۷ راه افزایش کاریزما

اگر بتوانید تأثیر مثبت و بادوامی بر روی هر کسی که می‌بینید بگذارید، مثل این می‌ماند که دنیا را در مُشت‌تان گرفته باشید. بعضی آدم‌ها به صورت مادرزاد جذابند، اما خبر خوب این است که جذابیت را می‌توان یاد گرفت.

در اینجا شما را با ۷ راه مؤثر برای افزایش قدرت کاریزما آشنا می‏‌کنیم که مهارت برقرار کردن ارتباط بهتر با سایرین و محبوب شدن را برایتان به ارمغان می‌آورد.

با پیدا کردن رگ خواب شروع کنید

من راه خوبی برای بهتر ارتباط برقرار کردن با مردم پیدا کرده‌ام که هر جا رفته‌ام، کارساز بوده است. از آدم‌ها می‌پرسم از چه چیز خوششان می‏‌آید یا چه چیزی مجذوبشان می‌کند. وقتی جوابم را بدهند، دوباره ازشان می‌‏پرسم، چه نکته‌ای باعث شده تا از فلان چیز خوشت بیاید؟ نکته‌ی کلیدی علاقه به فلان کار چیست؟

من این کار را فقط از این بابت انجام نمی‌دهم که صرفا احساس خوبی را بهشان منتقل کنم، در واقع این سؤال‌ها را می‌پرسم چون می‌دانم چیزهایی هستند که اگر هر فردی راجع بهشان صحبت کند، حالش بهتر می‌شود. تازه می‏‌شود کلی چیزهای جالب هم این وسط یاد گرفت.

هر کسی داستانی برای تعریف کردن دارد

فرض کنید وارد یک مهمانی یا مراسم یا مجلس سخنرانی شده‌اید که بالای سر هر آدمی، عددی روشن است. این عدد نشان‌دهنده‌ی تجربه و دانش اوست. اگر ۱۰۰ نفر به این مهمانی دعوت باشند که هر کدامشان بین ۳۰ تا ۴۰ سالشان باشد، آنگاه چیزی بین ۳۰۰۰ تا ۴۰۰۰ سال دانش و بینش بشریِ ترکیب شده در آن سالن وجود دارد.

چه خوب بود اگر می‌‏توانستیم با تک تک این آدم‌ها صحبت کنیم و از علم و تجربیات‌شان بهره‌مند شویم. حیف نیست که از چنین موقعیتی برای به اشتراک‌گذاری چیزهای خوب و به دست آوردن چیزهای خوب، چشم‌پوشی کنیم؟ شاید به جرئت بتوانم بگویم، چند تا از بهترین فرصت‌های عمرم را با باز کردن سر صحبت با آدم‌‏ها در چنین محیط‌هایی به دست آورده‌ام.

مشکل بیشتر آدم‌ها این است که حس می‏‌کنند اعتماد به نفس لازم برای مرتبط کردن خود با توده‌ی مردم، یا به عبارت دیگر شبکه‌سازی را ندارند، چون فکر می‏‌کنند مهارت اثرگذاری در نگاه اول را در خود پرورش نداده‌اند. حالا چه می‌شد اگر می‌توانستید خودتان را جوری آب‌بندی کنید که اگر وارد هر اتاقی شدید «برق بزنید». چه می‌شد اگر بلد بودید درجه کاریزمای‌تان را بالا ببرید و تا ته مهمانی حفظش کنید؟

این ۷ مورد را بخوانید تا بدانید چطور می‌‏توان جذاب‌تر شد.

۱. گوش به زنگ باشید

اولین چیزی که موقع حرف زدن با هر کسی باید رعایت کنید این است که گوش به زنگ باشید. وقتی می‌‏گویم گوشتان به زنگ باشد، یعنی شش دانگ حواستان را جمع کنید. اگر مکالمه‌تان یک-به-یک است، باید این احساس را به طرف مقابل القا کنید که فقط شما دو نفر در این اتاق هستید.

اگر در جمعی هستید، باید حس مهم بودن را به متکلم آن جمع انتقال دهید. اگر خودتان متکلم آن جمع هستید، باید حواستان را به تک تک کسانی که جلوی‌تان ایستاده‌اند اختصاص بدهید. چشم به چشم‌شان بدوزید. شاید اولش سخت باشد، اما باید طوری طرف را نگاه کنید که اگر لازم شد، قادر باشید مشخصات صورتش را برای نقاش اداره‌ی پلیس تشریح کنید.

اینجوری می‌توانید به جای اینکه روی ۲، ۳ نفر تأثیر بگذارید، موقع صحبت کردن جمعی را میخکوب خود کنید.

۲. زبر و زرنگ باشید

اگر آدم کاریزماتیکی باشید، یعنی نسبت به عموم آدم‌ها از استرس کمتری برخوردارید و موفقیت و جذابیت بیشتری دارید. حواستان باشد، وقتی می‌گویم جذاب، منظورم این نیست که پیکربندی فیزیکی صورت یا بدن‌تان حاصل پیکرتراشی میکل آنژ باشد. منظورم این است که انگار به خودتان رسیده‌اید. یعنی می‌دانید که موقع خندیدن چقدر دهانتان را باز کنید که جلوه‌ی خوبی از خودتان به جا بگذارید. به این می‌گویند کاریزما. به این می‌‏گویند جذبه.

خوبی‌اش این است که کاریزماتیک بودن ژنتیک نیست و می‌توان آن را یاد گرفت. خیلی از افرادی که خصوصیات رهبری را در خود دارند، کاریزماتیک هستند چون اعتماد زیادی به خودشان دارند، از یادگیری فراری نیستند و عاشق الهام بخشیدن به سایرین هستند.

۳. حفظ کنید، تکرار کنید

اگر بتوانید اسم هر فردی را سریع حفظ کنید و چند بار در صحبت کردن تکرار کنید، انگار خیلی زیرپوستی ازش تعریف کرده باشید. تأثیر این کار بیشتر از این است که بخواهید حرف‌های قلمبه و سلمبه زورکی به خورد طرف بدهید.

آدم‌ها خوشحال می‌‌شوند که فرد غریبه‌ای چند بار اسم‌شان را تکرار کند، چون احساس خاص بودن بهشان دست می‌دهد.

یکی از کارهایی که من می‌‏کنم این است که اول خودم را معرفی می‌کنم. همیشه به جای اینکه خیلی منفعلانه منتظر بمانید تا طرف مقابل خودش را به شما معرفی کند، جلو بروید و اول خودتان را برایش معرفی کنید.

بعد که ازشان می‌خواهید خودشان را معرفی کنند، مثل من این پیام دستوری یک خطی را به مغرتان مخابره کنید: «اسمش را حفظ کن.»

این کار مجبورتان می‌کند تا روی جوابی که دریافت می‌کنید متمرکز شوید و همینطور باعث می‌شود بخش توجه ناخودآگاه‌تان بیدار شود که خود باعث می‌شود اسم طرف مقابل را راحت‌تر حفظ کرده و در مکالمه استفاده کنید.

هر وقت کسی اسمش را به شما گفت، آن اسم را یک بار جلوی آن شخص و چند بار در مغز خودتان تکرار کنید. این کار را بکنید و مطمئن باشید که جواب می‌دهد.

۴. زبان دیگرتان را تقویت کنید

هر جا اسم جذبه و کاریزما به گوش‌تان خورد بدانید که «زبان بدن» هم پشت‌بندش می‌آید. ثابت شده که استفاده از زبان بدن میزان اعتماد به نفس آدم را به شدت بالا می‌برد.

زبان بدن، زبانی بین‌المللی است.

مردم می‌‏توانند به صورت ناخودآگاه حرکات بدن و صورت شما را برای خودشان ترجمه کنند. اگر به خودتان مطمئن باشید و حالت ایستادن‌تان این را القاء کند که از ته دل خوشحال و مثبت‌اندیش هستید، این خودش را به صورت کاریزما به بقیه نمایش می‌‏دهد.

چیزی که خود من از جلسات کلاس‌‏های تونی رابینز (Tony Robbins) یاد گرفتم این بود که اگر به حالت سوپرمنی خبردار بایستید – یعنی سیخ بایستید، چانه‌تان بالا باشد، پاهای‌تان به اندازه عرض شانه باز باشد، دست‌هایتان روی خط شلوارتان باشد و به آسمان نگاه کنید – و چند دقیقه این حالت را حفظ کنید، از نظر علمی ثابت شده است که این حالت خود به خود باعث افزایش اعتماد به نفس شما می‏‌شود. اعتماد به نفس هم که بخش بسیار مهمی از کاریزما است. آدم‌ها هم شما را به خاطر داشتن اعتماد به نفس بالا تحسین می‏‌کنند، چون خودشان دائما با مشکل اعتماد به نفس درگیرند.

پس این را یادتان بماند: بدن از ذهن پیروی می‌کند. حرکت بدن ناخودآگاه است.

یعنی دانستن اینکه «چه احساسی دارید» می‌تواند حالت صورت و زبان بدن‌تان را تغییر بدهد، پس بهتر نیست شروع کنید خودتان را با اعتماد به نفس ابرقهرمانان تصور کنید؟

همین حالا چند ثانیه چشم‌تان را ببندید و فکر کنید ابرانسان قوی‌جثه و بی‌باکی هستید! نظرتان چیست؟ این مورد را هم می‌توانید با صدور فرمان یک خطی به مغز فعال کنید. فقط باید تمرین کنید.

۵. چشم‌ها همه چیز را لو می‌دهند

چشم ها همه چیز را لو می دهند

مردم وقتی اعتماد به نفس را در شما می‌یابند که با آنها ارتباط چشمی برقرار کنید. فقط ناجور بهشان زُل نزنید.

اگر آن اولش برایتان سخت است که ارتباط چشمی خوبی برقرار کنید، سعی کنید به ناحیه بین دو چشم، همانجایی که بینی شروع می‌‏شود، خیره شوید. در این حالت اینطور به نظر می‌رسد که به جفت چشم‌های طرف مقابل نگاه می‌کنید. این حُقه‌ی کوچولو را امتحان کنید تا معذب نباشید.

۶. چیز منفی نگویید

نکته‌ی دیگری که می‌تواند کاریزمای شما را بالا ببرد این است که از به کار بردن عبارات منفی در مکالمه خودداری کنید. سعی کنید این رفتار را در خودتان نهادینه کنید. هر روز تمرین کنید که راجع به چیزهای مختلف غُر نزنید.

سعی کنید مسیر گفتگو مثبت باشد. حتی اگر طرف گفتگوی شما حرف‌های منفی بزند، شما سعی کنید چتر مثبت‌اندیشی خودتان را روی سر او هم بگیرید. شاید هم در همان دقیقه موفق نشدید تغییری در منفی‌نگری آن فرد ایجاد کنید، اما وقتی که شما را در ذهنش به خاطر بیاورد، یادش می‌آید که خاطره‌ی مثبتی از شما دارد.

سعی کنید مسیر گفتگو را به سمت چیزهای مثبت بکشانید. به این ترتیب آدم‌هایی که به این گفتگو گوش می‌دهند، متوجه می‌شوند این شمایید که استاندارد گفتگو را تعیین می‌کنید. پس یادتان باشد: مثبت‌اندیشی و نه هیچ چیز دیگر.

۷. از قدرت کلمات استفاده کنید

خالصانه و صمیمانه از مردم تعریف کنید. البته چندین سال طول می‌کشد تا قادر به چنین کاری باشید. خیلی‌ها به جزئیات توجه نمی‏‌کنند و فرصت‌هایی که برای تعریف کردن از دیگران دارند را از دست می‌دهند. به همین دلیل است که اگر واقعا از کسی تعریف کنید، این جریان به یادش می‌‏ماند.

می‌دانم خانم‌ها در این زمینه بهترند. پس تصورش را بکنید در زمانی که انتظار ندارید، آقایی از شما تعریف بکند، چه حالی بهتان دست می‏‌دهد؟ قطعا تا مدتی طولانی یادتان می‏‌ماند.

و در ضمن این یادتان نرود که موقع تعریف کردن کمی از زبان بدن و حالات صورت هم استفاده کنید و اصلا در این زمینه خساست به خرج ندهید. اینجوری تصویر بهتری می‌سازید تا اینکه بخواهید صرفا با کلمات چیزی را بیان کنید.

و اما کلام آخر: کاریزما یعنی انتقال اشتیاق به افراد دیگر.

منبع:chetor.com

چگونه روابط اجتماعی موفق داشته باشیم

شکل دادن به روابط برای بعضی‌ها بیشتر یک مسئله‌ی کاری است تا یک شیوه‌ی زندگی. بسیاری از افراد ممکن است فرصت‌های کاری بسیار خوبی را از دست بدهند؛ به این دلیل که نمی‌توانند با افرادی که در اطرافشان هستند به‌خوبی ارتباط برقرار کنند. در حالیکه برای برخی افراد، ارتباط برقرار کردن با دیگران در مدت زمان کوتاه کاری بسیار ساده و طبیعی است، برای برخی دیگر مدت زمان بیشتری لازم است تا چنین رابطه‌هایی شکل بگیرد. آیا این توانایی یک استعداد ذاتی است یا می‌توان آن را فرا گرفت؟ واقعیت این است که با انجام برخی تمرین‌ها می‌توانیم روابط اجتماعی موفق داشته و به مرور زمان نیز در این توانایی مهارت بیشتری پیدا کنیم. در این مقاله به برخی از این راهکارها اشاره شده است.

 

۱. اسم افراد را به خاطر بسپارید

برای داشتن روابط اجتماعی موفق، یکی از اولین توانایی‌هایی که باید در آن مهارت پیدا کنید، توانایی به خاطر سپردن نام افرادی است که می‌بینید. این مسئله‌ای است که چندان به آن توجه نمی‌شود ولی از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است. این موقعیت را تصور کنید: فرض کنید شخصی که شما را برای مدت کوتاهی در جای دیگری دیده است اکنون می‌خواهد شما را به یکی از دوستانش معرفی کند، اما نام شما را به خاطر نمی‌آورد! به شما چه احساسی دست می‌دهد؟
در چنین شرایطی پیامی که بلافاصله برای شخص سوم فرستاده می‌شود این است که شما دو نفر رابطه‌ی چندانی ندارید. اینکه شما اطلاعات خیلی کمی از یکدیگر دارید یا تقریبا هیچ چیزی درباره هم نمی‌دانید، حتی اسم یکدیگر را هم نمی‌دانید. چنین اتفاقی می‌تواند مایه‌ی شرمندگی باشد.
علاوه بر این مشخص می‌شود که آن رابطه برای شما هیچ ارزشی ندارد. بنابراین برای جلوگیری از چنین اتفاقی اسم افراد را به خاطر بسپارید. در ادامه چند روش برای به خاطر سپردن نام افراد بیان می‌شود:

• اسم افراد را به چیزها، اتفاقات، برنامه‌های تلویزیونی یا اسم افراد دیگری که می‌شناسید و هرگز فراموش نمی‌کنید، ربط دهید. برای مثال من زنی را ملاقات کردم که خود را هانیه معرفی کرد، از آنجا که مطمئن بودم اسم او را فراموش خواهم کرد، بلافاصله اسم او را به اسم هانیه توسلی که اسم یکی از بازیگران تلویزیون و سینما است ربط دادم.
• مطمئن شوید پیش از اینکه فرد را ترک کنید، اسم او را به چیزی که در خاطرتان بماند وصل کرده‌اید. اگر پیش از این فرد را ترک کنید، ممکن است اسم او را فراموش کنید و این باعث شرمساری شما خواهد شد؛ چرا که بار دیگری که او را می‌بینید باید دوباره اسمش‌ را بپرسید. معنی چنین اتفاقی این است که این فرد برای شما همچون بسیاری از افرادی است که هر روز از کنار آنها عبور می‌کنید و هیچ اهمیتی برای شما ندارند.

اسم افراد را به خاطر بسپارید - چگونه روابط اجتماعی موفق داشته باشیم

۲. خود را درگیر زندگی آنها کنید

این یکی دیگر از عواملی است که به شما کمک می‌کند روابط اجتماعی موفق داشته باشید. من معمولا درباره موضوعات مختلفی با دیگران صحبت می‌کنم و با آنها همچون میهمان برخورد می‌کنم. در نتیجه معمولا روابط بسیار خوبی شکل می‌دهم. اما بیشتر وقت‌ها فراموش می‌کنم این روابط را کجا و چگونه شکل داده‌ام.
سرانجام فهمیدم بسیاری از مردم واقعا می‌خواهند بخشی از شما باشند، مخصوصا اگر شما برای زندگی آنها ارزش قائل باشید، در نتیجه آنها هرگز اولین باری که شما را ملاقات کرده‌اند را از یاد نخواهند برد. برای مثال اولین سمیناری که سخنرانی شما را شنیده‌اند، کنفرانسی که با هم در آن شرکت کرده‌اید یا اولین تعطیلاتی که شما را دیده‌اند.
اینها دلایلی هستند که نشان می‌دهند چرا لازم است به افراد نزدیک شوید و با آنها تنها همچون عضوی از یک جمعیت بزرگ‌تر رفتار نکنید. اگر امکانش وجود دارد سعی کنید به افراد نزدیک شوید و به شکلی مثبت خود را در ذهن آنها تثبیت کنید.
تاثیری به یادماندنی از خود برجای بگذارید، لبخند را به چهره‌ی افراد بیاورید و هر وقت که امکانش هست به آنها کمک کنید. یک دست دادن ساده تاثیر بسیار خوبی بر روی افراد می‌گذارد به طوری که دفعه‌ی بعد که آنها را ملاقات کنید دوست خواهند‌ داشت که به شما نزدیک شوند.
شما در واقع بذرهایی می‌کارید که دیگران به خاطر آنها، شما را به یاد می‌آورند. تمام این چیزها بدون اینکه نیاز به کلاس‌های آموزشی داشته باشند قابل یادگیری هستند. تنها به این نکات توجه کنید و تبدیل به فرد دیگری شوید.

۳. مهربان باشید

برای داشتن روابط اجتماعی موفق، طوری رفتار کنید که نشان دهد وقتی با افراد رابطه برقرار می‌کنید مراقب آنها هستید. منظورم این نیست که ادا دربیاورید، بلکه با احترام کامل بهترین کمکی را که می‌توانید انجام دهید را به آنها پیشنهاد دهید.
کسانی که در اطراف شما هستند به خاطر بهترین کاری که می‌توانید برای آنها انجام دهید شما را می‌خواهند و به شما نیاز دارند. البته قطعا شما نمی‌توانید همه‌ را راضی نگهدارید و من هم هرگز چنین چیزی را پیشنهاد نمی‌کنم. تنها کاری که باید انجام دهید این است که نشان دهید تا جایی که ‌می‌توانید مراقب افراد هستید.
در این مورد بسیار دقت کنید؛ چرا که ممکن است هنگامی که قصد دارید نشان دهید مراقب دیگران هستید باعث آزار آنها شوید و مزایای این کار را از دست بدهید. تنها نقش خود را بازی کنید و خود را کمی درگیر کنید. معنای مهربان بودن این نیست که نابخردانه و بدون بصیرت عمل کنید.
همیشه با احساس غریزی خود مهربان باشید. من بارها از این نقطه ضربه خوردم و با تصور اینکه باید تمام توانم را برای دیگران بگذارم، به دفعات مورد سوء استفاده قرار گرفته‌ام.
در نتیجه مراقب باشید. همیشه سعی کنید میان مهربان بود و مورد سوء استفاده قرار گرفتن تعادل برقرار کنید. زمانی که دیگران می‌بینند شما مهربانانه با آنها رفتار می‌کنید، صدها و حتی هزاران نفر از آنها به سوی شما جذب می‌شوند بدون اینکه برای برقراری رابطه، از آنها درخواستی کرده باشید.
این روش همیشه جواب داده است و از این به بعد نیز به درستی کار خواهد کرد. این یکی از قوانین جذب است و هرگز تغییر نخواهد کرد.

۴. شنونده‌ی خوبی باشید

من بیش از این نمی‌توانم بر روی این نکته تاکید کنم. این برای همه‌، صرف نظر از اینکه چه کسی هستند، چه شغلی دارند، سنشان چقدر است، چه جنسیتی دارند و از چه نژادی‌اند، درست است.
بسیاری از افراد دقیقا در نقطه مقابل چنین رویکردی قرار دارند، یعنی خوب حرف می‌زنند. من افراد زیادی را دیده‌ام که به عنوان مشاور مشغول به کار هستند اما بیشتر حرف می‌زنند تا اینکه شنونده خوبی باشند. پس «یک مشاور قرار است چه کاری انجام دهد؟» این سوالی است که من همیشه می‌پرسم.
برای اینکه به دیگران نشان دهید که می‌توانند با شما ارتباط برقرار کنند باید طوری رفتار کنید که آنها بفهمند شما آماده هستید به مسائل، نقطه نظرات و چالش‌های آنها گوش بدهید. شما چطور می‌توانید بفهمید که چگونه می‌توانید به افراد کمک کنید اگر در اولین برخورد به آنها اجازه‌ی صحبت کردن ندهید؟
من تماس‌های زیادی از دوستانم و تعداد زیادی از نوجوانان دریافت می‌کنم که می‌خواهند حرف‌های دلشان را با من درمیان بگذارند. معمولا اتفاقی که در چنین مواردی می‌افتد این است که من حتی پاسخی برای مسائل آنها ندارم اما صبورانه به چالش‌های آنها گوش می‌دهم.
من گوش‌هایی شنوا به آنها هدیه می‌دهم. این رویکردی است که شما باید داشته باشید تا دیگران را مجذوب خود کنید. باید در نظر داشته باشید که آنها به سراغ شما می‌آیند چون فکر می‌کنند یا باور دارند شما می‌توانید به آنها کمک کنید.
بنابراین اگر شما برای آنها سخنرانی کنید، امیدهای آنها را از بین برده‌اید و احتمالا این آخرین باری خواهد بود که آنها را می‌بینید. صرف نظر از اینکه برای آنها راه‌ حلی دارید یا خیر، همیشه سعی کنید با دقت به حرف‌های آنها گوش بدهید.
این جنبه از شخصیت همیشه باید به خوبی نشان داده شود، مخصوصا اگر قرار است شما رهبری کاری را بر عهده بگیرید و یا اینکه می‌خواهید رهبر خوبی در حوزه‌های مختلف زندگی‌تان باشید. تنها راهی که می توانید این توانایی را در خود تقویت کنید این است که به دیگران گوش بدهید، هیچ راه دیگری وجود ندارد. تنها زمانی که شما باید در موضوع مشارکت کنید هنگامی است که صحبت فرد تمام شده است و فرد از شما خواسته است که راه حلی به او ارائه دهید.
تنها استثنا در این قضیه زمانی است که شما متوجه داستان نشده‌اید یا فکر می‌کنید داستان فرد انسجام لازم را ندارد یا نیاز دارید مسئله یا جمله‌ی خاصی بیشتر توضیح داده شود. در چنین مواردی شما می‌توانید خیلی مؤدبانه فرد را متوقف کنید و از او بخواهید قبل از اینکه داستان را ادامه دهد توضیحات بیشتری ارائه دهد.
همیشه روی این توانایی کار کنید چرا که مهارت پیدا کردن در آن کمک بسیار زیادی به پیشرفت شما برای اجتماعی شدن می‌کند.

شنونده‌ی خوبی باشید - چگونه روابط اجتماعی موفق داشته باشیم

۵. دانش خود را در همه زمینه‌ها افزایش دهید

آنچه که افراد را از یکدیگر متمایز می‌کند، چیزهایی است که می‌دانند. در نتیجه شما از طریق چیزهایی که می‌دانید و چیزهایی که می‌توانید پیشنهاد بدهید شناخته می‌شوید. تا زمانی که دانش کافی در زمینه‌های مختلف نداشته باشید، دیگران احساس نمی‌کنند که نیاز دارند با شما ارتباط خاصی داشته باشند.
چیزی که یک فرد را تبدیل به یک متخصص می‌کند، دانشی است که او دارد. برای داشتن روابط اجتماعی موفق شما باید بتوانید دانش خود را در برخی زمینه‌ها که به آن علاقه دارید، افزایش دهید. چیزی که باعث می‌شود دیگران احساس کنند به وجود شما نیاز دارند و به دنبال شما بگردند سطح دانشی است که شما در اختیار دارید.
تا زمانی که شما به عنوان کسی که راه حل‌ها را می‌داند شناخته نشوید، نمی‌توانید دیگران را رهبری کنید. یکی از بهترین راه‌ها برای اینکه دانش‌تان را افزایش دهید یادگیری است؛ که می‌توانید با تلاش فردی به آن دست پیدا کنید.
اشتراک مجله‌ها، وبلاگ‌ها و خبرنامه‌های زیادی را خریداری کنید و در زمینه‌هایی که به آنها علاقه دارید کتاب بخرید، مطالعه کنید و انباشت دانش خود را افزایش دهید. همچنین افراد زیادی هستند که دانش کافی در زمینه‌ای که شما می‌خواهید دارند، با آنها نیز ارتباط برقرار کنید.
کتاب‌های مختلف بخوانید و سوال بپرسید. پاسخ‌ها تنها به کسانی داده می‌شود که با سوال پرسیدن می‌خواهند بدانند. مهم نیست که پرسش‌ها چقدر احمقانه به نظر می‌رسند، پس از اینکه به شما پاسخ داده شد، شما مطلب را بهتر فهمیده‌اید.
اجازه ندهید نادانی مانعی باشد بر سر راه چیزی که می‌خواهید باشید. علاوه بر این هر وقت که امکانش فراهم باشد در سمینارها، ارائه‌ها و کنفرانس‌ها شرکت کنید. برای اینکه بهترین باشید سخت تلاش کنید و هدفتان این باشد که در موضوعاتی که به آنها علاقه‌مند هستید اطلاعات دست اول داشته باشید.

روابط عمومی - چگونه روابط اجتماعی موفق داشته باشیم

۶. همیشه بهترین چیزها را در دیگران ببینید

تا زمانی که شما افراد را نبینید و درباره آنها همچون مهم‌ترین آدمی که دیده‌اید صحبت نکنید، شانسی برای برقراری ارتباط با آنها نخواهید داشت. همیشه تلاش کنید با دیگران بر اساس ویژگی‌های مثبت شخصیتی‌شان ارتباط برقرار کنید و همیشه چیزی در افراد پیدا کنید که آنها را برتر از دیگران نشان می‌دهد.
در نتیجه آنها خیلی سریع متوجه مهربانی شما می‌شوند. برای مثال برای من بسیار سخت است که شخص دیگری را بر اساس اشتباهاتی که مرتکب می‌شوم با من آشنا کنید و به من بگویید که فکر می‌کنید او از من بهتر است. برقراری چنین ارتباطی غیر ممکن است.
رویکرد درست برای ارتباط برقرار کردن با دیگران و داشتن روابط اجتماعی موفق این است که آنها را بالاتر از دیگران قرار دهیم و چیزهایی که آنها را تبدیل به انسانهای بزرگی می‌کند، برجسته کنیم. با اتخاذ چنین رویکردی شما می توانید پیام خود را به دیگران برسانید. علاوه بر این شما حتی می‌توانید با چنین رویکردی ضعف‌های افراد و راه‌ حل‌های ممکن را بدون هیچ تعارضی به آنها نشان دهید.
تمام اینها می‌تواند با احترام گذاشتن و توجه کردن به کوچکترین کاری که افراد انجام می‌دهند، تشویق کردن آنها و حتی دادن این حس که آنها بهتر از چیزی‌اند که واقعا هستند، به دست آید. با چنین رویکردی آنها تشویق می‌شوند برای بهتر شدن گام‌های بلندتری بردارند.
در پاسخ به این رویکرد شما، آنها ممکن است وقت و منابع خود را در اختیار شما بگذارند . تمام مسئله این است که در افراد چیزی ببینید که دیگران قادر به دیدن آن نیستند.

