاه نکنید. وضعیت مالی، ظاهر و بدنامی اهمیتی ندارند. به دنبال راستی و صداقت در درون شخص بگردید.

21. به جای جواب منفی، جواب مثبت ندهید. وقتی شما به جای نه، بله می گویید دچار خشم درونی میشوید. تنها زمانی جواب مثبت بدهید که دلتان میخواهد و تحت فشار نیستید.

22. به دیگران نشان دهید که حق شناس هستید. به آنها بگویید و نشان دهید که ازاینکه آنها را در زندگی خود دارید خوشبختید.

23. دیگر ان را سرزنش نکنید. سعی کنید دیگران را آزارندهید و باعث نشوید که به خاطر انتخاب ها تصمیمات و اعمالشان احساس بدی پیدا کنند.

24. بیشتر از آنچه که مورد انتظار است از خود مایه بگذارید. بیش از حد نیاز کاری را انجام ندهید اما ابتکار عمل داشته باشید و گاهی بیشتر از آنچه که باید از خود مایه بگذارید.

25. در روابط خود همواره مسیر پیشرفت را طی کنید. کنترل کننده یا وابسته نباشید. روابط را به گونه ای پیش ببرید که برای هر دو طرف رو به تعالی و رضایت بخش باشد.

26. شخص بزرگی باشید. به دنبال این نباشید که اعتبار کسب کنید، دیگران را کوچک کنید یا مورد ستایش قرار بگیرید. دانش و قدرت خود را در زمان مناسب نشان دهید.

27. فروتن باشید. به خود بخندید، از عیب ها و اشتباهات خود آگاهی داشته باشید و قبول کنید که آنها شخصیت شما را تعریف نمیکنند.

28. همیشه آماده یادگیری باشید. هوش و تحصیلات عالیه خود را به رخ دیگران نکشید. بدانید که همیشه چیزی برای یادگرفتن وجود دارد حتی از کسانی که دانش کمتری دارند.

29. بگذارید انتخابتان کنید. علاقه صادقانه خود را به دیگران نشان دهید. از کلمه شما بیشتر از کلمه من استفاده کنید. بااشتیاق به دیگران گوش کنید و جنبه های مثبت شان را به آنها گوشزد کنید.

30. به افراد هدایایی دهید که دوست دارند. هدایایی نخرید که برای خود شما مهم است و یا دیگران را تحت تاثیر قرار میدهد.

31. پیوسته خود را به چالش بکشید. متوسط نباشید. به معلومات گذشته خود اکتفا نکنید. مدام در حال پیشرفت باشید و در مواجه با فرصت ها و نحوه استفاده از آنها خلاقیت داشته باشید.

32. ساده زیستی پیشه کنید. زیرا باعث میشود شما تحت فشار،عجول، به هم ریخته و یا گیج و سردرگم نباشید. به خودتان زمان و مکانی برای تمرکز بدهید.

33. قدرت فوق العاده زمان حال را بپذیرید. هیچ چیز ارزشمندتر از این لحظه نیست. آن را به بهترین لحظه ممکن تبدیل کنید.

34. برخلاف جریان آب شنا نکنید. با افراد و موقعیت هایی که نمیتوانید تحت کنترل خود قرار دهید مبارزه نکنید. راه آسانتر این است که مسیر خود را تغییر دهید.

35. مسیر رشد را طی کنید. در مسیر پیشرفت حرکت کنید و گوش به زنگ فرصت های رشد و تغییر باشید.

36. بپذیرید که شما برای همه جذاب نخواهید بود. هر چه شما رشد کنید و جذاب تر شوید افراد کم تری جذب شما میشوند. امااین تعداد کمتر، گروه شگفت انگیزی خواهند بود.

به نظر شما چه اعمال و رفتار دیگری باعث جذابیت افراد میشود؟ لطفا ما را در تجربیات و اندیشه های خود شریک کنید.

 

منبع:persianpersia.com

چطور مردی خوش لباس و جذاب باشیم ؟

گروه اینترنتـی پرشین استار | www.Persian-Star.org

پوشش روزمره خیلی مهم است. بعضی‌ها فکر می‌کنند چون اسم روزمره به این لباس‌ها داده می‌شود نباید توجه زیادی به آن‌ها کرد. دقیقا برعکس است؛ روزمره یعنی یک بخش خیلی مهم از زندگی. پس برای انتخاب لباس‌هایتان وقت بگذارید. برای ایجاد یک تغییر خوب از تی‌شرت‌های رنگی استفاده کنید. اگر نوجوان شما اهل برند و به قول خودشان مارک بازی است، یادتان باشد برندهایی را به او معرفی کنید که تنوع رنگی در آن‌ها وجود دارد. البته بهتر است طوری رفتار کنید که در ذهن آن‌ها رنگی و متناسب بودن بر برند بودن، ارجحیت پیدا کند.

نوجوان ساده: نوجوان خوش‌پوش
نوجوان هستید و می‌خواهید خیلی خوش تیپ به‌نظر بیایید؟ قبول. خوش تیپ باشید اما در ظاهرتان اغراق نکنید. خیلی از پسرهای نوجوان دوست دارند مثل آدم‌های مشهور به‌نظر بیایند. آن‌ها سعی می‌کنند ظاهرشان را هم شبیه آدم‌های خاص بکنند. بزرگ‌تر‌ها! به آن‌ها یاد بدهید‌، برای متفاوت بودن نیازی نیست که خودشان را عجیب و غریب درست بکنند. اگر قرار است خیلی تغییر بکنند نهایتا از ۳رنگ متفاوت در پوشششان استفاده کنند و نه بیشتر. نکته دیگر راجع به ساعت‌ آن‌هاست. استفاده از ساعت‌های خیلی بزرگ که به طبع خیلی جلب توجه می‌کنند و حتی بیشتر از اینکه توجه دیگران را به آن‌ها جلب بکند باعث تعجبشان خواهد شد.

واکنش‌های واقعی
دنبال واکنش‌های واقعی باشید، خیلی‌ها نظر واقعیشان را راجع‌به ظاهرتان نمی‌گویند. خیلی‌ها مخفی‌اش می‌کنند، بعضی‌ها هم برای خوشایندی شما از تیپی که ممکن است به‌نظرشان مزخرف بیاید، تعریف می‌کنند. دنبال آدم‌هایی باشید که با شما صادق هستند یا اینکه خیلی رک از آن‌ها خواهش کنید نظر واقعیشان را به شما بگویند. البته جنبه‌خودتان را هم بالا ببرید، نه اینکه دوستتان نظرش را بگوید و بعد دوستیتان به هم بخورد! از آرایشگرتان بخواهید نظرش را در مورد مدل مویی که پسندیده‌اید بگوید. ممکن است قبل از کوتاه کردن مو‌هایتان بفهمید این مدل نه تنها به شما نمی‌آید بلکه چهره‌تان را زشت می‌کند. پس به‌دنبال نظرات واقعی باشید، فرقی نمی‌کند از چه کسی. یک تلنگر از یک دوست، یکی از اعضای فامیل یا یکی از همکاران می‌تواند شما را از خطر بدپوشی نجات بدهد. اگر دوستانتان با شما رک نیستند به سراغ اینترنت بروید. ببینید تیپ کلیتان به کدام یک از بازیگران یا مشاهیر خوش پوش نزدیک‌تر است. پس‌‌ همان طوری لباس بپوشید.

تی‌شرت تبلیغاتی ممنوع!
وقتی یک تی‌شرت با یک لوگوی بزرگ تبلیغاتی می‌پوشید شبیه یک بیلبورد تبلیغاتی متحرک به‌نظر می‌رسید! دور اینگونه تی‌شرت‌ها را خط بکشید. در عوض به‌دنبال تی‌شرت‌های کلاسیک با یقه‌های هفت بروید‌ یا تی‌شرت‌هایی با طرح‌های زیبای هنری. این روز‌ها لباس‌هایی با خطوط فارسی گزینه‌های زیبا و با اصالتی هستند که می‌توانند حال‌و‌هوای تازه‌ای به تیپ شما ببخشند.

لباس‌هایی نه تنگ و نه گشاد
بهترین پیشرفتی که می‌توانید برای ظاهرتان ایجاد کنید داشتن یک انتخاب هوشمندانه و با دقت است، انتخاب لباس‌هایی که کاملا اندازه‌تان هستند. بیشتر آقایان، به‌خصوص آقا پسر‌ها، لباس‌هایی می‌پوشند که برایشان گشاد یا حتی خیلی گشاد هستند! مطمئن شوید که لباستان درست هم سایز خود شماست و نه خیلی تنگ و نه خیلی گشاد باشد. لباس‌های خیلی گشاد یا خیلی تنگ تبدیل به یک بیماری مسری شده‌اند! مراقب باشید!

به فروشنده‌ها اعتماد نکنید
هیچ وقت تنها به خرید نروید زیرا به حرف فروشنده‌ها نمی‌شود اعتماد کرد. بیشتر آن‌ها خیلی کاری ندارند که این لباس به شما می‌آید یا نه. آن‌ها به فکر فروش و سود خودشان هستند، شما هم به فکر سود خودتان باشید. یکی از دوستان خوش‌پوش و مورد اعتمادتان را با خودتان به خرید ببرید؛ کسی که مطمئن هستید با استفاده از نظراتش می‌توانید خوش‌پوش باشید.

همیشه دقت کنید
در ‌‌نهایت باید بگویم نگران نباشید! حتی اگر در مورد پوششتان اشتباه هم بکنید زمین هم‌چنان به گردش خودش ادامه خواهد داد. از خانه بیرون بروید، به فروشگاه‌های خوب سر بزنید، با آدم‌های خوش تیپ ارتباط برقرار کرده و به ظاهرشان توجه کنید اما دقت کنید، ببینید آیا مدل مویی که آن را روی سر فلان آقا دوست دارید به شما هم همان‌قدر می‌آید؟ بستن شال‌گردن که فلان دوستتان را خیلی خوش تیپ کرده برای گردن شما مناسب است یا اینکه گردن کوتاهی دارید و نباید از شال گردن استفاده کنید. همه چیز را با هم در نظر بگیرید و مطمئن باشید هر چقدر به خوش‌پوشیتان اهمیت بدهید به‌خودتان اهمیت داده‌اید.

Image result for ‫کریس رونالدو‬‎

یا تمام رسمی یا تمام اسپرت
لباس‌هایی که بالا تنه را می‌پوشانند باید با لباس‌هایی که پایین بدن را می‌پوشانند هماهنگی داشته باشند. جالب نیست یک پسر نوجوان یک سوئی‌شرت گشاد و اسپرت را با یک شلوار پارچه‌ای هماهنگ کند یا یک بالا تنه کاملا رسمی را با یک شلوار جین همراه کند. اگر قرار است لباس اسپرت بپوشید سعی کنید تمام ظاهر شما اسپرت باشد. اگر هم قرار است‌، یک ظاهر رسمی را انتخاب کنید، از پیراهن و کتتان گرفته تا شلوار باید کاملا رسمی باشد.

