مهمترین آداب معاشرت که باعث می‌شود در جمع‌ها بدرخشید

در فرهنگ امروزی، والدین در یاد دادن آداب معاشرت به فرزندان‌شان با چالش‌ مواجه هستند. درگیری‌های اقتصادی باعث شده که دورهمی‌های خانوادگی موقع صرف غذا، جایش را به غذا خوردن در رستوران‌های فست‌فود بدهد و والدین فرصت کمتری برای آموزش آداب غذا خوردن به بچه‌ها را داشته باشند. حتی بدتر از آن، موبایل‌ها، آیپد، فیسبوک و اینستاگرام جایگزین مکالمات و محاورات خانواده‌ها و همسایه‌ها شده و باز هم والدین فرصت دیگری را برای یاد دادن آداب معاشرت، از دست می‌دهند.

 

وقتی بچه‌ها به دنیای واقعی پا می‌گذارند و به جستجوی شغل می‌پردازند، با منحنی‌های یادگیری زیادی درباره‌ی آداب معاشرت مواجه می‌شوند که به خاطر یک لغزش کوچک به دلیل عدم یادگیری آداب در خانواده است، فرصت‌های شغلی را از دست می‌دهند. اما نگران نباشید، شما می‌توانید با یادگرفتن ۵ دسته از آداب معاشرت مهم و کلیدی که همه پدران و مادران باید به فرزندان‌شان آموزش دهند، این مشکل را برطرف سازید:

چگونه ارتباط برقرار کنیم

قوانین آداب معاشرت

  1. هیچ‌وقت بیش از ۵ دقیقه مستقیما در چشم کسی نگاه نکنید و نگاه‌تان را به فرد دیگری بیندازید. تمرین این کار باعث می‌شود که به عادت تبدیل شود.
  2. هر فکری به ذهن‌تان خطور می‌کند را به زبان نیاورید، مراقب افکارتان باشید. با فکر حرف زدن به این معنا نیست که هر چیزی که در ذهن‌تان می‌گذرد را با بقیه در میان بگذارید، بعضی از افکار مناسب نیستند و می‌توانند به روابط شما با دیگران صدمات جبران‌ناپذیری وارد کنند.
  3. هیچ‌وقت در مورد رابطه‌ی یک فرد با دیگران، اظهارِ نظر نکنید یا آن را محکوم نسازید، برای بیشتر افراد، این یک خط قرمز مهم است و اگر این مورد را رعایت نکنید، دیگران فکر می‌کنند که شما به بدگویی و غیبت کردن عادت دارید که موجب دوری سایرین از شما می‌شود.
  4. هرگز غیبت نکنید، زیرا عملی منفی و ناشایست است و روابط بین افراد را بهم می‌زند.
  5. دانستن اطلاعاتی مانند تاریخ تولد، عادات، علایق، مدرسه‌ی دوران کودکی، جایی که در آن بزرگ شده‌اند، وضعیت تأهل، محل زندگی،‌ رویاها یا اهدافِ کسانی که با آنها در ارتباط هستید، بسیار مهم است.
  6. برای احوال‌پرسی، تبریک تولد یا سایر وقایع زندگی دوستان و آشنایان‌تان با آنها تماس بگیرید.

آداب غذا خوردن

آداب غذا خوردن بخشی از آداب معاشرت است و به عنوان یک بزرگسال باید این موارد را بدانید.

چه باور داشته باشید چه نداشته باشید، بسیاری از افراد آداب غذا خوردن را بلد نیستند، آنها اغلب موقع غذا خوردن یا مشغول تماشای تلویزیون بوده‌اند یا پشت میز یک رستوران نشسته‌اند، اما شما به عنوان یک بزرگ‌سال باید آداب غذا خوردن در یک جمع را بدانید:

  1. به محض اینکه روی صندلی دور میز غذاخوری نشستید، دستمال خود را بردارید و آن را روی لباس‌تان بگذارید.
  2. تا وقتی همه سر میز حاضر نشده‌اند، شروع به خوردن نکنید.
  3. با دهان باز غذا را نجوید.
  4. هرگز در حال جویدن غذا با کسی صحبت نکنید.
  5. هرگز لقمه‌ی غذای خود را در ظرف سس فرو نبرید.
  6. غذا را تندتند نخورید مانند سایرین غذا را به آرامی میل کنید.
  7. هرگز قاشق، چنگال یا کارد را در مشت خود نگیرید.
  8. از چنگال خودتان برای برداشتن سالاد استفاده نکنید.
  9. وقتی وسایل غذا خوردن در دست‌تان است، حرکات اضافی انجام ندهید.
  10. برای برداشتن نمکدان یا وسایل دیگر دست‌تان را دراز نکنید، از دیگران بخواهید تا این اشیا را به شما بدهند.
  11. سر میز غذا صاف بنشینید و خم نشوید.
  12. بعد از غذا به دست‌شویی بروید و دست‌ها و دندان‌های‌تان را بشویید،‌ بهتر است یک خلال دندان به همراه داشته باشید.

آداب لباس پوشیدن

درست لباس پوشیدن نشان‌دهنده‌ی میزان آشنایی شما با آداب معاشرت است.

شما باید آداب لباس پوشیدن را بدانید، لباس پوشیدن سرِ کار یا هنگام مصاحبه، آداب خاصی دارد. شما باید بدانید در هر مراسمی چگونه لباس بپوشید. عروسی، مهمانی شام، مراسم نامزدی، تدفین، تولد و گردش هر کدام لباسی خاص و مناسب دارند به نکات زیر توجه کنید:

  1. لباس کار و مصاحبه: بعضی از مشاغل مانند ساخت و ساز، جاده‌سازی و برق‌کاری لباسِ مخصوص دارند. اگر شما در یک دفتر مشغول به کار باشید، باید مانند رئیس خود لباس بپوشید. در بعضی از دفاتر، کارمندان باید لباس رسمی بپوشند.
  2. مجالس عروسی، شب‌نشینی، تدفین: در بیشتر موارد در چنین مراسم‌هایی کت و شلوار برای مردان و لباس‌های رسمی برای خانم‌ها مناسب است. بعضی فرهنگ‌ها برای چنین مراسم‌هایی لباس‌های خاصی دارند که افراد باید آن لباس را به تن کنند.
  3. مراسم رسمی: در مراسم رسمی نیز مردان بهتر است کت و شلوار سیاه یا سفید بپوشند. به همراه کت و شلوار مشکی باید کفش تیره و به همراه کت و شلوار روشن باید بر عکس لباس بپوشند. خانم‌ها نیز بهتر است لباس بلند همراه با کفش پاشنه‌دار بپوشند.

آداب ملاقات با افراد جدید

رعایت آداب معاشرت در برخورد اول، تاثیر خوبی روی ذهنیت افراد از شما می‌گذارد.

در زندگی موقعیت‌هایی پیش می‌آید که باید با افراد جدیدی روبرو شویم،‌ این موقعیت‌ها می‌توانند فرصت‌های ارزشمندی برای ما باشند. ممکن است شما بتوانید همسر آینده‌تان را پیدا کنید یا یک دوست یا همراه خوب یا یک همکار مناسب بیابید. در اینجا ۵ قانون وجود دارد که باید موقع ملاقات با افراد جدید رعایت کنید:

  1. لبخند بزنید.
  2. محکم دست بدهید.
  3. در چشمان طرف مقابل‌تان نگاه کنید.
  4. در یک جمله خودتان را معرفی کنید و بگویید چرا در آن مراسم حضور دارید و با چه کسانی آشنا هستید.
  5. درباره شخصی که با او آشنا شده‌اید سوال بپرسید.

رفتارهای مناسب در مکان‌های اجتماعی

آداب معاشرت را در مناسبت‌ها و مکان‌های اجتماعی رعایت کنید.

  1. گفتن «بله» به جای «آره».
  2. اگر درخواستی دارید، از واژه‌ی لطفا استفاده کنید.
  3. تشکر کنید.
  4. هنگام قطع کردن یا ورود به یک مکالمه، عذرخواهی کنید.
  5. صحبت دیگران را قطع نکنید.
  6. وقتی کسی چیزی می‌گوید که با آن موافق نیستید، چشم‌های‌تان را گرد نکنید.
  7. وقتی کسی با شما صحبت می‌کنید به سمت دیگری نگاه نکنید.
  8. وقتی در حال صحبت با کسی هستید، موبایل‌تان را چک نکنید.
  9. مثبت‌اندیش باشید و حرف‌های منفی و انتقادات را نزد خودتان نگهدارید.
  10. از جملات مودبانه استفاده کنید.
  11. از میزبان تشکر کنید.
  12. در مکان‌های عمومی از واژه‌های نامناسب استفاده نکنید.
  13. بی‌ادب نباشید.