۷. سعی کنید دیگران را بفهمید

اگر وظیفه‌ی خود ندانید که دیگران را درک کنید و بفهمید چه چیزی شخصیت آنها را می‌سازد، ممکن است متوجه شوید که تاثیر خوبی روی دیگران نمی‌گذارید. برای داشتن روابط اجتماعی موفق باید این توانایی را داشته باشید که بفهمید چرا افراد به شیوه‌ی خاصی عمل می‌کنند یا دلیل واکنش آنها به مسئله‌ی خاصی چیست. تا زمانی که خود را جای دیگران نگذارید، قادر نخواهید بود دلایل پشت تصمیم‌گیری‌های آنها را توضیح دهید.
زمان زیادی لازم است تا واقعا دیگران را بفهمید. برای دستیابی به چنین چیزی توانایی‌هایی وجود دارد که لازم است آنها را کسب کنید: عشق، شکیبایی و پایداری، زندگی کردن با همه‌ی انسان‌ها در صلح و چشم پوشی کردن از خطاهای دیگران.
زمانی که افراد به اشتباهات خود پی می‌برند از آن درس می‌گیرند. از این رو شکیبایی، توانایی بسیار مهمی برای فهم دیگران است.
زمانی که در این اصول مهارت پیدا کنید و با آنها زندگی کنید، تغییر شگرفی در روابط خود با دیگران احساس می‌کنید. این تغییر در روابط گوناگونی مانند ازدواج، مدرسه، خانه، محل کار و جامعه محسوس خواهد بود.

منبع:chetor.com

چگونه شخصیت قوی داشته باشیم

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/10/23198.jpg

خیلی وقت نیست این تصور که شخصیت افراد ثابت است به چالش کشیده شده، باید بگویم برخلاف آنچه که ممکن است فکر کنید، می‌توانید شخصیت خود را پرورش دهید و تبدیل به انسانی با شخصیت قوی شوید. اگر می‌پرسید: چگونه شخصیتی قوی داشته باشیم؟ یا می‌خواهید بدانید شخصیت‌هایی که همیشه بدون تلاش اضافه، نظر دیگران را به خود جلب می‌کنند چه خصوصیاتی دارند این مقاله برای شماست. در این مقاله شخصیت قوی خود را پیدا خواهید کرد و با تمرین نکات گفته شده آن را بیش از پیش رشد خواهید داد.

 

تقریبا تا همین اواخر تصور می‌شد شخصیت افراد تغییر نمی‌کند. در سال ۱۸۹۰ ویلیام جیمز روانشناس معروف هاروارد در کتاب تاثیرگذار خود گفت شخصیت فرد با رسیدن به اوایل بزرگسالی در قالبی از گچ مستحکم می‌شود. این دیدگاه به مدت بیش از یک قرن رواج داشت. اما به مرور زمان نظریات منعطف بودن شخصیت اعتبار خود را پیدا کردند و امروزه ما انسان‌ها از کنترل و اثرگذاری خود بر ویژگی‌ها و صفاتی که قصد تغییر یا پرورش آن را داریم آگاه هستیم.

شخصیت چیست؟

شخصیت قوی چه ویژگی‌هایی دارد؟

شخصیت الگوی معمول تفکر، احساس و رفتار فرد است که از او انسانی متمایز می‌سازد. وقتی ابراز می‌کنیم که کسی شخصیت خوبی دارد منظورمان این است که او دوست‌داشتنی و جالب است و بودن در کنار او تجربه‌ی خوشایندی است. همه می‌خواهند که برای دیگران جذاب باشند. برای رسیدن به این خواسته داشتن یک شخصیت خوب، حتی از ظاهری جذاب هم حیاتی‌تر است. در حقیقت ٪۸۵ از موفقیت و شادی افراد در نتیجه‌ی کیفیت رابطه‌ی آنها با دیگران شکل می‌گیرد. در نهایت این شخصیت شماست که تعیین می‌کند سایرین به شما جذب شوند یا از شما فاصله بگیرند. در حالی که تنها تا اندازه‌ای قدرت داریم ظاهرمان را تغییر دهیم، این توانایی را داریم که شخصیت خود را تا هر اندازه که می‌خواهیم ارتقا دهیم. ما می‌توانیم صفات و ویژگی‌های یک شخصیت قوی را که مناسب و مطلوب می‌دانیم در خود تقویت کنیم.

چگونه می‌توانیم شخصیت قوی داشته باشیم؟

۱. شنونده‌ای عالی باشید

افرادی که شخصیت قوی دارند، شنونده‌های خوبی هستند.

ژاکلین کندی یکی از جذاب‌ترین زنان دنیا به حساب می‌آمد؛ زیرا مهارت اینکه شنونده‌ای استثنایی باشد را در خود رشد داده بود. نحوه‌ی نگاه این زن به چشم‌های دیگران، توجه او به تک‌تک کلمات گوینده و انتقال این احساس به آنها که مهم هستند زبانزد بود. هیچ چیز خوشایندتر از این نیست که کسی مشتاقانه به حرف‌های شما گوش بدهد؛ زیرا این احساس را به شما می‌دهد که تنها آدم مهم روی زمین هستید.


مقاله مرتبط: چطور یک شنونده‌ی سراپا گوش باشیم؟

۲. بیشتر مطالعه کنید و علائق‌تان را گسترش دهید

هرقدر بیشتر مطالعه کنید و به زمینه‌های بیشتری برای یادگیری و صرف وقت علاقه نشان دهید، شخصیت قدرتمندتری پیدا خواهید کرد. وقتی آدم‌های جدیدی را ملاقات می‌کنید حرفی برای گفتن خواهید داشت و می‌توانید با دیگران در این موارد وارد بحث و گفتگو شوید. در این موقعیت ممکن است در مواجهه با نادانسته‌های دیگران عصبانی شوید، اما به یاد داشته باشید که اگر به نحوی مناسب اطلاعات خود را با آنها در میان بگذارید اشتیاق آگاهی را در آنها روشن خواهید کرد.

۳. خوش صحبت باشید

شخصیت قوی خوش صحبت است

این مورد به میزان مطالعه و دانسته‌های شما مربوط است. زمانی که اندوخته‌ی بیشتری برای شریک شدن با جمع کسب کردید نوبت به آموختن نحوه‌ی به اشتراک‌گذاشتن آن با دیگران می‌رسد. هیچکس نمی‌تواند درباره‌ی تمام موضوعات بداند، بنابراین شریک شدن دانسته‌هایتان با دیگران به روابط شما تازگی می‌دهد.


مقاله مرتبط: ۱۱ راه ساده برای تقویت فن بیان

۴. نظرات خود را بیان کنید

هیچ چیز خسته‌کننده‌تر از همنشینی با کسی که در هیچ زمینه‌ای نظر نمی‌دهد نیست. اگر قادر به شرح نظری که دارید نباشید مکالمه به جایی نخواهد رسید. اگر نظری نامعمول یا متفاوت از دیگران دارید در مطرح کردنش درنگ نکنید، چرا که جذابیت شما بیشتر خواهد شد؛ البته به شرط آنکه از دسته‌ی آدمهای‌ همه‌چیزدان به نظر نرسید. چشم‌انداز متفاوت شما به موضوع، باعث گسترش روشن‌بینی جمع می‌شود.

۵. با آدم‌های جدید ملاقات کنید

سعی کنید با آدم‌های جدید ملاقات کنید به خصوص کسانی که با شما متفاوت هستند. این کار نه تنها باعث آشنایی شما با فرهنگ‌ها و راه‌های متفاوت انجام کارها می‌شود بلکه افق‌های شخصیتی شما را نیز توسعه می‌دهد.


مقاله مرتبط: ۱۰ نکته برای این‌که دوستان بیشتری داشته‌ باشید

۶. خودتان باشید

برای داشتن شخصیت قوی باید خودتان باشید

دومین مورد خسته‌کننده بعد از نداشتن هیچ نظری در گفتگو، این است که سعی کنید کسی که نیستید به نظر برسید. ادای کسی که نیستید را درآوردن به دلیل اینکه در جمع جایی پیدا کنید یا موردپسند واقع شوید معمولا نتیجه‌ی عکس می‌دهد. به این علت که ما منحصر به فرد هستیم، نشان دادن همان شخصیت خاص‌مان است که ما را جذاب می‌کند. تلاش برای تقلید از دیگری نه تنها کاملا محکوم به شکست است بلکه نشانه‌ای از فقدان اصالت است.

۷. توجه طلب نباشید

داشتن یک شخصیت قوی به معنای آن است که شما شادی و امنیت را از درون خودتان دریافت می‌کنید و برای تائید گرفتن از دیگران نیاز به جلب توجه ندارید. شخصیت‌های قوی زمان خود را صرف توجه‌طلبی با شکایت از دنیا، غیبت از دیگران یا رفتارهای نمایشی نمی‌کنند، به جای آن اجازه می‌دهند که اعمال و رفتارشان درباره‌ی آنها سخن بگوید. مهم است بدانید که توجهات زودگذر ماندگار نیستند؛ آنچه به یادها می‌ماند شخصیت قوی شماست.

۸. نگاه و نگرشی مثبت داشته باشید

شخصیت قوی نگرشی مثبت دارد

کسی نمی‌خواهد اطراف آدم‌های منفی که دائما شکایت می‌کنند یا حرف مثبتی برای گفتن ندارند باشد. سعی کنید آدم شادی باشید که با ورودش به اتاق، با خود انرژی می‌آورد. می‌توانید این کار را با مدنظر قرار دادن بهترین ویژگی‌های آدم‌ها و موقعیت‌ها انجام دهید. لبخند گرمی بزنید، شادی را بپراکنید و با حضور خود به اطراف روح بدمید.


مقاله مرتبط: چرا باید مثبت‌اندیش باشیم؟

۹. فرصت‌های‌تان را خودتان خلق کنید

در حالی که برخی در گوشه‌ای در انتظار ترفیع، پیدا کردن کار، مسافرت و سایر فرصت‌ها نشسته‌اند، شخصیت‌های قوی تلاش می‌کنند تا فرصتی خلق کنند و به سمت هدفی حرکت کنند. شخصیت‌های قوی یادگیری، رشد و تحول را بخشی از روند همیشگی زندگی خود در نظر می‌گیرند. برای داشتن شخصیت قوی باید به جای ترسیدن از تغییر آن را با آغوش باز بپذیرید و از رخوت دوری کنید. شما هم ممکن است مانند هر کس دیگری ترس‌هایی داشته باشید، اما نباید بگذارید این ترس‌ها شما را کنترل کنند. در عوض اجازه بدهید اشتیاق شما به شادمانی و موفقیت بزرگ‌تر از ترس‌های‌تان باشد.

۱۰. حامی دیگران باشید

حامی بودن احتمالا جذاب‌ترین خصوصیتی است که می‌توانید در شخصیت خود ادغام کنید. همان‌طور که خود شما چنین خصوصیتی را در دیگران دوست دارید، خودتان چنین حمایتی را برای بقیه در مواقع نیاز فراهم کنید. همه‌ی ما خیلی دوست داریم کسی که در گوشه‌ی زمینِ بازیِ زندگی ما را تشویق‌ کند، به ما باور داشته باشد و کمک کند وقتی افتادیم دوباره از نو شروع کنیم.

۱۱. پایبند اصول باشید و از اعتبار خود محافظت کنید

شخصیت قوی از اعتبار خود محافظت می‌کند

صداقت و عمل مطابق با گفتار و قول‌های‌تان احترام، تحسین و قدردانی دیگران را به همراه می‌آورد. اعتبار شما در نتیجه‌ی سال‌ها به دست آمده و ممکن است در نتیجه‌ی یک رفتار اشتباه خدشه‌دار شود. سعی کنید به هیچ قیمتی آن را از دست ندهید مگر در مواقعی که مجبور باشید کیفیت مهم‌تری مانند صداقت را زیرپا بگذارید. همیشه با خودتان صادق باشید و فراموش نکنید ممکن است منبع الهام کسی باشید.

۱۲. آرامش خود را حفظ کنید

فایده‌ای در واکنش‌های اغراق‌آمیز و جوش آوردن نیست. آرامش باعث پیشرفت شما می‌شود، زیرا در چنین حالتی از وقار و صلح است که می‌توانید تمرکز و تفکر کنید و در نهایت تصمیمی که به بهترین شکل منافع شما را تامین کند بگیرید. آرامش، بدون شک یکی از صفات بارز افرادی با شخصیت قوی است. وقتی خودتان، افکار و احساسات‌تان را به شیوه‌ای آرام و صمیمی ابراز کنید، به طور حتم شخصیت شما برای اطرافیان خوشایند به نظر خواهد رسید.

۱۳. مسئولیت‌پذیر باشید

هیچکس دلش نمی‌خواهد اطرف آدم‌هایی که دائما از زندگی گلایه می‌کنند و نیاز به توجه دارند باشد. همه‌ی ما مشکلات خودمان را داریم که لازم است به آنها رسیدگی کنیم، اما نمایش ناراحتی و اعتقاد به جبر روزگار تا به حال نتوانسته گره‌ای از مشکل کسی باز کند. همه‌ی ما مسئول زندگی‌مان هستیم، بنابراین لازم است از اینکه هر کسی جز خودمان را بابت شکست‌های‌مان مقصر بدانیم دست برداریم. یک شخصیت قوی مسئولیت اعمال خود را می‌پذیرد و بهترین تلاشش را برای تغییر سرنوشت انجام می‌دهد. شادی شما هم یک وضعیت ذهنی است که خودتان مسئول خلق پایه‌ای آن هستید. به علاوه اینکه قانون جذب را به خاطر داشته باشید:

وقتی روی چیزی تمرکز می‌کنید آن را جذب می‌کنید به عبارت ساده‌تر اگر روی مشکلات و سختی‌های زندگی تمرکز کنید فرصتی برای پیدا کردن شادی نخواهید داشت.

 

۱۴. از تکانه‌های نامعقول به سلامت گذر کنید

شخصیت قوی تکانه‌های خود را با فکر کنترل می‌کند.

تکانه‌های بدون فکر گاهی بخشی از طبیعت انسانی ما هستند، برخی آدم‌ها احساسات خود را شدیدتر از دیگران تجربه می‌کنند و این موضوع گاهی باعث رفتارهای تکانشی (بدون فکر) می‌شود. اگر در مقابل این تکانه‌ها ایستادگی نکنید، آنها می‌توانند به روابط شما خسارت وارد کنند همچنین عقل و منطق شما را دور بزنند. گاهی به خودمان اجازه می‌دهیم در ترس و غم غوطه‌ور شویم، اما اگر می‌خواهید بدانید چگونه شخصیت قوی داشته باشیم؟ باید بگویم تصمیم تماما با شماست که آیا می‌خواهید درنهایت برده‌ی ترس‌ها و ناامیدی‌ها شوید یا با تمرینِ به دست گرفتن کنترل احساسات‌تان شخصیت قوی داشته باشید.

۱۵. حقیقت طلب باشید

آدم‌های حقیقت طلب دوست داشتنی هستند، کسانی که حقیقت را هر چند سخت و دردناک به دروغی آرامبخش ترجیح می‌دهند. حقیقت طلبی بدون شک یکی از مهم‌ترین صفات فرد دارای شخصیت قوی است. آدمهای قوی و عقلانی همیشه از شک استقبال می‌کنند و درستی اطلاعات را می‌سنجند، همین است که به آنها می‌گوییم عاقل. شخصیت‌های قوی خود را از تمام سوگیری و پیش‌داوری‌‌های‌شان آزاد می‌کنند و در جستجوی خوشبختی در تمام مراحل هستند.

۱۶. شجاع باشید و عقب‌نشینی نکنید

شخصیت قوی شجاع است

ترس، احساسی کاملا طبیعی به شمار می‌رود. انسان‌ها به لحاظ ژنتیکی مستعد احساس ترس در موقعیت‌های استرس‌آورند. همه‌ی آدم‌هایی که روی کره‌ی زمین زندگی می‌کنند ترس را حداقل برای یک بار هم که شده در زندگی تجربه کرده‌اند. گرچه در حالی که برخی این ترس را نشان می‌دهند، برخی دیگر ترس خود را با مهارت پنهان می‌کنند و اجازه می‌دهند شجاعت بر وجودشان حکومت کند. اگر شخصیت قوی می‌خواهید دقیقا باید همین کار را انجام دهید. با موانع و چالش‌های زندگی خود روبرو شوید و بر آنها غلبه کنید، عقب‌نشینی نکنید، وحشت‌زده نشوید و همیشه به خودتان اعتماد داشته باشید.

۱۷. همدل باشید

همدلی از خصوصیات شخصیت قوی است

همدلی یکی از مهم‌ترین و باارزش‌ترین صفات شخصیتی است، در حقیقت این خصوصیت است که از ما انسان می‌سازد. امروزه یکی از اشتباهات رایج این است که مردم فکر می‌کنند نشان دادن همدلی و صمیمیت به آنها چهره‌ای ضعیف می‌دهد. اما حقیقت این است که فقط آدمهای واقعا قدرتمند، کسانی که از درون می‌درخشند، می‌توانند رفتار خوب و مهربانانه با دیگران داشته باشند. به اطرافیان خود عشق بورزید و همیشه با آنها همدلانه رفتار کنید بدون اینکه در مقابل انتظاری از آنها داشته باشید. هیچ وقت دیگران را قضاوت نکنید؛ چرا که برای هر کس در زندگی مبارزه‌ای در جریان است که شما از آن هیچ نمی‌دانید!

۱۸. اعتماد به نفس داشته باشید

شخصیت قوی اعتماد به نفس دارد

افراد با اعتماد به نفس بسیار جذاب و قدرتمند هستند. وقتی به پتانسیل‌های خودتان ایمان داشته باشید، به دیگران القا می‌کنید که همین‌طور درباره‌ی شما فکر کنند. اعتماد به نفس در زندگی به دست ما ساخته می‌شود، برای داشتن شخصیت قوی باید یاد بگیریم روی اعتماد به نفس خود کار کنیم به علاوه‌ی اینکه به خودمان احترام بگذاریم و خود را دوست داشته باشیم. در گذر سال‌های زندگی موقعیت‌های فراوانی پیش می‌آید که عزت نفس ما را هدف می‌گیرند، اما این به خودمان بستگی دارد که به نرمی از میان این موانع عبور کنیم و هرگز به شکست یا مغلوب شدن رضایت ندهیم. موفقیت، موفقیت می‌آورد و قطعا برای تحقق آن لازم است وقت و انرژی فراوانی صرف کنید. به جای اینکه تنها به شکست‌های بزرگ خود تمرکز کنید، ضروری است که متوجه‌ی همه‌ی موفقیت‌های کوچک‌تان باشید. این کار تا اینجا بهترین راه ساختن اعتماد به نفس و نهایتا تبدیل شدن به شخصیتی قوی است که همه او را تحسین می‌کنند.


مقاله مرتبط: فیلم آموزشی : ۳ روش برای افزایش اعتماد به نفس

۱۹. با «همه» رفتاری مودبانه داشته باشید

رعایت ادب هیچ وقت از مد افتاده نخواهد شد؛ زیرا مردم همیشه از رفتار مناسب استقبال می‌کنند. وقتی صحبت از رفتار مودبانه به میان می‌آید باید گفت رعایت ادب و مهربانی با آشنایان و افرادی که از آنها خوش‌تان می‌آید کار سختی نیست، چالش واقعی زمانی است که قرار باشد با افرادی که با آنها مشکل دارید مودبانه رفتار کنید. اگر خودتان را در طول روز به نوعی مدیریت کردید که با این افراد نیز رفتاری در شان شخصیت قویِ خودتان داشته باشید، نهایتا از آنچه قصدش را داشته‌اید نیز قوی‌تر خواهید بود.

منبع:chetor.com

۱۴ تکنیک برای متقاعد کردن دیگران

همه‌ی ما دوست داریم در هنگام سخنرانی‌، تأثیر مثبتی بر روی مخاطبان خود بگذاریم. پس هنگام سخنرانی، به حرفی که می‌زنید اعتقاد داشته باشید، در این‌صورت، حتی اگر مخاطب اعتقاد چندانی هم به سخنان شما نداشته باشد، باز هم با شما همراهی می‌کند و چه بسا در نهایت به آنچه می‌گویید باور پیدا پیدا کند. اما واقعیت تأمل‌برانگیز این است که تنها تعداد اندکی از افراد در سخنرانی و متقاعد کردن دیگران موفق عمل می‌کنند. در این مقاله شما با ۱۵ تکنیک برای متقاعد کردن دیگران آشنا می‌شوید.

متقاعد کردن دیگران معمولا کار دشواری است، به‌خصوص اگر شما دلیل مخالفت آنها را ندانید. پس قدم اول این است که دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرات خود را با مخاطب در میان بگذارید. باید به‌گونه‌ای در مورد برنامه‌های خود با آنها صحبت کنید که چاره‌ای جز موافقت نداشته باشند.

متقاعدکردن، از مهارت‌هایی است که همه‌ی افراد باید آن را یاد بگیرند. برای رسیدن به اهداف‌مان در محلِ کار، خانه و در زندگیِ اجتماعی باید یاد بگیریم چگونه، دیگران را با خود همراه کنیم. پس اگر به دنبال زندگی شادتری هستید، این ۱۵ تکنیک طلایی را امتحان کنید.

سخنرانی کردن

۱. «اثر ارّابه‌ی موسیقی» را به خاطر داشته باشید

اثر ارابه‌‌ی موسیقی، بر این اصل استوار است که هیچکس دوست ندارد از جمع طرد شود و یا سخنانش نادیده گرفته شود. وقتی شما دیدگاه خود را به‌گونه‌ای مطرح می‌کنید که گویی افراد زیادی با آن موافق هستند، درواقع تلاش می‌کنید مخاطب را با خود همراه کنید. این یکی از روش‌های مورد علاقه‌ی سیاستمداران است. مثلا فرض کنید یکی از اهالی سیاست در کانادا در سخنرانی خود بگوید: «مردم کانادا می خواهند…». اکنون باید پرسید که او از کجا می‌داند مردم کانادا چه چیزی می‌خواهند؟ حقیقت این است که وی اصلا در این زمینه اطلاعی ندارد. اما از این روش برای جلب توجه و تأثیرگذاری بر مخاطب استفاده می‌کند. وقتی مردم حس کنند که افراد دیگری نیز با آنها هم‌عقیده‌ هستند. با مقاومت کمتری سخنان شخص گوینده را قبول می‌کنند.

به زبان ساده‌تر «خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو». پس اکثر مردم ترجیح می‌دهند راهی را انتخاب کنند که بقیه هم با آن موافق هستند.

۲. شفاف سخن بگویید

وقتی شفاف و صریح حرف زده‌ایم که پیام را به طور مستقیم به مخاطب برسانیم. پس، از مبهم‌گویی و در لفافه سخن‌گفتن، بپرهیزید. یاد بگیرید که صریح باشید، حرف خود را بدون تعارف و رودربایستی بزنید و تأثیر شگفت‌انگیز آن را بر مخاطب خود ببینید. اگر حرف خود را به‌گونه‌ای بیان کنید که جدی و واقعی به نظر برسد، ولی واقعیت امر چیز دیگری باشد، خیلی زود به دردسَر می‌افتید. مخاطبان شما خیلی زود متوجه می‌شوند، به همین خاطر حرفی که صریح و شفاف بیان شود، بهتر هم از سوی مخاطب پذیرفته می‌شود..


مقاله مرتبط: ۱۱ راه ساده برای تقویت فن بیان

۳. شوخ‌طبع باشید

وقتی می‌خندید، احساس خوبی دارید. وقتی حس خوبی دارید، لبخند می‌زنید. خوش‌خُلق بودن، موجب جلب توجه‌ِ دیگران می‌شود و تأثیر کلام شما را در مخاطب، افزایش می‌دهد. همواره به یاد داشته باشید یک روش قدرتمند برای جلبِ توجه و متقاعدکردن مخاطبان، شوخ‌طبعی است.

۴. تکرار کنید

بهتر است کلمات، صداها و تصاویر برای تأکید بر موضوع اصلی، بارها تکرار شوند. نکته‌ی مهم این است که دفعات تکرار یک لغت، تصویر و یا هر ایده‌ی دیگری کاملا بستگی به گوینده دارد. فقط فراموش نکنید، تکرار و بازگوییِ هر ایده‌ای، اثر مطلوبی بر شنونده دارد.

۵. قانون «تکرار سه‌ باره» جواب می‌دهد

قانون سه

قانون تکرار سه باره بر این اصل استوار است که اگر سخنی را سه بار تکرار کنید‌‌‌، تأثیرگذاری آن بیشتر می‌شود. استفاده از روش‌های متفاوت در هر بار تکرار پیام، نشانه‌ی قدرت گوینده است و این امکان را می‌دهد تا سخنران، نظرات خود را کامل‌تر بیان کند و بر روی نکات مهم، تمرکز بیشتری داشته باشد. این روش، قدرتِ به‌خاطرسپاری پیام را در مخاطبان نیز افزایش می‌دهد.

۶. صمیمانه رفتار کنید

با استفاده از تصاویر مناسب و تلفیق آن با صدایی خوشایند، گرم و صمیمی، حسِ اطمینان را در مخاطب به‌وجود آورید. نتیجه‌ی این کار چیست؟ مخاطبان، احساس صمیمت بیشتری می‌کنند، حسی که همه دوست دارند آن را تجربه کنند و این نفوذِ کلام شما را افزایش می‌دهد.


مقاله مرتبط: ۱۵ راز افرادی که متقاعد کردن دیگران را خوب بلدند

۷. کاریزماتیک باشید

افرادی که سعی در متقاعدکردن دیگران دارند، باید ظاهری جذاب، محکم و مطمئن داشته باشند. این مسئله در پیام‌های سیاسی نِمود بیشتری دارد. مردم، اغلب از رهبران کاریزماتیک پیروی می‌کنند، حتی زمانی که با مواضع آنها مخالف هستند. شاید شما به‌خاطر نمی‌آورید، اما مردم کانادا در چند دهه‌ی پیش عاشق مردی به نام پیر ترودو شدند که با بیان شیوا و جذابِ خود توانسته بود، فضای سیاسی کانادا را به تسخیر خود درآورد.


مقاله مرتبط: ۱۰ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک

۸. با کمک مشاهدات، پیش‌بینی کنید

گاهی اوقات، افراد برای متقاعدکردن دیگران از چند واقعیت کوچک، نتایج بزرگی می‌گیرند. لازم است در ابتدا پیچیدگیِ واقعی یک موضوع را نادیده بگیریم. وقتی عاملی قابل پیش‌بینی است، احتمال وقوع آن نیز وجود دارد. پس مردم آن را باور می‌کنند. اطمینان از امکانِ وقوع یک موضوع، موجب ترغیب دیگران به باور موضوع مورد نظر می‌شود.


مقاله مرتبط: ۸ روش برای بهبود قدرت مشاهده

۹. از مخاطب خود تمجید کنید

تملق گویی، تعریف و تمجید از مخاطب یکی از راه‌هایی است که افراد، معمولا برای ترغیب و متقاعدکردن مخاطبان خود انتخاب می‌کنند. مثلا با گفتن جملاتی چون «شما سخت کار می‌کنید، پس لایق بهترین‌ها هستید» تلاش می‌کنند توجه مخاطب را به خود جلب کنند. مردم عاشق ستوده‌شدن هستند.

(مطمئنا هر کسی به باهوشی شما متوجه قدرت این روش می شود!)