کفش تمیز و براق
برای کفش‌هایتان خوب خرج کنید و خوب هم وقت بگذارید. کفش‌ها بخش ناطق تیپ شما هستند! بله، آن‌ها به راحتی با بیننده حرف می‌زنند و معمولا اولین بخش ظاهر شما هستند که به‌خصوص خانم‌ها به آن توجه می‌کنند. پس سعی کنید کفش‌هایتان همیشه تمیز باشند و از تمیزی برق بزنند. آن‌ها را به موقع واکس بزنید. حتی اگر بهترین لباس‌ها را پوشیده باشید و همه لباس‌هایتان تمیز و اتو کشیده باشند، یک کفش کثیف می‌تواند به راحتی آب خوردن همه این‌ها را از بین ببرد. حیف است که برای یک واکس ۵ ‌دقیقه‌ای کل ظاهرتان را زیر سوال ببرید‌، پس حواستان حسابی به کفش‌ها جمع باشد.

صندل‌و‌جوراب نپوشید
آقایان! صندل‌ها درست مثل کفش‌ها نشان‌دهنده سلیقه شما هستند اما لازم است یک نکته را همیشه درنظر داشته باشید، صندل شما حتی اگر زیبا‌ترین و ‌آراسته‌‌ترین مدل بین مدل‌های ارائه شده سال باشد پوشیدن آن به همراه جوراب می‌تواند همه چیز را تنها ظرف مدت چند ثانیه خراب کند! پوشیدن جوراب فقط مخصوص کفش‌هایی است که جلو بسته بود. یا اینکه مخصوص ورزش هستند. در غیر این صورت پوشیدن جوراب به همراه صندلتان یکی از فجایع دنیای مد به حساب می‌آید. هیچ کس دلش نمی‌خواهد زیر آن صندل‌های آراسته جورابی را ببیند که احتمالا به خاطر جلوباز بودن کفش کثیف هم شده؛ باور کنید.

لباس‌هایی بخرید که دوستشان دارید
به حراج‌های آخر فصل اعتماد نکنید. خیلی از افراد وقتی می‌بینند فروشگاهی حراج گذاشته بدون اینکه واقعا به چیزی احتیاج داشته باشند وارد می‌شوند و یک دفعه می‌بینی با چند کیسه لباس بیرون می‌آیند. این اتفاق در مورد حراج برند‌ها هم اتفاق می‌افتد. آقایان! چیزی را صرفا به این دلیل که مارک‌دار است و ارزان شده، نخرید. لباس‌هایی را بخرید که دوستشان دارید و می‌دانید که آن‌ها را می‌پوشید، نه اینکه نرسیده به خانه پشیمانی سراغتان بیاید. درنظر داشتن این نکته شما را از خرج کردن یک عالم هزینه غیر‌ضروری نجات می‌دهد. باور کنید!

کیفیت به جای مارک
برند باز‌ها موقع خرید یک سوال ساده را مرتب از خودشان بپرسند: “اگر مارک این برند روی این لباس نبود، آن را می‌خریدم؟” واقعیت این است که خیلی‌ها فقط به‌خاطر مارک یک لباس سراغش می‌روند. شکی نیست که خیلی از برند‌ها جنس‌های با کیفیت و مرغوبی دارند اما خیلی‌هایشان هم صرفا اسم و رسمی به هم زده‌اند. دنبال مارک‌ها نباشید. به‌دنبال پارچه‌های مرغوب باشید که به حفظ سلامت‌تان هم کمک می‌کنند. ببینید آیا واقعا مدل و طراحی آن لباس را دوست دارید. اگر پاسخ شما منفی است‌‌ همان لحظه فروشگاه را ترک کنید.

برای ظاهرتان وقت بگذارید
برای ظاهرتان زمان و پول بیشتری را صرف کنید. لباس‌های شما وسیله ارتباطی شما با جهان خارج است. لباس‌هایتان نشان‌دهنده شخصیت و طرز فکرتان هستند. پس هیچ عیبی ندارد اگر برایشان پول خوبی خرج کنید و وقت زیادی بگذارید. مرتب ظاهرتان را چک کنید. ببینید کدام لباس‌ها را با هم بپوشید بهتر است. همان‌قدر که به تحصیلات، روابط و شغلتان اهمیت می‌دهید، به پوششتان هم اهمیت بدهید. پوشش بد می‌تواند موقعیت‌های زیادی را از شما بگیرد. بر عکس، یک ظاهر آراسته و زیبا می‌تواند موقعیت‌های زیادی را در اختیارتان بگذارد، پس هیچ‌وقت قدرت پوشاک را دست‌کم نگیرید.

خوش تیپ‌تر از رئیس؛ هرگز!
یک پله عقب‌تر باشید: همیشه در نظر داشته باشید که کجا مهمان هستید و میزبانتان چه کسی است. اگر همیشه حوا‌ستان به موقعیت باشد، می‌توانید بهترین لباس‌ها را برای پوشیدن در آن موقعیت انتخاب کنید. یادتان باشد اگر نمی‌دانید قرار است با چه جور آدم‌هایی مواجه شوید، بهتر است کمی رسمی‌تر باشید، مثلا از یک کت ساده روی لباستان استفاده کنید و در ‌‌نهایت یک نکته را به یاد داشته باشید که احتمالا می‌تواند نجاتتان بدهد؛ همیشه از افراد مافوقتان یک پله عقب‌تر باشد. مثلا اگر برای مصاحبه کاری می‌روید بهتر از رئیستان لباس نپوشید! از ما گفتن بود!

جزئیات ساده اما تاثیر‌گذار
هیچ‌وقت قدرت جزئیات را دست‌کم نگیرید. هماهنگی کل ظاهرتان به کنار، جزئیات هم به‌‌ همان اندازه مهم هستند. جزئیات می‌توانند نشان‌دهنده ویژگی‌های خاص شخصیتی شما باشند. جالب است که این موارد جزئی اغلب تنوع بالایی دارند. یک دستمال گردن زیبا یا یک دکمه سر دست زیبا می‌تواند حسابی حال و هوای ظاهرتان را عوض کند و خوش‌سلیقگی شما را به همه نشان بدهد. یادتان باشد جزئیات از اولین مواردی هستند که در ظاهرتان مورد‌توجه قرار می‌گیرند، پس اولین کسی باشید که به آن‌ها خوب توجه می‌کند.


چهــار نکته ساده، اما مهم برای داشتن ظاهری آراسته


1. موهای همیشه کوتاه
مو‌ها بیشترین تاثیر را روی چهره افراد می‌گذارند. سعی کنید همیشه مو‌هایتان را کوتاه و مرتب نگه دارید؛ موهای کوتاه به چهره شما نظم و انضباط می‌دهد. به‌خصوص این‌که سعی کنید همیشه موهای پشت گردنتان را اصلاح کنید چون تصویر ناخوشایندی را برای بیننده ایجاد می‌کنند. برای گرفتن وقت آرایشگاه هیچ‌وقت تنبلی نکنید. اینکه هر چند وقت یک‌بار به آرایشگاه بروید به سرعت رشد مو‌هایتان بستگی دارد اندازه مو‌هایتان هر چقدر که هست قبل از اینکه قیافه‌تان را نامرتب کند کوتاهش کنید.

2. شلوارهای مناسب
شلوارهای پارچه‌ای گزینه‌های مناسبی برای تیپ‌های مردانه هستند‌ اما حوا‌ستان به قد شلوار باشد. اگر قد این شلوار‌ها خیلی بلند باشد یا چند سانتی متری بالای کفش قرار بگیرد یکی از بد‌ترین ظاهرهای ممکن را برایتان ایجاد خواهد کرد. این نکته در مورد شلوارهای جین هم صدق می‌کند. شلواری که پشتش ریش ریش شده، آن هم از بس که بلند است و روی زمین کشیده می‌شود اصلا زیبا نیست.

 

منبع:http://www.persian-star.org

3. شال‌گردن رسمی
برای موقعیت‌های رسمی شال و دستمال‌گردن‌های آراسته گزینه‌هایی هستند که ظاهر شما را از این رو به آن رو می‌کنند به‌شرطی که گردن شما بلند و کشیده باشد. برای آدم‌هایی که غبغب دارند و گردنشان کوتاه است استفاده از دستمال گردن به هیچ وجه توصیه نمی‌شود چون گردنشان را بیشتر از آنچه واقعا هست، کوتاه نشان می‌دهد.

4. خوش‌بو باشید
هیچ‌چیزی به اندازه یک ادکلن خوش‌بو نمی‌تواند تیپ یک مرد را کامل کند. عطر‌ها معمولا برای شخصیت‌های مختلف ساخته می‌شوند. یک عطر می‌تواند تداعی‌کننده اعتماد به نفس باشد و عطر دیگر تداعی‌کننده اجتماعی بودن. با توجه به شخصیتتان سراغ عطر‌ها بروید. برای عطر‌هایتان خوب خرج کنید. بعضی از عطر‌ها بعد از چند ساعت بویشان از بین می‌رود و از آن بد‌تر بعضی‌هایشان بدبو می‌شوند. عطر‌هایتان را از فروشگاه‌های شناخته شده بخرید و به‌دنبال آن‌هایی باشید که امتحانشان را پس داده‌اند.

۲۰ قانون مد برای آنکه همیشه خوش تیپ و شیک باشید

قضاوت در مورد شخصیت انسان ها از روی لباسی که می پوشند یک عادت همیشگی است . هر چند نوع لباس پوشیدن واقعا فقیر بودن و ثروتمند بودن آدم ها را نشان نمی دهد ، اما در یک نگاه کلی برای قضاوت در مورد شخصیت آدم ها بسیار اهمیت دارد.


۱- – سفید ،رنگی شگفت انگیز است
کفش های سفید، لباس سفید ، شلوار جین سفید و هرآنچه که سفید باشد زیباست. فرض هم بر این باشد که شما می توانید آنها را تمیز نگه دارید ،باید گفت سفید باعث می شود شما همیشه تر و تازه به نظر برسید و مهم نیست چه زمانی از سال می باشد بلکه هیچ گاه پوشیدن لباس سفید را نباید فراموش کرد.اما لباس سفید اصلا مناسب محل کار نمی باشد.

 
۲- – در مجلس عروسی دیگران لباس سفید نپوشید
هنگامی که در یک مجلس عروسی شرکت می کنید هرگز نباید لباس سفید بپوشید .چرا که لباس سفید عروس در چشم می باشد و لباس شما در این میان جلوه ای پیدا نخواهد داشت.

 
۳- – لباس زیرتان نباید پیدا باشد
اجازه ندهید تا لباستان آنقدر باز باشد تا لباس زیرتان پیدا شود. به لباس زیرس که در زیر لباستان استفاده می کنید بسیار دقت داشته باشید که همرنگ با لباستان باشد .