راهکارهایی برای خوش اخلاقی با دیگران

اینکه همیشه با دیگران خوش اخلاق باشید، کار راحتی نیست، مخصوصا زمانی که روحیه‌ی خوبی ندارید یا با فردی که باعث آزارتان می‌شود، مواجه هستید. اما اگر تلاش کنید تا ابتدایی‌ترین کارها مثل لبخند زدن، نگه داشتن در برای رد شدن مردم یا احوالپرسی را انجام دهید، می‌توانید فضایی خوشایند برای خودتان و اطرافیان به وجود بیاورید. خوش اخلاقی با دیگران نه‌تنها باعث می‌شود که آنها به شما بیشتر احترام بگذارند، بلکه روزتان زیباتر می‌شود! در ادامه راهکارهایی برای برخورد بهتر با اطرافیان را با هم مرور می‌کنیم.

خوش اخلاقی با افرادی که نمی‌شناسید

۱. لبخند بزنید

ساده‌ترین راه برای خوش اخلاقی، لبخند زدن است.

ساده‌ترین کار برای اینکه فردی خوش اخلاق به نظر برسید، لبخند زدن است. وقتی به غریبه‌ها یا حتی افرادی که شما را می‌شناسند لبخند می‌زنید، آنها را تشویق می‌کنید تا متقابلا به شما لبخند بزنند. گاهی فقط به این دلیل که دارای شخصیتی خجالتی بوده و به راحتی لبخند نمی‌زنید، بسیاری از افراد شاید تصور کنند که شما فردی سرد یا بداخلاق هستید. بنابراین، دفعه‌ی بعد که از کنار فردی نسبتا آشنا یا حتی کاملا غریبه رد شدید، لبخندبزنید. این لبخند باعث می‌شود که حتی اگر در بهترین شرایط روحی نیستید، احساس خوشحالی بیشتری کنید. پس این کار هم برای خودتان و هم برای دیگران مفید است.

۲. خودتان را به افراد جدید معرفی کنید

اگر در مکانی هستید که همه شما را نمی‌شناسند اما ظاهرا با یکدیگر آشنا هستند، زمانی را به معرفی خودتان اختصاص دهید. اگر قصد آغاز گفتگو با فرد کناری‌تان در کافی‌شاپ را دارید، در زمان مناسب خود را معرفی کنید. این کار رفتاری مطلوب و مؤدبانه است و باعث آب شدن یخ بین‌تان می‌شود. کافی است فقط چنین جمله‌ای بگویید: «سلام، من امیر هستم. از آشنایی با شما خوشوقتم» و مکالمه ادامه خواهد یافت. افراد خوش اخلاق خودشان را به دیگران معرفی می‌کنند، چون برای آشنایی با افراد جدید اشتیاق دارند.

۳. گفتگوی کوتاهی داشته باشید

در مورد موضوعات کوچکی که می‌دانید فرد مقابل‌تان به آنها علاقه دارد، صحبت کنید. اگر فرد را به خوبی نمی‌شناسید و از علایقش خبر ندارید، سعی کنید در مورد مسائلی که پیرامون‌تان اتفاق می‌افتد صحبت کنید (جلسه‌ای که هر دو یک ساعت قبل در آن بودید، فرد جدید در کلاس ریاضی، کفش‌های جدیدی که همکارتان پوشیده و غیره). شوخی کردن همیشه کمک‌کننده است، چون افراد از کسی که باعث خنده‌شان می‌شود یا شوخ طبع است و آنها را درک می‌کند، خوش‌شان می‌آید.

جزو آن دسته از افرادی نباشید که فکر می‌کنند گفتگوهای کوتاه، بیهوده و فقط وقت تلف کردن هستند. این مکالمات کوتاه می‌تواند پایه‌ی ارتباطات عمیق آینده باشد.

۴. بی‌ریا تعریف و تمجید کنید

وقتی از کسی تمجید می‌کند، شما را فرد خوش اخلاقی می‌بیند.

همه از تعریف و تمجید خوشش‌شان می‌آید، پس، از گفتن چیزهای مثبت به دیگران نترسید. با این حال محتاط باشید که چاپلوسی نکنید. تعریف زیاد می‌تواند این‌طور به نظر بیاید که شما دارید چاپلوسی می‌کنید. مخصوصا اگر فرد مقابل دوست جدیدتان یا مدیر شماست، ممکن است فکر کند که پاچه‌خواری می‌کنید. فقط چیزی ساده برای تمجید پیدا کنید، مثل سویشرتی که فرد به تن کرده یا زیورآلاتی که استفاده کرده است.

می‌توانید از تمجید برای شروع یک مکالمه استفاده کنید. مثلا بگویید: «من از پیراهنت خوشم آمده. آن را از کجا خریده‌ای؟»

۵. زمان‌تان را با فردی که جدیدا ملاقات کرده‌اید، سپری کنید

اگر با فرد جدیدی ملاقات کرده‌اید و همه چیز خوب پیش می‌رود، بهتر است پیگیر باشید و از طرف مقابل بپرسید که آیا علاقه دارد وقتش را با شما بگذراند؟ اگر این شخص دوست جدیدتان است وی را به تماشای مسابقه‌ی بسکتبال یا کنسرتی با دوستان دیگر دعوت کنید یا حتی یک روز را با یکدیگر در پارک خوش بگذرانید. قطعا نباید در همان ابتدا بیش از حد با هم صمیمی شوید و در مورد مسائل شخصی‌تان صحبت کنید، فقط اطلاعات ضروری تماس‌تان را در اختیار یکدیگر بگذارید. به او بگویید که از دیدنش خوشحال شدید و مشتاق به گذراندن زمان با وی هستید.

۶. مؤدب باشید

شما باید به همان اندازه که با خانواده‌تان مؤدب هستید، با غریبه‌ها هم مؤدبانه برخورد کنید. غریبه‌ای که در کافی‌شاپ می‌بینید ممکن است تنها باشد یا فقط شما را برای صحبت کردن داشته باشد. حتی اگر روز بدی داشته‌اید زمانی را به گفتن «معذرت می‌خواهم»، نگه داشتن در برای مردم و برخورد مؤدبانه با افراد، اختصاص دهید. به تنهایی دو صندلی را در اتوبوس اشغال نکنید، با موبایل‌تان با صدای بلند صحبت نکنید؛ به جای آن، مؤدب باشید و به دیگران یک صندلی خالی تعارف کنید.

۷. دشنام ندهید

این کار باعث می‌شود شما به‌عنوان فردی بی‌نزاکت، خشن و بسیار بداخلاق به چشم دیگران دیده شوید. اگر افراد ببینند که شما عصبانی می‌شوید و دشنام می‌دهید، انرژی منفی‌تان را دریافت کرده و از شما دور خواهند شد. دفعه‌ی بعد که عصبانی شدید و خواستید دشنام بدهید، تلاش کنید که این دشنام در ذهن‌تان باقی بماند و حتی سعی کنید با لبخندزدن با آن دشنام‌ها بجنگید.

۸. کمک کنید

کمک کردن باعث ایجاد حس خوب در خودتان و خوش اخلاقی می‌شود.

بسیار مهم است که وقتی می‌بینید دیگران نیازمند کمک هستند، به آنها پیشنهاد کمک دهید، چه فردی با دستان پر که نمی‌تواند در را باز کند، چه کودکی که عروسکش از دستش افتاده و چه فردی مسن که به سختی راه می‌رود. یک روز ممکن است شما به مهربانی و کمک یک غریبه‌ی دیگر نیاز داشته باشید، پس بهتر است تا می‌توانید خوبی کنید. این کار قطعا یکی از راه‌های خوش‌اخلاقی با دیگران است و باعث می‌شود با انجام این کار، نسبت به خودتان احساس بهتری داشته باشید.

۹. از نام دیگران در گفتگوهای‌تان استفاده کنید

افرادی که به تازگی شما را دیده‌اند بسیار خوشحال می‌شوند اگر در حین مکالمه یا پایان آن، نام‌شان را به کار ببرید. حتی اگر نام فرد را فقط یک یا دو بار بگویید، آن شخص احساس خاص بودن می‌کند و از اینکه شما به وی توجه می‌کنید خوشش می‌آید. گفتن جمله‌ای مثل «من می‌دانم دقیقا منظورت چیست، مینا» یا «از دیدنت خوشحال شدم، مینا» می‌تواند باعث شود که افراد احساس کنند شما برای شناختن آنها زمان می‌گذارید. به علاوه، این ترفند به شما کمک می‌کند تا بار دیگر که فرد را دیدید، نامش را به یاد داشته باشید و این بسیار عالی است!