۱۰. مفاهیم عام همیشه جواب می‌دهند

لغاتی مانند دموکراسی، آزادی، برابری یا پیشرفت، اغلب برای ترغیب دیگران به کار گرفته می‌شود. این لغات، مفاهیم مثبتی دارند که اکثر افراد آن را قبول دارند. به‌ کار بردن این مفاهیم در کلام به مخاطب کمک می‌کند تا دیدگاه شما را بپذیرد.

۱۱. حرف تازه‌ای بزنید

مردم جذب ایده‌هایی می‌شوند که درخشان و کاملا جدید باشند. حتی اگر ایده‌ی شما نو نباشد، باز می‌ارزد که دستی به سر و روی آن بکشید و ظاهری تازه به آن ببخشید. می‌توان ایده ای قدیمی را به مخاطبانی جدید یا به شیوه‌ای نو ارائه داد.

۱۲. از قدرت نوستالژی غافل نشوید

افراد از این روش استفاده می‌کنند تا تداعی‌کننده‌ی خاطرات خوش مخاطبان در زمان گذشته باشند. ایجاد حس دل‌تنگی و تداعی خاطرات و تجربه‌های خوش گذشته برای افراد مختلف به‌ویژه سالمندان، می‌تواند در متقاعدکردن و ترغیب مخاطبان، بسیار مثمرِثمر باشد.

۱۳. از پرسش‌های تأکیدی بهره بگیرید

پرسش تاکیدی یا همان استفهام انکاری یعنی در قالب یک پرسش، موضوعی را مطرح کنید، بدون آنکه به‌دنبال پاسخ مشخصی برای پرسش باشید. در حقیقت پرسش‌های تأکیدی نیاز به پاسخ ندارند، چون پاسخ کاملا مشخص است و مخاطبان نیز با آن موافقند! مثال: کیست که به آب نیاز نداشته باشد؟

۱۴. مقایسه کنید

در این روش معمولا دو چیز با هم مقایسه می‌شود. سخنرانان از این روش برای مقایسه بین موضوعِ جدید و موضوعی که برای مخاطب، آشنا و شفاف است، استفاده می‌کنند. مزیت استفاده از این روش آن است که ایده‌های مختلف را می‌توان در عبارتی کوتاه یا با بیان چند کلمه، توضیح داد.

 منبع:chetor.com

چطور در متقاعد کردن دیگران استاد شویم؟

ما هر روزه با طیف وسیعی از انواع روش‌های متقاعدسازی‌ که رسانه‌ها به‌کار می‌گیرند، روبه‌رو می‌شویم. بر اساس تحقیقات آماری سازمان رسانه‌ای Media Matters در آمریکا، یک فرد بزرگسال روزانه به طور متوسط با ۶۰۰ تا ۶۲۵ عدد از انواع تبلیغات مواجه می‌شود. کارخانه‌های مواد غذایی هر روز محصول جدیدی ارائه می‌کنند و از ما می‌خواهند آنها را بخریم. تهیه‌کنندگان هم هر روز به دنبال جذب تعداد بیشتری از مردم برای دیدن فیلم‌های پرفروش‌شان هستند. از آنجایی که متقاعد کردن دیگران در جامعه‌ی امروزی ما بسیار رایج شده، در اینجا به ۹ نکته برای ‌این‌ کار اشاره می‌کنیم.

البته توانایی متقاعد کردن دیگران تنها به درد رسانه‌های تبلیغاتی و فروشنده‌ها نمی‌خورد. بلکه یادگیری استفاده از این توانایی هر کسی را تبدیل به یک مذاکره‌کننده‌ی ماهر کرده و او را قادر می‌سازد تا هر چیزی را که می‌خواهد به دست آورد؛ چه آن چیز قانع کردن رییس‌تان برای این باشد که حقوق‌تان را افزایش دهد، چه متقاعد کردن فرزند دوساله‌‌ی‌تان باشد برای اینکه غذایش را بخورد.

به دلیل اهمیت زیادی که نفوذ داشتن روی دیگران در زندگی روزمره‌ی افراد دارد، تکنیک‌های متقاعدسازی از دوران باستان مورد تحقیق و مطالعه بوده است. هر چند به طور رسمی از قرن بیستم بود که روانشناسان اجتماعی مطالعه روی این مهارت‌های قدرتمند را آغاز کردند.

مهارت‌های متقاعدسازی

هدف نهایی ما در صحبت کردن و قانع کردن دیگران این است که طرف‌مان را متقاعد کنیم باورش را تغییر دهد و آنچه را ما باور داریم، از درون بپذیرد و آن را در سیستم اعتقادی‌اش جای دهد. در زیر، تنها تعدادی از تکنیک‌های تأثیرگذار متقاعدسازی را برای شما برمی‌شمریم. تکنیک‌های دیگری هم مانند استفاده از پاداش، تنبیه، تجربه‌های مثبت و منفی و روش‌های بسیار دیگری وجود دارد.

۱. در دیگران ایجاد نیاز کنید

یکی از روش‌های متقاعدسازی این است که نیاز جدیدی را در ذهن دیگران ایجاد کنید و یا نیازی را که از پیش در آنها وجود داشته دوباره برانگیزانید. این روش در مورد نیازهای اساسی بشر از جمله نیاز به پناه، عشق، عزت‌نفس و خودباوری بسیار نتیجه می‌دهد. این روش مورد استفاده‌ی بسیاری از بازاریاب‌هایی است که می‌خواهند محصول‌شان را به دیگران بفروشند. برای مثال همین الان چند تبلیغ به ذهن‌تان می‌آید که به شما القا می‌کنند خریدن این محصول در واقع برای شما شادی، امنیت یا تحسین به ارمغان می‌آورد؟


مقاله مرتبط: چطور با دیدن چهره طرف مقابل مذاکره بهتری داشته باشیم؟

۲. به نیازهای اجتماعی افراد توجه کنید

روش مؤثر دیگر این است که از نیازهای اجتماعی بشر از جمله نیاز به دوست داشته شدن، محبوب بودن و باکلاس بودن یا شبیه به بقیه بودن استفاده کنید. تبلیغات تلویزیونی معمولا از این نوع‌اند. اگر فکر کنید افراد مهم و مشهور و تعداد زیادی از مردم در دنیا از محصول خاصی استفاده می‌کنند، به خریدن آن محصول تشویق می‌شوید تا از آن طریق اعتبار اجتماعی کسب کنید. تبلیغات تلویزیونی به دلیل پرمخاطب بودن آمار خیلی گسترده‌ای در متقاعدسازی مردم جامعه دارد. برخی آمار نشان می‌دهد مردم آمریکا به طور متوسط سالانه بین ۱۵۰۰ تا ۲۰۰۰ ساعت تلویزیون تماشا می‌کنند.

۳. از کلمات و تصاویری استفاده کنید که بار معنایی دارند

this-is-probably-the-best-advertisement-apple-has-made-in-a-long-time

همان‌طور که متوجه‌اید استفاده از کلماتی همچون «صددرصد طبیعی» یا «جدید و به‌روز» را بسیار در تبلیغات مشاهده می‌کنیم. قدرت کلمات مثبت را در متقاعد کردن دیگران نادیده نگیرید. برای مثال سعی کنید به جای اینکه بگویید این محصول «بدون نقص» است و شما را «ناامید» نمی‌کند، بگویید این محصول «کامل» است و تمام نیازهای شما را «برآورده خواهد کرد».

۴. از درخواست‌های کوچک‌تر به درخواست‌های بزرگ‌تر برسید

رویکرد دیگری که در فرآیند متقاعدسازی دیگران معمولا استفاده می‌شود، استفاده از تکنیک «جای پا باز کردن» است. طبق این استراتژی شما ابتدا باید درخواست خیلی کوچک و قابل هضمی از طرف مقابل‌تان داشته باشید و بعد از اینکه آن درخواست مورد قبول او واقع شد، درخواست بزرگ‌تر را در راستای درخواست قبلی مطرح کنید. با قانع کردن طرف‌تان به قبول درخواست اولیه در واقع جای پای‌تان را باز کرده‌اید. با این کار احتمال اینکه شخص محصول بزرگ‌تر را بخرد بیشتر می‌شود. برای مثال یکی از همسایه‌ها نزد شما می‌آید و می‌گوید برایش کاری پیش آمده و از شما می‌خواهد برای یکی-دو ساعت مراقب فرزندش باشید. بعد از اینکه که درخواست او را پذیرفتید او می‌تواند هنگام ترک منزل از شما بخواهد که کل روزتان را به مراقبت از فرزند او اختصاص دهید.

قبول کردن درخواست کوچک‌تر اولیه حسی از تعهد و اجبار ایجاد می‌کند که باعث می‌شود نه گفتن به درخواست دومی برای‌تان سخت‌تر شود. این اصلی است که روانشناسان آن را «اصل تعهد» می‌نامند و بازاریاب‌ها پیوسته از آن برای متقاعد کردن مشتریان‌شان استفاده می‌کنند.

۵. از درخواست‌های بزرگ‌تر به سمت درخواست‌های کوچک‌تر بروید

این رویکرد کاملا برعکس روش «جای پا باز کردن» است. فروشنده در ابتدا با یک درخواست رؤیایی و غیرواقع‌گرایانه آغاز می‌کند. طرف مقابل معمولا با بلافاصله رد کردن درخواست، به اصطلاح در معامله را می‌بندد. پس از آن فروشنده با درخواستی کوچک‌تر مراجعه می‌کند که مصالحه‌آمیزتر از بار پیش است. مردم معمولا احساس اجبار بیش‌تری به پاسخ مثبت دادن به درخواست دوم می‌کنند، زمانی که یک بار به درخواست فروشنده پاسخ منفی می‌دهید این احساس در شما ایجاد می‌شود که: حال که او تا میانه‌ی راه با من کنار آمده، اگر این بار هم پاسخ منفی بدهم خیلی دور از انصاف است.

۶. از قانون «بده بستان» استفاده کنید

زمانی که برای کسی کاری انجام می‌دهید و یا لطفی در حق او می‌کنید، او طبعا خود را به شدت موظف می‌داند که لطف شما را جبران کند. این اصل «بده بستان» است؛ اجباری اجتماعی برای اینکه در مقابل لطفی که طرف مقابل در وهله‌ی اول به شما کرده، کاری در جهت جبران آن برای او انجام دهید. بازاریاب‌ها معمولا این رویکرد را با روش‌هایی از جمله تخفیف، یکی بخر دوتا ببر و غیره، که تأثیر به‌سزایی در متقاعد کردن مشتری دارد پیاده می‌کنند.


مقاله مرتبط: ده توصیه برای اینکه مذاکره بهتری داشته باشید

۷. اولین پیشنهاد را شما بدهید

بر طبق گفته‌ی ویکی‌پدیا اثر لنگر انداختن (Anchoring Effect)، یکی از سوگیری‌های شناختی است که در باورهای فرد و در نهایت در تصمیمات او تأثیر به سزایی دارد. طبق «اثر لنگر انداختن»، معمولا اولین گزینه‌های ارائه شده، از پیشنهادات و گزینه‌های بعدی تأثیر زیادتری دارند. «زمانی که سوزن فکر و تصمیم‌گیری فرد بر روی مورد خاصی گیر کند، تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌های آتی وی در خلال مقایسه‌ی موارد موجود با مورد یا موارد قبلا تجربه شده شکل می‌گیرند». پس اگر برای مثال می‌خواهید از رییس‌تان درخواست کنید که حقوق سالیانه‌ی شما را افزایش دهد، اولین رقم را شما پیشنهاد دهید. اگر رقم بالایی بگویید، حتی اگر رییس‌تان با آن موافقت نکند، شانس‌تان برای اینکه با رقمی شبیه آن موافقت کند بیشتر خواهد بود.

۸. زیاد در دسترس نباشید

scarcity-creates-demand

یک روانشناس معروف به نام رابرت کلادینی در کتاب پرفروش خود به نام روانشناسی متقاعدسازی (The Psychology of Persuasion)، شش اصل مهم برای نفوذ و تأثیر در دیگران را بر می‌شمرد. اولین اصلی که او در کتابش شناسایی می‌کند، در دسترس نبودن و یا کمیاب بودن است. کمیاب بودن به خودی خود برای افراد ایجاد جذابیت می‌کند. برای مثال اگر کسی بداند از محصولی که می‌خواهد بخرد، تنها یک عدد باقی مانده است، اشتیاق بیشتری برای خریدن آن دارد. هنرمندان هم از این روش استفاده می‌کنند تا ارزش و محبوبیت آثار خود را بالا ببرند. گاهی یک هنرمند می‌تواند نسخه‌های کارش را در تیراژ پایین‌تری ارائه کند که خریداران آن تصور کنند صاحبِ اثرِ ویژه‌تری شده‌اند.


مقاله مرتبط: ۱۵ راز افرادی که متقاعد کردن دیگران را خوب بلدند

۹. برای پیدا کردن پیام‌های قانع‌کننده وقت بگذارید

مثال‌هایی که در بالا آوردیم، تعداد اندکی از تکنیک‌هایی است که روانشناسان اجتماعی بیان می‌کنند. همیشه در فعالیت‌های روزمره‌ی‌تان به دنبال پیام‌های متقاعدکننده و تبلیغاتی باشید. یک تمرین جذاب می‌تواند این باشد که هر روز به صورت تصادفی نیم‌ساعت از برنامه‌های تلویزیونی را نگاه کنید و کوچک‌ترین پیامی را که تلاش می‌کند شما را در مورد چیزی متقاعد سازد یا عقیده‌ای را به شما بقبولاند یادداشت کنید. حتم دارم با حجم زیادی از تکنیک‌های متقاعدسازی در این زمان کوتاه غافلگیر خواهید شد.

منبع:chetor.com

چگونه مشتری پیدا کنیم

یکی از سخت‌ترین کارها برای صاحبان کسب‌وکارهای خانگی، رسیدن به میزان مطلوبی از فروش در شروع کار است. این چالش با این واقعیت همراه است که بیشتر کارآفرینان مبتدی بازاریاب‌های زرنگی نیستند، برای همین ایده‌ی «فروش» آنها را می‌ترساند. با این که راه‌اندازی یک کسب‌وکار و موفقیت در آن، فرایندی زمان‌بر است، اما می‌توانید یاد بگیرید که چگونه چشم‌اندازتان را تعریف کنید تا بتوانید مشتریان احتمالی‌تان را به سمت فروش هدایت کنید. از آنجایی که بیشتر افراد با اولین تماس از شما خریدی نخواهند کرد، پس شما به یک طرح جامع و پیشرفته نیاز دارید که بتوانید تا زمان آماده شدن مشتری برای خرید، با او در تماس باقی بمانید.

 

نکاتی که در این مقاله آمده به شما می‌گوید که چه کارهایی انجام دهید تا بتوانید برای خود مشتری جذب کنید.

پیدا کردن مشتری

گام اول: بر روی بازار هدف‌تان تمرکز کنید

...

ادامه نوشته

فوت و فن‌های موفقیت مارک پارکر در نایکی

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/11/26917.jpg

مارک پارکر «Mark Parker»، مدیر شرکت نایکی، دو سال پیش توسط سایت «fastcompany» به عنوان خلاق‌ترین مدیر دنیا شناخته شد. کدام یک از مدیرهای دنیا محصولات‌شان را بر اساس راحتی مشتری طراحی می‌کنند و این‌قدر متعهد هستند؟ کدام‌شان با هنرمندان خیابانی ملاقات می‌کنند، نه برای اینکه خودشان لذت ببرند؛ برای اینکه از درک آنها از فرهنگ دنیای ما الهام بگیرند؟ او فکر می‌کند که فرهنگ نایکی برای عصر جدید و غیرقابل‌ پیش‌بینی تجارت کاملا مناسب است. این مقاله را بخوانید تا با فوت و فن‌های مدیریت موفق مارک پارکر در نایکی آشنا شوید.

 

پارکر می‌‌گوید: «هدف ما این است که یک شرکت بی‌‌سر و صدا باشیم که هر وقت محصولی را معرفی می‌‌کند مردم آن را می‌خرند.»

مارک یک مرد قدبلند است، در دوران دانشجویی قهرمان مسابقات دو بوده و ماراتن هم کار می‌‌کند.‌ او کتانی‌‌های بی‌‌نظیری طراحی کرده و نامش با بزرگ‌‌ترین ورزشکاران دنیا گره خورده است. شاید فکر کنید شخصیت مارک فراتر از آدم‌‌های عادی است، حالت تهاجمی دارد و آدم را می‌‌ترساند. اما واقعا اینطور نیست. او قطعا مشکل اعتمادبه‌نفس هم ندارد و یک رقیب عالی و باارزش است. اما بیشتر دوست دارد که بشنود و عمل کند. پارکر اصلا با توقعاتی که از مدیر یک شرکت سنتی بزرگ داریم جور در نمی‌‌آید.

تجارت سریع و پیوسته

پارکر می‌‌‌گوید: «همه چیز در حال جلو رفتن است. ولی سرعت این حرکت گاهی تند و گاهی کند نیست؛ این دنیا همیشه پرسرعت است. همه‌‌‌ی ما با کمک تکنولوژی با هم در ارتباط هستیم و همه چیز در حال تغییر است.»

این تغییرات جزئی از فرهنگ طولانی‌‌‌مدت نایکی شده و پارکر اعتقاد دارد: «روش مدیریتی ما از مطالعه‌‌‌ی کتاب‌‌‌های تجاری به‌دست نیامده و خیلی شهودی‌‌‌تر است. شیوه‌‌‌ی ما از فرهنگ ورزش‌‌‌ها گرفته شده است. ما همیشه دنبال راه‌‌‌هایی هستیم تا کارمان را بهتر کنیم. اینکه چطور می‌‌‌توانیم از محیط‌‌‌مان الهام بگیریم و روی استعداد‌‌‌های‌‌‌مان تمرکز کنیم. برای اینکه واقعا به این برسید باید با این حقیقت کنار بیایید که سرعت حرکت دنیا به هیچ‌وجه کند نمی‌‌‌شود. اما به نیمه‌‌‌ی پر لیوان نگاه کنید. مردم و شرکت‌‌‌ها به این سرعت بالا به چشم یک چالش و مانع نگاه می‌‌‌کنند، اما ما آن را یک فرصت می‌‌‌بینیم. پس باید از آن به بهترین شکل ممکن استفاده کنیم.»


مقاله مرتبط: ۱۰ درس از استارتاپ‌‌هایی با موفقیت حیرت‌انگیز

چطور در دنیای تجارت سریع امروز، همه را شکست بدهیم

ایده

پارکر در پاسخ به این سؤال که «آیا بزرگ بودن یک شرکت، نکته‌‌‌‌ای منفی برای تغییرات سریع است؟» گفت: «من فکر نمی‌‌‌‌کنم که اندازه بتواند الهام‌بخشی و انعطاف‌‌‌‌پذیری را تحت تاثیر قرار بدهد. ما یک برند جهانی بزرگ هستیم و منابع زیادی داریم. ما در نایکی تجارت را به زیرمجموعه‌‌‌‌های کوچک‌‌‌‌تری تقسیم می‌‌‌‌کنیم که بر اساس فرهنگ و نیاز مشتری طراحی می‌‌‌‌شوند و برای اینکه به این نیازها نزدیک شویم آنها را عمیقا کاوش می‌‌‌‌کنیم.»

اما خب اعتقاد دارد که اندازه می‌‌‌‌تواند مشکل‌‌‌‌ساز هم باشد. «در یک شرکت بزرگ اندازه می‌‌‌‌تواند باعث درجازدن بشود. در واقع ممکن است که آدم حقیقت را نبیند و متوجه تغییرات محیط اطرافش نشود. گاهی وقت‌‌‌‌ها شرکت‌‌‌‌های موفق فکر می‌‌‌‌کنند که چون یک بار موفق بوده‌‌‌‌اند راز آن را می دانند و باید با همان کار کنند. این می‌‌‌‌تواند باعث مرگ‌شان شود.»

«باید چیزی را که جواب داده به چالش بکشید. اگر ما بگوییم که راز موفقیت طراحی و ساخت کفش را داریم، در واقع تا نوک بینی‌‌‌‌مان را دیده‌‌‌‌ایم.» اگر چنین دیدگاهی نداشتیم، هرگز نمی‌توانستیم تکنولوژی جدید «FlyKnit»نایکی را به بازار عرضه کنیم. این تکنولوژی به جای اینکه با قسمتی از پارچه کار کند از نخ، کفش تولید می‌‌‌‌کند. یکی از چالش‌‌‌‌های پیش روی نوآوری، به چالش انداختن مدلی است که قبلا وجود داشته است. روش سنتی ساخت کفش برای صدها سال استفاده می‌‌‌‌شد، اما امروز ما یک روش کاملا جدید را به وجود آورده‌‌‌‌ایم.»

«فکر می‌‌‌‌کنید در شرکت ما آدم‌‌‌‌هایی نبودند که با این تغییر مخالف باشند؟ کاملا طبیعی است که مردم با روش‌‌‌‌هایی که به آن عادت دارند راحت باشند. وظیفه‌ی من و در واقع وظیفه‌ی همه‌ی ما این است که ذهن‌مان را به روی چیزهای جدید نبندیم. من با FlyKnit خیلی درگیر شدم. باید همه‌ی پتانسیل‌ها را بررسی کنید، گاهی همین پتانسیل‌ها می‌توانند انقلابی باشند. همین که علاقه نشان بدهید جنبش ایجاد می‌‌‌‌شود.»


مقاله مرتبط: بیل گیتس چگونه به اسطوره‌ رهبری تبدیل شد؟

رویکرد «از بالا به پایین» در مقابل «از پایین به بالا»

رویکرد

پارکر می‌‌‌‌‌گوید: «در نایکی یک ترکیب وجود دارد. سلسله مراتب از بالا به پایین یک رویکرد سنتی و غیر واقعی است. اما از طرف دیگر همه چیز هم از پایین به بالا نیست. نسبت «بالا به پایین» به «پایین به بالا» با توجه به شرایط اتفاق می‌‌‌‌‌افتند. من به شدت اعتقاد دارم که تنها یک راه منحصر به‌فرد وجود ندارد.»

«بعضی وقت‌‌‌‌‌ها مجبورید سریع و سخت جلو بروید و از بالا می‌‌‌‌‌توان این کار را انجام داد. ممکن است ایده‌‌‌‌‌ها از پایین به بالا بروند اما جهت و هدایت باید از بالا به پایین برود.» پارکر به دنبال ایده‌‌‌‌‌های پایین به بالاست و به همین خاطر به همه جای نایکی سر می‌‌‌‌‌زند. «من چیزی رو میز یکی از دوستانم می‌‌‌‌‌بینم و می‌‌‌‌‌پرسم از کجا آمده و این شروع یک لیست از نوآوری است.»

«باید ذهن‌تان را بر روی ایده‌‌‌‌‌های جدید از گوشه و کنار شرکت و دنیا باز کنید. همکاری و مشارکت مهم‌‌‌‌‌ترین منابع فرصت‌های موفقیت هستند. امروزه به دلیل پیشرفت ارتباطات دیجیتال این فرصت‌‌‌‌‌ها چند برابر شده است. اگر می‌‌‌‌‌خواهیم خوب تجارت کنیم باید همیشه ذهنمان را باز نگه داریم.»

انتخاب از بین بی‌نهایت احتمال

انتخاب درست

«این یکی از بزرگ‌‌‌‌‌‌ترین چالش‌‌‌‌‌‌هاست. ما از نظر ایده غنی هستیم. تا حالا اینقدر ایده را یک‌‌‌‌‌‌جا ندیده‌‌‌‌‌‌ام. اما چطور از بین آنها انتخاب می‌‌‌‌‌‌کنیم؟ همیشه هم درست‌‌‌‌‌‌ترین گزینه را انتخاب نمی‌‌‌‌‌‌کنیم، بلکه باید آنها را ویرایش کنیم.»

پارکر از یک عبارت برای توصیف الزامات استفاده می‌‌‌‌‌‌کند: ویرایش کن و توسعه بده. «توانایی ویرایش و توسعه خیلی ضروری است. من انتخاب‌‌‌‌‌‌هایی که برای هر قسمت از کارمان مجبوریم انجام دهیم را خیلی دوست دارم.» پیش‌‌‌‌‌‌تر پارکر گفته بود که واحد تحقیق و طراحی شرکت نایکی ۳۵۰ طرح را استخراج کرده‌‌‌‌‌‌اند، این عدد خیلی زیاد است. «ما پروژه‌‌‌‌‌‌های خیلی زیادی داشته‌‌‌‌‌‌ایم که قطعا بعضی‌‌‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌شان مهم‌‌‌‌‌‌تر از بقیه بوده‌‌‌‌‌‌اند.» پس او تلاش کرد تا گروهش در انتخاب سخت‌‌‌‌‌‌گیری بیش‌‌‌‌‌‌تری داشته باشند. او شخصا وارد عمل شد. نه اینکه خودش پروژه‌‌‌‌‌‌ها را انتخاب کند اما با واحد تحقیق و طراحی کار کرد تا ملاک‌‌‌‌‌‌ها را برای‌‌‌‌‌‌شان روشن کند. «دقیقا چه کاری می‌‌‌‌‌‌خواهیم انجام بدهیم؟ این موارد چطور بر ملاک‌‌‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌مان ارزش می‌‌‌‌‌‌گذارند؟» با پاسخ به این پرسش‌‌‌‌‌‌ها، آنها لیست ایده‌‌‌‌‌‌های‌‌‌‌‌‌شان را به ۵۰ تا رساندند.

«آنها واقعا در این مورد منظم هستند. این کار شاید کمی کاغذبازی به نظر برسد، اما واقعا اینطور نیست. نظم و کاغذبازی با هم فرق دارند.»

«همیشه نمی‌‌‌‌‌‌توانید برنده را پیش‌‌‌‌‌‌بینی کنید. وقتی من سؤال پرسیدن را متوقف می‌‌‌‌‌‌کنم تیم می‌‌‌‌‌‌تواند درست فکر ‌‌‌‌‌‌کند. من نمی‌‌‌‌‌‌گویم این کار را انجام بدهید آن کار را انجام بدهید. ذره‌‌‌‌‌‌بینی مدیریت نمی‌‌‌‌‌‌کنم. اصلا به آن اعتقاد ندارم. وقتی بچه بودم پدرم از من می‌‌‌‌‌‌پرسید: «تو چه فکر می‌کنی؟» و من هم نظرم را می‌‌‌‌‌‌گفتم. او هم تشویقم می‌‌‌‌‌‌کرد و می‌‌‌‌‌‌گفت: «به نظر می‌رسد ایده‌‌‌‌‌‌ی خوبی باشد» و به مرور زمان هر جایی که لازم بود خودم تصمیم می‌گرفتم و دیگر لازم به پدرم مراجعه کنم. در نایکی ما افراد توانایی داریم که کارشان را خوب بلدند.»