 
۴- – کمربند نباید کمرشلوارتان را جمع کند
حتی اگر شما کمربند بستن را بسیار دوست دارید ، اما گاهی اوقات پیش خواهد آمد که بستن کمربند نه تنها به زیبا شدن لباستان کمک نمی کند بلکه باعث جمع شدن دور کمرتان شده و آن را چین دار می کند. به همین دلیل اگر می خواهید همیشه کمربند ببندید باید دقت داشته باشید که سایز شلوارتان واندازه ی دور کمرتان دقیقا فیت بدنتان باشد.

 
۵- – برهنه نبودن پاها
برای زیباتر نشان دادن اندام و حتی لباس ،خانم ها بهتر است همیشه جوراب های زیبا و نازکی به پا داشته باشند. جوراب های بسیار زیبایی برای لباس های کوتاه وجود دارد. این مدل جوراب ها باعث می شود تا لباس زیباتر به نظر برسد.

 
۶- – لباس در شب باید بدرخشد
درخشیدن لباس همیشه خوب است .اما اهمیت درخشش لباس در شب چیز دیگری می باشد .دقت کنید در مراسمی که در شب برگزار می شود لباستان در شب زیبایی خاصی داشته باشد.

 
۷ -– زنان قد بلند کفش پاشنه بلند نپوشند
این مهم است که قد مردان همیشه از زنان باید بلندتر باشد. بنابراین بانوان باید به این نکته اهمیت دهند که چه اندازه کفشی را برای ایستادن کنار همسرشان اتنخاب می کنند و می پوشند.

 

۸- – زنان کوتاه قامت لباس بلند بپوشند
لباس هر چقدر بلندتر باشد قامت را کشیده تر و لاغرتر و بلندتر نشان می دهد. پس خانم هایی که قامت کوتاه تری دارند بهتر است همیشه لباس های ماکسی بپوشند.

 
۹ -– با کفش جلوباز جوراب نپوشید
اگرچه جوراب پوشیدن برای فصل سرما بسیار مناسب می باشد و پاها را داخل کفش گرم نگه می دارد ،اما باید بدانید پوشیدن جوراب با کفش جلوباز اصلا جلوه ای نخواهد داشت و بسیار زشت می شود.

 
۱۰- – تعداد جواهراتی که آویزان می کنید کم باشد
هر چقدر تعداد جواهراتی که آویزان می کنیم کمتر باشد ،نما و جلوه بیشتری خواهد داشت.حتی اکر یک تو گردنی تک بیاندازید خیلی شیک تر از آویزان کردن چند مدل گردنبند روی هم می باشد.

 
۱۱- – متناسب با اندامتان لباس بپوشید
با توجه به مدلی که هیکلتان دارد بهتر است لباس مناسب با هیکلتان را انتخاب کرده و بپوشید.

 
۱۲- – هنگامی که یک لباس یا دامن رسمی در یک رویداد رسمی ( عروسی، مصاحبه شغلی ، و غیره ) می پوشید جوراب هم بپوشید
این که در یک مهمانی رسمی و به همراه یک دامن مجلسی حتما جوراب بپوشید بسیار اهمیت دارد و این یکی از قانون های لباس پوشیدن کیت میدلتون می باشد که شما هرگز نباید آن را فراموش کنید.

 
۱۳- – هرگز جواهرات طلایی و نقره ای را با هم استفاده نکنید
دقت داشته باشید که همیشه یا از جواهرات نقره ای استفاده کنید و یا از جواهرات طلایی اتان .اینکه کدام رنگ به لباس شما بیشتر می آید بسیار مهم است و مهمترآن است که هرگز هر دو رنگ را با هم آویزان نکنید.

 
۱۴- – به کیفیت لباس توجه کنید
اینکه هر چیزی که گران تر باشد حتما جنس بهتری دارد اصلا درست نمی باشد .صرف هزینه های بیشتر دلیل خرید بهتر و با کیفیت تر نمی باشد. بهتر است به هنگام خرید از جنس و کیفیت مناسب پارچه و یا چیزی که می خرید اطلاعات داشته باشید و صرفا دادن پول بیشتر را دلبل بر پر کیفیت تر بودن جنس ندانید.


۱۵ –- شلوار کوتاه و چسبان فقط مخصوص تابستان نمی باشد
اگر عادت به پوشیدن شلوارک و یا شلوار چسبان در طول سال دارید ،این اصلا مشکلی ندارد . چرا که به راحتی می توانید در طول تمامی ایام سال و حتی در زمستان هم به همراه چکمه اتان ،شلوارک تنگ و چسبان بپوشید.

 
۱۶- – نپوشیدن لباس های کسل کننده
در این مورد هر کس خودش می داند که چه لباسی را بهتر است بپوشد تا نه تنها خودش را بلکه دیگران را هم کسل نکند.

 
۱۷- – اگر کسی لباسی شکل لباس شما پوشیده بود از او فاصله بگیرید
با پوشیدن لباسی مشابه لباس شما در یک مجلس مهم توسط شخص دیگری ، باید کاملا در مجلس از او فاصله بگیرید و این به این معنا نیست که با این کار کمتر احساس خجالت بکنید بلکه با این کار جلوه ی لباستان را بالاتر می برید.

 
۱۸- – لباسی با چاپ عکس حیوانات روی آن نپوشید
لباس هایی که چاپ حیواناتی چون یوزپلنگ و گورخر روی آن وجود دارد اصلا مناسب نمی باشد .این حیوانات اصلا با یکدیگر سازگار نبوده و بهتر است به جای آن از لباس های راه راه و شطرنجی و توپ توپی استفاده کنید.

 
۱۹- – شما باید مد را جدی بگیرید ، چرا که لباس شما از شخصیت شما سخن می گوید
قضاوت در مورد شخصیت انسان ها از روی لباسی که می پوشند یک عادت همیشگی است . هر چند نوع لباس پوشیدن واقعا فقیر بودن و ثروتمند بودن آدم ها را نشان نمی دهد ، اما در یک نگاه کلی برای قضاوت در مورد شخصیت آدم ها بسیار اهمیت دارد. پس به مدل و نوع لباسی که می پوشید دقت زیادی کنید و مخصوصا به هنگام حضور در جلسات مهمی چون مصاحبه ی شغلی ،اینکه چه لباسی می پوشید بسیار اهمیت دارد و یکی از مهم ترین موارد این است که از پوشیدن لباستان لذت کافی ببرید و آن را دوست داشته باشید.

 
۲۰- – مد آموخنتی نیست
اینکه بدانید چه لباسی را در کجا و کی بپوشید نیاز به آموزش ندارد و آموختنی نیس. بلکه تنها نیاز به تجربه دارد و باید از دیگران و تجربیات آنها و خود استفاده کرد.

 

منبع:http://www.persianpersia.com

چگونه فردی جذاب و دلربا باشیم

مجموعه : روانشناسی و زندگی

چگونه فردی جذاب و دلربا باشیم

چگونه به شدت جذاب ‌تر شویم؟

 شما همان‌قدر جذاب هستید که می‌خواهید باشید. اگر شما احساس جذاب بودن بکنید دیگران هم شما را جذاب خواهند یافت. هم‌چنین اگر خود را غیر جذاب بدانید دیگران نیز شما را جذاب نمی‌بینند. همه‌ی شما علاقه‌‌‌مندید که درباره‌ی خودتان احساس خوبی داشته باشید. به یاد داشته باشید که شما با دیگران برابرید و جاذبه و آمیزه‌ی جذابیت خاص خود را دارید.
زیبایی و خوش‌قیافه بودن بستگی به ژن‌ها و مسائل ارثی دارد. فکر نکنید که زیبایی و خوش‌قیافگی لازمه‌ی جذاب بودن است این به این معنی است شما می‌توانید برای جذاب شدن کارهایی انجام دهید و نتیجه بگیرید. انسان‌هایی هستند که بسیار زیبا و خوش‌قیافه‌اند ولی احساس جذابیت نمی‌کنند. این در حالی است که شما ممکن است افرادی را ببینید که چندا هم زیبا نیستند اما شما مجذوب آن‌ها شده‌اید. همه‌ی این‌ها یک چیز را ثابت می‌کند: شما همان اندازه جذابید که احساس می‌کنیدچگونه به شدت جذاب‌تر شویم؟

سؤالات زیر را از خودتان بپرسید تا بتوانید افکار و اعتقادات منفی را که در مورد خود دارید ازخود دور کنید و به فراموشی بسپرید.
1- یکی از افکار منفی که من در مورد نمود، ظاهر و قیافه‌ام می‌کنم این است که …. ؟ ( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)
2- مهم‌تر از همه، منفی‌ترین فکری که من در مورد نمود،ظاهر و قیافه ام می‌کنم این است که …. ؟
3- آن چه من در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام از پدر/ مادر / دیگران شنیده‌ام این است که …‌؟( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)
4- مهم‌ترین و اصلی ترین چیزی که در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام از پدر/ مادر / دیگران شنیده‌ام این است که …‌؟
5- مهم‌ترین پیامی که من در مورد نمود،ظاهر و قیافه‌ام به دیگران می‌دهم این است که …. ؟
6- چیزی که انتظار دارم دیگران در مورد نمود،سیما و قیافه‌ام فکر کنند این‌ است که …. ؟
7- چیزهایی که مرا از این مسئله دور می‌کنند عبارتند از…. ؟ ( این سؤال را 5 بار تکرار کنید و هر بار پاسخ‌جدیدی به آن بدهید.)
این احساسات تنها تا زمانی درست خواهند بود که شما هم‌چنان به آن‌ها اعتقاد داشته باشید و با آن‌ها جلو بروید. در این‌جا می‌توانید تعدادی از اعتقادات و افکار جایگزین شده را ببینید:
1- من دیگر احتیاجی ندارم که فکر کنم خیلی چاق، خیلی لاغر یا زشت هستم.
2- دیگر لازم نیست به افکار منفی پدر و مادر یا دیگران راجع به خودم فکر کنم.
3- من کاملا از قید اکار منفی پدر و مادر و دیگران راجع به من آزادم.
4- حالا دیگر زیبایی طبیعی و جذابیت درونیم را درک می‌کنم.
5- همان قدر شگفت انگیز هستم که باید باشم.
6- من خودم را دوست دارم.
7- من ظاهرم را می‌پسندم و عاشق خودم هستم.
8- حالا دیگر هان طور که هستم خودم را می‌پسندم و دوست دارم.
9- احساس می‌کنم جذاب هستم و می‌درخشم.
سه تا از افکار و اعتقادات بالا را برگزینید. آن‌ها را تغییر دهید یا چیزهایی به آن‌ها بیافزایید تا شخصی تر شوند. از امروز شروع کنید و آن‌ها را ده بار صبح و 10 بار در شب بنویسید. در طول روز مکررا آن‌ها را با خودتان تکرار کنید و به آن‌ها فکر کنید. وقتی ضمیر ناخودآگاهتان را با این افکار تربیت کنید پس از مدتی خودتان را جذاب‌تر خواهید یافت و دیگران نیز شما را جذاب‌تر می‌بینند. این کار را برای سی روز انجام دهید و سپس روی افکار و اعتادات مثبت دیگری کار کنید.
وقتی روی درون و روانتان کار کردید حالا دیگر نوبت کار کردن بر روی برون و ظواهر است تا بهترین شوید. کسانی که معمولا خود را آراسته نمی‌کنند و نمی‌آرایند در واقع خودشان را نابود می‌کنند و به زودی به جمع افراد خسته و دل‌زده می‌پیوندند. خود را با زیبا‌ترین مدل مویی که می‌توانید آرایش کنید. همیشه حتی در تنهایی فقظ لباس‌هایی را بپوشید که دوستشان دارید. و مهم‌تر از همه چیز مطمئن شوید که با ظاهر و تیپتان احساس راحتی می‌کنید.
مطمئن‌تر،‌ راحت‌تر، سرگرم‌کننده‌تر و شوخ‌تر شوید. از خودتان بخواهید که شاد باشید و هرگز نا امید نشوید. کمی مرموز باشید. بگذارید مردم فکر کنند شما بیش از آن چیزی هستید که با چشمانشان می‌بینند. همین طور ادامه دهید. به خاطر داشته باشید شما همان قدر جذابید که خودتان می‌اندیشید
 