۱۰. حرکت مهربانانه‌ی کوچکی انجام دهید

نیازی نیست فقط با نزدیک‌ترین و عزیز‌ترین‌ افراد اطراف‌تان، مهربان باشید. زمانی که برف را از مسیر خودروی‌تان پارو می‌کنید، مقداری زمان هم به پارو کردن برف از مسیر خودروی همسایه‌ی پیرتان اختصاص دهید. بگذارید یک نفر در صف از شما جلو بزند یا انعام بیشتری به گارسون بدهید. با صرف زمان برای انجام کاری برای کسی که نمی‌شناسید، آن فرد احساس می‌کند که مورد قدردانی قرار گرفته است و کار نیک گسترش می‌یابد.

۱۱. قضاوت نکنید

یکی از چیزهایی که قطعا خوب نیست، قضاوت افراد قبل از شناختن‌شان است. به افراد فرصت بدهید و فرض کنید آنها خوب هستند، مگر اینکه دلیلی برای‌تان به وجود آید که خلافش به شما ثابت شود. یاد بگیرید افراد را برای آنچه که هستند ببینید، نه اینکه آنها را بر اساس ظاهرشان قضاوت کنید. زمان زیادی می‌برد تا بتوانید بدون قضاوت به فردی که نمی‌شناسید نگاه کنید، اما قطعا این کار، راهی برای خوش اخلاقی است.

خوش اخلاقی با افرادی که برای‌تان مهم هستند

۱. به نشانه‌ی دوستی، یادگاری کوچکی به آنها بدهید

خوش اخلاقی با دوستان‌تان را با هدیه‌ای کوچک نشان دهید.

برای تولد دوست‌تان یا حتی بدون مناسبتی خاص، به وی یادگاری کوچکی هدیه دهید که نشان دهد آن فرد چقدر برای‌تان مهم است. هدیه را هوشمندانه انتخاب کنید، مثل سویشرتی که دوست‌تان هفته‌ی گذشته در بازار پسندیده یا کتابی که قصد خواندنش را داشته یا آلبوم موسیقی که می‌دانید از آن خوشش خواهد آمد. با این کار دوست‌تان می‌بیند که شما تا چه حد به وی اهمیت می‌دهید. البته نباید این کارها را برای اهداف دیگر انجام دهید، بلکه صرفا از روی محبت هدیه بدهید.

۲. در مراسم مختلف کمک کنید

هر زمان در یک مهمانی هستید که یکی از آشنایان برگزار می‌کند یا جشن تولد دوست‌تان است، باید پیشنهاد کمک دهید. این کار راه خوبی برای نشان دادن این است که شما به افراد اهمیت می‌دهید و دیگران احساس می‌کنند قدردان تمام کارهایی که برای‌تان انجام داده‌اند، هستید. وقتی دسته جمعی کار نظافت و مرتب کردن را انجام می‌دهید حتی می‌بینید که این کار به نوعی تفریح هم تبدیل می‌شود. به علاوه، وقتی خودتان مهمانی برگزار کنید، دیگران راغب‌تر هستند تا به شما کمک کنند.

بعضی افراد می‌گویند که نیازی به کمک‌تان ندارند و خودشان به تنهایی می‌توانند کارها را انجام دهند اما در اغلب موارد، این حرف از روی ادب گفته می‌شود. بر کمک کردن اصرار کنید، مگر اینکه به دلیلی واقعا کمک نخواهند.

۳. شنونده‌ی خوبی باشید

یکی از بهترین راه‌ها برای خوش‌ اخلاقی با افرادی که می‌شناسید این است که زمانی را به شنیدن حرف‌های‌شان اختصاص دهید. دست از ارسال پیامک برای دوستی دیگر یا نگاه کردن به اطراف بردارید و کل توجه‌تان را به فردی که در حال صحبت با شماست، معطوف کنید. میان کلام طرف مقابل نپرید و بگذارید صحبت خود را کامل کند. همچنین تا پیش از اینکه به خوبی مشکل یا موقعیت را نفهمیدید راهکار ارائه ندهید. این کار نشان می‌دهد که آن فرد چقدر برای شما مهم است.

۴. جویای حال دیگران باشید

اختصاص زمانی برای اینکه به سادگی بپرسید «حالت چطور است؟» راهی عالی برای خوش اخلاقی با دیگران است. سرسری از این سوال نگذرید، بلکه طوری آن را مطرح کنید که نشان دهد واقعا برای‌تان مهم است که حال طرف مقابل چطور است و چه احساسی دارد. البته می‌توانید دقیق‌تر این سؤال را مطرح کنید، مثلا در مورد بهبود فرد از سرماخوردگی، کنار آمدن با شغل جدید یا تجربه‌اش از تغییرات جدید بپرسید.

این سؤال را فقط برای اینکه مؤدب به نظر برسید نپرسید،‌ تلاش کنید تا واقعا به روحیه و احساسات دیگران اهمیت دهید.

۵. شایعه‌پراکنی نکنید

شایعه پراکنی رابطه‌ی معکوس با خوش اخلاقی دارد.

شایعه‌پراکنی در مورد افرادی که می‌شناسید و دوست‌شان دارید کاری ناپسند و اشتباه است. قطعا زمانی که این شایعات به گوش آنها برسد بسیار ناراحت می‌شوند و دیگر به شما اعتماد نخواهند کرد. اگر می‌خواهید با افرادی که برای‌تان مهم هستند رفتار خوبی داشته باشید، پشت سرشان صحبت نکنید. اگر مشکلی با آنها دارید، به شکل آشکار و رک آن را با خودشان مطرح کنید. شایعه‌پراکنی هیچ‌گاه با نیت خوب همراه نیست و شما را به فردی بدجنس تبدیل می‌کند.

۶. در مسائل مختلف دیگران را شریک کنید

سهیم کردن دیگران در چیزهایی که به آنها علاقه دارید کار بسیار خوبی است. می‌توانید نیمی از ساندویچ‌تان را به دوست‌تان بدهید یا وقتی با هم‌کلاسی‌های‌تان در حال مطالعه برای امتحان درسی هستید، جزوه‌های‌تان را در اختیار بقیه قرار دهید. حتی می‌توانید به خواهر یا برادر و یا دوست‌تان اجازه دهید که لباس‌های‌تان را بپوشند. این کار به معنای این نیست که باید بگذارید دیگران از شما سوءاستفاده کنند، بلکه نشان‌دهنده‌ی خوش اخلاقی است. با چنین برخوردی، اجازه می‌دهید تا دیگران هم از چیزهایی است که برای شما باارزش هستند، استفاده کنند.

۷. گاهی اولویت را به دیگران بدهید

اگر گاهی اولویت را به دیگران بدهید دیگر افراد قصدسوءاستفاده از شما را نخواهند داشت. اجازه دهید ابتدا دوست‌تان در رستوران سفارش دهد، فیلمی که قرار است تماشا کنید را دوست صمیمی‌تان انتخاب کند یا خواهر کوچک‌ترتان آخرین بستنی باقی‌مانده در فریزر را بخورد. خوش اخلاقی به معنای این است که به افراد دیگر اهمیت بدهید، نه اینکه همیشه همه چیز را برای خودتان بخواهید.

خوش اخلاقی با افرادی که آزارتان می‌دهند

۱. مثبت‌اندیش باشید

با جهت دادن مکالمه به سمت مثبت، خوش اخلاقی خود را نشان دهید.

حتی اگر در کنار فردی منفی‌باف هستید که باعث اذیت شما می‌شود، سعی کنید مکالمه را به سمت مثبت هدایت کنید. مثلا اگر بحث در مورد هم‌کلاسی بداخلاق‌تان است، تلاش کنید تا در مورد مسائل خوب در زندگی مثل هوای آفتابی، تعطیلات پیش رو، یا تفریحات پس از مدرسه گفتگو کنید. به طرف مقابل موضوعات شاد پیشنهاد دهید تا بیشتر فردی خوش اخلاق به نظر برسید.