مقاله مرتبط: داستان زندگی هنری فورد؛ افسانه‌ای که به واقعیت تبدیل شد

چطور یک تیم رهبری مدرن داشته باشیم؟

رهبری درست

«لازم نیست ۵-۶ سال اینجا کار کنید تا ایده‌‌‌‌‌‌‌های خوب‌‌‌‌‌‌‌تان شنیده شوند. من به همه جا سر می‌‌‌‌‌‌‌زنم و از پایین‌‌‌‌‌‌‌ترین قسمت‌‌‌‌‌‌‌های شرکت هم ایده می‌‌‌‌‌‌‌گیرم. شاید یک طراح جدید از آنجا پیدا شود. گاهی خوب است که ایده‌‌‌‌‌‌‌های خام را در سطح پایه بررسی کنید. دوست دارم آنها را بیرون بکشم، زیر نورافکن بگذارم و از هر جا که آمده‌‌‌‌‌‌‌اند به آنها احترام بگذارم. خیلی مهم است که به همه‌‌‌‌‌‌‌ی افراد شرکت نشان بدهیم که ایده‌‌‌‌‌‌‌شان باارزش است و می‌‌‌‌‌‌‌تواند تغییر ایجاد کند. خیلی اوقات چیزهایی که اساس و پایه‌‌‌‌‌‌‌ی خاصی ندارند به یک موفقیت بزرگ تبدیل می‌‌‌‌‌‌‌شوند.» حرفه‌ی پارکر به وسیله‌‌‌‌‌‌‌ی چیزی ارتقا پیدا کرد که به آن یک «پروژه‌‌‌‌‌‌‌ی جانبی کوچک» می‌‌‌‌‌‌‌گوید. مثلا ایده‌‌‌‌‌‌‌ی «هوای مرئی» که توسط نایکی ارائه شد و ارزش نایکی را برای مدت‌‌‌‌‌‌‌ها بالا برد. پروژه‌‌‌‌‌‌‌ی جدیدتری که مارک پارکر به آن اشاره می‌‌‌‌‌‌‌کند «پاپوش آزاد» است که از یک پروژه‌‌‌‌‌‌‌ی جانبی به وجود آمده است و حالا میلیارد‌‌‌‌‌‌‌ها دلار می‌‌‌‌‌‌‌ارزد.

او اعتقاد دارد که کامل بودن در دنیایی که دائما تغییر می‌‌‌‌‌‌‌کند ممکن نیست. او می‌‌‌‌‌‌‌گوید: «ما همیشه درست عمل نمی‌‌‌‌‌‌‌کنیم. اما تا زمانی که با تغییرات جلو می‌‌‌‌‌‌‌رویم (به جای اینکه با آن بجنگیم) در مسیری درست قدم برمی‌داریم. ما خودمان تلاش می‌‌‌‌‌‌‌کنیم به تغییرات شتاب بدهیم. اگر به این نتیجه برسید که باید با تغییرات همگام باشید، یک قدم به موفقیت نزدیک‌تر هستید.» او باز هم تشویق‌‌‌‌‌‌‌تان می‌‌‌‌‌‌‌کند: «هجومی بازی کنید.»

منبع:chetor.com

باید ها و نبایدهای فنون مذاکره

توانایی مذاکره امری کلیدی در زندگی هر فرد محسوب می‌شود. ما برای شغل، حقوق، ارتقای شغلی و حتی هنگام خرید و فروش با دیگران مذاکره می‌کنیم. اگر شما در کارهایی مثل مشاوره‌ی املاک یا مبادله‌ی خودرو فعال باشید، باید فنون مذاکره را هر لحظه به کار ببندید.

این مقاله بر اساس مشاهدات و تحقیقات آدام گرنت (نویسنده و استاد دانشگاه پنسیلوانیا) و همکارش آدام گالینسکی (روانشناس اجتماعی و استاد دانشگاه نورث‌وسترن) نگاشته شده، که در آن به ۶ روش از فنون مذاکره اشاره شده است؛ با استفاده از این فنون می‌توانید دستاورد و خروجی بهتری از یک مذاکره داشته باشید.

 

۱. اطلاعات را با یکدیگر به اشتراک بگذارید

فنون مذاکره - به اشتراک گذاشتن اطلاعات روشی مفید

ما معمولا در مذاکرات موضعی محتاطانه نشان ‌می‌دهیم و خواسته‌های خود را چندان بیان نمی‌کنیم. در حالی که گمان می‌کنیم روشی هوشمندانه برای مذاکره را انتخاب کرده‌ایم، ولی این امر می‌تواند بر روی دستاورد ما و ایجاد اعتماد دوطرفه تأثیری منفی داشته باشد. بر اساس گفته‌ی گرنت مردم نسبت به افرادی که با آنها تطابق دارند، گرایش بیشتری دارند و عمل متقابل ما، بر روی رفتارشان تأثیرگذار است. اگر می‌خواهیم دیگران به ما اعتماد کنند، خودمان باید گام‌های اول را در این مسیر برداریم.

مطالعات نشان داده‌اند به اشتراک گذاشتن برخی اطلاعات در حین مذاکره (حتی اگر ربطی هم به آن موضوع نداشته باشد) باعث افزایش دستاورد ما خواهد شد. نیازی نیست تمام امیال خود را از همان ابتدا بیان کنید. ولی صحبت راجع به برخی از عادات، دغدغه‌های شخصی و آرزوها می‌تواند تأثیر مثبتی در به دست آوردن توافق داشته باشد.


مقاله مرتبط: چطور از مهارت داستان‌گویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنیم

۲. اولویت‌ها را مشخص کنید

فنون مذاکره - رتبه بندی اولویت‌ها

یکی از فنون مذاکره این است که اولویت‌ها را مشخص کنید. معمولا در هنگام مذاکره، ما اهداف اساسی خود را می‌شناسیم و آنها را دنبال می‌کنیم. به عنوان مثال اگر بخواهیم کالا یا خدماتی را به مشتری ارائه کنیم، احتمالا قیمت مهم‌ترین اولویت ماست. اگر نتوانیم بر سر قیمت توافق کنیم، دیگر مذاکره را ادامه نخواهیم داد.

گرنت روشی به نام رتبه‌بندی اولویت‌ها را پیشنهاد می‌کند. در این روش دو طرف تمام اولویت‌ها را به ترتیب اهمیت روی میز می‌گذارند و با سبک سنگین کردن آنها به دنبال راهی برای ایجاد توافق نهایی می‌گردند. با این روش اگر مشتری شما نتوانست قیمت را بپردازد، شاید بتوانید از طریق معاوضه یا مطرح کردن شرایطی دیگر به توافق نهایی برسید.

۳. نسبت به قیمت هدف، بهترین و بدترین قیمت آگاه باشید

گالینسکی معتقد است بهترین و بدترین قیمت‌ها را به عنوان قیمت ذخیره‌ی خود در نظر داشته باشید. قیمت هدف، قیمت ایده‌آل شماست و بهترین و بدترین قیمت‌ها آنهایی هستند که در نهایت راضی به قبول کردن آنها می‌شوید. قبل از اقدام برای فروش چیزی، حتما در مورد آن اطلاعات کامل داشته باشید. دامنه‌ی محدودیت‌های خود را به طور دقیق بدانید تا بتوانید در موردشان اظهارنظر کنید و در لحظه بهترین تصمیم را بگیرید. این کار علاوه بر افزایش اعتماد‌به‌نفس و قدرت، باعث می‌شود هنگام مذاکره پیشنهادی غیرمنطقی بیان نکنید. اگر در هنگام مذاکره طرف مقابل کار را شروع کند، این باعث قرار گرفتن شما در موضع ضعف خواهد شد.


مقاله مرتبط: ۹ فن علمی برای داشتن یک مذاکره موفق

۴. اولین پیشنهاد را شما بدهید

این توصیه، عقل سلیم را به چالش می‌کشد. معمولا در مذاکرات «اطلاعات» به اندازه‌‌ی قدرت باارزش است. ما گمان می‌کنیم قبل از این‌که دست خود را رو کنیم، بهتر است از طرف مقابل اطلاعات به دست آوریم.

گرنت و گالینسکی در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده‌اند شرایط نهایی معمولا به شرایط کسی که اولین پیشنهاد را داده، نزدیک‌تر است. ریشه‌ی آن در روانشناسی و اثری به نام «اثر لنگر انداختن» نهفته است. بر این اساس وقتی اولین پیشنهاد ارائه شد، دو طرف مذاکره‌ی خود را بر مبنای آن پیش می‌برند. در واقع پیشنهاد اول است که مراحل بعدی مذاکره را مشخص می‌کند.

فنون مذاکره - اثر لنگر انداختن: معمولا توافق نهایی به پیشنهاد اول نزدیک‌تر است

معمولا در مذاکرات ما تمایلی به ارائه‌ پیشنهاد اول نداریم. زیرا گمان می‌کنیم قیمت ما خیلی بی‌ربط است. در نتیجه دست طرف مقابل را برای قیمت باز می‌گذاریم. البته گالینسکی می‌گوید همیشه کسی که اولین پیشنهاد را می‌دهد، موفق نیست. دلیلش آن است که بیشتر اوقات فردی که اولین پیشنهاد را می‌دهد برای به کرسی نشاندن پیشنهادش پافشاری کافی را ندارد.

هنگام خرید وقتی قیمت بالاتری پیشنهاد شود، ذهن خریدار ناخودآگاه به سمت جنبه‌های مثبت آن کالا می‌رود و بر عکس. در این زمینه اطلاعات محکمی وجود دارد که اثباتی بر اثر لنگر انداختن است. مثلا هنگام خرید خانه وقتی مشاور املاک قیمت بالایی را عنوان می‌کند، شما به آن دسته از ویژگی‌های مثبت خانه توجه می‌کنید که مدنظرتان بود. اگر هم قیمت پایین‌تر بود، نکات منفی مانند مکان نامناسب خانه یا هزینه‌ی تعمیرات نظرتان را جلب خواهد کرد.

گالینسکی معتقد است بهترین پیشنهاد برای قیمت اول باید کمی بیشتر از قیمت ذخیره‌ی طرف مقابل باشد. البته نه آن‌قدر بیشتر که باعث شوکه شدن خریدار شود.


مقاله مرتبط: ۵ راه برای اینکه در صحبت‌ کردن تاثیرگذارتر باشیم

۵. در برابر پیشنهاد طرف مقابل، از پیشنهاد قبلی خود خیلی عقب‌نشینی نکنید

یکی از فنون مذاکره این است که خیلی کوتاه نیایید. اگر شما نمی‌توانید اولین پیشنهاد را بدهید، پس باید از خودتان در برابر اثر لنگر انداختن محافظت کنید. اشتباه بیشتر افراد این است که به سرعت از پیشنهادشان عقب‌نشینی می‌کنند. اگر شما پیشنهاد اول را داده‌اید، پیشنهادات بعدی‌تان نیز باید بر اساس همان پیشنهادی باشد که دفعه‌ی اول مطرح کرده‌اید.

اگر شما فردی هستید که می‌خواهید از اثر لنگر انداختن فرار کنید، طرف مقابل را متوجه کنید که پیشنهادش پرت است. تلاش کنید تا نظر خودتان را به کرسی بنشانید. می‌توانید کاری کنید توجه طرف به دیدگاه شما جلب شود تا جهت تازه‌ای به مکالمه بدهید. مثلا بگویید: حتما با این پیشنهاد می‌خواستید من را امتحان کنید. من به این پیشنهاد فکر هم نمی‌کردم.

۶. پیشنهادات متقابل باید هر دو طرف را راضی نگه دارد

فنون مذاکره - تعهد به نتیجه‌ی مذاکره، دستاورد عالی آن است

هر خریداری می‌خواهد احساس کند که معامله‌ی منصفانه‌ای انجام داده و فروشنده نیز می‌خواهد احساس کند که معامله را به خوبی هدایت کرده است. اگر در مذاکره گاهی عقب‌نشینی کنید و گاهی پیش بروید، دو طرف راضی‌تر خواهند بود.

گالینسکی توصیه می‌کند حتی اگر اولین پیشنهاد طرف مقابل نیازهای شما را تأمین می‌کند، باز هم آن را نپذیرید. از طرف مقابل درخواست مطالبات بیشتری کنید تا مطمئن شوید معامله‌ی خوبی انجام داده‌اید. در این صورت علاوه بر افزایش رضایت خود، رضایت طرف مقابل را نیز افزایش می‌دهید. با افزایش رضایت متقابل، دو طرف بیشتر برای توافق تلاش می‌کنند و به نتیجه‌ی نهایی متعهدتر خواهند بود؛ یعنی همان دستاوردی که از اول هم هدف ایده‌آل مذاکره محسوب می‌شد.

منبع:chetor.com

۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/08/13502-1.jpg

حتما شما هم مثل من چندتایی از این آدم‌ها را می‌شناسید که نظر همه را به خودشان جلب می‌کنند! آدم‌هایی که نمی‌‌توان کاریزمایشان را سنجید، اما همه با آنها احساس راحتی می‌کنند و جذب‌شان می‌شوند.

آنها چطور این کار را می‌کنند؟ با موهبتی خدادادی متولد شده‌اند یا با مطالعه و تمرین فهمیده‌اند که چه چیزهایی روی دیگران بیشتر اثر دارد و آنها را در زندگی‌شان به کار می‌برند؟ احتمالا دومی درست است. به نظرم مهم‌ترین خصلت این آدم‌ها نوع برقراری ارتباط کلامی آنهاست. برای همین، ۱۷ عادت گفتاری این افراد خیلی دوست داشتنی را برای‌تان فهرست کرده‌ام:

 

۱. هرجا که می‌توانند مودب باشند، هستند

لئوناردو دی کاپریو - مودب بودن

استفاده از کلماتی مثل «لطفا» و «متشکرم» ممکن است همه جا ضرورتی نداشته باشد اما اگر می‌خواهید کاریزماتیک باشید استفاده از آنها بسیار به نفع‌تان خواهد بود.

۲. قدردان محبت‌های کوچک هستند

وقتی کسی به خاطر چیزی از شما تشکر می‌کند گفتن دوکلمه‌ی «خواهش می‌کنم» خیلی بیشتر از «حرفشم نزن» (یا مثلا «باشه») اثر دارد. آدم‌های دوست‌داشتنی از شنیدن تشکر خوشحال می‌شوند و با کلام به آن پاسخ می‌دهند.

۳. تعریف‌شان واقعی است

لئوناردو دی کاپریو - تعریف کردن

در اینجا «واقعی» کلمه‌ی کلیدی است. افراد کاریزماتیک تعریف‌های واقعی به زبان می‌آورند. نه بیهوده تعریف می‌کنند نه چاپلوس‌اند. اگر کسی شایسته‌ی تعریف باشد از گفتن‌اش دریغ نمی‌کنند.

۴. از ته دل همدردی می‌کنند

آنها از عباراتی مانند «حتما خیلی احساس غرور کردی» یا «می‌تونم تصور کنم چقدر عصبانی شدی» استفاده می‌کنند بنابراین هم با احساسات افراد دیگر همراهی می‌کنند و هم به آنها بها می‌دهند (بد نیست این راز را بدانید که آدمها دوست دارند دیگران درک‌شان کنند!)

۵. اطلاعات مفید را با دیگران به اشتراک می‌گذارند

لئوناردو دی کاپریو - به اشتراک گذاشتن اطلاعات

بعضی‌ها اطلاعات را فقط برای خودشان می‌خواهند چون فکر می‌کنند که این کار باعث قدرت آنها می‌شود. چنین آدمی نباشید. البته توجه کنید که: آدم‌های واقعا دوست‌داشتنی متوجه هستند که «اطلاعات» با «شایعات» تفاوت دارد.

۶. به دیگران پیشنهاد کمک می‌دهند

خیلی از ما دلمان می‌خواهد به جامعه کمک کنیم اما نمی‌دانیم از کجا باید شروع کرد. کاریزماتیک‌ترین آدم‌ها خیلی ساده در جستجوی فرصتی برای کمک، فقط به اطراف‌شان نگاه می‌کنند- در خانواده، در جامعه و در هر لحظه از زندگی روزمره (این کار می‌تواند در حد باز نگه داشتن در برای کسی باشد که پشت سر شما دارد وارد می‌شود).

۷. با اعتماد به نفسِ به‌جا صحبت می‌کنند

manipulated-by-charismatic-people2

لاف نمی‌زنند اما در مواجهه با موقعیت‌های چالش‌برانگیز- به خصوص چیزهایی که روی زندگی دیگران اثر دارند- با آرامش، کنجکاوی و اعتماد به نفس به مسئله نزدیک می‌شوند. معمولا می‌شود جملاتی مانند این را از زبان‌شان شنید: «خب، ببینیم چطور باید این مشکلو حل کرد»

۸. از اسامی و عناوینِ محترمانه استفاده می‌کنند

آدم‌های کاریزماتیک اسامی دیگران را به خاطر می‌سپارند و در موقعیت‌هایی که استفاده از عناوین، افراد را خوشحال می‌کند آنها را به کار می‌برند. کسب عناوینی مثل «دکتر» یا «سرهنگ» زمان می‌برد؛ پس چرا از آنها استفاده نکنیم؟

۹. یادشان نمی‌رود که عضوی از تیم هستند

لئوناردو دی کاپریو - تیم

احساس رفاقت می‌تواند موقعیت‌های سخت را قابل تحمل کند. شوخ‌طبعی حتی می‌تواند باعث لذت‌بخش شدن چنین موقعیت‌هایی بشود. آدم‌های خیلی کاریزماتیک در موقعیت‌های سخت جملاتی مثل این به زبان می‌آورند: «عیب نداره، برای همه‌مون همینطوره» و بعد در کنار بقیه برای رسیدن به اهداف تیم تلاش می‌کنند.

۱۰. دیگران را به هم معرفی می‌کنند

می دانید بهترین چیزی که کسی می‌تواند همزمان به دو نفر بگوید چیست؟ «اجازه بدید … را به شما معرفی کنم.» البته ظاهرا این روزها همه به دنبال برقراری ارتباط هستیم اما آدم‌های کاریزماتیک کسانی هستند که علاوه بر ساختن شبکه‌ی ارتباطی خودشان به دیگران هم کمک می‌کنند تا با افراد بیشتری آشنا بشوند.

۱۱. نوبت‌شان را فراموش نمی‌کنند

لئوناردو دی کاپریو - حواس جمع هستند

آدم‌های دوست‌داشتنی وقتی که برای انجام کاری چه مفرح و چه دشوار و ناراحت‌کننده نوبت آنها باشد نمی‌ترسند و قدم پیش می‌گذارند . به عبارت دیگر، آنها اگرچه از دیگران تعریف می‌کنند یا بخشنده هستند اما در عین حال یادشان نمی‌رود که این دفعه مثلا پرداخت صورتحساب ناهار نوبت آنهاست.

۱۲. به دیگران می‌گویند که به آنها اعتماد دارند

فقط سه کلمه :«بهت ایمان دارم». همین کلمات ساده می‌توانند الهام‌بخش موفقیت باشند. همه‌ی افراد به تصدیق شدن نیاز دارند. در عین حال این تصدیق باعث ایجاد محبت نسبت به فرد گوینده می‌شود.

۱۳. به دیگران اجازه می‌دهند برای خودشان تصمیم بگیرند

لئوناردو دی کاپریو - تصمیم گیری

آدم‌های واقعا کاریزماتیک به نظر خود اعتماد دارند اما در عین حال متوجه هستند که دیگران ممکن است دیدگاه متفاوتی داشته باشند و باید بتوانند مسیر زندگی خودشان را انتخاب کنند. به علاوه، رهبران کاریزماتیک از دادن اختیار و سپس اعتماد به دیگران برای دستیابی به چیزی که از آنها خواسته شده ترسی ندارند.

۱۴. گوش می‌دهند و می‌خواهند بیشتر بدانند

لئوناردو دی کاپریو - گوش دادن

آدم‌های خیلی دوست‌داشتنی شنونده‌های فعال و صادقی هستند. می‌توانید با آنها درباره نظرات یا ماجراهایتان صحبت کنید یا از آنها راهنمایی بخواهید و آنها با پرسیدن سئوال و دادن نشانه‌های کلامی نشان می‌دهند که در لحظه حاضر و حتی به موضوع علاقه‌مند هستند. زمان برای همه‌ی ما با ارزش‌ترین منبع است اما آنها حاضرند وقت‌شان را در اختیار شما بگذارند.

۱۵. مسئولیت‌پذیر هستند

این آدم‌ها مسئولیت کار یا خطایشان را می‌پذیرند و کنترل اموری را که باید تحت نظارت‌شان باشد به دست می‌گیرند. بنابراین با عقل جور درمی‌آید که بگوییم آدمهای قابل اعتماد بسیار دوست داشتنی‌اند.

۱۶. حمایت‌شان را اعلام می‌کنند

لئوناردو دی کاپریو - حمایت

ما آدم‌هایی را که کنارمان می‌مانند و کاری می کنند احساس کنیم ما را حمایت می‌کنند دوست داریم. در ارتش به این کار می‌گویند «هوای ساعت شش همدیگه را داشتن» (ساعت شش موقعیت پشت سر فرد است). کسی را به یاد بیاورید که در موقع نیاز از شما حمایت کرده است و به من بگویید که در آن لحظه چقدر برایتان دوست داشتنی می‌نمود؟

۱۷. همیشه می‌پرسند :«چرا که نه؟»

لئوناردو دی کاپریو - چرا که نه

آدم‌های دوست داشتنی اغلب آدم‌هایی رویاپرداز، مثبت‌نگر و عمل‌گرا هستند. رابرت اف کندی این آدم‌ها را به بهترین وجه توصیف کرده است: «بعضی‌ها عادت دارند چیزها را همانطور که هستند نگاه کنند و بپرسند چرا؟ من رویای چیزهایی را می‌بینم که هرگز وجود نداشته‌اند و می‌پرسم چرا که نه؟»

منبع:chetor.com

چگونه دیگران را جذب کنیم

همه‌ی ما دوست داریم جذاب باشیم و در جمع‌های مختلف توجه‌ها را به خود جلب کنیم. جذابیت یک جنبه ظاهری و فیزیکی دارد که چندان تحت کنترل ما نیست و یک جنبه رفتاری که می‌توانیم آن را تقویت کنیم و به جذابیت خود بیافزاییم. در ادامه‌ی این مطلب رفتارهایی آموزش داده می‌شود که می توانند جذابیت شما را بیش از پیش افزایش دهند. حالا بیایید ببنیم چگونه دیگران را جذب کنیم.

 

۹ پیشنهاد برای اینکه افرادی را که دوست دارید مجذوب خود کنید

شما پس از مدتی دیگر حتی به افراد خوش‌تیپ نگاه هم نمی‌کنید! ظاهر آنها برای شما عادی می‌شود، چرا که شما نیاز دارید از افراد چیز‌های بیشتری دریافت کنید. اگر زمانی که با کسی ملاقات می‌کنید بتوانید چیزهای بیش از ظاهرتان به او نشان دهید، در این صورت شما فرد جذابی به نظر خواهید آمد.

زنان و مردان زیادی هستند که هزینه‌ و وقت زیادی صرف ظاهر خود می‌کنند، اما برای بهبود شخصیت‌شان کاری انجام نمی‌دهند. یک کتاب ممکن است جلد بسیار زیبایی داشته باشد، اما اگر فقط جلد آن زیبا باشد چه کسی دوست دارد که آن را مطالعه کند؟ همانطور که خودتان می‌گویید دیگران شما را دوست دارند به خاطر چیزی که هستید، حرف‌هایی که می‌زنید و کارهایی که انجام می‌دهید. شاید من آدم خوش‌قیافه‌ای نباشم، اما چیزی که در اینجا می‌خواهم درباره آن صحبت کنم زیبایی نیست، من قصد دارم درباره جذابیت حرف بزنم. حالا بیایید ببینیم چگونه دیگران را جذب کنیم.

جذابیت در نگاه اول-چگونه دیگران را جذب کنیم

من فقط می‌خواهم به شکلی دوستانه اعلام کنم که چگونه شخصی ممکن است تمام جذابیتش را از دست بدهد. چطور این اتفاق می‌افتد؟ من هنوز در این توهم بودم که ظاهر تنها چیزی است که در اولین دیدار اهمیت دارد. اما مَت خوش‌قیافه نبود، او قد بلند یا درشت ‌هیکل نبود، اما فردی بامزه، باهوش و بااعتماد به نفس بود. کسی که می‌دانست چطور حرف بزند، کسی که شیوه‌ی خاص خودش را داشت. در کل آدمی بود که چیزی برای نشان دادن داشت.

تفاوت اصلی بین جذابیت و زیبایی

جذابیت ظاهری افراد خیلی زود فروکش می‌کند، به طوری که فرد زیبا، همچون وسیله‌ای به نظر می‌آید که قرار است ژن‌های شما را به نسل بعد منتقل کند. چیزهایی که باعث جذابیت ظاهری زنان می‌شود عبارتند از: ‌جوانی، نسبت عرض کمر به لکن، پوست سالم، لب برجسته و دندان‌های سفید، چشمان بزرگ، چانه‌ی کوچک و موهای براق است. این معیارها در مردان شامل بلندی قد، شفافیت چشم و پوست، حجم عضلات و تُن صدا، دندان‌های خوب و دیگر علایم سلامتی است. همه این‌ها را به احساس سلامتی، سرزندگی و پیشینه ژنتیکی خوب اضافه کنید.

در هر دو جنس، تناسب فیزیکی بسیار جذاب است. با این وجود برخی ممکن است بسیار عالی به نظر برسند و تمام ویژگی‌های ظاهری را داشته باشند، اما حسی بسیار سرد و بی‌روح به شما بدهند. افراد جذاب ممکن است زیبا به نظر نرسند اما افسون خاصی دارند.

چیزی که قصد دارم اینجا درباره‌ی آن صحبت کنم رفتاری است که شما را صرف نظر از اینکه چه ظاهری دارید جذاب‌تر می‌کند. همان‌طور که مَت درباره خودش گفت او خوش‌قیافه نبود.

۱. چگونه دیگران را جذب کنیم: اول باید دیگران را دوست داشته باشید

این درست است که عبوس بودن، سرد و مرموز بودن و کم حرف و بی‌روح بودن ممکن است بعضی‌ها را جذب کند، اما بیشتر مردم را جذب نمی‌کند. مردم کسانی را دوست دارند که به نظر می‌رسد دیگران را دوست دارند. نکته‌ی مهم این است که مردم چگونه نشان می‌دهند که شما را دوست دارند؟ آنها لبخند می‌زنند. صورت‌های خندان جذاب‌تر هستند و لبخند زدن هنگامی که به چشم‌های دیگران مستقیم نگاه می‌کنید، شما را حتی جذاب‌تر می‌کند. لبخند زدن پیام‌هایی را مانند: «من دوست‌‌داشتنی هستم. من اعتماد به نفس بالایی دارم، خوش‌بین و باانرژی هستم» ارسال می‌کند. بنابراین چهره‌ی عبوس خود را رها کنید و بخندید، لبخند بزنید، آرام باشید و بهترین چیزها را در افراد دیگر پیدا کنید و به شکل زیر ادامه دهید…

۲. افرادی که در اطراف شما هستند را بخندانید

هنگامی که مَت وارد اتاقی می‌شود، همه را وادار می‌کند که بخندند. او تاثیرگذار است و همه می‌بینند که دیگران او را دوست دارند. چرا این موضوع مهم است؟

بر اساس مطالعه‌ای که روانشناسان بریتانیایی انجام داده‌اند، اگر به دیگران با لبخند نگاه کنیم، احتمال اینکه فرد جذابی به نظر بیايیم بیشتر خواهد بود. در آزمایشی که بر روی زنان انجام شده بود هنگامی که به آنها تصویر افرادی نشان داده شد که دیگران به آنها لبخند می‌زدند، افرادی که به آنها لبخند زده شده بود جذاب‌تر به نظر می‌رسیدند.

محققان دریافتند که مردان نیز به همین شکل پاسخ می‌دهند. هم زنان و هم مردان به صورت ناخودآگاه هنگامی که می‌خواهند شخصی را برای دوستی انتخاب کنند، نظر دیگران را در نظر می‌گیرند. در واقع ممکن است بر اساس اینکه دیگران چطور فردی را ارزیابی می‌کنند، او را برای رابطه مورد توجه قرار دهند.