چگونه فریبنده و دلربا باشیم؟

فریبندگی یعنی اینکه بتوانید دیگران را به سوی خود جذب کنید. این خصلت اخلاقی به مرور زمان بدست می آید، از آنجایی هر یک از افراد در زمان تولد با میزان مختلفی جذابیت پا به این دنیا می گذارند می توان گفت که درصد بسیار زیادی از جذابیت اکتسابی است و با کمی تمرین به راحتی قابل دسترسی خواهد بود. مانند رقصیدن هر چه بیشتر تلاش کنید، موفق تر خواهید بود. تلاش و توجه تمام و کمال به نیازها و خواست های دیگران می تواند به شما این اطمینان را بدهد که به چهره یک فرد جذاب تبدیل شده اید.

مراحل

1- طرز ایستادن خود را تصحیح کنید. اگر شرایط بدنی شما در حد مطلوب قرار داشته باشد، گویای این مطلب است که یک فرد با اعتماد به نفس بالا هستید، حتی اگر از درونتان هم یک چنین احساسی نداشته باشید. در زمان راه رفتن باید محکم و ثابت قدم بردارید. کمرتان کاملاً صاف باشد، و شانه ها به سمت عقب گرایش داشته باشند. شاید در ابتدا زمانیکه یک چنین وضعیتی را تمرین می کنید برایتان قدری عجیب و دشوار باشد، اما پس از سپری شدن چند روز به آن عادت پیدا می کنید.

2- ماهیچه های صورت را رها کنید. سعی کنید ماهیچه های صورتتان را رها کنید تا صورت، حالت طبیعی و دلپذیر خود را داشته باشد. با این چهره می توانید رو به دنیا کنید و به همگان بگویید که از هیچ چیز نمی هراسید.

3- ارتباط برقرار کنید. هنگامیکه با فرد دیگری روبرو می شوید، با چشم های خود با او ارتباط برقر کنید، سرتان را به نشانه تائید تکان دهید، لبخند بزنید و شادی خود را به او انتقال دهید. اصلاً نگران عکس العمل فرد مقابل نباشید و البته در عین حال باید به یاد داشته باشید که در این کار زیاده روی نکنید.

4- نام افراد را به خاطر بسپارید. زمانیکه برای اولین بار کسی را ملاقات می کنید سعی کنید که نام او را به خاطر بسپارید. این کار برای خیلی از افراد دشوار است. زمانیکه نامشان را می گویند، آنرا چندین مرتبه با خود تکرار کنید تا نامشان در ذهنتان باقی بماند و سپس نام خود را نیز به آنها بگویید؛ به عنوان مثال سلام “سارا” من “مانی” هستم. زمانی هم که با آنها خداحافظی می کنید، باز هم سعی کنید چند مرتبه دیگر نام آنها را تکرار کنید تا به طور کامل در ذهنتان باقی بمانند. هر چقدر بیشتر نام آنها را تکرار کنید، بیشتر به یادتان می ماند و طرف مقابل هم احساس می کند که او را بیشتر دوست می دارید و احتمال این امر که با شما بیشتر گرم بگیرد افزایش پیدا می کند.

5- به دیگران علاقمند باشید. اگر شما یکی از آشناهای قدیمی را ملاقات کردید به عنوان مثال یک همکار، همکلاسی، دوست یکی از دوستان و … در مورد خانواده و علاقمندی های جدید آنها سوالاتی مطرح کنید. اسم افراد نزدیک به آنها را بپرسید و نام آنها را به خاطر بسپارید. مطرح کردن یک چنین مسائلی، موضوعات جدیدی برای صحبت کردن در اختیار شما قرار می دهد و آنوقت مجبور نیستید که تنها در مورد کار و کلاس های درسی با هم صحبت کنید. می توانید تا حدودی در مورد خودتان نیز صحبت کنید. در تمام طول بحث خودتان را علاقمند نشان دهید و نشان دهید که تمایل دارید به گفتگوی خود با او ادامه دهید.

6- گفتگو در مورد موضوعات مناسب. باید در مورد موضوعاتی صحبت کنید که طرف مقابل به آنها علاقه دارد، حتی اگر خودتان هم علاقه شدید به آنها نداشتید، بازهم این کار را ادامه دهید. به عنوان مثال اگر در یک جمع ورزشی قرار گرفتید، در مورد بازی دیشب یا گل کردن تیمی که به تازگی وارد لیگ شده صحبت کنید. اگر با کسانی هستید که به سرگرمی های مختلفی علاقمند هستند، می توانید در مورد سرگرمی های مورد علاقه آنها از جمله ماهیگیری، بافتنی، کوهنوردی، و سینما صحبت کنید.

هیچ کس از شما انتظار ندارد که در تمام زمینه ها یک متخصص باشید، باید به آنها بگویید که فقط به دلیل علایق شخصی است که تمایل دارید در مورد موضوعات مختلف با دیگران به بحث و گفتگو بنشینید. ذهن خود را باز کنید، اجازه دهید تا دیگران توضیحات لازم در مورد موضوعات مختلف را برای شما بازگو کنند. روراست باشید و به آنها بگویید که دانشتان در مورد برخی چیزها محدود است و بدتان نمی آید که چیزهای بیشتری در مورد آن مبحث یاد بگیرید.

7- به جای غیبت کردن دیگران را تکریم کنید. اگر در جمعی در حال صحبت کردن هستید که همه افراد به نحوی در مورد یک شخص بخصوص در حال غیبت کردن هستند، بد نیست شما چیزی در مورد آن بگویید که دوست می دارید. گفتن چیزهایی که در دیگران دوست می دارید می تواند 100% شما را تبدیل به یک فرد جذاب کند. در عین حال با این کار می توانید حس اعتماد دیگران را نیز به خود جلب کنید. همه اطرافیان به این نتیجه می رسند که شما هیچ وقت ایده ی بدی نسبت به دیگران ندارید. همه به این نتیجه می رسند که آبرویشان در دست شما محفوظ خواهد بود.

8- دروغ نگویید. شاید به دلایلی دروغ بگویید اما مدارک و شواهدی وجود دارد که بر خلاف گفته های شماست. اگر به مریم بگویید که عاطفه را دوست دارید و به نسیم بگویید که عاطفه را دوست ندارید، مطمئن باشید که مریم و نسیم با هم صحبت می کنند، حرف های شما را با هم در میان می گذارند، و با این کار اعتبارتان را نزد آنها از دست خواهید داد، و از آن به بعد هم دیگر هیچ کس حرف های شما را باور نخواهد کرد.

9- با صداقت از دیگران تعریف و تمجید کنید. این کار خصوصاً در ارتقای عزت نفس دیگران نقش مهمی را بازی میکند. چیزهایی که خوشتان می آید را انتخاب کنید و در هر شرایطی به آنها اشاره داشته باشید. اگر از کاری و یا از کسی خوشتان می آید راهی برای بیان آن پیدا کنید و فوراً به آن اشاره کنید. اگر برای انجام این کار بیش از اندازه صبر کنید، ممکن است حرف های شما قدری ریاکارانه جلوه کنند. زمانیکه احساس می کنید با تشویق های خود می توانید زمینه پیشرفت را برای آنها فراهم آورید، حتماً این کار را انجام دهید و از آنها تعریف کنید. اگر احساس میکنید که چیزی در مورد فردی تغییر پیدا کرده است (به عنوان مثال مدل مو، طرز لباس پوشیدن و .. به آن توجه کنید و چیزی را که در مورد آن خوشتان آمده، به زبان بیاورید. اگر مستقیماً سوالی می پرسید، با خوشرویی آنرا بیان کنید و سپس سوال خود را با یک تعریف بجا به پایان برسانید.

10- در پذیرش تعریف و تمجید مهربان باشید. این فکر را که برخی از تعریف و تمجید ها هدف خاصی را در پس خود دارند را از ذهن بیرون کنید. در قبول هر نوع تعریف و تمجیدی پرحرارت و علاقمند ظاهر شوید. خیلی بیشتر از گفتن یک “خیلی ممنون” ساده پیش بروید و آنرا با جملاتی نظیر: “خوشحالم که خوشت آمده” و یا “خیلی مهربانی که به این مورد اشاره کردی” همراه کنید. این عبارات خودشان می توانند به عنوان نوعی تعرف و تمجید در جواب تعریف های فرد مقابل به شمار روند. در عین حال باید دقت داشته باشید که برداشت بدی از تعریف های دیگران نکنید. به عنوان مثال اگر کسی به قصد تعریف از شما گفت: “نمیدانی چقدر دلم می خواست که من هم به اندازه تو … بودم” شما نباید در جواب او بگویید من اصلاً هم یک چنین خصوصیتی را نداشته و ندارم و احساس می کنم که برداشت تو در این مورد غلط بوده و قضاوت نادرستی داشتی.”

11- تن صدای خود را کنترل کنید. یکی از نکات ضروری که باید همواره به خاطر داشته باشید، ماهیت صحبت کردن است. برخی از افراد هستند که در درون خود احساس ناامنی می کنند و به راحتی نمی توانند تعریف و تشکر دیگران را پذیرا شوند. در مورد یک چنین افرادی بیشتر باید دقت کنید و روان و سلیس با آنها صحبت کنید. اگر تمایل داشتید به آنها بگویید که “امروز زیبا شده اید” تن صدایتان باید همانطوری باشد که می گویید: “امرور روز زیبایی است.” هر گونه تغییر در تن صدا و نحوه بیان کردن آن، این شک را در آنها بوجود می آورد که گفته های شما از سر صدق و درستی نیست. می توانید برای تمرین، صدای خود را روی نوار ضبط کنید و چند مرتبه آنرا گوش کنید تا متوجه هر گونه تغییری بشوید. از خودتان سوال کنید که صدای شما نشان می دهد که از روی صداقت صحبت می کنید؟ تا زماینکه به یک عبارت خالصانه و صادقانه نرسیده اید، به ظبط کردن صدای خود ادامه دهید.