۲. طوری با دیگران رفتار کنید که دوست دارید با شما رفتار کنند

قانون طلایی این است که اگر با دیگران خوب برخورد کنید آنها نیز برخورد خوبی با شما خواهند داشت و اگر برخوردتان بد باشد، آنها فکر می‌کنند فردی بدذات هستید و از شما دوری می‌کنند. با این حال ممکن است در کنار فردی قرار بگیرید که رفتار بدی با شما دارد. آیا باید شما هم خود را در سطح او پایین بیاورید؟ قطعا نه. بالعکس، باید فرد را غرق مهربانی کنید و از آن موقعیت به هر نحوی که می‌توانید خارج شوید.

البته این کار اصلا به این معنا نیست که بگذارید فرد بی‌ادب به رفتار زشت خود با شما ادامه دهد؛ باید به شکل مؤدبانه و با احترام برخورد کنید که فرد متوجه رفتار نامناسبش شود.

۳. از موضوعات حساس دوری کنید

اگر در کنار فردی قرار گرفته‌اید که معمولا با هم کنار نمی‌آیید، از موضوعاتی که باعث ناراحتی طرف مقابل یا حتی اذیت خودتان می‌شود، بپرهیزید. سعی کنید در مورد موضوعات خنثی و مؤدبانه مثل سلامتی خودتان، آب و هوا یا مدرسه و هر چیز دیگر صحبت کنید. وقتی از موضوعات حساسیت‌برانگیز یا جنجالی دور باشید، احساس آرامش بیشتری خواهید کرد. اگر می‌خواهید خوش اخلاق باشید، نباید با حرف‌ها و کارهای‌تان فرد مقابل را اذیت کنید و کاری نکنید که وی بتواند شما را ناراحت کند.

وقتی در چنین مکالمه‌ای قرار می‌گیرید تلاش کنید تا وجه اشتراکی با طرف مقابل مثل تیم ورزشی مورد علاقه‌تان یا شهر محل تولد‌تان پیدا کنید. ممکن است متعجب شوید که تا چه حد بین شما دو نفر موارد مشترک وجود دارد.

۴. در صورت لزوم محل را ترک کنید

گاهی برای خوش اخلاقی باید محیط را ترک کرد.

گاهی بهترین کار برای خوش اخلاق ماندن این است که خداحافظی کنید. یاد بگیرید که موقعیت‌ها را خودتان انتخاب کنید و اگر می‌توانید از مصاحبت با فردی که باعث آزارتان می‌شود، اجتناب کنید. اگر مجبور هستید دائما با آن فرد برخورد کنید (مثل همکارتان)، به یاد داشته باشید که حرف نزدن بهتر از گفتن چیزی نادرست و بد است. اگر متوجه شدید که بحث داغ شده و ممکن است چیزی بگویید که بعدا پشیمان شوید، محل را ترک کنید.

خارج شدن در زمان مناسب شما را فردی ترسو نشان نمی دهد، بلکه باعث می‌شود در تشخیص اینکه چه زمانی چه چیزی بیهوده است، ماهر شوید.

۵. سعی کنید مسائل را از نگاه دیگران ببینید

ممکن است متوجه شوید که خوش اخلاقی با یک نفر برای‌تان سخت است چراکه احساس می‌کنید کاملا با هم تفاوت دارید و نمی‌توانید با او کنار بیایید. اما اگر زمانی را به فکر کردن در مورد پیشینه‌ی فرد اختصاص دهید، شاید طرز فکر و تمایلات طرف مقابل را بهتر بفهمید. اگرچه شاید حتی با بهتر شناختن این فرد، وی هیچ وقت به بهترین دوست‌تان تبدیل نشود، اما حداقل خوش اخلاقی با او راحت‌تر خواهد بود.

برای مثال، شاید فکر کنید که یک نفر واقعا بدجنس است اما اگر متوجه شوید که والدینش در کودکی با وی رفتار خوبی نداشته‌اند و شرایط زندگی‌اش باعث به وجود آمدن چنین اخلاقی در او شده‌ است، به شما کمک می‌کند تا احساس همدردی بیشتری با او داشته باشید.

۶. جو را آرام نگه دارید

اگر مجبور هستید زمان را با کسی بگذرانید که باعث اذیت‌تان می‌شود، سعی کنید خنده‌رو، بامزه یا حتی بی‌خیال باشید تا تنش بین‌تان کم شود. خودتان را بیش از حد جدی نگیرید و در بحث‌ها عمیق نشوید. فقط سعی کنید همه چیز خوب و راحت باشد، اینگونه کنار آمدن با طرف مقابل راحت‌تر است. اگر در مورد موضوعات جدی با فردی که دوستش ندارید صحبت کنید، احتمال اینکه برخورد نامناسبی انجام می‌دهید، بیشتر می‌شود.

منبع:chetor.com

۱۰ نکته شگفت‌انگیزی که بر جذابیت رفتاری شما ‌می‌افزاید

این‌ روزها با عبارت «خدای‌ جذابیت» زیاد روبه‌رو می‌شویم، اما واقعا خدای‌ جذابیت کیست؟ گذشته از اینکه این عبارت به ویژه در شبکه‌های مجازی کمی بارِ طنز و شوخی پیدا کرده ‌است، همه‌ی ما دوست داریم خدای ‌جذابیت باشیم. حتما با افرادی برخورد کرده‌اید که نحوه‌ی حرف‌زدن یا برخوردشان در جمع همه را شیفته و میخکوب کرده است و همان دم آرزو کرده‌اید که کاش شما هم از این نوع جذابیت رفتاری داشتید. اصلا شاید شما خواننده عزیز یکی از این دوستان جذاب هستید. در هر حال شک نکنید که جذابیت ‌رفتاری قبل از آنکه به خاطر ظاهر افراد شکل بگیرد، از شخصیت‌شان نشأت می‌گیرد. در حقیقت جذابیت‌ رفتاری مجموعه‌ای از توانایی‌ها شامل ارتباط برقرار‌ کردن، شوخ‌ طبعی و اعتماد‌ به‌ نفس است. جذابیت ‌رفتاری باعث می‌شود دوستان بیشتری دور‌و‌برتان باشند و روابط طولانی‌مدت و عمیق با آنها داشته‌ باشید. افراد جذاب توجه دیگران را به خود جلب می‌کنند، سایرین به آنها اعتماد دارند و نتیجه‌ی معاشرت لذت‌بخش با آنها، نایل‌شدن به لقب خدای‌ جذابیت خودمان است. شاید شما جذابیت رفتاری فوق‌العاده‌ای دارید، یا شاید در جمع کمی گمنام هستید و آن‌طور که باید جذابیت در رفتارتان نمایان نمی‌شود؛ در هر صورت با خواندن روش‌های زیر می‌توانید موفقیت خود را حفظ کنید و یا به میزان جذابیت ‌رفتاری دلخواه‌تان برسید.

 


مقاله مرتبط: ۱۰ اشتباهی که به محبوبیت شما لطمه وارد می‌کند

۱. شنونده سراپاگوش باشید

متأسفانه در جامعه‌ی امروز، شنیدن به رفتاری کمیاب تبدیل شده‌است. وقتی کسی با شما صحبت می‌کند، عمیقا گوش کنید. حواس‌تان را پرت ناهار فردا یا پیام تلفن و … نکنید. گوش‌ کنید و نشان‌ بدهید که از شنیدن حرفِ طرفِ مقابل‌تان لذت می‌برید و حرف‌هایش برای‌تان مهم است. مثلا سرتان را تکان دهید، تأیید کنید، سؤال کنید و در یک کلام، همراهش باشید.

۲. رو‌راست باشید

هیچ‌کس دوست ندارد فریب بخورد. منظور از فریب حیله‌های روباه مکار و گربه‌ نره نیست. منظور نگفتن حقیقت و صادق نبودن است. مثلا اگر نمی‌توانید به قول‌تان پای‌بند باشید، قول ندهید؛ ولی اگر قول دادید حتما آن را عملی کنید. مردم را به دنبال خودتان نکشانید، یا وقتی کسی از شما نظرخواهی می‌کند، روراست و منطقی آنچه در سر دارید را بازگو کنید. جذابیت ‌رفتاری به توانایی شما در برقراری ارتباط درست و صادقانه با دیگران وابسته است. البته نباید رو‌راستی را با گستاخی و بی‌ادبی اشتباه بگیرید. فرض کنید دوستی درباره‌ی لباسش از شما نظرخواهی می‌کند و شما آن لباس را نمی‌پسندید. راستش را بگویید، اما نرمی سخن و لحن درست را فراموش نکنید. به جای اینکه بگویید: « اه اه… این چیه پوشیدی؟» از جمله‌ای نظیر «لباس قبلیت‌ رو بیشتر می‌پسندم»، استفاده کنید.