بنابراین دفعه بعد که بیرون می‌روید و دوست دارید جذاب‌تر به نظر برسید، به دیگران لبخند بزنید و با همه‌ی کسانی که اطراف شما هستند دوستانه رفتار کنید. چون زمانی که آنها جواب لبخند شما را می‌دهند، شما جذاب‌تر شده‌اید اما…


مقاله مرتبط: چطور کاریزماتیک و دوست داشتنی‌تر شویم؟

۳. به کسی که می‌خواهید او را جذب کنید توجه ویژه‌ای داشته باشید

توجه خاص برای ایجاد جذابیت- چگونه دیگران را جذب کنیم

توجه ویژه‌ی مستقیم قدری چاپلوسانه است. بنابراین در حالیکه فوق‌العاده است که دیگران دیگر را بخندانید، برای اینکه در نظر شخص خاصی جذاب‌تر به نظر بیایید شما باید به طور ویژه‌ای به او توجه داشته باشید. از او سوال بپرسید و درباره او صحبت کنید. میزان توجه ما به افراد (نه خیلی کم و نه خیلی زیاد) نشانه‌ی میزان علاقه‌ی ما به کسی است که تا پیش از این او را ملاقات نکرده‌ایم.

۴. برای اینکه جذاب‌تر باشید خودتان باشید

صادقانه‌ترین پاسخ این سوال که چگونه دیگران را جذب کنیم، اینست که بگویم خودتان باشید. بیشتر مردم هنگامی که با کسی هستند که مجذوب او شده‌اند، خود را بیشتر از آن چیزی که هستند نشان می‌دهند و این کار غلطی نیست، اما چنین نباشد که همه چیز دروغ باشد. زنی را می‌شناختم که تظاهر می‌کرد همه‌ی چیزهای فردی را که به او علاقه داشت، دوست دارد: «واقعا؟ من عاشق فوتبال، غواصی، تمبرهای پاتاگونیای قرن ۱۹ هستم! چه تصادفی، ما دقیقا برای هم ساخته شده‌ایم!»

اگر شما به این شدت دروغ بگویید دیگران متوجه می‌شوند. نشان دادن چیزی که واقعا هستید جذاب است و نشان می‌دهد که شما زاویه دید، علایق و بی‌علاقگی‌ها، ایده‌ها و تمایلات خودتان را دارید.

۵. کمی متفاوت باشید

متفاوت بودن-چگونه دیگران را جذب کنیم

شما هر روز صدها زن و مرد جوان را می‌بینید که شبیه به هم لباس پوشیده‌اند، با یک لحن صحبت می‌کنند، واژه‌های یکسانی به کار می‌برند و به جای لذت بردن از کسانی که در حضور آنها هستند، با سرعت با تلفن همراه‌شان پیام می‌فرستند. البته که همراهی با جماعت برای بسیاری از جوانان مهم است، مخصوصا اگر احساس کنند شخصیت‌شان هنوز شکل نگرفته است. اما برای اینکه به طور خاصی جذاب باشید (فراتر از زیبایی‌های ظاهری)، لازم است قدری متفاوت باشید تا در ذهن بمانید.

فرض کنید همیشه شکل خاصی لباس می‌پوشید. ببینید چه امکانات دیگری در برابر شما است. فقط با جمعیت حرکت نکنید. به کسانی که خوب ارتباط برقرار می‌کنند گوش دهید و از آنها بیاموزید و شیوه‌ی ارتباط برقرار کردن خود را داشته باشید. چیزی که درباره مَت توجه من را به خودش جلب کرد شیوه‌ی منحصر به فرد او در صحبت کردن و به کار بردن کلمات بود.


مقاله مرتبط: ۱۷ عادت گفتاری افراد خیلی دوست داشتنی

۶. سلامتی جذاب است

می‌خواهید بدانید که چگونه دیگران را جذب کنیم؟ پس اول به فکر سلامت خود باشید. سالم بودن جذاب است. بنابراین ممکن است شما به طور طبیعی متوازن‌ترین و زیبا‌ترین زن یا خوش‌تیپ‌ترین مرد نباشید، اما هر کس با خواب کافی و ورزش (هر دوی اینها به طور طبیعی شما را زیبا می‌کنند)، خوردن غذاهای سالم و پرهیز از مصرف الکل، می‌تواند جذاب به نظر بیاید.

۷. کسانی را که قبلا با آنها دوست بوده‌اید تخریب نکنید

اگر می‌خواهید جذاب‌تر باشید، هنگام ارتباط برقرار کردن خیلی منفی نباشید. بدگویی باعث افسردگی می‌شود و خیلی خوب نیست که دوست یا شریک قبلی خود را تخریب کنید (حداقل این کار را خیلی زود شروع نکنید!)

ساعت‌هایی که برای خالی کردن خود، بیان غم و اندوه و ابراز خشم از افرادی که به شما آزار رسانده‌اند صرف می‌کنید می تواند هر رابطه تازه‌ای را به سرعت سرد و فرد جدید را برای رابطه با شما بی‌میل کند. همچنین ممکن است از رابطه‌ی تازه‌ای که قرار است با شما برقرار کنند، برداشت ناخوشایندی داشته باشند.

۸. جسور اما دلسوز باشید

قبل از اینکه دنبال پاسخ سوال چگونه دیگران را جذب کنیم باشید، بدانید که هم زنان و هم مردان افراد شجاع را دوست دارند. زنان مردانی را که شجاع و اهل خطر کردن هستند دوست دارند و مردان نیز زنانی را که در بیان احساسات‌شان رک و شجاع هستند دوست دارند. ما مردها زمانی که به دنبال نشانه‌ای هستیم که آیا زنی مجذوب ما شده است یا نه، دوست نداریم حرف‌ها در لفافه زده شوند.

چنین به نظر می‌رسد که زنان دوست دارند احساس کنند یک مرد شجاع مجذوب آنها شده است تا اینکه کسی باشد که اعتماد به نفس بالایی ندارد. چرا که احساس می‌کنند چنین مردی بهتر می‌تواند از آنها مراقبت کند. اما از سوی دیگر به نظر می‌رسد زنان تنها به دنبال مردان عضلانی نیستند، آنها مجذوب کسی می‌شوند که ترکیبی از شجاعت و دلسوزی، سخت و احساساتی باشد. نشان دادن این صفات چیزی است که شما را جذاب می‌کند.


مقاله مرتبط: چطور در نگاه اول دوست‌داشتنی باشیم؟

۹. با مزه باشید

اگر قدری بذله‌گو باشید، مخصوصا هنگامی که در میان جمع هستید، شما فرد شجاعی معرفی خواهید شد. اما توجه داشته باشید که مردان زنانی را ترجیح می‌دهند که به جوک‌های آنها می‌خندند و خودشان خیلی مزه نمی‌ریزند. در واقع به طور کلی مردان، زنانی را که از آنها بامزه‌تر هستند دوست ندارند. اما زن‌ها مردان بامزه را جذاب می‌دانند. بنابراین اگر مرد هستید، زنها را بخندانید و اگر زن هستید و می‌خواهید برای یک مرد جذاب باشید، کسی را پیدا کنید که شما را واقعا می‌خنداند.

توجه داشته باشید تمام چیزهایی که در بالا گفته شد باید به شکلی طبیعی و دوستانه اجرا شود. تلاش زیادی برای اینکه جذاب‌تر باشید ممکن است نتیجه‌ی معکوس بدهد و کار را خراب کند.

منبع:chetor.com

۷ نکته طلایی برای اینکه سخنرانی بی‌نظیری داشته باشید

سایمون ساینِک (Simon Sinek) یکی از سخنرانان برنامه‌ی تدتاکز (TED Talks) است. شاید ندانید او که به طور طبیعی آدمی خجالتی است و دوست ندارد در مقابل جمعیت سخنرانی کند، یکی از پربیننده‌ترین‌ سخنرانان این برنامه است! ساینک می‌گوید اگر فرصت کند در مهمانی‌ها گوشه‌‌ی عزلتی برای خود پیدا می‌کند یا حتی دیرتر به مهمانی می‌رود و ترجیح می‌دهد جزء آخرین مهمانان باشد. با این حال با داشتن ۲۲ میلیون بیننده‌ برای ویدیوهایش، این قوم‌نگار خوشبین سومین سخنران پربیننده‌ی تاریخ تدتاکز است. در این مقاله ما با او همراه شدیم تا ببینیم چطور یاد گرفته است که چنین سخنرانی‌هایی را با اعتماد به نفس، بی‌نظیر و پرمعنا ارائه کند و شما چطور می‌توانید روش‌های او را به کار بگیرید.

 

شاید قدرت سخنوری بالا برای یک آدم درون‌گرا عجیب به نظر برسد، اما موفقیت ساینک هم به عنوان سخنران و هم به عنوان نویسنده‌ی کتاب پرفروش تنها از سر خوش‌شانسی نبوده یا به دلیل بودن در جای درست، زمان درست و آشنایی با آدم‌های درست! موفقیت او به دلیل مواجهه با ترس‌ها و سپس از بین بردن آنها، سعی و خطا و تمرین‌های خستگی‌ناپذیر‌ روی صحنه و بیرون از آن به دست آمده است.

سایمون ساینک

۷ راز برتر‌ ارائه‌ی یک سخنرانی‌ الهام‌بخش، اطلاع‌رسان و سرگرم‌کننده از این قرار است:

۱. بلافاصله حرف نزنید

برای آغاز سخنرانی عجله نکنید

ساینک می‌گوید هرگز نباید به محض ورود به صحنه شروع کنید به حرف زدن، او می‌گوید: «بسیاری از مردم تا به صحنه می‌رسند حرفشان را شروع می‌کنند و این ناشی از عصبی بودن آنهاست. این رفتار تا حدی پیام ناامن بودن سخنران را به مخاطب منتقل می‌کند.»

به جای این کار با آرامش وارد صحنه شوید. سپس نفس عمیقی بکشید، در جای خود مستقر شوید، چند ثانیه صبر کنید و بعد شروع کنید. «می‌دانم که طولانی و ملالت‌آور به نظر می‌رسد و زمانی که بخواهید آن را امتحان کنید به شما بسیار سخت خواهد گذشت. اما این کار به مخاطبان‌تان نشان می‌دهد که کاملا به خودتان اعتماد دارید و موقعیت را تحت کنترل دارید.

۲. برای ارائه بروید روی صحنه، نه برای دریافت

چیزی به مخاطب بدهید تا اینکه بخواهید چیزی از او بگیرید

اغلب اوقات افراد برای فروختن ایده‌ها یا اجناس، برای اینکه مردم در شبکه‌های اجتماعی آنها را دنبال کنند، کتاب‌هایشان را بخرند یا حتی آنها را دوست داشته باشند سخنرانی می‌کنند. ساینک این نوع سخنران‌ها را «گیرنده‌ها» می‌نامد و اعتقاد دارد مخاطبان به سرعت این دسته را شناسایی می‌کنند و وقتی این اتفاق بیفتد دیگر توجه چندانی به او نشان نمی‌دهند.

او می‌گوید: «ما موجوداتی به شدت اجتماعی هستیم. حتی از فاصله‌ی دور روی صحنه، می‌توانیم بفهمیم که یک سخنران گیرنده است یا دهنده و مردم بیشتر به سخنرانی اعتماد می‌کنند که دهنده باشد- کسی که به آنها ارزشی اعطا کند، چیز جدیدی بیاموزد و به آنها الهام ببخشد- تا سخنرانی که گیرنده است.»

۳. به چشمان هر یک از مخاطبان نگاه کنید

تماس چشمی در سخنرانی

نگاهی شبیه دیده‌بانی یا حول محور افقی چرخاندن چشمانتان بدترین دشمن شماست. ساینک می‌گوید: «در این حالت اگرچه به نظر می‌رسد به همه نگاه می‌کنید اما این کار در اصل ارتباط شما را با مخاطبان قطع می‌کند.»

نگاه مستقیم به مخاطبانِ مشخص در حین صحبت‌تان کاری راحت‌تر و موثرتر است. اگر می‌توانید حتما نگاه خود را به اندازه‌ی یک جمله یا یک ایده‌ی کامل روی یک فردِ خاص نگه دارید، بدون اینکه تماس چشمی خود را با او قطع کنید. وقتی جمله‌تان تمام شد نگاه‌تان را به شخص دیگری معطوف کنید و تا انتهای سخنرانی به ارتباط چشمی انفرادی با مخاطبان ادامه دهید.

او می‌گوید: «این کار مانند داشتن مکالمه با مخاطبان‌ است. در این حالت شما برای آنها صحبت نمی‌کنید بلکه با آنها صحبت می‌کنید.»

این کار نه تنها باعث برقراری ارتباط عمیق‌تری با آن افراد می‌شود بلکه همه‌ی مخاطبان شما این رابطه را احساس خواهند کرد.

۴. بیش از حد معمول کُند صحبت کنید

در سخنرانی کند حرف بزنید

وقتی عصبی می‌شوید، این تنها ضربان قلب‌تان نیست که بالا می‌رود، بلکه کلمات شما هم سریع‌تر ادا می‌شوند. ساینک می‌گوید مخاطبان بیش از آنچه فکرش را بکنید صبور و بخشنده هستند.

او می‌گوید: «آنها می‌خواهند شما سخنرانی موفقی داشته باشید اما هر چه بیشتر عجله کنید آنها را بیشتر ناامید خواهید کرد. اگر برای لحظاتی سکوت کنید و یک نفس عمیق و طولانی بکشید، آنها برای شما صبر می‌کنند و این اتفاق جالبی است.»

ساینک اعتقاد دارد خیلی کُند حرف زدن روی صحنه عملا ناممکن است: «این فوق‌العاده است که شما می‌توانید روی صحنه بروید و آنقدر کند حرف بزنید که بین هر لغت شما چند ثانیه وقفه وجود داشته باشد و مردم… هنوز… به… تمام… کلمات… شما… گوش بدهند. این ترفند واقعا جواب می‌دهد.»

۵. توجه خود را به کسانی که علائم منفی نشان می‌دهند معطوف نکنید

به مخاطبان منفی توجه نکنید

توجه‌ خود را روی کسانی که به ابروی‌شان چین می‌اندازند، دست‌ به سینه نشسته‌اند و سرشان را به علامت «نه» تکان می‌دهند نگه ندارید. در عوض تنها بر کسانی تمرکز کنید که از شما حمایت می‌کنند برای مثال به طور مشخص در بحث درگیر هستند، از ارائه‌ی شما لذت می‌برند و سرشان را به نشانه‌ی تایید تکان می‌دهند. اگر به جای آنهایی که حین سخنرانی پیام‌های منفی به شما انتقال می‌‌دهند مخاطبانی را پیدا کنید که به طرز مثبتی با شما ارتباط برقرار می‌کنند، اعتماد به نفس و آرامش بسیار بیشتری پیدا می‌کنید.

۶. نگرانی خود را به شور و هیجان تبدیل کنید

اضطراب سخنرانی را به هیجان تبدیل کنید

ساینک این ترفند را از تماشای مسابقات المپیک آموخته است. چند سال قبل او متوجه شد که گزارشگران هر بار که با ورزشکاران المپیک مصاحبه می‌کنند و می‌پرسند «آیا نگران بودید؟» آنها جواب می‌دهند «نه، هیجان‌زده بودم.» این ورزشکاران نشانه‌های بدنی عصبی بودن مانند دستان عرق کرده، ضربان قلب شدید و اعصاب تحت فشار را درک کرده و آنها را به عنوان عوارض شور و هیجان و نشاط خود تعبیر می‌کردند.

وقتی شما هم روی صحنه بروید احتمالا دچار همین حالات خواهید شد. برای این مواقع است که ساینک می‌گوید باید با صدای بلند به خود بگویید: «من عصبی نیستم، من هیجان‌زده‌ام»!

او می‌گوید: «وقتی این کار را می‌کنید، اثر معجزه‌آسای آن را در تغییر دیدگاه خود نسبت به آنچه قرار است انجام دهید مشاهده خواهید کرد.»

۷. وقتی سخنرانی شما تمام شد از حضار تشکر کنید

تشکر از حضار سخنرانی

تشویق حضار به منزله‌ی یک هدیه است و هر وقت شما هدیه‌ای دریافت می‌کنید لازم است نشان دهید که بابت آن سپاسگزار هستید. به همین دلیل است که ساینک همیشه سخنرانی خود را با این عبارت قدرتمند به پایان می‌رساند: «از شما متشکرم.»

منبع:chetor.com

۸ نکته برای یک سخنرانی بهتر

سخنرانی‌های تِد (TED)، ویدیوهای یوتیوب و حتی ابزار‌های جدیدی مثل پریسکوپ (Periscope) همه و همه در حال دگرگون کردن شیوه‌های قدیمی ما برای انتقال پیام‌هایمان هستند. امروزه ما از شیوه‌های ساده‌تر، مستقیم‌تر و مؤثرتر برای سخنرانی در جمع استفاده می‌کنیم. موفق‌ترین سخنران‌ها آنهایی هستند که بتوانند این‌ شیوه‌ها را با زیرکی به کار گرفته و بین تکنیک‌‌های قدیمی و روش‌های جدید، ارتباطی موثر برقرار کنند. در این جا به ۸ نکته برای یک سخنرانی بهتر اشاره می‌کنیم.

 

۱. تمرین کافی نیست

photo_2016-08-10_08-17-42

مهم نیست در مدرسه به شما چه گفته‌اند، تمرین همیشه نمی‌تواند موفقیت شما را تضمین کند. اما تمرین همراه با نظر دیگران می‌تواند.

این که کاری را چندین بار انجام دهید لزوما باعث نمی‌شود آن را خوب انجام دهید. شما اول باید یاد بگیرید که چطور خودتان را در مورد کاری که دارید برای تمرین آن وقت می‌گذارید نقد کنید و بعد با توجه به آن اصلاحات لازم را انجام دهید. و همین جا است که همان تکنولوژی ویدیویی که باعث تغییر اصول سخنرانی شده‌ است به کمک شما می‌آید. با ضبط کردن تمرین‌های‌تان از طریق دوربین لپ‌تاپ یا گوشی شروع کنید. قرار نیست یک فیلم را کارگردانی کنید، فقط کافیست بتوانید دستاوردتان را به وضوح ببینید و بررسی کنید. همانطور که متخصص ارتباطات رسانه‌ای، تی‌جِی واکر (TJ Walker) اشاره می‌کند: «شما نمی‌توانید وقتی دارید سخنرانی می‌کنید همزمان آن را نقد کنید.»

وقتی ویدیوی تمرین سخنرانی‌تان را بازبینی می‌کنید، از چیزهایی که در اجرای‌تان دوست دارید یا دوست ندارید یادداشت‌برداری کنید. متیو کوهات (Matthew Kohut ) یکی از نویسندگان کتاب (Compelling People) تأکید می‌کند که توجه به زمانی که به میانه‌ی سخنرانی می‌رسید بسیار مهم است، چون باید مطمئن شوید که در این نقطه انرژی‌تان تمام نمی‌شود. این نقطه معمولا زمانی است که ما وارد جزئیات صحبت‌مان می‌شویم، و بیشتر احتمال دارد که بخشی از جنبش و انرژی‌ای که با آن شروع کردیم را از دست بدهیم.

بعد از بررسی ویدیو، چیزهایی که در مورد ارائه‌تان دوست داشتید را ادامه دهید و در مورد چیزهایی که برای‌تان جالب نبودند تجدید نظر کنید.

۲. طوری حرف بزنید که انگار آواز می‌خوانید

صدای خوب و قوی

سخنرانی کردن مثل آواز خواندن است. داشتن صدای قدرتمند به شما کمک می‌کند. بیشتر ما وقتی حرف می‌زنیم از طریق دهان تنفس می‌کنیم. اما وقتی برای مدتی طولانی به حرف زدن ادامه دهیم، تنفس از راه دهان باعث خشک شدن زبان و گلو می‌شود. راجر لاو، مربی صدای افراد مشهور، معتقد است که تنفس صحیح مهم است و در این باره می‌گوید: «اگر می‌‌خواهید صدا را کنترل کنید، اول باید جریان هوا را کنترل کنید.»

سعی کنید از راه بینی نفس بکشید و با کمک دیافراگم، هوا را عمیقا به داخل بکشید. قسمت پایین شش‌های‌تان را طوری از هوا پر کنید که انگار یک بادکنک داخل شکم‌تان دارید. فقط زمانی صحبت کنید که نفس‌تان را بیرون می‌دهید و بادکنک به تدریج خالی می‌شود.


مقاله مرتبط: چطور صدای‌مان را در صحبت جذاب‌تر کنیم؟

۳. تصاویر نامرتبط را حذف کنید

تصاویر نامرتبط

از تصاویری که پیام اصلی سخنرانی‌تان را پشتیبانی نمی‌کنند استفاده نکنید. گار رینولدز (Garr Reynolds) نویسنده‌ی کتاب presentation Zen این طور توضیح می‌دهد: «تصاویر باید پیام شما را تقویت کنند، نه اینکه حواس‌ها را از آن منحرف کنند.» اگر اسلایدهایی که برای ارائه‌ی سخنرانی‌تان از آنها کمک می‌گیرید به انتقال پیام‌تان از راه تصویری کمک می‌کنند، به هر ترتیب آنها را نگه دارید، در غیر این صورت حذف‌شان کنید. وقتی می‌خواهید سخنرانی‌تان را آماده کنید، مستقیم سراغ PowerPoint یا Keynote بروید. اینکه از اول با کار روی عناصر تصویری شروع کنید، شما را در یک مسیر ذهنی غیرخطی قرار می‌دهد. تهیه‌ی تصاویر اسلاید به شما کمک می‌کند دید وسیع‌تری به دست آورید. از کارت‌های راهنما یا برچسب استفاده کنید تا همین طور که سخنرانی‌تان را مرحله به مرحله می‌سازید، بتوانید ایده‌ها و تصاویر را جابجا کنید یا تغییر دهید. در هر اسلاید روی یک ایده تمرکز کنید. از خودتان بپرسید: «چطور می‌توانم این ایده را به صورت تصویری بیان کنم‌؟»

به تصویرسازی بی‌کیفیت راضی نشوید. اگر زیرکانه انتخاب کنید، حتی تصاویر ساده می‌توانند به طرز شگفت‌آوری مؤثر باشند. من خودم برای منابع تصویری به سایت‌هایی مثل GettyImages.com ،istockphotos.com و Dollar Photo Club مراجعه می‌کنم.

وقتی ما یک سخنرانی را تماشا می‌کنیم، دیگر انتظار نداریم که مجبور شویم یک متن طولانی را از یک اسلاید بخوانیم یا حتی اصلا متنی بخوانیم. این نکته را در نظر داشته باشید و متن اسلاید‌ها را در یک حداقلِ قابل تحمل حفظ کنید. سقف ۳۰ کلمه را برای هر اسلاید در نظر بگیرید تا هر کسی بتواند بدون فشار آوردن به چشم‌هایش آن را ببیند.


مقاله مرتبط: چطور یک پاورپوینت عالی برای ارائه تهیه کنیم؟

۴. شوخی‌های‌تان را قبلا امتحان کنید

شوخی ها

یکی از بهترین کارهایی که به عنوان سخنران می‌توانید انجام دهید این است که مخاطبان‌تان را بخندانید (کاملا واضح است که این کار یک راه عالی برای برقراری ارتباط با مخاطب هم هست). اما باید جُک‌های‌تان را قبلا به طور جدی امتحان کنید تا مطمئن شوید همان تأثیری که می‌خواهید را می‌گذارند. هرگز از دوستان‌تان نپرسید: «به نظرت بامزه نیست؟» چون یک عده غریبه مخاطب شما هستند نه دوست‌تان و دوست شما حتی اگر بخواهد نمی‌تواند با شما صادق باشد.

جودی کارتر نویسنده‌ی کتاب The Message Of You پیشنهاد می‌کند که شوخی‌های‌تان را در قالب صحبت‌های معمول ارائه دهید. مطمئن شوید دوستان یا اعضای خانواده‌تان نمی‌دانند که شما دارید لطیفه‌تان را در آن حرف می‌پیچانید و بعد ببینید لبخند می‌زنند یا نه. اگر نخندیدند شما می‌فهمید که آن شوخی بامزه نیست و احتمالا در ارائه‌تان هم نتیجه‌ی خوبی نخواهد داد.

آن‌ را کمی عوض کنید و با چند مخاطب دیگر دوباره امتحان کنید. من اخیرا از جودی پرسیدم: «اگر موقع ارائه‌ی سخنرانی با وجود اینکه وقتی امتحانش می‌کردم نتیجه‌ی خوبی می‌گرفتم، کسی به لطیفه‌ی من نخندید چه کار کنم؟» او به من نصیحت کرد که صادق باشم. یکی از چیزهایی که در شیوه‌ی جدید سخنرانی خیلی اهمیت دارد، سادگی و واقعی بودنی است که حاصل کنار رفتن قالب رسمی سخنرانی‌ها است. با خوش‌رویی به مخاطبان‌تان اعتراف کنید که «دوستام فکر می‌کردن خیلی خنده‌داره» یا «خُب، به نظر من که بامزه ‌می‌اومد». در این صورت احتمالا خنده‌ی بیشتری نصیب‌تان می‌شود تا حالتی که فقط لبخند بزنید و با شانه بالا انداختن از کنار شوخی شکست‌خورده‌تان بگذرید.

۵. وانمود کنید دارید با دوستان‌تان گپ می‌زنید

ساده گرفتن

این توصیه‌ی معمول که می‌گوید مخاطبان‌تان را بدون لباس تصور کنید، اگر بخواهیم صادق باشیم راه بسیار احمقانه‌ای است. این کار عجیب و غریب و غیر‌حرفه‌ای است. به جای آن فرض کنید دارید با گروهی از دوستان‌تان در اتاق نشیمن خانه‌ی خودتان گپ می‌زنید.

طوری روی مخاطبان‌تان تمرکز کنید که انگار مهمان‌هایی هستند که آنها را خوب می‌شناسید. با آنها مثل دوستانی برخورد کنید که دارید با آنها یک صحبت معمولی می‌کنید. بعضی از بهترین سخنران‌ها، قدرت‌شان را از راه همین تواناییِ ایجاد یک ارتباط صمیمی با افرادی که می‌خواهند برای‌شان سخنرانی کنند به دست آورده‌اند. این کار همچنین باعث می‌شود این وظیفه که می‌خواهید به طرز خاصی ظاهر شوید دیگر روی دوش‌تان سنگینی نکند. اگر سخت نگیرید و عادی برخورد کنید، اضطراب‌تان کم می‌شود و اعتمادبه‌نفس‌تان بالا می‌رود.

۶. زودتر در محل حاضر شوید

زود رسیدن

این یک قانون قدیمی است که ارزش تکرار دارد، چون هر چه تاکتیک‌های دیگر عوض شوند، این یکی ثابت می‌ماند. اینکه ۱۵ تا ۲۰ دقیقه زودتر حاضر شوید تا با محل آشنا شوید تغییر زیادی ایجاد می‌کند. مطمئن شوید وسایل الکترونیکی‌ای که قرار است از آنها استفاده کنید، درست کار می‌کنند. فایل‌های صوتی یا تصویری را که قصد دارید در حین ارائه‌ی سخنرانی استفاده کنید، بررسی و میکروفون را امتحان کنید. علاوه بر اینها می‌توانید شروع سخنرانی‌تان را یک بار تمرین کنید تا موقع سخنرانی آماده‌تر باشید.

۷. با تغییرات جلو بروید

به روز باشید

دنیای تجارت همواره در حال تغییر است و به همین ترتیب سخنرانی در جمع هم تغییر می‌کند. لازم است که با استفاده از اطلاعات متخصصان و تغییرات تکنولوژیِ ارتباطی، همیشه به روز باشید.