چند نکته
همیشه خونسرد باقی بمانید. قصد شما خوشحال کردن دیگران است و نباید به این موضوع فکر کنید که ممکن است آنها در قبال شما چه واکنشی نشان داده و چه خیال بافی هایی در ذهن خود انجام دهند. اگر این کار را انجام دهید، آنوقت تمام تاثیر این کار بر روی صورت شما نمایان خواهد شد، و تبدیل به فردی می شوید که فقط در پی راضی کردن اطرافیانش است. کسی که نیازهای شخصی اش را زیر پا می گذارد تا دیگران دوستش بدارند. باید همیشه به خاطر داشته باشید که مردم آنقدر کارهای متنوع دارند که نمی توانند که همواره به شما فکر کنند. بیشتر اوقات در مورد خودشان و کارهایی که باید انجام دهند، فکر می کنند.
میزان جذابیتی که می توانید بدست آورید، به میزان خلاقیت شما در تحسین کردن دیگران بستگی دارد. تعریف ها و تحسین های خود را با لحنی قاطع اما در عین حال شاعرانه بیان کنید. هیچ اشکالی ندارد که چند قطعه از قبل آماده شده را در ذهن داشته باشید تا در زمان تحسین کردن از فردی بیان کنید، اما افراد جذاب کسانی هستند که بتوانند در همان لحظه چیزی را ابداع کنند و نوآوری به خرج دهند. اگر ذهن شما خلاقیت داشته باشد و دائماً ابداع و نوآوری کنید، دیگر نگران تکرار مکررات هم نخواهید شد.
گاهی اوقات مجبور می شوید عقایدی را بیان کنید که شاید کمتر اتفاق می افتد دیگران نظر مثبتی نسبت به آن داشته باشند. در چنین شرایطی می توانید این کار را با قدری شوخی بیامیزید. شوخی و خنده مانند قاشق پر از شکری هستند که به بیمار کمک می کنند دارو را راحت تر فرو ببرد.

همدلی یکی از ملزومات بی چون و چرای جذابیت است. باید بدانید که چه چیزهای اطرافیانتان را خوشحال میکنند و چه مواردی موجبات ناراحتی آنها را فراهم می آورند، آنوقت می توانید بهترین انتخاب را در مورد آنها داشته باشید.
اگر احساس می کنید که به یکباره نمی توانید عضلات صورت خود را رها کنید، می توانید این کار را از شانه های خود شروع کنید، اگر از جای اصلی خود بالاتر آمده باشند، نشان دهنده این مطلب هستند که شما قدری عصبی هستید. آنها را به سر جای خودشدان بازگردانید، ژست عمومی بدن خود را تصحیح کنید، نفس عمیقی بکشید و لبخند بزنید.

هشدار
از بحث و جدل بپرهیزید. حتی اگر نیمی از افراد با شما مواق باشند، باز هم شما نمی توانید جذابیت 100% پیدا کنید. چیزهایی که بر زبان می آورید باید برای تمام افراد خوشایند باشند. زمانی که احساس کردید دلتان می خواهد در یک بحث شرکت کنید، از خودتان بپرسید که: “آیا واقعاً لازم است که در همین لحظه، نظر خودم را مطرح کنم؟” اگر احساس می کنید که هیچ گونه الزامی در این کار وجود ندارد، بنابراین قدری بذله گویی کنید و مطرح کردن نظر خود را بگذارید برای یک وقت دیگر.
هیچ گاه به جوک هایی که خودتان تعریف می کنید، نخندید. این کار سیمای قشنگی ندارد. می توانید لبخند بزنید؛ همین کفایت می کند، اصلاً هم ناراحت نشوید اگر هیچ کس به آن نخندید. گاهی اوقات افراد متوجه جوک نمی شوند. این امر باید برای خود آنها ناراحت کننده باشد که متوجه منظور شما نشده اند. هدف شما صرفاً خوشحال کردن آنها بوده است.
هیچ گاه در مورد مسائل مختلف توضیح بیش از اندازه ندهید چون صرفاً ارزش گفته های خود را از بین می برید. این کار نشان دهنده این مطلب است که شما از اعتماد به نفس پایینی برخوردار هستید و به سختی می توانید باور کنید که دیگران حرف های شما را متوجه شده اند. همچنین ممکن است این سوء تفاهم را نیز ایجاد کند که شما به مخاطبان خود اعتماد ندارید و تصور می کنید که آنها متوجه منظورتان نمی شوند و خودتان قصد دارید به جای آنها تصمیم بگیرید. زمانیکه نکات غیر ضروری را از گفته های خود حذف می کنید، مردم با اشتیاق بیشتر به حرف های شما گوش می دهند. با این کار ممکن است که برای کسب اطلاعات بیشتر نیز وارد بحث شده و سوالاتی را مطرح کنند. باید اعتماد کنید که مخاطبانتان حساب دو دوتا چهارتا سرشان می شود.
برخی از افراد هستند که مقوله تکبر و جذابیت را اشتباه می گیرند. درحقیت باید دانست که تکبر نقطه مقابل جذابیت است. جذابیت حس رضایت دیگران را بر می انگیزد، اما تکبر فقط می خواهد حس رضایت فردی را برانگیزاند. تکبر افرادی را جذب می کند که در وجود خود ناامنی هایی دارند، اما جذابیت توانایی جذب تمام افراد را دارد.

 

منبع:http://www.taknaz.net

22 پیشنهاد برای خوشتیپ شدن آقایان

Image result for ‫ارمیا قاسمی‬‎

برترین ها:  لباس‌های‌تان آن تاثیری كه می‌خواهید روی دیگران نمی‌گذارند؟ گاهی وقت‌ها اطرافیان‌تان یك‌‌طوري ظاهرتان را برانداز می‌كنند كه خوش‌تان نمی‌آید؟ نمی‌دانید چه مدل لباس‌هایی به شما می‌آید و مشكل كجاست؟ پیشنهادات و نكات این شماره ما را از دست ندهید. از انتخاب كفش گرفته تا هماهنگی كت و شلوار برای‌تان يك دنيا نكته تازه مطرح كرده‌ايم. مطمئن باشید با خواندن و رعایت‌كردن این موارد تاثير ظاهر شما عوض می‌شود، هم در ذهن خودتان و هم برای دیگران. به دنیای مردان خوش پوش خوش آمدید!





به لباس‌های روزانه اهمیت بدهید


پوشش روزمره خیلی مهم است. بعضی‌ها فكر می‌كنند چون اسم روزمره به این لباس‌ها داده می‌شود نباید توجه زیادی به آن‌ها كرد. دقیقا برعكس است؛ روزمره یعنی یك بخش خیلی مهم از زندگی. پس برای انتخاب لباس‌های‌تان وقت بگذارید. برای ایجاد یك تغییر خوب از تی‌شرت‌های رنگی استفاده كنید. اگر نوجوان شما اهل برند و به قول خودشان مارك بازی است، يادتان باشد برندهايي را به او معرفي كنيد كه تنوع رنگي در آن‌ها وجود دارد. البته بهتر است طوري رفتار كنيد كه در ذهن آن‌ها رنگي و متناسب بودن بر برند بودن، ارجحيت پيدا كند.


 

نوجوان ساده: نوجوان خوش‌پوش


نوجوان هستید و می‌خواهید خیلی خوش تیپ به‌نظر بیایید؟ قبول. خوش تیپ باشید اما در ظاهرتان اغراق نكنید.

خیلی از پسرهای نوجوان دوست دارند مثل آدم‌های مشهور به‌نظر بیایند. آن‌ها سعی می‌كنند ظاهرشان را هم شبیه آدم‌های خاص بكنند. بزرگ‌ترها! به آن‌ها یاد بدهید‌، برای متفاوت بودن نیازی نیست كه خودشان را عجیب و غریب درست بكنند.

اگر قرار است خیلی تغییر بكنند نهایتا از 3رنگ متفاوت در پوشش شان استفاده كنند و نه بیشتر. نكته دیگر راجع به ساعت‌ آن‌هاست.

 استفاده از ساعت‌های خیلی بزرگ كه به طبع خیلی جلب توجه می‌كنند و حتي بیشتر از این كه توجه دیگران را به آن‌ها جلب بكند باعث تعجب‌شان خواهد شد.


 

واكنش‌های واقعی


دنبال واكنش‌های واقعی باشید، خیلی‌ها نظر واقعی‌شان را راجع‌به ظاهرتان نمی‌گویند. خیلی‌ها مخفی‌اش می‌كنند، بعضی‌ها هم برای خوشایندي شما از تیپی كه ممكن است به‌نظرشان مزخرف بیاید، تعریف می‌كنند. دنبال آدم‌هایی باشید كه با شما صادق هستند یا این كه خیلی رك از آن‌ها خواهش كنید نظر واقعی‌شان را به شما بگویند.

 البته جنبه‌خودتان را هم بالا ببرید، نه این كه دوست‌تان نظرش را بگوید و بعد دوستی‌تان به هم بخورد!

 از آرایشگرتان بخواهید نظرش را در مورد مدل مویی كه پسندیده‌اید بگوید. ممكن است قبل از كوتاه كردن موهای‌تان بفهمید این مدل نه تنها به شما نمی‌آید بلكه چهره‌تان را زشت می‌كند. پس به‌دنبال نظرات واقعی باشید، فرقی نمی‌كند از چه كسی. یك تلنگر از یك دوست، یكی از اعضای فامیل یا یكی از همكاران می‌تواند شما را از خطر بدپوشی نجات بدهد.

اگر دوستان تان با شما رك نيستند به سراغ اينترنت برويد. ببينيد تيپ كلي تان به كدام يك از بازيگران يا مشاهير خوش پوش نزديك‌تر است. پس همان طوري لباس بپوشيد.





تی‌شرت تبلیغاتی ممنوع!


وقتی یك تی‌شرت با یك لوگوی بزرگ تبلیغاتی می‌پوشید شبیه یك بیلبورد تبلیغاتی متحرك به‌نظر می‌رسید! دور اینگونه تی‌شرت‌ها را خط بكشید. در عوض به‌دنبال تی‌شرت‌های كلاسیك با یقه‌های هفت بروید‌ یا تی‌شرت‌هایی با طرح‌های زیبای هنری. این روزها لباس‌هایی با خطوط فارسی گزینه‌های زیبا و با اصالتی هستند كه می‌توانند حال‌و‌هوای تازه‌ای به تیپ شما ببخشند.


 

لباس‌هایی نه تنگ و نه گشاد


بهترین پیشرفتی كه می‌توانید برای ظاهرتان ایجاد كنید داشتن یك انتخاب هوشمندانه و با دقت است، انتخاب لباس‌هایی كه كاملا اندازه‌تان هستند.

بیشتر آقایان، به‌خصوص آقا پسرها، لباس‌هایی می‌پوشند كه برای‌شان گشاد یا حتی خیلی گشاد هستند! مطمئن شوید كه لباس‌تان درست هم سایز خود شماست و نه خیلی تنگ و نه خیلی گشاد باشد. لباس‌های خیلی گشاد یا خیلی تنگ تبدیل به یك بیماری مسری شده‌اند! مراقب باشید!