مقاله مرتبط: چرا صداقت داشتن مهم است

۳. به تفاوت«چه» در مقابل «چگونه» توجه کنید

جذابیت رفتاری چیست

اینکه چه چیزی می‌گویید، یک مسئله است و چگونه گفتن آن مسئله‌ای دیگر. لحن و نحوه‌ ابراز نظرات بسیار مهم است. شاید بعضی ‌اوقات نیت شما مثبت، اما نحوه‌ی بیان کردن نظرتان، طوری باشد که منظور شما را منعکس نکند. اینجاست که «چه» در مقابل «چگونه» قرار می‌گیرد. مثلا شاید قصد شما تعریف کردن از کسی یا چیزی باشد اما لحن صحبت‌تان موجب سوءِبرداشت شود و منظور شما به درستی منتقل نشود. سوءتفاهم کلامی، یکی از موانع مهم ارتباطی است. افرادی که جذابیت‌ رفتاری دارند راحت، روراست و شفاف صحبت می‌کنند، در نتیجه دیگران منظورشان را درست متوجه می‌شوند و ارتباطی سالم و طبیعی میان آنها برقرار می‌شود. اگر در انتقال معنی کلام‌تان مشکل دارید، سعی کنید از دوستان‌تان کمک بگیرید و لحن صحبت کردن‌تان را تغییر دهید. سوءِتفاهم، عدم درک متقابل و هزار و یک مشکل ارتباطی دیگر به دنبال دارد.


مقاله مرتبط: ۱۰ قدم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی

۴. دوستان‌تان را با هم آشنا کنید

عامل شادی و معاشرت باشید. افراد را دور هم جمع کنید، مهمانی بدهید، برنامه‌های تفریحی یا دسته‌جمعی راه بیندازید و تا جایی که در توان دارید شادی‌آفرین باشید. این کار اصلا سخت نیست و به جذابیت ‌رفتاری شما می‌افزاید. مثلا همه دوستان یا اقوام را در پارکی دور هم جمع‌ کنید، یا مهمانی شام ترتیب بدهید. این کار به دیگران نشان می‌دهد که شما به آنها اهمیت می‌دهید و در پی گسترش محبت و دوستی هستید. جذابیت‌ رفتاری یعنی اهمیت دادن، توجه کردن و نثار محبت به دیگران.


مقاله مرتبط: چگونه مهربان باشیم

۵. سخت نگیرید، گاهی به خودتان بخندید

اگر اشتباهی کردید، مثلا لیز خوردید یا از پله افتادید و در اصطلاح «گاف» دادید، اصلا شرمنده نشوید و خجالت نکشید. راحت باشید، بخندید و سخت نگیرید. حس طنز و شوخ‌طبعی حضور شما را دوست‌داشتنی‌تر می‌کند. البته فراموش ‌نکنید که هر سخن جایی و هر نکته مکانی دارد. خیلی خوب است که کسی بتواند یخ جمع را بشکند، لطیفه بگوید و با بذله‌گویی با افراد ارتباط برقرار کند اما دیگر شورش را درنیاورید. بذله‌گویی در مکالمات حساس و جدی شبیه مسخره‌بازی می‌شود و نه تنها به جذابیت‌ رفتاری شما کمک نمی‌کند، بلکه باعث می‌شود سخیف به نظر برسید.

۶.مشتاق و پرشور باشید

مهربانی و لبخند یعنی جذابیت رفتاری

همیشه نسبت به مسائل و رویدادها مثبت‌اندیش باشید. حتی اگر در مواردی احساس ناراحتی می‌کنید یا مخالف هستید، به روی خودتان نیاورید. با لبخند و گشاده‌رویی پذیرای نظرات و رخدادهای مختلف و بعضا جدید باشید. فکرتان را باز نگه دارید. هیچ‌‌چیز همیشه کامل و ایده‌آل نیست، اما اشتیاق و شور شما در پذیرش موضوعات و حل مشکلات، رفتار شما را کامل و ایده‌آل می‌کند و این یعنی جذابیت ‌رفتاری که هم دوستان زیادی را برای شما به ارمغان می‌آورد و هم مصاحبت با شما را لذت‌بخش می‌کند.


مقاله مرتبط: چگونه پر انرژی باشیم

۷. خنده بر هر درد بی درمان دواست

اگر می‌خواهید خدای ‌جذابیت شوید، خودتان بخندید و دیگران را هم وادار به خندیدن کنید. خندیدن و خنداندن را اولویت ذهنی خود قرار دهید. گاهی ‌اوقات جدی ‌نگرفتن مسائل و عبور از آنها با خندیدن، فشار و اضطراب بیهوده را از شما دور می‌کند. پس سعی کنید بخندید و به خندیدن عادت کنید. مطالب طنزآمیز و لطیفه‌های بامزه بخوانید و آنها را برای دوستان‌تان نیز بفرستید یا بخوانید. از قدیم گفته‌اند، خنده بر هر درد بی‌درمان دواست. وقتی خندیدن را جدی می‌گیرید، کم‌کم از نکته‌سنجی‌های آزاردهنده روزانه دور می‌شوید و شادتر و خوشبخت‌تر زندگی می‌کنید. جذابیت ‌رفتاریِ فردی که می‌خندد و مانند یک گل می‌شکفد، خیلی بیشتر از فرد عبوسی است که کسی حتی جرأت ندارد به او سلام کند.


مقاله مرتبط: لبخند زدن چه تاثیری روی شما و اطرافیان‌تان دارد؟

۸. اعتماد‌به‌نفس داشته‌باشید

برای جذابیت رفتاری اعتماد به نفس داشته باشید

به آنچه می‌گویید و انجام می‌دهید، اعتماد کامل داشته ‌باشید. پای حرف‌تان بایستید و البته وقتی متوجه اشتباهات خود می‌شوید با آغوش باز آنها را تصحیح کنید. این حرکت یعنی اعتمادبه‌نفس که جذابیت ‌رفتاری شما را به شکل شگفت‌انگیزی افزایش می‌دهد. با این کار به همه نشان می‌دهید که با خودِ واقعی‌تان راحت هستید و به او اعتماد دارید و دیگران هم در ارتباط با شما احساس آرامش بیشتری می‌کنند. پرسش‌کردن درباره آنچه نمی‌دانید نیز به افزایش اعتماد‌به‌نفس‌تان کمک می‌کند. ندانستن به هیچ‌وجه عیب نیست. مثلا فرض کنید با دستگاهی جدید در بانک، رستوران یا مراکز تجاری روبه‌رو می‌شوید، و طرز کار کردن با آن را نمی‌دانید. خُب چه عیبی دارد، مگر اجداد شما واردکننده یا سازنده آن دستگاه بوده‌اند. اصلا خجالت نکشید، جرأت کنید و طرز کار آن را بپرسید. ندانستن نشانه‌ی ضعف نیست، ولی در مقابل نپرسیدن عیب است.


مقاله مرتبط: ۶۳ روش برای بالا بردن اعتماد به نفس

۹. بدن خود را دوست‌بدارید

خوب لباس پوشیدن و حرکات مناسب نشانه‌ی اعتماد‌به‌نفس هستند. لازم نیست اندامی کاملا ایده‌آل داشته ‌باشید. چه کسی گفته‌ است که همه باید هم‌قد «کریستیانو‌ رونالدو» یا به زیبایی فلان هنرپیشه هالیوودی باشند. خود را دوست ‌بدارید، خوب لباس بپوشید و مطمئن باشید که همه‌ی ما مانند آفریدگارمان زیبا هستیم. زیبایی‌ها و نقاط قوت خود را ببینید و در عین حال سعی‌کنید عیب‌های‌تان را رفع کنید. مثلا اگر چاق هستید، ورزش کنید. هر کاری که باعث می‌شود احساس بهتری نسبت به خود و ظاهرتان داشته باشید، انجام دهید و هرگز اجازه ندهید عیب ظاهری اعتماد‌به‌نفس‌تان را کاهش دهد. به یاد داشته باشید که جذابیت ‌رفتاری یعنی قبول کردن هر آنچه که دارید و هستید.