نانسی دوارت (Nancy Duarte) متخصص باتجربه‌ی سخنرانی در جمع، پیش‌بینی می‌کند که نقش مخاطبان در سخنرانی‌ها روزبه‌روز پررنگ‌تر خواهد شد. سخنرانی‌های یک‌طرفه حوصله‌ی مردم را سر می‌برد. آنها دوست دارند به جای آن که فقط مورد خطاب واقع شوند با سخنران صحبت کنند و در سخنرانی مشارکت داشته‌ باشند. نانسی این تمایل مخاطبان را «تأثیر تِد» می‌نامد. با توجه به محبوبیتی که سخنرانی‌های تِد این روزها پیدا کرده‌اند، ناگزیر بعضی از مخاطبان، مصاحبه‌ی شما را با ارائه‌های مورد‌ علاقه‌شان در تِد مقایسه می‌کنند. مجبور نیستید سخنرانی‌تان را کاملا در قالب آن سخنرانی‌ها پیاده کنید، فقط حالت پویا و محاوره‌ای سخنرانی‌های ارزشمند تِد را در نظر داشته باشید و سعی کنید این حالت را در سخنرانی خودتان پیاده کنید.


مقاله مرتبط: ۷ نکته طلایی برای اینکه سخنرانی بی‌نظیری داشته باشید

۸. یک پایان قوی داشته باشید

پایان خوب

شروع و پایان یک سخنرانی بخش‌هایی هستند که بیشتر در ذهن می‌مانند. سخنرانی‌تان را قدرتمند تمام کنید و مخاطبان‌تان را وادار به واکنش کنید. نکات اصلی را خلاصه کنید. پیام‌تان را تکرار کنید. بعد به وضوح در رابطه با مطالبی که گفته‌اید، مخاطبان‌تان را به فعالیت دعوت کنید. اسکات شِرتلی (Scott Schertly) مدیر اجرایی شرکت تنظیم سخنرانی Ethos3 برای تأکید بر اهمیت این بخش این سؤال را مطرح می‌کند که «اگر نمی‌خواهید در آخر مخاطبان را به فعالیت دعوت کنید، اصلا چرا سخنرانی می‌کنید؟»

برای ارائه‌ی یک سخنرانی‌ خوب، اعتماد به نفس کافی داشته باشید و از این نکات همراه با تجربه‌های شخصی خودتان و دوستان‌تان کمک بگیرید تا بتوانید پیام‌تان را به خوبی منتقل کنید و تأثیری که می‌خواهید را بگذارید.

منبع:chetor.com

چطور شروع سخنرانی‌ حیرت‌انگیزی داشته باشیم

چطور شروع سخنرانی‌ حیرت‌انگیزی داشته باشیم

چه لحظه‌ی لذت بخشی است! نام شما را صدا می‌زنند تا به جایگاه بیایید. سکوت حاضرین و انتظار برای شنیدن صحبت‌های آغازین شما. اما چه باید گفت؟ چگونه می‌شود به جای گفتن عبارات کلیشه‌ای، سخنرانی را با قدرت و اعتماد به نفس شروع کرد؟ این مقاله را بخوانید تا ببینید که چطور شروع سخنرانی‌ حیرت‌انگیزی داشته باشیم.

 

حاضرین از لحظه‌ای که دهان خود را باز کنید، شروع به قضاوت شما می‌کنند. اگرچه نکته‌ی ناخوشایندی است، ولی حقیقت دارد. بنابراین خیلی مهم است که سخنان خود را با اطمینان و قاطعیت آغاز کنید. ما در این‌جا به نکاتی اشاره می‌کنیم که به شما کمک می‌کند سخنرانی خود را با قدرت و اعتماد به نفس شروع کنید.

شروع سخنرانی فقط سخنانی که می‌گویید، نیست

مایا آنجلو شاعر و بازیگر فقید آمریکایی می‌گوید: «مردم چیزی که می‌گویید و کاری که انجام می‌دهید را فراموش می‌کنند، ولی هرگز احساسی که در آن‌ها به وجود آوردید را فراموش نخواهد کرد.»

بنابراین شروع سخنرانی بر خلاف چیزی که فکر می‌کنید فقط چیزهایی که می‌گویید نیست. کلیدی‌ترین نکته‌ای که بر روی آن تأکید می‌کنم داشتن وضعیت درست در هنگام شروع سخنرانی است. اگر شما از خودتان اطمینان نشان دهید، حاضرین هم به شما اطمینان خواهند کرد.

مهم‌ترین دلیلی که باعث ایجاد استرس و نگرانی ما حین صحبت کردن در جمع می‌شود، این است که بسیاری از ما تلاش می‌کنیم کسی باشیم که نیستیم. به همین دلیل برای شروع با صلابت، در درجه‌ی اول باید خودتان باشید. تلاش کنید راهی متفاوت برای شروعی قدرتمند بیابید.


مقاله مرتبط: ۱۰ ترفند برای جلب توجه مخاطبان در سخنرانی‌

شروع سخنرانی: آماده شوید تا خودتان باشید

اگر قرار باشد نگران سخنرانی باشیم، این کار تمام وقت ما را خواهد گرفت. آیا لباس خوبی پوشیده‌ام؟ همه‌ی وسایلم همراهم هستند؟ نظر حاضرین راجع به من چه خواهد بود؟ سؤالات درباره‌ی سخنرانی شما، پایانی ندارند، تنها چیزی که باید روی آن تمرکز کنید این است که تلاش کنید به خودتان برگردید و خودتان باشید.

سعی کنید با پیدا کردن راهی فاصله‌ی بین خودتان، سخنرانی و نگرانی‌تان را از بین ببرید و خودتان باشید. شاید دوست داشته باشید بیرون بروید تا سرتان هوایی بخورد یا حتی به دست‌شویی بروید. مکان ساکت‌تری را پیدا کنید و تمرینات تنفسی انجام دهید. بر روی تنفس مانند عزم‌تان برای سخنرانی تمرکز کنید.

  • چه ویژگی‌هایی را می‌خواهید به عنوان سخنران از خود به نمایش بگذارید؟
  • دوست دارید شنوندگان از سخنرانی شما چه بهره‌ای ببرند؟

انجام کارهایی که گفته شد باعث می‌شود تا به جای قرار گرفتن در ترس و شک، خودتان باشید و با اطمینان صحبت کنید.

شروع سخنرانی: از اولین کلمات‌تان حساب می‌شود

و حالا چیزهایی که قصد گفتنش را دارید. از شروع سخنرانی خود با عباراتی شبیه جملات زیر خودداری کنید.

  • از شما بسیار سپاس‌گزارم. بودن در این‌جا برای من باعث افتخار است.
  • عذرخواهی می‌کنم، ولی این سخنرانی زیاد طول نخواهد کشید.
  • هفته‌ی پیش/ دیروز/ ۱۰ دقیقه پیش از من خواسته بودند تا این سخنرانی را انجام دهم.
  • اتفاق جالب و خنده‌داری که موقع پیدا کردن این مکان برایم افتاد…

این‌ها همه خسته کننده‌اند.

از شروع سخنرانی با عبارات خسته کننده و تکراری به شدت پرهیز کنید.

این لحظات برای شما هستند تا بدرخشید و خود را نشان دهید، بنابراین از همان ثانیه‌ی اول شروع به درخشیدن کنید. برای شروعی قدرتمند، دنبال چیزی منحصر به فرد، جذاب و به یاد ماندنی برای گفتن بگردید. مطمئن شوید با گفتن عبارات مورد نظرتان ۱۰۰٪ راحت هستید. در نتیجه به جای ضعف، از همان لحظه‌ی اول سخنرانی پرواز خواهید کرد.


مقاله مرتبط: ۱۰ نکته کلیدی بهبود مهارت‌ سخنرانی در افراد درون‌گرا و خجالتی

در این‌جا تعدادی ایده از شروع سخنرانی‌های مورد علاقه‌ام را آورده‌ام

۱. سخنرانی خود را با سؤالی تحریک‌آمیز شروع کنید

  • سایمون سینک: «به نظر شما چگونه بعضی از افراد به چیزهایی می‌رسند که به نظر غیرممکن می‌آید؟»
  • جیمز هنسن: «من چه چیزی می‌دانم که باعث شد در اعتراض جلوی کاخ سفید، به عنوان یک دانشمند کم‌حرف دستگیر شوم؟ و شما چه می‌کردید اگر چیزی که من می‌دانم را می‌دانستید؟»

۲. حقیقتی عجیب یا شگفت‌انگیز

  • جیمی الیور: «متأسفانه در طول ۱۸ دقیقه‌ی آینده که من در حال صحبت کردن هستم، ۴ آمریکایی به‌ خاطر رژیم غذایی‌شان می‌میرند.»
  • سونیتا کریشنان: «من با شما راجع به بدترین نوع نقض حقوق بشر صحبت می‌کنم. سومین جنایت بزرگ سازمان یافته، صنعتی ده میلیاد دلاری. من در مورد برده‌داری عصر جدید صحبت می‌کنم.»

۳. شوخی یا جوک

برای شروع سخنرانی می‌توانید از جوک یا خاطره استفاده کنید و سخنرانی تاثیرگذاری داشته باشید.

  • پاملا مایر: «خُب. من نمی‌خواهم به کسی توی این سالن هشدار بدم، ولی به نظرم می‌آید کسی که سمت راست شماست، یک دروغگو باشد.»

۴. تصویر سازی

  • استیسی کرامر: «تجسم کنید هدیه‌ای دریافت می‌کنید که خیلی بزرگ هم نیست، تقریبا اندازه‌ی یک توپ گلف.»
  • ریک الیاس: «انفجاری را در ارتفاع ۱۰۰۰ متری تجسم کنید. هواپیمایی پر از دود و موتوری که صدای تق‌تق می‌دهد. به نظر ترسناک می‌آید. خُب من یک صندلی خاص آن روز داشتم. من در ردیف ۱D نشسته بودم.»

همه‌ی این شروع‌ها برای سخنرانی باعث ایجاد ارتباط با حاضرین و توجه آنان شد. یک شروع عالی به شما کمک می‌کند تا بر روی سخنرانی خود مسلط شوید و از ابتدا بدرخشید.

بنابراین به خاطر داشته باشید سخنرانی را با قدرت و اطمینان شروع کنید. خودتان باشید و عبارت خوبی برای شروع داشته باشید. امیدواریم این نکات به شما در سخنرانی‌های‌تان کمک کند. موفق باشید.

منبع:chetor.com

چطور در اولین دیدار جذاب‌تر باشیم؟

چطور در اولین دیدار جذاب‌تر باشیم؟

تقریبا همه‌ی ما در اولین دیدار با دیگران کمی استرس و نگرانی داریم و می‌خواهیم که مورد احترام و علاقه‌ قرار بگیریم و جذاب‌تر جلوه کنیم. من به عنوان مؤسس و مدیرعامل یک شرکت، تقریبا هر روز با افراد جدیدی دیدار می‌کنم و این را می‌دانم که نخستین دیدار ممکن است دلسردکننده باشد،‌ حتی در تماس‌های غیرحضوری مانند تماس ویدئویی از طریق اینترنت نیز می‌تواند اینگونه باشد. اگر نخستین دیدار با افراد برای‌تان چالش‌برانگیز است،‌ با ما همراه باشید تا به شما بگوییم چطور در اولین دیدارتان بهتر به نظر برسید. می‌توانید با تمرین در این زمینه مهارت لازم را به دست آورید. ما به شما می‌گوییم که افراد دارای اعتماد به نفس در موقعیت‌های اجتماعی مختلف،‌ چطور عمل می‌کنند. آنها از دیدار با افراد جدید اجتناب نمی‌کنند، بلکه از آن استقبال می‌کنند. این استقبال از دیدار با دیگران، مواجهه با موقعیت‌های جدید را برای‌شان آسان‌تر می‌کند. همچنین آنها اگر در موقعیتی باشند که در موردش چیزی نمی‌دانند باز هم کنار نمی‌کشند و سعی می‌کنند از آن درس بگیرند و پیش بروند. در ادامه شیوه‌هایی را بیان می‌کنیم که این افراد در نخستین دیدارشان بکار می‌برند.

 

۱. آمادگی داشته باشید

اگر در مورد کسی که با او قرار دارید از پیش اطلاعاتی کسب کنید، باعث می‌شود که احساس راحتی بیشتری داشته باشید و راحت‌تر بتوانید جلسه را پیش ببرید. این همیشه امکان‌پذیر نیست اما اغلب اوقات در موقعیت‌های کاری می‌توانید بفهمید که با چه کسی قرار است صحبت کنید. در مورد آن شخص و شرکتِ او کمی اطلاعات به دست بیاورید تا نقاط مشترکی برای صحبت کردن داشته باشید.

۲. وقت‌شناس باشید

وقت شناسی

دیر رسیدن سرِ قرار نه تنها اثری منفی در نخستین دیدار خواهد داشت، بلکه ضررهایی هم برای شما در پی خواهد داشت. اگر طوری برنامه‌ریزی کنید که کمی زودتر برسید،‌ آن وقت می‌توانید هم جایِ پارکِ مناسبی پیدا کنید و هم افکارتان را متمرکز کنید. اگر در یک جلسه‌ی مجازی شرکت می‌کنید، عوامل مزاحم را برطرف کنید و به موقع قبل از شروع جلسه رایانه را روشن کنید و خود را آماده کنید.

۳. سلام و احوال‌‌پرسی گرمی داشته باشید

شاید از اهمیت نحوه‌ی سلام کردن مطلع نباشید، اما تحقیقات در زمینه‌ی جذابیت‌های کلامی نشان می‌دهد که یک سلام و احوال‌پرسی گرم می‌تواند سریعا در ذهنیت افراد اثر بگذارد. پس سعی کنید در لحظه‌ی ورود برخوردی گرم و صمیمانه داشته باشید.

۴. ارتباط چشمیِ مناسب داشته باشید

تماس چشمی مناسب

نگاه کردن و ارتباط چشمی مناسب با طرف مقابل یکی از مواردی است که تاثیر زیادی در شکل‌گیری اعتماد فرد مقابل نسبت به شما دارد. اگر احساس می‌کنید که نگاه کردن طولانی به چشمان فرد مقابل برای شما دشوار شده است می‌توانید به رنگ چشمان فرد فکر کنید و سعی کنید رنگ دقیق آن را تشخیص دهید. تماس چشمی حتی در جلسات آنلاین نیز ضروری است، پس در صفحه‌ی مانیتور نیز مستقیم نگاه کنید.

۵.پیش از بحث اصلی گپ و گفتی کوتاه داشته باشید

شاید فکر کنید یک گفتگوی کوتاه پیش از بحث اصلی اتلاف وقت است اما در واقع اینطور نیست و یک گپ‌و‌گفت کوتاه پیش از بحث در واقع نشان‌دهنده‌ی هنر مذاکره‌ی شماست. دقایقی کوتاه پیش از جلسه می‌توانید درباره‌ی آب‌و‌هوا یا چیزهای دیگر صحبت کنید تا بتوانید به راحتی وارد بحث شوید. این گفتگوی کوتاه باعث می‌شود طرف مقابل احساس راحتی بیشتری داشته باشد و شما نیز دوست‌داشتنی‌تر به نظر می‌رسید.

۶. سوال بپرسید

سوال در جلسات

شاید فکر کنید در جلسات باید مستقیما وارد بحث اصلی شوید و این نشان‌دهنده‌ی توانمندی شما خواهد بود. ولی طرح یک سوال در ابتدای بحث به طرف مقابل شما کمک می‌کند تا زمینه‌ی بحث را بفهمد و آن را درک کند. در این فرآیند، اطلاعات جدیدی درباره‌ی طرف مقابل کسب خواهید کرد و رابطه‌ای میان شما ایجاد خواهد شد.

۷. صبر داشته باشید و برای حرف بعدیتان عجله نکنید

برخی افراد زمانی که دستپاچه می‌شوند برای پر کردن هر سکوتی که حین ملاقات پیش می‌آید شتاب می‌کنند و به پرحرفی می‌افتند. اگر عادت دارید پرحرفی کنید، باید بدانید که بحث ریتمی بده بستانی دارد. نوبت را رعایت کنید و زمانی که کسی حرف می‌زند به او کاملا گوش کنید، به جای اینکه بخواهید به حرف بعدی خودتان فکر کنید.

۸. از زبان بدن به درستی استفاده کنید

زبان بدن

به طرف مقابل‌تان فضای کافی بدهید تا در تنگنا قرار نگیرد. کمی به جلو خم شود تا نشان دهید که به بحث علاقه‌مند هستید، دست به سینه یا بی‌حوصله نگاه نکنید. اگر ویدئوکنفرانس دارید به خاطر داشته باشید که زبان بدن‌تان باز هم مهم است. مثلامی‌توانید با سر اشاره کنید یا حرکاتی را نشان دهید که بیانگر درک و حضور ذهن شما در بحث است.

۹. مثبت باشید

حتی اگر از قبل حال خوبی ندارید سعی کنید از این حالت در بیایید و خوب به نظر برسید. گفتن چیزهای خوب در مورد سایرین باعث می‌شود آنها نیز رفتاری مشابه نسبت به شما بروز دهند (پدیده‌ی انتقال خودبه‌خود). حتی کمی چاپلوسی هم می‌تواند در باقی گذاشتن اثری مثبت بر فرد مقابل موثر باشد.

۱۰. لبخند بزنید

smile

اگر دستپاچه باشید،‌ لبخند را فراموش می‌کنید. اما حتی یک لبخند کوچک بر لبان شما می‌تواند بسیار تاثیرگذار باشد، پس لبخند فراموش نشود. طرف مقابل شما با دیدن لبخندتان ناخودآگاه می‌فهمد که شما قابل اعتماد هستید یا نه. بنابراین خودتان باشید و لبخند حقیقی بزنید، چه بهتر که این تبسم را با صدای خنده‌ی خود نیز همراه کنید.
شاید اولین برخورد کمی مشکل به نظر برسد، اما هربار که این فرصت را به خود بدهید که با آدمی جدید آشنا شوید اعتماد به نفس‌ بیشتری پیدا خواهید کرد. با تکرار این چنین دیدارهایی، به مرور زمان قادر خواهید بود از خود فراتر بروید و آنوقت است که بدون نگرانی با افراد جدید ملاقات می‌کنید و دیگر لازم نیست به مراحل بالا فکر کنید، چون بخشی از شما شده‌اند.

منبع:chetor.com

پنج عادت روزانه‌ی رهبران موفق

پنج عادت روزانه‌ی رهبران موفق

تعهد کاری در آمریکا چیزی در حدود ۳۲ درصد است و این به این معناست که نزدیک به ۶۸ درصد کارکنان به کار خود متعهد و پایبند نیستند. بر اساس بررسی‌های موسسه‌ی گالوپ، این موضوع سالانه بین ۴۵۰ تا ۵۵۰ میلیارد دلار به اقتصاد آمریکا آسیب می‌زند.

شما به عنوان یک رهبر و مدیر موفق، بیشترین تاثیر را بر تعهد کاری اعضای تیم خود دارید و هدف اصلی شما باید ایجاد احساس تعهد و پایبندی به کار در آن‌ها باشد، چرا که افزایش پایبندی آنها به کار تاثیر چشم‌گیری بر موفقیت و پیشرفت شرکت شما خواهد داشت.

 

در ادامه پنج عادت ساده و کم‌هزینه‌ را معرفی می‌کنیم که به وسیله‌ی آن‌ها می‌توانید تعهد کاری کارمندان‌تان را افزایش دهید.

اشتیاق‌ و میل‌تان به پیشرفت را نشان دهید

اشتیاق مُسری است؛ در واقع هر‌چقدر شما مشتاق‌تر باشید، اعضای تیم‌تان هم مشتاق‌تر خواهند بود. اما این اشتیاق باید واقعی و اصیل باشد. هیچ عاملی سریع‌تر از اشتیاق دروغین و کاذب تعهد کاری را از بین نمی‌برد و کارمندان شما خیلی زود این موضوع را متوجه می‌شوند. شور و اشتیاق فقط در کلمات خلاصه نمی‌شود، بلکه اعضای تیم شما آن را در اعمال و رفتار شما می‌بینند، آن‌ را در صدای شما احساس می‌کنند و حتی آن را در چهره‌ی شما خواهند دید.

بیشتر لبخند بزنید

افراد خوشحال خلاق‌ترند و وقتی خوشحال هستید و همیشه لبخند می‌زنید، تاثیر زیادی بر روحیه‌ی تیم خود دارید. ممکن نیست وقتی لبخند می‌زنید احساس شادی نکنید و این احساس مُسری است. وقتی شما لبخند می‌زنید، کارمندان شما نیز لبخند خواهند زد و از آن لذت می‌برند. لبخند زدن باعث کاهش استرس می‌شود، باعث می‌شود احساس بهتری نسبت به خودمان داشته باشیم و احساسات مثبت‌مان را تقویت می‌کند.

بیشتر گوش کنید

وقتی به صحبت‌های بقیه گوش می‌کنید، اعتماد آن‌ها را به دست می‌آورید. لازم نیست به تمام چیزهایی که می‌شنوید عمل کنید؛ کافی است به بقیه اجازه بدهید نظرشان را با شما در میان بگذارند. ممکن است گاهی مطالب ارزشمندی از آن‌ها بیاموزید.

بیشتر ارتباط برقرار کنید

هر چه بیشتر با اعضای تیم خود ارتباط برقرار کنید، آن‌ها بیشتر احساس تعلق می‌کنند. شما باید هدف‌هایتان را به وضوح با آن‌ها در میان بگذارید:‌ به دنبال چه چیزهایی هستید، چرا این اهداف مهم هستند و برای اعضای تیم‌تان چه منافعی در پی خواهند داشت؟ همچنین باید مرتباً پیشرفت‌ها را به اطلاع همه برسانید؛ چرا که این کار انگیزه‌ی آن‌ها را به شدت افزایش خواهد داد. هر کسی دوست دارد عضوی از یک تیم موفق باشد، پس هر قدر بیشتر در مورد پیشرفت‌هایتان صحبت کنید، تیم‌تان بیشتر تحت تاثیر قرار خواهد گرفت.

بیشتر «متشکر» باشید

بر اساس هرم نیازهای مَزلو، اعتماد به نفس یکی از نیازهای اولیه‌ی ما است. اعتماد به نفس به ما کمک می‌کند عزت نفس‌مان را بسازیم و احساس ارزشمند بودن کنیم. ما اغلب اوقات فقط در ازای دستاوردهای بزرگ از هم تشکر می‌کنیم و متوجه نیستیم که اعتماد به نفس است که چرخ‌های پیشرفتِ مداوم را صیقل می‌دهد و آن‌ را شتاب می‌بخشد. همه‌ی ما علاقه داریم تا با تشویق شدن، مورد توجه قرار بگیریم و احساس اعتماد به نفس‌مان را تقویت کنیم.

اما باید توجه کنید که تشویق باید واقعی و اصیل، خاص و ويژه، و به‌موقع باشد. تشویق هزینه‌ی کمی دارد، اما در پاسخ می‌تواند نتایج شگفت‌انگیزی را رقم بزند.

یادتان باشد رهبران بیشترین تاثیر را بر روحیه‌ی کارمندان خود دارند. با تکرار روزانه‌ی این پنج عادت ساده، ‌می‌توانید تاثیر مثبتی – هر چند کوچک – بر کارمندان خود داشته باشید و تعهد کاری آنها را بالا ببرید.

منبع:chetor.com

۸ ترفند برای اینکه با یک ارائه خلاقانه، رئیس‌تان را حیرت زده کنید

۸ ترفند برای اینکه با یک ارائه خلاقانه، رئیس‌تان را حیرت زده کنید

به وجد آوردن مخاطبان با یک ارائه خیره کننده به کنار،‌ تحت تأثیر قرار دادن رئیستان با همان ارائه داستان دیگری است که تاثیر زیادی روی وجهه‌ی کاری شما خواهد گذاشت. در بیشتر مواقع، اگر حین تهیه‌ی ارائه، اهداف سازمان مد نظرتان بوده باشد، احتمالا واکنش رئیستان به ارائه‌ی شما مثبت خواهد بود.

در اینجا ۸ ترفند خلاقانه‌ معرفی شده است که با اجرای آنها می‌توانید رئیس و تیم خود را حیرت زده کنید.

سخن‌رانی خیره‌کننده

۱. از تشبیه استفاده کنید

استفاده از تشبیه به ترسیم تصاویر در ذهن مخاطب کمک می‌کند. تشبیه از تجارب گذشته برای معرفی ایده‌های جدید استفاده می‌کند. مثلا یک کارآفرین اینترنتی محصولات آنلاین را به قیچی، چاقو، دربازکن و سوهان‌ناخن تشبیه می‌کند و ایده‌ی خود را شبیه چاقوی ارتشی سوئیسی می‌داند که تمام ابزارهای بالا را با‌هم ترکیب کرده است.

نانسی دوآرته در مجله‌ی Harvard Business Review می‌گوید وقتی که تشبیه مناسب را برای ارائه خود یافتید، از دانش گذشته‌ی خود برای ایجاد ارتباط بین آنها استفاده کنید تا ایده‌ی خود را شفاف‌سازی کنید. هرچه این ایده برای خود شما شفاف‌تر باشد، ترسیم آن برای مخاطب آسان‌تر است.

۲. شوخ‌طبع باشید

شوخ طبعی

فقط به این علت که این یک ارائه‌ی جدی است و تبعاتی برای شغل شما دارد نباید خشک و رسمی باشید. اندکی شوخ‌طبعی نه تنها از یکنواختی جلوگیری می‌کند، بلکه کاریزمای شما را نشان داده و مخاطب را برای شنیدن ادامه‌ی کلام ترغیب می‌کند.

از همه مهم‌تر، شوخ‌طبعی ارائه‌ی شما را تاثیرگذارتر می‌کند. به گفته‌ی میشل جایلن، بنیان‌گذار موسسه‌ی تحقیقات مثبت‌کاربردی (Applied Positive Research): «خندیدن باعث آزادسازی دوپامین در مغز می‌شود، دوپامین یک ماده‌ی شیمیایی است که در ایجاد احساس خوب در فرد نقش دارد، و مراکز یادگیری را در مغز فعال می‌کند».

۳. از موسیقی استفاده کنید

شاید فکر کنید این روش نتیجه‌ی معکوس دارد و با خود بگویید، سوای از نتیجه، آیا این کار حواس مخاطب را پرت نمی‌کند؟ رونالد‌ ای. برک (Ronald A. Berk) در پژوهش خود با عنوان «بررسی پاورپوینت: از ویژگی‌های پایه تا چندرسانه‌ای»، به این نتیجه رسید که پخش موسیقی در حین ارائه «سطح توجه را بالا می‌برد، حافظه را تقویت می‌کند، زمان یادگیری متمرکز و مهارت‌های تفکر را افزایش می‌دهد». اما به یاد داشته باشید که در سراسر ارائه نباید از موسیقی استفاده کرد، می‌توانید در مقدمه‌ی ارائه یا در حین بیان قسمت‌های کلیدی ارائه، از موسیقی استفاده کنید.

۴. فعالیتی انجام دهید

گاهی یک کار ساده می‌تواند منظور شما را به مخاطب برساند. یک کار ساده مثل اینکه از رئیس و تیم خود بخواهید تا اهدافشان را بنویسند و سپس در قالب یک جلسه‌ی گروهی، درباره‌ی چگونگی رسیدن به این اهداف حرف بزنید. می‌توانید از مخاطبان خود آزمونی بگیرید و از آنها بخواهید اسلاید بعدی را حدس بزنند. به جای استفاده از اسلاید و نمودار، می‌توانید گروه را تقسیم کنید و ۲۰‌ درصد آنها را به گوشه‌ای از اتاق بفرستید تا نشان دهید رشد ۲۰ درصدی هدف شما چگونه خواهد بود.