 

به فروشنده‌ها اعتماد نكنید


هیچ وقت تنها به خرید نروید زيرا به حرف فروشنده‌ها نمي‌شود اعتماد كرد. بیشتر آن‌ها خیلی كاری ندارند كه این لباس به شما می‌آید یا نه. آن‌ها به فكر فروش و سود خودشان هستند، شما هم به فكر سود خودتان باشید. یكی از دوستان خوش‌پوش و مورد اعتمادتان را با خودتان به خرید ببرید؛ كسی كه مطمئن هستید با استفاده از نظراتش می‌توانید خوش‌پوش باشید.


 

همیشه دقت كنید


در نهایت باید بگویم نگران نباشید! حتی اگر در مورد پوشش‌تان اشتباه هم بكنید زمین هم‌چنان به گردش خودش ادامه خواهد داد. از خانه بیرون بروید، به فروشگاه‌های خوب سر بزنید، با آدم‌های خوش تیپ ارتباط برقرار كرده و به ظاهرشان توجه كنید اما دقت كنید، ببینید آیا مدل مویی كه آن را روی سر فلان آقا دوست دارید به شما هم همان‌قدر می‌آید؟

بستن شال‌گردن كه فلان دوست‌تان را خیلی خوش تیپ كرده برای گردن شما مناسب است یا این كه گردن كوتاهی دارید و نباید از شال گردن استفاده كنید. همه چیز را با هم در نظر بگیرید و مطمئن باشید هر چقدر به خوش‌پوشی‌تان اهمیت بدهید به‌خودتان اهمیت داده‌اید.


 

یا تمام رسمی یا تمام اسپرت


لباس‌هایی كه بالا تنه را می‌پوشانند باید با لباس‌هایی كه پایین بدن را می‌پوشانند هماهنگی داشته باشند. جالب نيست یك پسر نوجوان یك سوئی‌شرت گشاد و اسپرت را با یك شلوار پارچه‌ای هماهنگ كند یا یك بالا تنه كاملا رسمی را با یك شلوار جین همراه كند. اگر قرار است لباس اسپرت بپوشید سعی كنید تمام ظاهر شما اسپرت باشد. اگر هم قرار است‌، یك ظاهر رسمی را انتخاب كنید، از پیراهن و كت‌تان گرفته تا شلوار باید كاملا رسمی باشد.





 كفش تمیز و براق


برای كفش‌های‌تان خوب خرج كنید و خوب هم وقت بگذارید. كفش‌ها بخش ناطق تیپ شما هستند! بله، آن‌ها به راحتی با بیننده حرف می‌زنند و معمولا اولین بخش ظاهر شما هستند كه به‌خصوص خانم‌ها به آن توجه می‌كنند. پس سعی كنید كفش‌های‌تان همیشه تمیز باشند و از تمیزی برق بزنند. آن‌ها را به موقع واكس بزنید. حتی اگر بهترین لباس‌ها را پوشیده باشید و همه لباس‌های‌تان تمیز و اتو كشیده باشند، یك كفش كثیف می‌تواند به راحتی آب خوردن همه این‌ها را از بین ببرد. حیف است كه برای یك واكس 5 ‌دقیقه‌ای كل ظاهرتان را زیر سوال ببرید‌، پس حواس‌تان حسابی به كفش‌ها جمع باشد.


 

صندل‌و‌جوراب نپوشید


آقایان! صندل‌ها درست مثل كفش‌ها نشان‌دهنده سلیقه شما هستند اما لازم است یك نكته را همیشه درنظر داشته باشید، صندل شما حتی اگر زیباترین و ‌آراسته‌‌ترین مدل بین مدل‌های ارائه شده سال باشد پوشیدن آن به همراه جوراب می‌تواند همه چیز را تنها ظرف مدت چند ثانیه خراب كند! پوشیدن جوراب فقط مخصوص كفش‌هایی است كه جلو بسته بود. یا این كه مخصوص ورزش هستند. در غیر این صورت پوشیدن جوراب به همراه صندل‌تان یكی از فجایع دنیای مد به حساب می‌آید. هیچ كس دلش نمی‌خواهد زیر آن صندل‌های آراسته جورابی را ببیند كه احتمالا به خاطر جلوباز بودن كفش كثیف هم شده؛ باور كنید.


 

لباس‌هایي بخريد كه دوست‌شان داريد


به حراج‌های آخر فصل اعتماد نكنید. خیلی از افراد وقتی می‌بینند فروشگاهی حراج گذاشته بدون این كه واقعا به چیزی احتیاج داشته باشند وارد می‌شوند و یك دفعه می‌بینی با چند كیسه لباس بیرون می‌آیند. این اتفاق در مورد حراج برندها هم اتفاق می‌افتد. آقایان! چیزی را صرفا به این دلیل كه مارك‌دار است و ارزان شده، نخرید. لباس‌هایی را بخرید كه دوست‌شان دارید و می‌دانید كه آن‌ها را می‌پوشید، نه این كه نرسیده به خانه پشیمانی سراغ‌تان بیاید. درنظر داشتن این نكته شما را از خرج كردن یك عالم هزینه غیر‌ضروری نجات می‌دهد. باور كنید!





كیفیت به جای مارك


برند بازها موقع خرید یك سوال ساده را مرتب از خودشان بپرسند: «اگر مارك این برند روی این لباس نبود، آن را می‌خریدم؟» واقعیت این است كه خیلی‌ها فقط به‌خاطر مارك یك لباس سراغش می‌روند. شكی نیست كه خیلی از برندها جنس‌های با كیفیت و مرغوبی دارند اما خیلی‌های‌شان هم صرفا اسم و رسمی به هم زده‌اند. دنبال مارك‌ها نباشید. به‌دنبال پارچه‌های مرغوب باشید كه به حفظ سلامت‌‌تان هم كمك می‌كنند. ببینید آیا واقعا مدل و طراحی آن لباس را دوست دارید. اگر پاسخ شما منفی است همان لحظه فروشگاه را ترك كنید.


 

برای ظاهرتان وقت بگذارید


برای ظاهرتان زمان و پول بیشتری را صرف كنید. لباس‌های شما وسیله ارتباطی شما با جهان خارج است. لباس‌های‌تان نشان‌دهنده شخصیت و طرز فكرتان هستند. پس هیچ عیبی ندارد اگر برای‌شان پول خوبی خرج كنید و وقت زیادی بگذارید. مرتب ظاهرتان را چك كنید. ببینید كدام لباس‌ها را با هم بپوشید بهتر است. همان‌قدر كه به تحصیلات، روابط و شغل‌تان اهمیت می‌دهید، به پوشش‌تان هم اهمیت بدهید. پوشش بد می‌تواند موقعیت‌های زیادی را از شما بگیرد. بر عكس، یك ظاهر آراسته و زيبا می‌تواند موقعیت‌های زیادی را در اختیارتان بگذارد، پس هیچ‌وقت قدرت پوشاك را دست‌كم نگیرید.


 

خوش تیپ‌تر از رئیس؛ هرگز!


یك پله عقب‌تر باشید: همیشه درنظر داشته باشید كه كجا مهمان هستید و میزبان‌تان چه كسی است. اگر همیشه حوا‌س‌تان به موقعیت باشد، می‌توانید بهترین لباس‌ها را برای پوشیدن در آن موقعیت انتخاب كنید. یادتان باشد اگر نمی‌دانید قرار است با چه جور آدم‌هایی مواجه شوید، بهتر است كمی رسمي‌تر باشید، مثلا از یك كت ساده روی لباس‌تان استفاده كنید و در نهایت یك نكته را به یاد داشته باشید كه احتمالا می‌تواند نجات‌تان بدهد؛ همیشه از افراد مافوق‌تان یك پله عقب‌تر باشد. مثلا اگر برای مصاحبه كاری می‌روید بهتر از رئیس‌تان لباس نپوشید! از ما گفتن بود!


 

جزئیات ساده اما تاثير‌گذار


هیچ‌وقت قدرت جزئیات را دست‌كم نگیرید. هماهنگی كل ظاهرتان به كنار، جزئیات هم به همان اندازه مهم هستند. جزئیات می‌توانند نشان‌دهنده ویژگی‌های خاص شخصیتی شما باشند. جالب است كه این موارد جزئی اغلب تنوع بالایی دارند. یك دستمال گردن زيبا یا یك دكمه سر دست زیبا می‌تواند حسابی حال و هوای ظاهرتان را عوض كند و خوش‌سلیقگی شما را به همه نشان بدهد. یادتان باشد جزئیات از اولین مواردی هستند كه در ظاهرتان مورد‌توجه قرار می‌گیرند، پس اولین كسی باشید كه به آنها خوب توجه می‌كند.


 

4 نكته ساده، اما مهم

این نكات را برای داشتن ظاهری آراسته رعایت كنید

  •    موهای همیشه كوتاه

موها بیشترین تاثیر را روی چهره افراد می‌گذارند. سعی كنید همیشه موهای‌تان را كوتاه و مرتب نگه دارید؛ موهای كوتاه به چهره شما نظم و انضباط می‌دهد. به‌خصوص اين‌كه سعی كنید همیشه موهای پشت گردن‌تان را اصلاح كنید چون تصویر ناخوشایندی را برای بیننده ایجاد می كنند. برای گرفتن وقت آرایشگاه هیچ‌وقت تنبلی نكنید. این كه هر چند وقت یك‌بار به آرایشگاه بروید به سرعت رشد موهای‌تان بستگی دارد اندازه موهاي‌تان هر چقدر كه هست قبل از این كه قیافه‌تان را نامرتب كند كوتاهش كنید.


  •   شلوارهای مناسب

شلوارهای پارچه‌ای گزینه‌های مناسبی برای تیپ‌های مردانه هستند‌ اما حوا‌س‌تان به قد شلوار باشد. اگر قد این شلوارها خیلی بلند باشد یا چند سانتی متری بالای كفش قرار بگیرد یكی از بدترین ظاهرهای ممكن را برای‌تان ایجاد خواهد كرد. این نكته در مورد شلوارهای جین هم صدق می‌كند. شلواری كه پشتش ریش ریش شده، آن هم از بس كه بلند است و روی زمین كشیده می‌شود اصلا زیبا نیست.

  •   شال‌گردن رسمی

برای موقعیت‌های رسمی شال و دستمال‌گردن‌های آراسته گزینه‌هایی هستند كه ظاهر شما را از این رو به آن رو می‌كنند به‌شرطی كه گردن شما بلند و كشیده باشد. برای آدم‌هایی كه غبغب دارند و گردن‌شان كوتاه است استفاده از دستمال گردن به هیچ وجه توصیه نمی‌شود چون گردن‌شان را بیشتر از آنچه واقعا هست، كوتاه نشان می‌دهد.