مقاله مرتبط: طرز لباس پوشیدن چه تاثیری روی حال و هوای شما دارد؟

۱۰. یادتان باشد اعتماد‌به‌نفس با گستاخی متفاوت است

جذابیت رفتاری با اعتماد به نفس ممکن است

اعتماد به خود و اهمیت دادن به ظاهر، خیلی خوب است، اما زیاده‌روی نکنید. اینکه فقط از خود تعریف کنید و به بهای دیده‌شدن دیگران را نادیده بگیرید، نه تنها جذابیت‌ رفتاری شما را زیاد نمی‌کند، بلکه حتی باعث می‌شود از چشم دیگران بیافتید. منم‌ منم و خودنمایی شما را دوست‌نداشتنی و غیرقابل‌معاشرت می‌کند. برای فرار از تله‌ی خودشیفتگی سعی‌کنید به سایرین اهمیت بدهید، از دیگران تعریف کنید و البته با مهربانی‌تان آنها را خوشحال کنید، زیرا هیچ‌چیز مانند مهربانی نمی‌تواند به جذابیت شما بیفزاید.


مقاله مرتبط: ۶ اخلاق سمّی که آدم‌ها را از شما می‌راند

پیشنهاد:

  • همیشه صاف راه‌ بروید و سرتان را بالا بگیرید. کمتر غُر بزنید، اخم نکنید و شاد باشید. شانه‌های‌ افتاده و اخم‌های در‌هم، چیزی جز کسالت به دیگران منتقل نمی‌کند. جذابیت رفتاری کجا و اخم و غم و خستگی کجا؟
  • این‌قدر روی عیب‌ها و نقص‌های‌تان متمرکز نشوید. ارزش‌ها و نقاط قوت خود را شناسایی و روی آنها حساب ‌کنید. من فراموشکارم، من کم‌رو هستم، من بی‌دقتم، من قد‌کوتاهم و… . این جملات منفی فقط انرژی شما را برای پیشرفت می‌گیرند و از جذابیت‌ رفتاری‌تان می‌کاهند. نیمه‌ی ‌پُر لیوان را ببینید و شکرگزار باشید.
  • گذشته‌ها، گذشته است. این‌قدر در گذشته نمانید. اشتباهات خود را فراموش کنید، البته سعی کنید از آنها درس بگیرید و تکرارشان نکنید. ولی غصه نخورید و بدانید که هیچ‌وقت برای جبران کردن دیر نیست.
  • وسط حرف دیگران پریدن، یکی از عوامل اصلی از دست دادن جذابیت ‌رفتاری است. این عادت را از خود دور نگه دارید و آن را ترک کنید. اگر هم ناخواسته میان حرف کسی شیرجه زدید، سریعا از او عذرخواهی کنید و دیگر به صحبت‌کردن ادامه ندهید، تا حرفش تمام شود.
  • همه‌ی ما گاهی‌اوقات در برخوردهای اجتماعی دچار مشکلاتی نظیر اضطراب یا خجالت می‌شویم. این مشکل عمومی است و با تمرین‌، صحبت در جمع‌های خانوادگی و بزرگ کردن حلقه‌ی ارتباطات کم‌کم رفع می‌شود. برای رفع این مشکلات فقط باید وقت صرف کنید و آرام‌آرام آنها را از بین ببرید.
  • با خودتان و دیگران صادق باشید. ورزش کنید و به بدن و ظاهرتان برسید. خود را دوست داشته ‌باشید و همیشه برای بهتر شدن تلاش کنید.

به طور خلاصه، جذابیت ‌رفتاری یعنی استفاده‌ی درست از شوخ‌طبعیِ کلامی، داشتن حس اعتماد‌به‌نفس و معاشرت و ارتباط با دیگران. دیگران را دوست بدارید، با آنها معاشرت کنید و با اعتماد به خود و صداقت و افزودن چاشنی شوخی و طنز در دل آنها جای ‌بگیرید. یادگیریِ اصولِ جذابیت ‌رفتاری، کار چندان دشواری نیست. با رعایت این نکات بهتر و بهتر شوید و شاد زندگی‌کنید.

منبع:chetor.com

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم؛ با این ۶ اصل ذهن مخاطب را جذب کنید

ارائه های فوق العاده! شما هم حتما، نمونه‌هایی از ارائه های فوق‌­العاده را دیده‌اید. ارائه های که مخاطب را میخکوب می‌کنند، روی همه تأثیر می‌گذارند و در پایان همه‌ی حاضرین را وادار به ایستادن و کف زدن می‌کنند. به نظر شما چگونه می‌توان به چنین توانایی دست پیدا کرد؟ آیا شما هم جزء آن دسته از افرادی هستید که فکر می‌کنند این توانایی ذاتی است؟ باید گفت که اگر پاسخ‌تان مثبت است، سخت در اشتباهید. سخنرانی یک مهارت است و شما با رعایت اصول آن می‌توانید کاملاَ در آن موفق باشید. در ادامه درمی‌یابید که چگونه ارائه خوبی داشته باشیم.

 


مقاله مرتبط: چطور شروع سخنرانی‌ حیرت‌انگیزی داشته باشیم

۱. با مخاطب تعامل داشته باشید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

سعی کنید در ارائه خود، یک سری توصیه و پیشنهاد در رابطه با موضوع بحث مطرح کنید. استفاده از نمونه‌ها و مثال‌ها، همواره یکی از بهترین روش‌های انتقال مطلب است. پس وقتی سخنرانی می‌کنید از توصیه‌ها و پیشنهادات ملموس کمک بگیرید. شاید بپرسید چطور؟ مثلا اگر در مورد فواید گیاه‌خواری صحبت می‌کنید، سعی کنید در پایان ارائه، یک کتاب یا جزوه‌‌ی مناسب و مرتبط با موضوع ارائه خود به حاضرین هدیه کنید تا دیدی واقعی و ملموس از آنچه گفته‌اید پیدا کنند. در یک کلام، با مخاطب خود تعامل داشته باشید. برای حرف‌های خود دلیل بیاورید و به آنان انگیزه بدهید تا موضوع را پیگیری کنند.

۲. دلیل بیاورید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

برای حرفی که می‌زنید دلیل بیاورید و سخنان خود را اثبات کنید. مثلاَ وقتی درباره‌ی موفقیت در جذب مشتری و بازاریابی صحبت می‌کنید حتما چند نمونه از تجارب واقعی خود را بازگو کنید. بیشتر ما فکر می‌کنیم که اگر از موفقیت های خود سخن بگوییم دیگران ما را از خود راضی می‌دانند اما این تصور، کاملاَ اشتباه است. مردم برای تأیید صحت یک حرف، همواره به دنبال اثبات و مدرک مستدل هستند. با بیان تجربه‌های موفق خود تأثیر بیشتری بر حاضرین می‌گذارید و اعتبار خود را نشان می‌دهید.

۳. برای پیشبرد بحث از مخاطب کمک بگیرید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

یکی از اصول اساسی ارائه، خسته نکردن مخاطب است. اما متأسفانه در بیشتر سخنرانی‌ها، مخاطب شنونده‌ی ساکتی است که مدام به ساعت خود نگاه می‌کند و منتظر است ارائه به پایان برسد. مخاطب را به بحث وارد کنید، با پرسش‌های به موقع، نظر او را جویا شوید و با این کار نگذارید فضای ارائه کسالت بار شود. در پایان ارائه هم می‌توانید به طرق مختلف، زمینه‌ی ادامه‌ی رابطه را فراهم کنید. به عنوان مثال از حاضرین خواهش کنید، ایمیل خود را به شما بدهند تا ارتباط‌ بین شما و آنها حفظ شود.

۴. دوست داشتنی باشید

در هنگام سخنرانی سعی کنید دوست داشتنی باشید

همه فکر می‌کنند باید در ابتدای ارائه، جدی و رسمی سخن بگویند تا مخاطب دریابد که سخنران و موضوع ارائه مهم هستند و ارائه مؤثر واقع شود. باید گفت، این تصور بسیار اشتباه است. دقایق ابتدایی شروع سخنرانی خیلی مهم است. سعی کنید در دقایق آغازین ارائه ، خود را دوست داشتنی نشان بدهید؛ نه این که دانش و اعتبارتان را به رخ بکشید. اگر مخاطب از همان اول به شما علاقه‌مند شود در ادامه به شما اعتماد می‌کند و سراپا گوش خواهد شد. مهربان باشید، به همه نگاه کنید و خودمانی صحبت کنید. می‌توانید از یک داستان شخصی یا خاطره، شروع کنید. ببینید که نقطه‌ی اشتراک شما و مخاطب چیست. یا سعی کنید مخاطب و علاقه‌مندی‌هایش را بفهمید و از همان‌ها صحبت کنید. به عنوان مثال، لطیفه یا خاطره‌ای تعریف کنید که برای حضار جالب باشد. از چیزهایی که مخاطب دوست دارد صحبت کنید. در این صورت احساس می‌کند که بین خودش و شما، نوعی درک متقابل وجود دارد.