۵. درستی حرف خود را اثبات کنید

اثبات حرف خود

آمار قدرتمندترین راه برای اثبات منظور شما است. گرچه ممکن است این آمار به خوبی ارائه شوند اما از کاربرد بیش‌ازحد آنها خودداری کنید و به جای آن از شیوه‌ی دیگری برای اثبات کلام خود استفاده کنید. مثلا چگونگی موفقیت رقبایتان را برای رئیس خود توضیح دهید؛ این دلیل مهمی می‌شود برای اجرای ایده‌ی جدید شما. یا اگر محصولی ساخته‌اید، قابلیت‌های آن را نشان دهید مثلا در حین ارائه بر روی کاور ضدآب گوشی خود، آب بریزید.

۶. سوال بپرسید

مثل یک ایستگاه رادیویی شروع به حرف زدن نکنید و با طرح سوالاتی مربوط به دیدگاه و تجارب رئیس و تیم خود، آنها را به بحث وارد کنید. با این روش افراد فرصت پیدا می‌کنند درباره‌ی خود صحبت کنند و خودشان به اهمیت واقعی ارائه شما پی ببرند.

اگر پیش‌بینی می‌کنید سوالات بسیار پیچیده‌ای از شما پرسیده خواهد شد، برای پاسخ به این سوالات متخصصی را همراه خود ببرید. اگر به شما گفته شده بود یک وب‌سایت شرکتی بسازید و قصد ارائه‌ی آن را دارید، برای پاسخ به سوالات فنی، طراح سایت را با خود به جلسه ببرید. احتمالا طراح نیز چند ایده و متریال بصری به همراه خود خواهد آورد.

۷. تنها به استفاده از پاورپوینت اکتفا نکنید

پاورپوینت و اسلایدها را می‌توان به سادگی با استفاده از اندازه فونت و رنگی که نمایانگر تم یا طراحی سازمان شما هم هست، جذاب‌تر کرد. اما ابزارهای کاربردی دیگری نیز وجود دارد که ارائه‌ی شما را فراتر از نمایش استاندارد اسلایدها و پاورپوینت نشان می‌دهد.

مثلا از Powtoon برای ساخت ویدئوهای انیمیشن استفاده می‌شود که می‌توان در کنار پاورپوینت خود از آنها استفاده کرد. همچنین وبسایت Ease.ly هم در ساخت داده‌نما یا اینفوگرافی به شما کمک می‌کند. با Prezi هم می‌توانید سرعت و روند ارائه‌ی خود را بسته به واکنش و بازخورد مخاطبان تنظیم کنید.

در واقع با استفاده از ابزارهایی نظیر ویدئو می‌توانید درک، فهم، حافظه، و حتی یادگیری عمیق مخاطبان خود را افزایش دهید.

۸. ارائه‌ی خود را منتشر کنید

انتشار ارائه - استیو جابز

ممکن است رئیس‌تان بلافاصله بعد از ارائه‌ی شما، تصمیم اجرایی نگیرد. به همین دلیل است که باید با ابزاری مانند بروشور و کیت‌‌های بازاریابی، بلافاصله بعد از ارائه‌ی خود، امکان بررسی بیشتر را برای او فراهم کنید. اما آیا بهتر نیست ارائه‌ی خود را در سایتی مانند Slideshare.net قرار دهید تا اسلایدها در هر زمان در اختیار رئیس و تیم شما قرار داشته باشند؟ با این روش نه تنها در زمانی که برای پرینت گرفتن از ارائه لازم است صرفه‌جویی می‌کنید، بلکه اگر رئیس‌تان برگه‌های شما را گم کند بازهم طرح شما را در دسترس خواهد داشت. مهم‌تر از همه اینکه با انتشار ارائه‌‌ی خود، به مشتریان و مصرف‌کنندگان محصولات‌تان نشان می‌دهید که رهبری فکری را به عهده دارید و همچنین این امکان برای آنها فراهم می‌شود تا نظرات خود را به اشتراک بگذارند. شرکت‌هایی مانند اپل از این روش استفاده می‌کنند و این بخشی از برند و پیام بازاریابی آنها شده است. با اندکی تفکر و تلاش، می‌توانید ارائه‌ی خود را خلاقانه‌تر نمایید و آن را به چیزی که می‌خواهید، تبدیل کنید. پاداش تهیه‌ی چنین ارائه‌ای این است که حین آماده‌سازی آن نیز لحظات خوشی را سپری می‌کنید.

منبع:chetor.com

 

۱۰ ترفند برای جلب توجه مخاطبان در سخنرانی‌

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/08/13679.jpg

مطمئنا خیلی از شما در جایی از زندگی حرفه‌ای و حتی شخصی‌تان مجبور شده‌اید برای جمعی سخنرانی کنید. منظور ما از سخنرانی، فقط صحبت کردن پشت تریبون یا در سالنی بزرگ و در مقابل هزاران مخاطب نیست، این وضعیت حتی می‌تواند زمانی رخ دهد که می‌خواهید در جلسه‌ای کاری، پیشنهاد یا پروپوزالی مطرح کنید، یا حتی برای دفاع از پایان‌نامه‌تان در مقابل جمعی سخن بگویید. به هر حال، چیزی که اهمیت دارد، ارائه‌ی سخنرانی پرانرژی و دلنشینی است که بر شنوندگان تأثیر بگذارد. در این مقاله با ۱۰ ترفند برای جلب توجه مخاطبان در سخنرانی‌ آشنا می‌شوید.

به نظر من دو نوع توجه وجود دارد: توجه در حالتی که سر پایین است و توجه در حالت سر بالا. توجهِ سر بالا زمانی اتفاق می‌افتد که شنونده برای توجه کردن باید خیلی تلاش کند. توجه سر پایین زمانی است که شنونده میخکوبِ حرف‌های سخنران می‌شود و چاره‌ای جز گوش دادن و توجه کردن ندارد.

در اینجا ۱۰ تکنیک معرفی می‌کنیم که تضمین می‌کنند بدون از دست دادن اعتبار حرفه‌ای‌تان، توجه دیگران را در هنگام سخنرانی به خود جلب کنید.

۱. سخنرانی خود را کوبنده شروع کنید

با همان جمله‌ی اول شنونده را میخکوب کنید. افراد سیگاری، کبریت‌هایی را دوست دارند که با اولین حرکت روشن شوند و شنوندگان سخنرانی‌هایی را دوست دارند که با اولین جمله توجه آنها را جلب کنند. در اینجا چند مثال از این جمله‌ها را ذکر می‌کنیم:

«ما امروز در مکان نبرد ایستاده‌ایم، مکانی که ۴۰ سال پیش، شاهد بدترین روزهای جنگ بود.» -رونالد ریگان، رئیس‌جمهور سابق ایالات متحده.

«من امروز به عنوان نماینده‌ای از خانواده‌ای سوگوار، در مقابل کشوری ماتم‌زده و دنیایی متحیر ایستاده‌ام.» -کُنت اسپنسر، برادر لیدی دیانا.

«ای کاش شما هم آنجا بودید…» -پاتریسیا فریپ، رئیس سابق انجمن ملی سخنرانان.

همه‌ی این جملاتِ آغازین، ما را وادار می‌کنند که به جلو خم شویم، گوش‌مان را تیز کنیم و از خود بپرسیم سخنران ما را به کجا خواهد برد. آنها خیلی سریع سرِ اصل مطلب رفته‌اند و با ایجاد تعلیق، حس اشتیاق و کنجکاوی ما را برانگیخته‌اند. همه‌ی این جملات توجه سر پایین را به خود جلب می‌کنند.

۲. شنوندگان را مخاطب قرار دهید

شنوندگان را موضوع صحبت‌تان قرار دهید

بعد از اینکه با شروعی کوبنده توجه شنوندگان را جلب کردید، آنها را مخاطب قرار دهید. درباره‌ی اهداف‌، انگیزه‌ها و نگرانی‌های‌شان حرف بزنید. سیسِرون، خطیب معروف روم باستان و یکی از بزرگترین سخنرانان تاریخ، گفته است: «تحریک کردن و نشانه‌ گرفتن اضطراب مخاطب، از مهم‌ترین تکنیک‌های سخنرانان موفق است.» منظور او این بوده است که با یادآوری حس نیاز یا چیزی که سعادت مخاطبان را تهدید می‌کند، می‌توانید توجه آنها را به سخنان خود جلب کنید. خیلی از شرکت‌هایی که می‌شناسم از یکی از عناصر ترس، نا‌امنی یا تردید برای ترغیب مشتریان به خرید محصولات‌شان استفاده می‌کنند. حتی وجود یکی از این عوامل توجه ما را به خود جلب می‌کند و وقتی به سراغ‌مان می‌آید، حس عجیبی در سینه‌مان احساس می‌کنیم.


مقاله مرتبط: ۷ انگیزه‌ مهم مشتریان برای خرید

۳. در شروع از موضوعات و جملات ملموس استفاده کنید

از زبان و جملاتی استفاده کنید که برای شنوندگان قابل درک باشند. از همان ابتدا آنها را درگیر جملات انتزاعی یا مفاهیم آکادمیک نکنید. بهتر است دانش خود را مخفی نگه دارید. بهترین راه برای وارد شدن به موضوع استفاده از تکنیک داستان‌گویی است، چون ذهن ما طوری برنامه‌ریزی شده که اطلاعات را از طریق داستان بهتر دریافت می‌کند. داستانی جالب تعریف کنید تا توجه مخاطبان را جلب کنید. به عنوان مثال، جمله‌ی آغازین رابرت کندی، وقتی در قایقی بر روی رود «هادسون» سخنرانی می‌کرد را در اینجا می‌آورم. او با اشاره به سمت جنوب، اینگونه شروع کرد: «اگر شما به این مسیر نگاه کنید، کانال‌هایی را می‌بینید که میلیون‌ها سال بزرگترین مکان تخم‌ریزی برای تاس‌ماهی‌ها در دنیا بوده‌اند.»

البته وقتی به جایی که او اشاره می‌کرد نگاه می‌کردید، چیزی به جز آب آلوده‌ی خاکستری رنگ نمی‌دیدید، هیچ تاس‌ماهی‌ای دیده نمی‌شد اما تصویری که در ذهن تداعی می‌شد، تصویر رودخانه‌ای بود که تا چشم کار می‌کرد ماهی‌ها در آن جست و خیز می‌کردند.

سپس، او بعد از این جمله، به صحبت درباره‌ی مشکلات رودخانه‌ی هادسون پرداخت.

۴. مانند رود، پویا و در جریان باشید

وقتی در حال تماشای فیلم هستیم، اگر هیچ اتفاقی نیفتد، علاقه‌ی خود را از دست خواهیم داد یا وقتی نویسنده‌ی رمانی که در حال مطالعه‌اش هستیم، دو صفحه را به توصیف باغی اختصاص می‌دهد، حوصله‌مان سر می‌رود و حتی ممکن است مایل به خواندن ادامه‌ی کتاب نباشیم. مغزمان دائما به ما می‌گوید: «من هیجان، درام، اتفاق و تعلیق می‌خواهم.» همین موضوع در مورد شنوندگان سخنرانی هم صدق می‌کند. شنوندگان، سخنرانی‌هایی را که مختصر و بامفهوم باشند و آنها را به سمت نتیجه راهنمایی کنند، دوست دارند.

به تفاوت بین رودخانه و کانال فکر کنید. کانال جریان ندارد ولی رود حرکتی پویا دارد و دائما در حال تغییر است. برای راضی نگه داشتن میلِ سیری‌ناپذیر شنوندگان به تنوع، سخنرانی خود را مثل جریان رودخانه انجام دهید نه مثل یک کانال. مطمئن باشید که در هر لحظه اتفاق تازه‌ای خلق می‌کنید، خصوصا وقتی وبینار (سمینار اینترنتی) برگزار می‌کنید چون احتمال پرت شدن حواس شنوندگان در این نوع سمینارها بیشتر است.


مقاله مرتبط: ۸ نکته برای یک سخنرانی بهتر

۵. خیلی زود سر اصل مطلب بروید

یکی از لذت‌های مخاطبان این است که خیلی سریع نکته‌ای را که می‌خواهید بگویید درک کنند. وقتی لذت این کار را از آنها می‌گیرید، از شما دلخور می‌شوند.

روزی، تبلیغی از سخنرانیِ «ست گودین» (نویسنده، کارآفرین و سخنران آمریکایی) با این موضوع دیدم که چرا بازاریابی محصولات فنی و صنعتی به حدی اهمیت دارد که نباید آن را بر عهده‌ی بازاریاب‌ها گذاشت. اولین جمله‌ای که در این ویدئو شنیدم این بود: «بازاریابی محصولات فنّی به حدی مهم است که نباید آن را بر عهده‌ی بازاریاب‌ها بگذاریم.» این یک سخنرانی معمولی نبود و مانند قطاری سریع‌السیر از یک نقطه‌ی خاص شروع به حرکت می‌کرد و در ذهن مخاطب تأثیر می‌گذاشت. پس خیلی سریع اصل مطلب را با شنوندگان در میان بگذارید تا تمامی هوش و حواس‌شان را به شما بدهند.

۶. احساسات‌ مخاطبان را برانگیزید

طنز به شدت متقاعدکننده است. طنز برای سخنران یک مزیت به حساب می‌آید، چون فضای جلسه و فضای ذهنیِ حُضار را تغییر می‌دهد. اما اگر کمدین نیستید، به خودتان زحمت جوک تعریف کردن ندهید. خیلی ساده، فقط به حس غریزیِ شوخ‌طبعی‌تان اجازه دهید در لحظه حاضر باشد و وقتی چیزی به ذهن‌تان رسید، حس شوخ‌طبعی‌تان را آزاد کنید.

اعتراف به مسئله‌ای شخصی در مورد خودتان نیز باعث می‌شود شنوندگان با شما احساس نزدیکی کنند. یکی از مشتریانم که در شرکتش مدیر ارشد بود، در جلسه‌ای که با همکارانش داشت اعتراف کرد برای اینکه از پس مخارج دانشگاه بربیاید، مشاغل مختلفی مانند متصدی بار، راننده‌ی تاکسی و آشپزی را امتحان کرده است. افراد حاضر در جلسه بعد از شنیدن سخنرانی او که هدفش این بود ثابت کند ما می‌توانیم به چیزهایی بیشتر از آنچه انتظار داریم دست پیدا کنیم، متحیر و در عین حال خشنود شدند. اعتراف کردن حقیقت درباره‌ی خودتان و صادق بودن، نشانه‌ی شجاعت است.

۷. با مخاطبان تعامل داشته باشید

شنوندگان را تبدیل به مخاطبانی فعال کنید

دانشمندان علوم اجتماعی ثابت کرده‌اند که مخاطبی که فعال باشد بهتر از مخاطبی که فقط گوش می‌دهد، متقاعد خواهد شد. نقش داشتن فعالِ شنوندگان در سخنرانی باعث می‌شود با دقت بیشتری به شما گوش دهند و نکته‌هایی را که بیان می‌کنید، به خوبی درک کنند.

این اتفاق را در خیلی از کلاس‌ها دیده‌ایم، زمانی که استاد، از دانشجویانی که به نظر غیرفعال‌تر می‌رسند سؤال می‌پرسد و مجبورشان می‌کند هوشیار باشند و نقش فعالی در کلاس بازی کنند.

به عنوان مثال، در تظاهرات توده‌ای حزب نازی، زمانی که هیتلر فریاد می‌زد «زیگ» (Sieg) و مردم در جواب می‌گفتند «هایل» (Heil)، در حالی که بازوهای خود را به نشانه‌ی سلام حزبی بالا می‌بردند، همه‌ی مردم دنیا به چشم خود دیدند که فعال بودن شنوندگان چه تاثیری در پذیرش حرف‌های سخنرانان دارد. در اینجا این مثال منفی را آوردم، چون یادآور این است که چیزی که می‌تواند سخنران را تبدیل به رهبری عوام‌فریب و خطرناک کند تکنیک‌هایی که استفاده می‌کند نیست، بلکه اهداف مثبت یا منفی او است.

۸. برای اسلایدهای‌تان تیتر‌های واضح بنویسید

اگر از اسلاید استفاده می‌کنید، برای آنها از تیترهایی استفاده کنید که نقطه نظر‌تان را بیان می‌کنند. شنوندگان ایده‌ی اصلی را از تیترها دریافت می‌کنند و بعد درون اسلایدها به دنبال شواهدی برای اثبات آن ایده‌ها می‌گردند.

به عنوان مثال، «ما می‌توانیم بر بازار تسلط داشته باشیم»، نسبت به «سهم بازار»، تیتر بهتری است. به این دلیل بهتر است که انجام عملی را به ذهن یادآوری می‌کند، مفهومی احساسی و متفکرانه دارد و توجه شنوندگان را بیشتر از عبارت خنثای «سهم بازار» به خود جلب می‌کند.


مقاله مرتبط: چطور یک پاورپوینت عالی برای ارائه تهیه کنیم؟

۹. سخنرانی کوتاهی داشته باشید

قبل از اینکه شنوندگان خسته شوند و دیگر به حرف‌های‌تان گوش ندهند، سخنرانی را تمام کنید. وقتی مخاطبان از نظر جسمی خسته شوند، ذهن‌شان هم غیرفعال می‌شود.

۱۰. روی صحنه حضور داشته باشید

حضور انسان به تنهایی بر روی هر نوع صحنه‌ای، چه بر روی زمینِ اتاقی کوچک باشد یا بر روی سِنی مرتفع در سالن تئاتری بزرگ، تأثیرگذار و عمیق است و فورا توجه مخاطبان را به خود جلب می‌کند. «رالف والدو امرسون» (شاعر و نویسنده قرن نوزدهمی آمریکایی) می‌گوید: «چیزی که هستید آنقدر گویا و بلند حرف می‌زند که هیچ‌کس نمی‌تواند صدای‌ حنجره‌تان را بشنود.»

شنوندگان تمام حرکات سخنران را تعبیر و تفسیر می‌کنند: آنها صورت، ریتم درونی‌، طرز ایستادن‌، صدا و زبان بدن‌ شما را می‌خوانند. ذهن انسان با توجه به کوچک‌ترین نشانه‌های فیزیکی، قصد و نیت اخلاقی فرد مقابل را متوجه می‌شود. مشکل اینجاست که ذهن این کار را در کَسری از ثانیه انجام می‌دهد و مطمئنا سخنرانی شما تا این حد کوتاه نخواهد بود. در ضمن ممکن است مضطرب باشید و نتوانید در بهترین وضعیت خود ظاهر شوید، و این به نوبه‌ی خود می‌تواند بر مهارت‌های تکنیکی شما در جلب و حفظ توجه مخاطبان اثر بگذارد.

در هر سخنرانی یا معارفه‌ی کاری، لحظات زیادی وجود دارند که شنوندگان مجبور هستند برای گوش کردن تلاش کنند، ولی وقتی خودتان و مطلبی که قصد بیانش را دارید برای مخاطب جالب به نظر برسید، راحت‌تر به حرف‌های شما گوش می‌دهد.

موضوع این مقاله: فن بیان

منبع:chetor.com

۹ عادت کسانی که از معمولی بودن راضی نیستند

شاید شما عضوی از باشگاه «قشر متوسط» هستید و با دیدن بعضی از فیلم‌های مزخرف حس تعلق‌خاطر بیشتری هم به متوسط‌ها پیدا کرده‌اید؟ اما کسانی هم هستند که دیگر از پایین کشیدن شیشه پراید مُچ‌درد گرفته‌اند، حوصله‌ی پیدا کردن اسپری زیربغل ۵ هزارتومانی را ندارند و دیگر هوس«قلیان کشیدن‌ در پارک» از سرشان پریده. دلشان بلیت فرست‌کلاس هواپیما به سواحل فلوریدا با لابستر سرخ شده و صندلی VIP کنسرت لیونل ریچی (تا هنوز نمرده) با چند تا تی‌شرت امضا شده، می‌خواهد. به‌جای اینکه آب دهان‌تان را قورت بدهید، ادامه‌ی مقاله را بخوانید تا ببینید برای عروج از میانمایگی باید چه عادت‌هایی را در خود پرورش دهید و با ۹ عادت کسانی که از معمولی بودن راضی نیستند، آشنا شوید.

هر جامعه‌ای لابد به سه دسته‌ی کلی تقسیم می‌شود: ۱. قشر درب و داغان و کارتن‌خواب که اغلب به‌واسطه‌ی بدبختیِ موروثی، چیزی بلد نیستند و متاسفانه مجبورند در سطل آشغال دنبال غذا بگردند. ۲. آدم‌های متوسط که در حد حفظ وضعیت فعلی به زندگی می‌پردازند. خوراک این دسته از آدم‌ها این است که تلویزیون ببینند، راجع‌به اخبار بحث کنند و درجا بزنند ۳. مفاخر جامعه که موزیک‌ویدئو بیرون می‌دهند (شوخی کردم بابا). مفاخر جامعه کسانی هستند که دیگران برای امضا گرفتن از اینها از روی گردن همدیگر رد می‌شوند. افرادی که جامعه‌شان چشم به آنها دوخته و کسانی که در هنر و صنعت و سیاست پیشرو هستند.

فاصله‌ی بین ضعیف و متوسط خیلی زیاد نیست. چه مکانیک تازه‌کاری باشید که برای دریافت حقوق باید جلوی گاراژدار دولا و راست شود، و چه کاسب پارک دم خانه‌ی ما باشید که باید گزارش فروش هفتگی خود را برای رئیس مافیای عزیزتان – از خوبای مواد مخدر – ایمیل کنید، اگر به هر دلیلی تصمیم‌ بگیرید دست از کار بکشید شاید به سر سال نکشد که حسابتان با کرام‌الکاتبین بیفتد. این قضیه حتی برای شغل پردرآمدی نظیر گدایی سر چهارراه هم صدق می‌کند. اما برای رسیدن به طبقه‌ی بالایی جامعه باید هوشمندانه گام برداشت و عادت‌های مخصوص به این سبک زندگی را در خود پرورش داد. امروز شما را با ۹ عادت آشنا می‌کنیم که برای پیمودن مسیر بین میانمایگی تا بلندمرتبگی به آنها احتیاج خواهید داشت. اگر از سختی‌ این مسیر باکی ندارید، پس بسم‌الله!

۱. زمان را قلاده کنید

بیشتر آدم‌ها زمان زیادی از عمرشان را تلف می‌کنند، دقیق‌تر بخواهم بگویم چیزی بین ۶۰ تا ۱۰۰ ساعت در هفته را به هیچ کار خاصی مشغول نیستند. احتمالا جایی نشسته‌اند و به قول کرمانی‌ها قینوس (چرت و پرت) می‌گویند.

کل یک هفته ۱۶۸ ساعت است که عموم افرادِ طبقه‌ی متوسط ۴۴ ساعتش را طبق قانون کار، سر کارشان هستند.

روزتان را به قطعات ۳۰ دقیقه‌ای تقسیم کنید و هر ۳۰ دقیقه را تا خرخره با کاری پر کنید؛ این کار می‌تواند چیزهایی باشد که شما را به سر ذوق می‌آورد، می‌تواند کار کردن باشد، خوابیدن باشد، فیلم تماشا کردن باشد حتی می‌تواند یاد گرفتن نواختن سازدهنی باشد. هر چیزی می‌تواند باشد.

فقط هر چه هست این زمان را سفت قلاده کنید که از دست‌تان در نرود.


مقاله مرتبط: چطور زمان مرده را زنده کنیم؟

۲. کارهایی بکنید که بقیه نمی‌کنند

وقتی کسی را می‌بینید که می‌گوید فلان کار انجام‌نشدنی است، اولین کسی باشید که این احتمال را تست می‌کند.

این کارِ نشدنی را تست کنید تا ببینید که چطور شدنی می‌شود. آن آدمی باشید که وقتی کارها سخت می‌شود، مردم به سراغش می‌روند.

دست و پنجه نرم کردن با کارهای سخت و تسلیم نشدن باعث می‌شود که حسابی از سطح متوسط فاصله بگیرید و قدرت کروکودیلی درون خودتان را آزاد کنید.

۳. بیشتر از ابوریحان بیرونی به یادگیری علاقه نشان دهید

تمبر ابوریحان بیرونی - شوروی سابق

مدرسه و دانشگاه رفتن شاید در زمان حکومت خسرو انوشیروان ساسانی کار شاقی بود اما در زمان ما چندان شق‌القمری نیست. طوری خودتان را به علم تجهیز کنید که ابوریحان بیرونی از رو برود. خودتان را هیچ‌وقت از مطالعه بی‌نیاز ندانید.

از هر روزی که افتخار زندگی کردنش را دارید، یک ساعتش را به مطالعه یا تماشای ویدئویی آموزنده اختصاص دهید. به این فکر کنید که سطح دانش‌تان را از یک آدم متوسط بالاتر ببرید. علم‌اندوزی باعث خواهد شد تسلط بیشتری به زندگی داشته باشید.


مقاله مرتبط: چطور هر چیزی را یاد بگیریم و از یادگیری آن لذت ببریم؟

۴. هر ماه ۲ تا ۴ کتاب بخوانید

یعنی حداقل هر ۲ هفته یک کتاب بخوانید. اگر هر هفته یکی بخوانید که چه بهتر.

آدم‌های متوسط خیلی زور بزنند ۴ کتاب را ظرف یک‌ سال تمام می‌کنند، اگر ۶ یا ۱۲ بار در سال کتاب بخوانید یعنی به‌همان اندازه از متوسط‌ها جلو هستید.


مقاله مرتبط: چطور کتاب‌های قطور را تا انتها بخوانیم؟

۵. اعتیاد به تلویزیون و بازی‌های ویدئویی را ترک کنید

اعتیاد به تلویزیون

اگر ۱۰ سال بعد همدیگر را ببینیم و من از شما بپرسم در این ۱۰ سال چه‌کار کردی آیا دوست دارید بگویید:‌«راستش یه خروار فیلم و سریال تماشا کردم و کلی از بازی‌ها رو تا ته رفتم… و دیگه… کار خاصی نکردم.»

یا اینکه ترجیح می‌دهید بگویید:‌«حسابی برای رسیدن به آرزوهام کار کردم، زندگیم رو سر و سامون دادم، دور دنیا مسافرت کردم و با کلی آدم خفن آشنا شدم و الانم دارم راحت پول در می‌آرم.»

فکر نکنم حوصله داشته باشید ۱۰ سال بگذرد تا به چنین زندگی‌ای برسید. دوست دارید همین الان تجربه‌اش کنید. پس همین الان تصمیمی را بگیرید که یک آدم معمولی جرئتش را ندارد و به سمت آرزوهایتان حرکت کنید.


مقاله مرتبط: اعتیاد به تلویزیون چه ضررهایی دارد؟

۶. از کله‌پزی‌ها زودتر بیدار شوید

اگر بتوانید صبح‌ها قبل از بیرون زدن خورشید از لحاف و تشک بیرون بزنید، این یعنی کنترل زندگی‌تان را در اختیار خواهید داشت.

بیشتر اشتباهات، پشیمانی‌ها و تصمیمات غلط بعد از ساعت ۱۰ شب به وقوع می‌پیوندند. شب‌ها زود به رختخواب بروید تا صبح فردا راحت بیدار شوید و تصمیمات بهتری بگیرید که زندگی بهتری را برای‌تان رقم بزند و شما را از مدار «متوسط بودن» خارج کند.


مقاله مرتبط: چطور صبح زود از خواب بیدار شویم؟

۷. بی‌خیال طرز فکرهایی که پول را شیطانی می‌دانند!