  •   خوش‌بو باشید

هیچ‌چیزی به اندازه یك ادكلن خوش‌بو نمی‌تواند تیپ یك مرد را كامل كند. عطرها معمولا برای شخصیت‌های مختلف ساخته می‌شوند. یك عطر می‌تواند تداعی‌كننده اعتماد به نفس باشد و عطر دیگر تداعی‌كننده اجتماعی بودن. با توجه به شخصیت‌تان سراغ عطرها بروید. برای عطرهای‌تان خوب خرج كنید. بعضی از عطرها بعد از چند ساعت بوی‌شان از بین می‌رود و از آن بدتر بعضی‌های‌شان بدبو می‌شوند. عطرهای‌تان را از فروشگاه‌های شناخته شده بخرید و به‌دنبال آن‌هایی باشید كه امتحان‌شان را پس داده‌اند.

 

منبع:http://www.bartarinha.ir

 

جمله انگیزشی

http://hw8.asset.lenzor.com/lp/15585755-3150-l.jpg

instagram.com/sharbati7

چگونه باهوش، دقیق و متمرکز باشیم؟

Image result for ‫چگونه زرنگ باشیم‬‎

صحبت کردن با دیگران در خانه، مدرسه یا اجتماع، عملکرد مغز را بهبود میبخشد.

از مغز خود استفاده کنید
اگر از مغز خود استفاده نکنید، غیر فعال میشود. فعال نگه داشتن مغز ذهن شما را هوشیار نگه میدارید. افرادی که از نظر ذهنی فعالیتهای چالش برانگیزی انجام میدهند کمتر در خطر بیماری آلزایمر قرار دارند.

• کتاب بخوانید
• مکالمه های طولانی داشته باشید (مثل ارائه و تدریس)
• به رادیو گوش دهید

نظم و ترتیب موجود را به هم بریزید
خاطرتان هست در کودکی بازی داشتیم که کلمات را از انتها به ابتدا ادا می کردیم؟ محققین در دانشگاه دوک تمرین هایی را ایجاد کرده اند با نام "نوروبیک" که مغز را وادار به تفکر به طرق جدید می کند. از آنجایی که که حواس پنجگانه در یادگیری نقش کلیدی ایفاء می کنند بنابراین با استفاده از آنها می توان ذهن را تمرین داد. اگر راست دست هستید سعی کنید از دست چپتان استفاده کنید. مسیر خانه تا محل کارتان را تغییر بدهید و مسیرهای جدیدی را امتحان کنید. چشمهایتان را ببندید و سعی کنید غذاها را از روی طعمشان شناسایی کنید.

عقل سالم در بدن سالم!
تمرین بدنی مخصوصا تمرین هایی که باعث افزایش تعداد ضربان قلب می شوند مانند پیاده روی و شنا، باعث افزایش جریان خون به مغز نیز می شوند. اگرچه هنوز دانشمندان دلیل آن را نمی دانند اما اینگونه فعالیتها باعث افزایش خون موجود در مغز و نیز بهبود پیوندهای بین سلول های مغزی می شود. با ادامه انجام فعالیت های بدنی، می توانید به حافظه، تخیل و حتی توانایی برنامه ریزی امورتان کمک کنید.

قدرت ذهن در گروی رژیم غذایی سالم
با انتخاب غذاهای سالم که برای قلب و تناسب اندام مفید هستند به کارکرد صحیح مغزتان نیز کمک می کنید. چاقی در میانسالی احتمال زوال عقل در سالهای بعد را تا دو برابر افزایش می دهد. کلسترول و فشار خون بالا نیز بر میزان این احتمال می افزاید. چند نکته ساده را مد نظر داشته باشید:

• به جای سرخ کردن غذا از روش های سالمتر استفاده کنید
• روغن های سالم مانند روغن دانه های گیاهی و زیتون را جایگزین کره، خامه و روغن حیوانی نمایید
• از میوه ها و سبزیجات رنگی مصرف کنید
• مصرف ماهی فراموش نشود

مراقب آنچه مینوشید باشد
می دانید که نوشیدن نوشابه های الکلی بر قضاوت، تکلم، حرکات و حافظه شما تاثیر منفی می گذارد. این را هم می دانید که الکل آثار بلند مدت مخربی نیز دارد؟  مصرف مداوم الکل در طولانی مدت باعث کوچک شدن لوب های پیشین مغز می شود و این آسیب ها حتی با ترک الکل نیز برگشت پذیر نخواهند بود. 

بازیهای کامپیوتری ذهن را تمرین میدهند
چندین پژوهش نشان داده است که بازیهای کامپیوتری بخشی از مغز را که مسئول کنترل حرکت، حافظه، برنامه ریزی و مهارتهای حرکتی است تحریک و فعال میکند. برخی کارشناسان معتقدند بازی تنها میتواند مهارت شما در بازی را ارتقا میدهد. هنوز توافقی در این زمینه وجود ندارد اما میتوان به کودکان اجازه داد زمان مشخصی را به بازیهای کامپیوتری اختصاص دهند.

موسیقی به ذهن کمک میکند
نواختن موسیقی در کودکی به بخش تفکر مغز کمک میکند در بزرگسالی بهتر کار کند. تجربه موسیقی عملکرد ذهنی را که ارتباطی با موسیقی ندارند مانند حافظه و توانایی برنامه ریزی تقویت میکند. همچنین به هماهنگی بهتر دست و بدن کمک مینماید. علاوه بر اینها موسیقی تفریح خوبی است. نگران نباشید، هیچ وقت برای شروع دیر نیست.

اجتماعی باشید
صحبت کردن با دیگران در خانه، مدرسه یا اجتماع، عملکرد مغز را بهبود میبخشد. مطالعات نشان میدهند که فعالیتهای اجتماعی برای مغز مفید است بنابراین وارد فعالیتهای اجتماعی شوید، در کلاس مورد علاقه تان ثبت نام کنید یا با دوستانتان تماس بگیرید. 

آرامش خود را حفظ کنید
استرس بیش از حد به بخش خاکستری مغز صدمه میزند. بخش خاکستری مغز دربردارنده سلولهایی است که اطلاعات را ذخیره و پردازش میکنند. چند روش ساده برای آرام شدن:

• نفس عمیق بکشید
• موضوعی برای خندیدن و شاد شدن پیدا کنید
• به موسیقی گوش کنید
• یوگا یا مدیتیشن انجام دهید

تاثیر خواب بر مغز
پیش و پس از یادگیری مطلب جدید، خواب کافی داشته یاشید. وقتی خسته باشید تمرکز برایتان دشوار میشود. وقتی پس از یادگیری مطلب جدیدی میخوابید، مغز اطلاعات جدید را ضبط میکند تا بعدا بتوانید آنها را به خاطر بیاورید. استراحت طولانی در شب برای خلق و حافظه لازم است. بزرگسالان به 7 تا 8 ساعت خواب شبانه نیاز دارند.

کمک به حافظه
هرکسی ممکن است گاهی حواسش پرت شود. با افزایش سن ممکن است به سادگی سابق نتوانید مسائل را به یاد بیاورید. این امری طبیعی و بخشی از فرایند سالخوردگی است. چند اقدامی که در این زمینه به شما کمک میکنند:

• همه چیز را بنویسید
• از تقویم و یادآور گوشی همراه خود حتی برای موارد ساده استفاده کنید
• هر بار بر یک کار تمرکز کنید

تکرار نام دیگران
در به یاد آوردن نامها مشکل دارید؟ همیشه در حین صحبت با اشخاص نام آنها را تکرار کنید (اگر نمیخواهید با صدای بلند این کار را انجام دهید، حداقل در ذهن خود بگویید). میتوانید تصویر یا شعری از خود بسازید که بین اسامی آنها در ذهنتان ارتباط ایجاد کند.
منبع:سیمرغ

 

مطالب بیشتر برای زندگی بهتر

منبع:beytoote.com

چگونه در زندگی فردی سیاست مدار باشیم؟

مجموعه : زندگی بهتر
چگونه در زندگی فردی سیاست مدار باشیم؟

در جامعه کنونی برای برخورد با افراد مختلف حتما برای اینکه بهتر به نتیجه برسید باید سیاست مدار باشید و رفتاری دیپلماتیک داشته باشید. اما چگونه می توان در زندگی فردی سیاست مدار بود؟

 

سیاست داشتن گاهی‌اوقات اینطور تلقی می‌شود که نظراتتان را ابراز نکنید طوریکه دیگران را خوشنود نگه دارید. اما سیاست داشتن لزوماً به این معنا نیست که حرف‌هایتان را بر زبان نیاورید. سیاست داشتن یعنی اینکه قبل از حرف زدن یا انجام دادن کاری، موقعیت را ارزیابی کنید و هیچوقت واکنش افراطی نشان ندهید.

 

برای آن لازم است که توانایی تفسیر موضوعات را به دست آورید و بدانید که کی چه چیزی بگویید. بااینکه در بعضی موقعیت‌ها سیاست به خرج دادن کار سختی است، مخصوصاً در موقعیت‌هایی که تاثیر شخصی زیادی بر شما می‌گذارد یا درمورد موضوعی است که حس فوق‌العاده قوی‌ای نسبت به آن دارید. دانستن چند نکته مهم سیاست پیشه کردن در موقعیت‌های مختلف زندگی را برایتان راحت‌تر می‌کند.

 

مراحل
1. قبل از اینکه هر عملی انجام دهید، فکر کنید

حتی اگر عصبانی و ناراحت هستید، یک لحظه وقت گذاشته و نفسی عمیق بکشید و قبل از اینکه حرفی بزنید یا کاری انجام دهید، کمی فکر کنید. حتی اگر لازم شد در ذهنتان به نفس کشیدن فکر کنید، تا آرامش خودتان را به دست آورید. شاید سخت به نظر برسد اما چند لحظه وقت گذاشتن برای ارزیابی موقعیت عصبانیتتان را فروکش داده و دیگر با آزردگی رفتار نخواهید کرد.

 

– این نکته مخصوصاً وقتی در یک مکان عمومی هستید مثل وقتی که مخاطبتان یک فروشنده بی‌ادب  یا یک بچه یاغی است که در یک رستوران شلوغ مزاحم غذا خوردنتان شده است، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

 

2. روی واقعیت‌های آن موقعیت متمرکز شوید

لحظه‌ای مکث کرده عقب بروید و موقعیت را منتقدانه ارزیابی کرده و قبل از اینکه احساساتتان را دخیل کنید، اطلاعات واقعی آن موقعیت را بررسی کنید.

 

3. از زبانی قاطع استفاده کنید

با زبانی ساده و واضح صحبت کنید تا فرد مقابلتان از حرف‌هایتان دچار سوءتفاهم نشود.

 

4. مقابله نکنید

اشکالی ندارد که قاطع حرف بزنید و این حتی کمکتان می‌کند دیگران حرف‌هایتان را با جدیت بیشتری گوش کنند اما از زبانی استفاده نکنید که به نظر دیگران خشن به نظر برسد.

 

– سعی کنید خیلی راحت به جای اینکه بگویید «به هیچ وجه» یا «شوخی می‌کنی» بگویید «نه»!