۵. در معرفی خود خلاق و شجاع باشید

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

مردم دوست دارند از سوابق سخنران مطلع باشند. طبیعی است که هر چه موفقیت شما بیشتر و سابقه‌ی شما پر‌و‌‌‌پیمان‌تر باشد، اعتبار بیشتری خواهید داشت و مخاطب روی شما بیشتر حساب می‌کند. پس بدانید که بخش معرفی بسیار مهم است و می‌تواند بر روند ارائه شما، تأثیر زیادی بگذارد. در معرفی و برشمردن سوابق خود، خلاق باشید. به عنوان مثال می‌توانید از کسی که شما را به خوبی می‌شناسد کمک بگیرید. از او بخواهید شما را معرفی کند. در این صورت هم کار برای شما ساده‌تر می‌شود و هم به صورت خلاقانه و بدون احساس شرم و خجالت، موفقیت‌ها و تجارب خود را به مخاطب نشان می‌دهید. باید بدانید که از خود گفتن، منافاتی با فروتنی ندارد. شما که جز واقعیت، چیزی نمی گویید؟ فروتنی ویژگی بسیار خوبی است اما در اینجا بی‌معناست.

۶. کم گوی و گزیده گوی!

چگونه ارائه خوبی داشته باشیم

وقتی در مورد یک موضوع صحبت می‌کنید اصلاَ لزومی ندارد همه‌ی معلومات خود را در ارائه بگنجانید. بنابراین تلاش نکنید همه‌ی اطلاعات خود را منتقل کنید. در ارائه باید سرفصل‌های یک مطلب را گشود. سخنران، زمانی موفق است و به خوبی عمل می‌کند که مخاطب او را به ادامه و پیگیری بیشتر موضوع تشویق کند. با انتخاب شیوه‌ی مناسب ارائه، کلیدهای اصلی را در اختیار دیگران قرار دهید.

با رعایت اصول متنوع و مختلف ارائه، می‌توان بر مخاطبان تأثیر گذاشت، آنها را هدایت کرد و در خاطرشان ماندگار شد. پس دفعه‌ی بعد که برای ارائه به جایی دعوت شدید به اصولی که در اینجا بیان شد نگاهی بیندازید و شک نکنید که قلب مخاطبان را تسخیر خواهید کرد.

منبع:chetor.com

چگونه جذاب صحبت کنیم؛ نکاتی برای اینکه دیگران را مبهوت خود کنیم

برخی از افراد آن‌قدر جذاب صحبت می‌کنند که محال است از نشستن پای صحبت‌هایشان خسته شوید. احتمالا شما هم دل‌تان می‌خواهد بتوانید مثل این افراد، طوری صحبت کنید که دیگران شیفته‌ی صحبت‌ کردن‌تان شوند. حتما می‌پرسید چگونه جذاب صحبت کنیم تا شنونده متقاعد شود پای صحبت‌هایمان بنشیند. جالب است بدانید خیلی از افرادی که جذاب صحبت می‌کنند، بخش قابل توجهی از این جذابیت را مدیون صدایشان هستند. به عبارت دیگر، این افراد توانسته‌اند با آموزش دادن صدایشان، مخاطب‌ جذب کنند. هر کسی می‌تواند با رعایت نکات و انجام تمریناتی که در ادامه اشاره خواهیم کرد، صدایش را در مدتی نسبتا کوتاه، دلپذیرتر از آنچه که هست، تبدیل کند. پس با ما همراه باشید تا با عادات و تمرینات درست صحبت کردن بیشتر آشنا شوید.

عادات صحبت کردن در جمع

۱. به اندازه‌ی کافی بلند صحبت کنیدچگونه جذاب صحبت کنیم - بلند صحبت کردن

بلندتر صحبت کنید، طوری که صدایتان شنیده شود. اگر مِن‌مِن کنید یا اینکه صدایتان فقط در حد پِچ‌پِچ به گوش برسد، دیگران فرصت خواهند داشت صحبت‌تان را قطع کنند یا حضورتان را در گفت‌وگو نادیده بگیرند. منظور این نیست که داد بزنید، بلکه فقط سعی کنید بلندی صدایتان را متناسب با موقعیت تغییر بدهید. مثلا اگر مقابل جمعیتی صحبت می‌کنید که تعدادشان زیاد است، باید بلندتر صحبت کنید تا صدایتان به گوش همه برسد. اما در شرایط عادی و مکالمات روزمره لازم نیست خیلی بلند صحبت کنید؛ چرا که ممکن است با بلند صحبت کردن نابه‌جا، روی مخاطب‌تان تأثیر منفی بگذارید.


مقاله مرتبط: چگونه خوب صحبت کنیم

۲. شمرده صحبت کنیدچگونه جذاب صحبت کنیم - سرعت ایده‌آل صحبت کردن

تندتند صحبت کردن عادت ناپسندی است که موجب می‌شود دیگران نتوانند پا‌ به‌ پای صحبت‌هایتان پیش بیایند یا حتی منظورتان را متوجه شوند. افرادی که سریع صحبت می‌کنند، ممکن است مخاطب‌شان از گوش کردن به صحبت‌هایشان دست بکشد. پس کمی آهسته‌تر کلمات را ادا کنید و بین جملات‌تان یک مکث کوتاه داشته باشید. به این ترتیب راحت‌تر می‌توانید روی بخش‌هایی از صحبت‌هایتان تأکید کافی بگذارید و فرصت داشته باشید نفسی تازه کنید. اما حواس‌تان باشد از آن طرف بوم نیفتید! خیلی آهسته صحبت کردن هم عادت پسندیده‌ای نیست. اگر بیش از حد آهسته صحبت کنید، به گوش مخاطب‌تان یکنواخت و خسته‌کننده خواهید آمد، طوری که احتمال دارد طرف مقابل حوصله‌اش سر برود و دیگر به ادامه‌ی صحبت‌تان گوش نکند.

سرعت ایده‌آل صحبت کردن چیزی بین ۱۲۰ تا ۱۶۰ کلمه در دقیقه است. اما اگر جایی سخنرانی می‌کنید، پیشنهاد می‌شود با سرعت متغیر صحبت کنید. مثلا وقتی قصد دارید روی موضوعی تأکید کنید، بهتر است با سرعت آهسته‌تر صحبت کنید و برعکس، برای اینکه در مخاطبان‌تان شور و هیجان ایجاد کنید، سرعت صحبت کردن‌تان را بالاتر ببرید.

۳. واضح صحبت کنیدچگونه جذاب صحبت کنیم - دهان باز

برای اینکه صحبت کردن‌تان جذاب‌ به نظر برسد، شکی نیست که باید کلمات را واضح ادا کنید. باید در تلفظ کامل و صحیح تمام کلماتی که بر زبان‌تان جاری می‌شوند، دقت کافی به خرج بدهید. هنگام صحبت کردن، دهان‌تان را به اندازه‌ی کافی باز و لب‌هایتان را شل‌ کنید. همچنین بگذارید زبان و دندان‌هایتان حین صحبت کردن در موقعیت مناسب قرار بگیرند. به این ترتیب می‌توانید از شل و نوک زبانی صحبت کردن جلوگیری کنید. شاید اولش برای‌تان سخت باشد تمام کلمات را کامل و صحیح تلفظ کنید، اما مطمئن باشید بعد از مدتی تمرین، عادت خواهید کرد و تلفظ واضح کلمات، برای‌تان طبیعی خواهد شد.


مقاله مرتبط: ۵ راه برای اینکه در صحبت‌ کردن تاثیرگذارتر باشیم

۴. نفس عمیق بکشیدچگونه جذاب صحبت کنیم - نفس عمیق کشیدن

تنفس عمیق یکی از مهم‌ترین مهارت‌ها برای جذاب‌ شدن صدا هنگام صحبت کردن‌ است. اغلب مردم وقتی صحبت می‌کنند، خیلی تند و کم‌عمق نفس می‌کشند. به همین دلیل، صدایشان خیلی طبیعی به نظر نمی‌رسد و بیشتر تودماغی شنیده می‌شود. در عوض، باید از دیافراگم نفس بکشید، نه از قفسه‌ی سینه. برای اینکه بدانید آیا درست نفس می‌کشید، می‌توانید یک دست‌تان را روی شکم‌تان بگذارید، جایی زیر دنده‌ی آخر، و نفس بکشید. در این حالت، شانه‌ها با همزمان با دَم به سمت بالا حرکت می‌کنند و در هنگام بازدم می‌افتند. همچنین در این حالت باید بتوانید انبساط شکم‌تان را حس کنید.