پول شیطانی

«پول همه چیز نیست»‌‌‌، «پول آدم را خوشبخت نمی‌کند»، «پول آدم را فاسد می‌کند». اینها همه حرف‌های آدم‌های متوسط هستند که هیچ‌وقت دست‌شان به پول نرسیده است.

از کجا این چیزها را می‌دانند؟ مطمئنا پول همه چیز نیست و به تنهایی نمی‌تواند خوشبختی آدم را رقم بزند، اما کدام خرفتی باور می‌کند که پول باعث تباهی است، تازه من حاضرم با کمل میل شرط ببندم که ثروتمند بودن خیلی بیشتر کیف می‌دهد تا فقیر بودن.

پول تقریبا همه چیز است؛ پول اگر داشته باشیم تقریبا آزادیم که به خیلی از خواسته‌هایمان برسیم، پس از این طرز فکر دست بردارید که پول را شیطانی می‌داند و پول درآوردن را وظیفه‌ی خود بدانید.

شما موظفید که هوای خود و خانواده‌تان را داشته باشید و بهترین زندگی ممکن را برایشان فراهم کنید. یعنی باید پولش را فراهم کنید. این وظیفه‌ی شماست.

آن آدمی باشید که برای کارهای بزرگ و خیرخواهانه پول را مصرف می‌کند. خیّر و ثروتمند باشید، اما برای خیّر بودن باید قبلش ثروتمند باشید.


مقاله مرتبط: ۸ باوری که باید در مورد پول داشته باشید

۸. هیچ‌وقت شرمنده‌ی دل‌تان نباشید

بیشتر آدم‌های متوسط به محض اینکه دستیابی به خواسته‌هایشان سخت می‌شود بنا می‌کنند به گلایه کردن در مورد اینکه هیچ‌وقت به خواسته‌هایشان نرسیده‌اند.

البته که دستیابی به خواسته‌ها «هلو بپر تو گلو» نیست! گریه‌تان را درمی‌آورد، ناامیدتان می‌کند، ترس را به جان‌تان می‌اندازد، کُفرتان را در‌می‌آورد و شما را به آب‌لمبو تبدیل می‌کند، اما آن موقعی که آدم متوسط زیر بار همه این چیزها نای برخاستن ندارد، شما باید دوباره برخیزید.

به این فکر کنید که دل‌تان چه چیزی می‌خواهد؟

از اعماق وجود در پی چه چیزی هستید؟

هر چیزی که هست، هر قدر دستیابی به آن ناممکن به نظر می‌رسد، هیچ‌وقت تسلیم نشوید، هیچ‌وقت ازش دست نکشید و هیچ‌وقت به چیزی کمتر از آن راضی نشوید.

یا به دستش بیاورید یا در راه به دست آوردنش جان‌ بدهید؛ به این می‌گویند ذهنیت یک آدم برنده.

۹. همیشه خرکیف باشید

آدم متوسط یا کسل است یا غمگین یا عصبانی و یا هر سه با هم. اگر قصد دارید چیزی فراتر از متوسط باشید پس خودتان را مجبور کنید که راجع‌ به زندگی پرشور و نشاط باشید.

حتی اگر چنین حسی ندارید، فقط تصمیم بگیرید که هیجان‌زده و مشتاق باشید.

این کار را تمرین کنید و یاد بگیرید که هر روز، تمام روز کپسول خرکیفی باشید. اصلا بیایید با این قضیه روحی و روانی برخورد نکنید. اینطور فکر کنید که شور و شوق‌تان به زندگی مثل یکی از عضله‌های بدن‌تان است که باید آن را ورز دهید.

منبع:chetor.com

۱۰ عادت زبان بدن برای افزایش کاریزما

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/09/17056.jpg

تا حالا شده کسی را ببینید که پیش خودتان فکر کنید: «خدای من، پولداری توی خونِش بوده!»؟ اگر دیدید، باید گفت احتمالا آن فرد با زبان بدنش موفق شده است کاری بکند که این باور در ذهن تان شکل بگیرد.

ارتباط غیرکلامی اولین سر نخی است که غریبه ها برای شناخت تان از آن استفاده می کنند. باید یاد بگیریم که حتی وقتی صحبت نمی کنیم، با طرز نشستن یا ایستادن، قیافه و ژست های مان با بقیه ارتباط برقرار می کنیم. اگر می خواهید تعامل موفقی داشته باشید باید بدانید که دیگران چه ذهنیتی از شما پیدا می کنند. این مقاله را بخوانید تا با ۱۰ عادت زبان بدن برای افزایش کاریزما، آشنا شوید.

 

در اینجا ۱۰ عادت زبان بدن را معرفی می کنیم که نه تنها اعتماد به نفس تان را بالا می برد، بلکه به شما کمک می‌کند به کارها و چیزهایی عادت کنید که باعث می شوند موفقیت و کاریزما درست مثل یک ابر بهاری بر زندگی تان ببارد.

۱. صاف بشینید

صاف نشستن

اگر دولا دولا راه بروید یا موقع نشستن قوز کنید مردم فکر می کنند حوصله ندارید یا در جایی که نشستید ناراحت هستید، پس ممکن است با این کار به آنها بی احترامی کنید.

وقتی صاف می نشینید یا راه می روید، موفقیت از سر و روی تان می ریزد و فضای اطراف تان هم حسابی پر از کاریزما می شود. در واقع وقتی شانه های تان عقب باشند، قدرت بیش تری دارند و در نتیجه شما هم در یک موقعیت درست و قائم قرار می گیرید. آدم هایی که صاف می نشینند به نظر می‌رسد اعتماد به نفس بیشتری دارند و آماده ی اقدام هستند.

برای اینکه موقع انجام این کار راحت باشید، عضلات شانه های تان را شل کنید و پاهای تان را به اندازه ی کمتر از عرض شانه باز کنید. باید احساس کنید به پشتی یک صندلی تکیه داده اید حتی اگر واقعا تکیه گاهی ندارید. هر موقع متوجه شدید که قوز کرده اید، به یاد بیاورید که این نتیجه ی به هم خوردن حالت درست تان است و چون فضای کمتری اشغال می کنید ضعیف به نظر می‌رسید.


مقاله مرتبط: ۱۰ ویژگی مشترک افراد کاریزماتیک

۲. رو به جلو بشینید

وقتی رو به جلو می نشینید، مردم حس می کنند گوش شنوا دارید و این برگ برنده تان می شود. وقتی می‌خواهید به فردی پاسخ بدهید، ممکن است به طور طبیعی کمی به سمت عقب متمایل شوید. این کار به مخاطب تان هم فرصتی می دهد تا به سمت جلو متمایل شود و علاقه اش را نشان بدهد.

۳. ژست بگیرید

ژست

حرکات و حالات شما می‌تواند صلاحیت تان را به دیگران نشان بدهد. حین یک ارائه از نشان دادن چیزی که در موردش صحبت می کنید نترسید و از دست تان استفاده کنید تا با مردم ارتباط برقرار کنید.  آنها وقتی ببینند که چقدر با ژست های تان راحت هستید، متوجه می شوند که شما به مطالبی که می گویید مسلط هستید و به این ترتیب آدمی غیرمصنوعی و خوشایند به نظر می رسید.

اما از طرف دیگر، اگر در ژست گرفتن اغراق کنید، ممکن است مخاطب ها فکر کنند که دارید حقیقت را طور دیگری جلوه می دهید. در عوض اگر دست های تان را از بدن تان دور کنید و کف دست تان پیدا باشد انگار چیزی برای پنهان کردن ندارید.


مقاله مرتبط: ۱۰ راز زبان بدن افراد بسیار موفق و استثنایی

۴. لبخند زدن، خندیدن و سر تکان دادن

لبخند

حتی اگر در مورد یک موضوع جدی صحبت می کنید، لازم نیست همیشه قیافه تان هم جدی باشد. گاهی اوقات خیلی سخت نگیرید و کمی ملایم تر باشید تا به دیگران نشان بدهید که به آنها توجه دارید و با آنها موافق هستید. وقتی با فرد گوینده موافق هستید می توانید کمی سرتان را تکان بدهید، اگر از فکرش خوش‌تان آمده لبخند بزنید یا اگر شوخی کرد، بخندید.


مقاله مرتبط: ۲۳ ترفند زبان بدن که شما را دوست‌داشتنی می‌کند

۵. ارتباط چشمی موثر برقرار کنید

ارتباط چشمی

ارتباط چشمی می تواند بسیار موثر باشد البته تا زمانی که به درستی از آن استفاده کنید. فکر می کنید چرا مردم می گویند: «اگر پلیس شما را متوقف کرد، ارتباط چشمی تان را با او حفظ کنید»؟ باید ۶۰ تا ۷۰ درصد زمان گفت‌و‌گو این کار را انجام بدهید.

به طور میانگین مردم حدود ۷ تا ۱۰ ثانیه ارتباط چشمی شان را حفظ می کنند. اگر این کار را به درستی انجام بدهید، اعتماد به نفس و باورتان را نشان داده اید. این کار خیلی به شما کمک می کند، مخصوصا اگر قرار باشد یک پیام پیچیده یا ارزشمند را منتقل کنید.

اما حواستان باشد، افراط نکنید. اگر هیچ وقت ارتباط چشمی را با یک نفر قطع نکنید ممکن است شما را به عنوان یک فرد متعصب یا ناشی بشناسند. بعضی وقت ها نگاهی هم به اطراف بیندازید. چون به پایین نگاه کردن ممکن است شما را مرموز یا ضعیف نشان بدهد؛ در عوض به اطراف نگاه کنید.

۶. قاطع دست بدهید

دست دادن

شیوه ی دست دادن می تواند چیزهای زیادی از شما به طرف مقابل تان بگوید. اگر خیلی بی حال و ضعیف دست بدهید لیاقت و اعتماد به نفس‌تان زیر سوال می رود و اگر هم خیلی محکم این کار را انجام بدهید پرخاشگر به نظر می رسید و طرف مقابل فکر می کند کار کردن با شما سخت است.

اگر می خواهید درست دست بدهید، دست فرد را تکان ندهید بلکه بگیرید و به آرامی بفشارید. بهتر است صبر کنید تا او دست تان را رها کند چون اگر خیلی زود دست دادن را تمام کنید فکر می کند عجله دارید.

ضعیف دست دادن نشانه ی عدم اعتماد به نفس یا استقلال هم است. دست دادن تان را با توجه به فرد مقابل و موقعیت تان تنظیم کنید و مطمئن شوید که همیشه باثبات باشد نه تهاجمی.


مقاله مرتبط: اهمیت زبان بدن در مصاحبه‌ شغلی

۷. زبان بدن طرف مقابل را آینه کنید

مردم از آدم هایی که شبیه خودشان باشند خوش‌شان می آید. زبان بدن می‌تواند کاری کند که شما به فردی که با او صحبت می کنید شبیه تر به نظر برسید.

تحقیقات نشان می دهد اگر پیام هایی که طرف مقابل با زبان بدنش به ما می رساند را تقلید کنیم، در حقیقت می توانیم احساساتی که او تجربه می کند را بهتر درک کنیم. اگر فرد به سمت جلو متمایل می شود شما هم باید همین کار را انجام بدهید. اگر او دستش را زیر چانه اش می‌گذارد شما هم دست تان را زیر چانه تان بگذارید.

البته این حرکات باید کاملا طبیعی به نظر برسند تا فرد متوجه نشود. به علاوه، اگر حرکات صورت فرد را به شکل بامزه ای تقلید کنید او نسبت به این تعامل احساس بهتری خواهد داشت.


مقاله مرتبط: چند ترفند عالی برای اینکه بتوانیم زبان بدن دیگران را بخوانیم

۸. هیچ‌وقت دست ها یا پاهای تان را ضربدری نگیرید

دست‌به‌سینه

اگر دست ها یا پاهای تان را ضربدری بگیرید، ذهن تان بسته به نظر می رسد، اما وقتی این کار را انجام ندهید نشان می دهید که پذیرای صحبت‌های دیگران هستید. در واقع از آنها استقبال می کنید و این خیلی جذاب است. حتی اگر لبخند بزنید یا در حال یک مکالمه ی دلنشین باشید این کار می تواند اوضاع را خراب کند. اگر می خواهید مردم شما را روشنفکر یا علاقه مند به موضوع ببینند، انگشت‌های‌تان را در هم گره نکنید.

۹. به اندازه ی طول یک دست فاصله بگیرید

اگر خیلی نزدیک بایستید فرد معذب می شود. اگر هم خیلی دور بایستید ممکن است این طور به نظر برسد که اعتماد به نفس‌تان کم است. اما اگر فاصله تان به اندازه ی طول یک دست باشد، نشان می دهد به صحبت کردن با فرد مقابل علاقه دارید.

۱۰. حواس‌تان به پلک زدن تان باشد

این یکی به مهارت زیادی احتیاج دارد، چون پلک زدن غیر‌ارادی است و وقتی سعی می کنید کنترلش کنید ممکن است غیرطبیعی به نظر برسید. در هر صورت، زیادی پلک زدن نشان می دهد که صحبت کردن با این فرد برای تان ناخوشایند است. سعی کنید آرام باشید و اگر حس کردید زیادی پلک می زنید، یک لحظه چشمان تان را ببندید و دوباره باز کنید تا شاید پلک زدن تان آرام تر شود.

منبع:chetor.com

۷ روش برای کنترل ذهن دیگران

http://chetor.com/wp-content/uploads/2016/10/21953.jpg

آیا در مراوده با مردم مهارت دارید؟ آیا توانایی متقاعد کردن آنها را دارید تا کاری که شما می‌خواهید را انجام دهند؟ در شغل یا زندگی روزمره‌ی خود تا چه اندازه به کنترل ذهن دیگران نیاز دارید؟ آیا تکنیک‌هایی که برای این کار استفاده کرده‌اید از دیگران آموخته‌اید یا از تجربه‌های خودتان الهام می‌گیرید؟ در هر صورت این استراتژی‌ها به احتمال زیاد همیشه هم اثربخش نبوده‌اند. اما اگر دانش مربوط به انگیزه‌های انسانی را می‌دانستید چه تفاوتی در کنترل ذهن دیگران نسبت به حالا داشتید؟

اگر مجهز به این دانش باشید و تکنیک‌های کاربردی اِعمال آن را روی فردی خاص یا گروهی به خصوص، در شرایطی خاص بلد باشید، می‌توانید ذهن آدم‌ها را کنترل کنید و آنها را به کاری که می‌خواهید وادارید. آن وقت لازم نیست برای انتخاب از میان استراتژی‌هایی که می‌شناسید ده، بیست، سی، چهل بخوانید.

در این مقاله می‌خواهیم درباره‌ی ۷ روش برای کنترل ذهن دیگران بیشتر بدانیم.

۱. نیاز به تعلق داشتن

نیاز به تعلق داشتن از محرک‌های اصلی برای کنترل ذهن دیگران است.

آیا تا به حال احساس کنارگذاشته شدن کرده‌اید؟ تعلق نداشتن به گروهی که می‌خواستید بخشی از آن باشید؟ چنین موقعیت‌هایی ممکن است شما را دچار ناراحتی، افسردگی، عصبانیت و شاید همه‌ی اینها با هم کرده باشد. در نهایت، ما موجوداتی اجتماعی هستیم که اشتیاق‌ زیادی برای ارتباط با دیگران داریم، یک انگیزه‌ی درونی. ما برای تنها زندگی کردن ساخته نشده‌ایم، و برای اینکه از لحاظ اجتماعی پذیرفته باشیم سخت تلاش می‌کنیم. ما نیاز داریم بدانیم جایی در این دنیا هست که به آن متعلق هستیم.

شما می‌توانید از نیاز به تعلق داشتن و اشتیاق به مرتبط بودن که در افراد وجود دارد برای کنترل ذهن دیگران استفاده کنید تا کاری که می‌خواهید را انجام دهند.

برای مثال:

  • اگر برای دعوت مردم به کاری از اسم‌ها به جای افعال استفاده کنید، آدم‌های بیشتری به شما پاسخ مثبت خواهند داد. «اهداکننده‌ی خون باشید» افراد بیشتری را وادار می‌کند کاری انجام دهند تا «همین حالا خون اهدا کنید». این به این دلیل است که اسامی برای افراد یادآور هویت گروهی هستند.
  • اگر مردم بتوانند به شما اعتماد کنند، به درخواست‌های شما بیشتر پاسخ مثبت خواهند داد.
  • بهترین راه برای اینکه دیگران به شما اعتماد کنند این است که در ابتدا شما به آنها نشان دهید که به آنها اعتماد دارید.

مقاله مرتبط: ۱۵ تکنیک برای متقاعد کردن دیگران

۲. عادت‌ها

شاید دانستن اینکه چه تعداد از کارهایی که در یک روز معمولی، بدون لحظه‌ای درنگ و از سر عادت‌ انجام می‌دهیم شما را متعجب کند. عادت‌ها چنان با زندگی ما درآمیخته‌اند که حتی به یاد نمی‌آوریم چطور شکل گرفته‌اند.

درباره‌ی اینکه شکل دادن به عادت‌های تازه ماه‌ها زمان می‌برند بسیار شنیده‌ایم. چطور چنین چیزی امکان دارد آن هم وقتی صدها عادت بدون اینکه حتی به آن فکر کرده باشیم در زندگی ما شکل گرفته است؟

معلوم شده اگر بدانید دانش پشت شکل‌گیری عادت‌ها چیست، ساختن عادتی تازه یا حتی تغییر عادت فعلی کار ساده‌ای خواهد بود. شما هم می‌توانید از این دانش برای تغییر یا ساختن عادت‌های افراد و کنترل ذهن دیگران استفاده کنید و از این طریق آنها را به کاری که می‌خواهید وادار کنید. بخشی از اطلاعات مربوط به دانش عادت‌ها را با هم می‌خوانیم:

  • ساده‌ترین راه برای ایجاد یک عادت تازه وصل کردن آن به یکی از عادت‌هایی است که همین حالا دارید.
  • اگر از این تکنیک اتصالی استفاده کنید می‌توانید عادت‌های جدید را ظرف کمتر از یک هفته در افراد ایجاد کنید.
  • بخش مهمی از شکل دادن یک عادت تازه شکستن فرآیند به قدم‌های واقعا کوچک است.

۳. قدرت داستان‌ها

شما از کدام دسته افرادید؟ آیا از آنهایی هستید که دست کمک به نیازمندان دارید؟ از آنها که دنبال مد و روندهای همه‌گیر بازارید؟ از آنهایی هستید که عاشق خانواده‌شان هستند و زمان و انرژی خودشان را برای تقویت رابطه‌ی خانوادگی به کار می‌گیرند؟

همه‌ی ما تصوری از شخصیت خودمان داریم. ما برای خودمان و دیگران درباره‌ی اینکه چه کسی هستیم و دلایل کارهایمان چیست داستان‌هایی تعریف می‌کنیم. تعدادی از تصورات شخصی ما درباره‌ی شخصیت‌ و داستان‌های‌مان خودآگاه هستند اما بخشی دیگر تا اندازه‌ی زیادی ناخودآگاه‌اند.

اگر بتوانید این تصورات شخصیتی را درک کنید آنگاه می‌توانید به طریقه‌ای ارتباط برقرار کنید که با آن داستان‌های شخصی جور باشند. اینگونه می‌توانید ذهن آدم‌ها را کنترل کنید. برای مثال:

  • اگر بتوانید آدم‌ها را مجبور کنید کاری انجام دهند که در تضاد با تصور شخصی‌ آنها از خودشان است، آن یک قدم کوچک می‌تواند نهایتا به تغییر رفتاری بزرگی ختم شود.
  • اگر می‌خواهید داستان کسی را تغییر دهید از آدم‌هایی که داستان متفاوتی دارند بخواهید داستان‌شان را برای این فرد تعریف کنند. در عرض ۳۰ دقیقه می‌توانید با فراهم کردن داستانی مناسب کسی را وادارید تا داستان شخصی‌اش را عوض کند و این تغییر واحد می‌تواند رفتار آنها را برای تمام زندگی تغییر دهد.
  • نوشتن چیزی با دست ( نه تایپ کردن) بخش‌هایی از مغز را فعال می‌کند که احتمال تعهد افراد را به به آنچه نوشته‌اند بالا می‌برد.

مقاله مرتبط: چطور از مهارت داستان‌گویی برای متقاعد کردن دیگران استفاده کنیم

۴. استفاده از تکنیک چماق و هویج

اگر بخواهید کسی را وادار کنید تا کاری برای شما انجام دهد، باید کلی وقت و انرژی صرف کنید ، حتی ممکن است به آنها جایزه بدهید یا پول پرداخت کنید تا کاری که می‌خواهید را برای شما انجام دهند. اما تا به حال به ماشین‌های شرط بندی توجه کرده‌اید؟ با اینکه آنها پول هم از آدم‌ می‌گیرند!، ولی توانسته‌اند افراد زیادی را به خود معتاد کنند. دلیلش چیست؟ به نظر می‌رسد ندادن پاداش! در حقیقت این ماشین‌ها طبق دانش چماق و هویج درست شده‌اند و همیشه هم پاداش نمی‌دهند. چماق و هویج در اصطلاح به سیاستی ترکیبی از پاداش و تنبیه اشاره دارد که فرد را وادار به انجام رفتار مورد نظر کند. اما چرا هویج و چماق نام گرفته؟ یک راننده گاری را در نظر بگیرید که یک هویج جلوی چشم اسبش آویزان کرده و چوبی را در پشت او نگه داشته اشت. اسب برای به دست آوردن غذا، رو به جلو حرکت می‌کند، در عین حال با حرکت رو به جلو از چوب هم فرار می‌کند چون نمی‌خواهد درد چوب خوردن یا تنبیه را تحمل کند. ما نیز می‌توانیم از این مفهوم و اثر، برای کنترل ذهن دیگران استفاده کنیم. به گزاره‌های زیر که از این تکنیک منشا گرفته، توجه کنید:

  • اگر رفتاری پایدار را از آدم‌ها انتظار دارید هربار که کاری را انجام می‌دهند به آنها پاداش ندهید، پاداش‌ها را گاه به گاه به کار ببرید.
  • آدم‌ها هرقدر به هدفی نزدیک‌تر باشند باانگیزه‌تر خواهند بود. برای مثال فرض کنید که یک کافی‌شاپ دارید و به ازای خرید هر فنجان قهوه یک کوپن به آنها می‌دهید. با ارائه‌ی ده کوپن آنها یک قهوه مجانی از شما می‌گیرند. ولی آیا می‌دانید به محض دریافت آن قهوه‌ی مجانی، دیگر رفتارهای خرید و مصرف قهوه‌شان تغییر کرده و تا مدتی کمتر خواهد شد؟
  • به خاطر داشته باشید زمانی که فردی را تنبیه می‌کنید اثر آن تنها برای مدت کوتاهی باقی خواهد ماند. در حقیقت پاداش دادن موثرتر از تنبیه کردن است.

۵. غریزه‌ها

غریزه‌ها محرک‌هایی قوی برای کنترل ذهن دیگران هستند.

تصور کنید در جاده‌ای می‌رانید و تصادفی کمی جلوتر اتفاق افتاده است. به خودتان می‌گویید: «سرعتت را کم نکن که به صحنه نگاه کنی» و در همین حین اشتیاق غیرقابل کنترلی را در خود حس می‌کنید که دقیقا همین کار ممنوع را انجام دهید.

مجذوب خطر شدن یکی از غرایز اصلی ماست. غریزه‌ها قدرتمند و تا حد زیادی ناخودآگاهند و روی رفتار ما تاثیر می‌گذارند. گاهی تنها با تلنگری بر این غریزه می‌توانید آدم‌ها را به انجام کاری وادار کنید، برای مثال:

  • آدم‌ها بیشتر در اثر ترس از دست دادن چیزی انگیزه پیدا می‌کنند تا به دست آوردن آن.
  • همه‌ی ما آدم‌های کنترل‌گری هستیم. علاقه به کنترل از ۴ ماهگی، زمانی که خیلی کوچک هستیم، در ما شکل می‌گیرد.
  • وقتی آدم‌ها غمگین باشند یا بترسند چیز‌های آشنا را می‌خواهند. وقتی شاد و راحت باشند برای تجربیات جدید علاقه نشان خواهند داد.

مقاله مرتبط: ۵ راه برای اینکه در صحبت‌ کردن تاثیرگذارتر باشیم

۶. اشتیاق به چیره‌دستی

اشتیاق به چیره دستی محرکی قوی برای کنترل ذهن دیگران است.

آنچه حتی بیش از ارائه‌ی پاداش آدم‌ها را ترغیب می‌کند اشتیاق آنها به یادگیری و مسلط شدن در مهارت‌ها و دانش است.

برخی موقعیت‌ها اشتیاق فرد را به چیره‌دستی بالا برده و موقعیت‌های دیگر این اشتیاق را سرکوب می‌کنند. شما می‌توانید با داشتن اطلاعات به دست آمده از تحقیقات، شرایطی را فراهم کنید که مشوق و انگیزه‌دهنده‌ی اشتیاق آدم‌ها به چیره‌دستی باشد. به این روش می‌توانید آنها را به کاری که می‌خواهید وادارید و کنترل ذهن دیگران را در دست بگیرید. برای مثال:

  • دادن استقلال به افراد در کاری که انجام می‌دهند، آنها را برای رسیدن به چیره‌دستی و سخت‌تر کار کردن باانگیزه می‌کند.
  • آدم‌ها اگر بدانند کاری سخت است برای انجام آن انگیزه‌ی بیشتری خواهند داشت.
  • اگر می‌خواهید اشتیاق به چیره‌دستی را در فردی تحریک کنید، قدردانی را با ارائه‌ی بازخورد مخلوط نکنید. در ارائه‌ی بازخورد تنها به ارائه‌ی واقعیت‌ها بسنده کنید.

۷. حیله‌های ذهنی

احتمالا با خطای دید، زمانی که ذهن و چشم چیزی را که در واقعیت صورت به خصوصی دارد به شکلی دیگر می‌بینند، آشنا هستید. آنچه که شاید ندانید این است که چیزی به نام خطای شناختی نیز وجود دارد. چندین سوگیری در نحوه‌ی تفکر آدم‌ها وجود دارد. مغز ما به نحوی تکامل یافته که بتواند به سرعت نتیجه‌گیری کند. این قابلیت در برخورد سریع با اتفاقات محیط به نفع ماست اما گاهی اوقات این نتیجه‌گیری‌ها و تصمیم‌های سریع منجر به خطاهای ادراکی در ما می‌شوند. شما می‌توانید این حیله‌های ذهنی را برای کنترل ذهن دیگران به کار بگیرید. برای مثال:

  • اگر به پول اشاره کنید آن وقت آدم‌ها مستقل‌تر می‌شوند و احتمال کمتری دارد که بخواهند به دیگران کمک کنند.
  • آدم‌ها اطلاعاتی را که با آن مخالف هستند نشنیده می‌گیرند، اما شما می‌توانید برای دور زدن این موضوع در وهله‌ی اول با آنها موافقت کنید.
  • اگر بتوانید آدم‌ها را وادار کنید چیزی را به صورت سوالی از خودشان بپرسند با احتمال بیشتری آن را انجام خواهند داد. برای مثال: «آیا هر هفته ورزش خواهم کرد؟» بهتر از این است که آنها را وادارید بگویند: «هر هفته ورزش خواهم کرد.»

اگر بدانید که چه چیز آدم‌ها را برمی‌انگیزد، آن‌ وقت می‌توانید کارها، پیشنهادات و نحوه‌ و شکل ابراز خواسته‌های خود را تغییر داده و اصلاح کنید. حالا شما قادرید استراتژی‌های خود را برای کنترل ذهن دیگران بازبینی کنید.

منبع:chetor.com