 

5. از موقعیت‌های شدیداً احساسی دوری کنید

وقتی وارد بحثی می‌شوید که خیلی احساسی شده است و کم‌کم به مشاجره ختم می‌شود، هرچقدر هم تلاش کنید با سیاست رفتار کنید به در بسته خواهید خورد. سعی کنید در موقعیت دیگری حرف‌هایتان را مطرح کنید.

 

– به افرادی که در آن بحث هستند پیشنهاد کنید که کمی وقفه بیندازند و بعد از ۵ دقیقه که کمی آرام‌تر شدند، بحث را ادامه دهند.

 

– وقتی همه استراحت کرده و آرام شدند، سعی کنید در بحث میانجی باشید. میانجی بودن به شما این امکان را می‌دهد با هر کدام از آن افراد با سیاست رفتار کرده و هیچکدام تصور نکنند که طرف دیگری را می‌گیرید و ناراحت نشوند.

 

6. نگذارید کسی حرفتان را قطع کند
– مودبانه از آن کسی که می‌خواهد صحبتتان را قطع کند بخواهید که اجازه دهد صحبت‌هایتان تمام شده، سپس او نظرش را ابراز کند.

 

7. حالتی باسیاست به خود بگیرید
– زبان بدنی خنثی داشته باشید. موقع حرف‌ زدن به چشم‌های فرد مقابل نگاه کنید و لحن کلامتان آرام باشد.

 

– قسمت‌هایی از بدنتان که موقع بحث کردن عصبی و پرواکنش می‌شوند  مثل دست‌ها، شانه‌ها و ابروهایتان را ریلکس کنید.

 

– از تکان دادن بیش از اندازه دست‌ها موقع حرف زدن خودداری کنید زیرا ممکن است عصبی و خشن به نظر برسید.

 

– تصور نکنید که برای اینکه باسیاست رفتار کنید باید هر دو ثانیه یکبار لبخند زده یا بخندید. بیش از اندازه دوستانه رفتار کردن باعث می‌شود فرد لوسی به نظر برسید و دیگران زیاد جدی‌تان نگیرند.

 

8. روی حرفتان بایستید
– سیاست داشتن یعنی روی حرفتان بایستید، پس همینطور رفتار کنید. در واکنش‌ها و نظراتتان قاطع باشید.

 

نکات
– کار نیکو کردن از پر کردن است. هر جا و در هر موقعیتی که هستید، باسیاست رفتار کردن را تمرین کنید.

 

– سیاست داشتن از درون شما ناشی می‌شود. هیچوقت برای اینکه به خودتان ثابت کنید چیزی درست است، واقعیت را نادیده نگیرید. فقط خیلی راحت نظر خودتان را به طریقی مثبت عنوان کنید.

 

– سیاست داشتن را با دوستانتان تمرین کنید.

 

– کتاب‌های زیادی هستند که نکات خوبی در این زمینه پیشنهاد می‌دهند. تا می‌توانید برای بالا بردن مهارت‌هایتان مطالعه کنید.

 

هشدارها
– مراقب استفاده کلمه «نه» باشید. باید سعی کنید خیلی خوب به نقطه‌نظرات دیگران گوش داده، بگویید که حرف و نظرشان را خیلی خوب درک می‌کنید اما لزوماً با آن هم‌عقیده نیستید.

 

منبع:samatak.com

چگونه ادم کول و تو دل برویی باشیم؟

زیربنای روابط اجتماعی موفق یا چگونه آدم کولی باشیم؟!

خوب همونطور که متوجه شدید مطلب امروز راجع به ساختمون سازیه. حالا از نمک افشانی من که بگذریم مطلب امروز یکی از مهمترین چیزهاییه که اگر می خواهید تو روابط اجتماعی موفق باشید باید جدی بگیریدش. فقط هم منحصر به دختربازی نمی شه چون اگر این خصوصیات رو نداشته باشید اصولا دوست های زیادی دور و برتون نخواهید داشت.

فکر کنم همتون واژه ی کول cool یا همون بچه باحاله خودمون روشنیدید. تمام آدم های زرنگ این روزها سعی میکنن کول رفتار کنن. چرا؟ چون آدم کول نه تنها آدم محبوبیه و کلی دوست و رفیق داره بلکه دخترها هم همیشه دنیاله یک همچین آدمی می گردند.

به دورو برتون نگاه کنید. دوستاتون چه کسایی هستن. فکر بکنید ببینید اگر آدم غریبه ای دو ساعت بخواد با شما وقت صرف کنه حوصله از مغز کللش در میره یا نه خیلی هم حال می کنه. دوستاتون آدم های باحالی اند یا نه آدم هایی هستون که فقط از سر ناچاری باهاشون هستید. چون بهتر از اون با شما دوست نمی شه یا نمی مونه. این بهترین مقیاسیه که بتونین بفهمین چقدر آدم کولی هستید.

بد نبود. هان؟ باور کنید من بی گناهم. همون طور که گفتم اکثر مردم می دونن که کول بودن می تونه خیلی مفید باشه و سعی می کنن تا اونجایی که می تونن کول باشن. ولی اشکال بزرگ اینجاست که اکثرا نمی دونن چه چیزیه که یک آدم رو باحال می کنه و یکی دیگرو حوصله سربر. برای همین هم یک سری رفتارهای به خیاله خودشون باحال می کنن که همه رو فراری می ده . مثلا خیلی ها فکر می کنن کول بودن به لباس پوشیدن ارتباط داره و دیگه خودشون رو می کشن که عین سیاه پوست ها لباس بپوشن. چرا چون شنیدن سیاها آدم های کولی هستن. که البته خیلی هاشون هستن ولی نه به خاطر لباساشون. خلاصه از کله تیغ انداختن بگیرید تا با بقیه خیلی بی ادبانه رفتار کردن و ... هرکسی به نحوی سعی می کنه خودشو شبیه آدم های کول دربیاره غافل از اینکه کول بودن فقط به قیافه و ظاهر نیست. ممکنه بشه یک نفر رو برای ده دقیقه با ظاهره باحال گول زد ولی اگر رفتاره درستی نکنید مردم بلافاصله تشخیص میدن که اینکاره نیستید.

آدم های باحال واقعی نیازی به هیچ کدوم از این ها ندارن بلکه رفتار و طرز فکرشونه که این پیام رو به بقیه می ده که من آدمه باحالی هستم.

هرچند کول بودن یک امر ذاتیه و متاسفانه شما هم در تسته بالا مشخص شد آدم کولی نیستید ;) ولی خوشبختانه چند تا عامل هست که بین تمامه آدم های کول مشترکه و هرکسی که اون ها رو رعایت کنه کلی به کول بودن خودش اضافه می کنه و در نتیجه چه در روابط عادیش و چه در روابط با دخترها موفقتر خواهد بود. ببینیم این ها چی هستن:

1. سعی کنید آدم مستقلی باشید. داشتن استقلال یکی از مهمترین مشخصه هایی است که بدون این که خودتون حس کنید باعث میشه آدم باحالی بشید. برعکسش آدمی که برای هر کاری که می خواد بکنه وابسته ی به دیگرانه، خود به خود در نظر بقیه آدم ناکولی به نظر میاد. مثلا تا حالا دقت کردید وقتی با دوستاتون رفتید بیرون اونایی که بچه های باحالی بودن حتی توی این مورد کوچک هم استقلال خودشونو حفظ کردن ولی اونهایی که آدمهای وابسته ای بودن معمولا صبر می کنن تا همه سفارش بدن یا از همه میپرسن که اونها چی سفارش میدن و معمولا چیزی شبیه به اون رو انتخاب می کنند. یادتون باشه هر چی استقلاله بیشتری از خودتون نشون بدین کول تر خواهید بود.

2. این مورد از مورد قبلی خیلی مهمتره. سعی کنید به نتیجه رفتار و اعمال و گفته های خودتون و دیگران وابسته نباشید. به این معنی که به نتیجه اهمیت ندید. اگر دارین با یک دختری حرف میزنید سعی کنید براتون مهم نباشه که حالا کار یه کجا خواهد کشید. این رو قبلا هم گفتم. اگر به نتیجه بی تفاوت باشید خیلی ریلکستر خواهید بود و کول تر به نظر میاید. این بی تفاوتی به نتیجه رو به همه موارد برخوردهای اجتماعی تون تعمیم بدین. اگر حرفی می زنید و یا کاری می کنید که به نظر خودتون صحیحه براتون مهم نباشه که بقیه چی راجبش فکر می کنن و سعی نکنید که تایید بقیه رو نیاز داشته باشید. در مسایل مختلف نظر خودتون رو داشته باشید و دنبال تایید بقیه نگردید. فقط حواستون باشه این حرف معنیش این نیست که با هر چی که هرکس گفت مخالفت کنید ها. این خودش نشانه ی بزرگیه از عدم اعتماد به نفس.

3. تا می تونید سعی کنید آدم با مزه ای باشید. اگر ذاتا با مزه اید که بهتر. اگر نه سعی کنید نگاه کنید آدم هایی که به نظرتون با مزه هستن چی کار می کنن که بامزن. اگر کتابی در این زمینه گیر اوردین بخونین و برنامه های کمدی رو نگاه کنید و سعی کنید ازش چیز یاد بگیرین. یادتون باشه بامزه بودن و توانایی خندوندن دیگران نه تنها در روابطه اجتماعی به دردتون می خوره بلکه یکی از بهترین وسیله های جذب کردن دخترهاست. البته یادتون باشه هیچ وقت تبدیل به یک دلقک نشید. در رابطه با این موضوع که چه جوری از خندوندن دیگران درست استفاده کنید یک روز کامل خواهم نوشت.

4. سعی کنید از نظر اجتماعی آدم دلنشینی بشید. چندتا چیز که به فکره من میرسه که می تونید انجام بدین اینه که مثلا سعی کنید بقیه هنگامی که در کنار شما هستند احساس راحتی کنند. هیچ وقت سوال هایی نپرسید که طرف رو توی موقعیت ناجوری قرار بده یا رفتاری نکنید که باعث شه دیگران معذب بشن.

بعد هم سعی کنید راجع به محیطه اطرافتون آگاهی کامل داشته باشید. به زبونه ساده بیق نباشید. برین بگردید ببینین بهترین مثلا کافی شاپ های شهرتون کجاست. بهترین مراکز تفریحی کجاست؟ فیلم های روز چیه؟ مده روز چیه؟ خلاصه این که از اون چیزی که در دور و برتون میگذره کاملا آگاه باشین.


خوب حالا وقتشه که این تستو واقعا بزنید تا ببینید با این چیز های جدیدی که یاد گرفتید چقدر آدم کولی هستید.

دیدید نتیجه چه قدر بهتر بود؟ این شد دوبار در ضمن! مطلب امروز شاید خودش خیلی باحال نبود ولی مطمئن باشید که می تونه شما رو از اون چیزی که هستید خیلی باحال تر کنه.

 

منبع:http://mahi76.blogfa.com