برای تمرین، با پنج شماره یک نفس عمیق بکشید، طوری که شکم‌تان از هوا پر شود و سپس با پنج شماره، هوای دمیده شده را بیرون بدهید. این روش نفس کشیدن را تمرین کنید و بعد از اینکه مسلط شدید، سعی کنید هنگام صحبت کردن نیز همین‌طور نفس بکشید. و اما دو نکته:

  • یادتان باشد وقتی نشسته یا حتی ایستاده صحبت می‌کنید، هرگز قوز نکنید. سرتان را بالا و شانه‌هایتان را به سمت عقب بگیرید. وقتی بدن‌تان در این وضعیت باشد، راحت‌تر می‌توانید نفس عمیق بکشید و از صدایتان برای جذاب شدن کمک بگیرید. این طرز نشستن یا ایستادن به افزایش اعتمادبه‌نفس نیز کمک می‌کند.
  • نفس کشیدن‌تان را طوری تنظیم کنید که بتوانید در آخر هر جمله، دَم بگیرید. به این ترتیب، مخاطب‌تان هم فرصت خواهد داشت که صحبت‌هایتان را هضم کند. البته اگر به روش تنفس عمیق مسلط باشید، آن‌وقت می‌توانید بدون اینکه مجبور باشید برای دَم گرفتن مکث کنید، مستقیما به جمله‌ی بعدی بروید.

۵. با گام متغیر صحبت کنیدچگونه جذاب صحبت کنیم - گام متغیر صدا

گام صدا تأثیر بسزایی در جذاب‌ صحبت کردن دارد. اگر با صدای لرزان صحبت کنید یا اینکه روی گام صدایتان کنترل نداشته باشید، مخاطب‌تان حس خواهد کرد که دست‌پاچه هستید. اما اگر بتوانید تعادل صدایتان را حفظ کنید و بر گام طبیعی صدایتان کنترل داشته باشید، شنونده حس آرامش خواهد گرفت و مجاب می‌شود پای ادامه‌ی صحبت‌تان بنشیند. برای اینکه بر گام صدای خود مسلط شوید، می‌توانید تمریناتی را که در ادامه آورده‌ایم، انجام بدهید. نباید در تمام مدتی که صحبت می‌کنید، گام صدایتان یکنواخت باشد، بلکه باید در هنگام ادای برخی کلمات، گام صدایتان را بالاتر ببرید تا بتوانید روی برخی کلمات تأکید بیشتری بگذارید.


مقاله مرتبط: فیلم آموزشی: ۳ تکنیک برای اینکه سر صحبت را باز کنیم

تمرینات درست صحبت کردن

۱. کمی تمرینات آوازی انجام بدهیدچگونه جذاب صحبت کنیم - تمرینات آوازی

برای اینکه صدای صحبت کردن‌تان در حالت طبیعی جذاب‌ به نظر برسد، کمی تمرینات آوازی انجام بدهید. مثلا می‌توانید مقابل آینه بایستید، دهان‌تان را شل کنید و تارهای صوتی‌تان را به حالت استراحت دربیاورید. برای اینکه تارهای صوتی‌تان استراحت کنند، می‌توانید یک خمیازه‌ی کشدار بکشید، فک‌تان را به چپ و راست تکان بدهید یا مثلا آهنگی را که بلد هستید، پیش خودتان زمزمه کنید. حتی می‌توانید ماهیچه‌های گلویتان را به آرامی با انگشتان‌تان ماساژ بدهید.

همچنین سعی کنید ظرفیت و حجم تنفسی‌تان را بالا ببرید. باید تمام هوایی را که به داخل ریه‌ها فرو می‌دهید، در هنگام بازدم، کاملا از ریه‌ها به بیرون بدهید. سپس یک نفس عمیق بکشید و قبل از بازدم، ۱۵ ثانیه نفس‌تان را نگه دارید. دیگر اینکه روی گام صدایتان کار کنید. برای تمرین، صدایی مثل صدای «اَ» را ابتدا با گام معمولی به شکل آواز بخوانید و به تدریج، گام صدایتان را پایین بیاورید. حتی توصیه می‌شود عبارات دارای تلفظ دشوار را با خودتان تکرار کنید. مثلا چند بار پشت سر هم بگویید: «چه ژست زشتی!»

۲. با صدای بلند تمرین کنیدچگونه جذاب صحبت کنیم - با صدای بلند خواندن

برای اینکه یاد بگیرید روی تلفظ، سرعت و بلندی صدایتان کنترل داشته باشید، می‌توانید با صدای بلند تمرین کنید. متنی از یک کتاب یا مجله را دست بگیرید و با صدای بلند بخوانید. حتی می‌توانید همین تمرین را با متن یک سخنرانی معروف نیز انجام بدهید. یادتان باشد در زمان تمرین، صاف بایستید، نفس عمیق بکشید و هنگام خواندن متن، دهان‌تان را کامل باز کنید. اگر احساس می‌کنید ایستادن مقابل آینه کمک‌تان می‌کند، حتما این کار را بکنید. این‌قدر تمرین کنید تا خودتان از صدایی که به گوش‌تان می‌رسد، احساس رضایت کنید. بعد از اینکه به صدایتان مسلط شدید، مهارت‌هایی را که یاد گرفته‌اید در مکالمات روزمره‌تان به کار ببندید.


مقاله مرتبط: خانم‌ها چطور می توانند با اعتماد به نفس بیشتری در محل کارشان صحبت کنند؟

۳. صدایتان را ضبط کنیدچگونه جذاب صحبت کنیم - ضبط کردن صدا

خیلی از افراد خوش‌شان نمی‌آید به صدای خودشان گوش کنند، اما توصیه می‌شود صدایتان را ضبط کنید و به صدای خودتان گوش بدهید. با این کار می‌توانید به اِشکالاتی که شاید در حالت عادی قابل تشخیص نباشند، پی ببرید. در این روش، تلفظ‌های ناصحیح، سرعت غیرطبیعی هنگام صحبت کردن و اِشکالات گام قابل تشخیص خواهند بود. اتفاقا این روزها که اغلب تلفن‌های همراه از قابلیت ضبط صدا برخوردار هستند، با زحمت کمتری می‌توانید به این تمرین بپردازید. حتی بد نیست حین تمرین از خودتان فیلم هم بگیرید تا بتوانید حالت بدن، تماس چشمی و حرکات لب‌هایتان را نیز زیر نظر بگیرید.

۴. از یک مربی صدا کمک بگیریدچگونه جذاب صحبت کنیم ـ مربی صدا

اگر به طور جدی قصد دارید صدای صحبت کردن‌تان را تقویت کنید، شاید بهتر باشد به یک مربی صدا مراجعه کنید. مربی صدا می‌تواند اِشکالات صدایتان را تشخیص بدهد و کمک‌تان کند این اِشکالات را برطرف کنید. به ویژه اگر لهجه‌ی محلی یا خیلی محاوره‌ای دارید، مربی صدا کمک‌تان خواهد کرد بدون لهجه یا با لهجه‌ی کمتری صحبت کنید. صحبت کردن بدون لهجه کار آسانی نیست، به همین دلیل اگر لهجه دارید، توصیه می‌شود با یک مربی صدا تمرین کنید.

اما اگر احساس می‌کنید نیازی به تمرین با مربی صدا نیست، پس حداقل مقابل یکی از اعضای خانواده یا دوستان‌تان تمرین کنید. یادتان باشد باید مقابل کسی تمرین کنید که خودش از مهارت سخنوری برخوردار باشد و بتواند روان و فصیح صحبت کند. این قبیل افراد می‌توانند اِشکالات‌تان را هنگام صحبت کردن تشخیص بدهند و در جهت رفع اِشکالات، راهنمایی‌تان کنند. وقتی مقابل دیگران تمرین کنید، حتی اعتمادبه‌نفس‌تان نیز افزایش پیدا خواهد کرد.

۵. هنگام صحبت کردن لبخند بزنیدچگونه جذاب صحبت کنیم ـ لبخند زدن

اگر منعطف، دوستانه و دلگرم‌کننده صحبت کنید، مخاطب‌تان نسبت به خودتان و محتوای صحبت‌تان قضاوت خوشایندتری خواهد داشت. این در حالی است که اگر خشونت‌آمیز، نیش‌دار و کسل‌کننده صحبت کنید، روی مخاطب‌تان تأثیر منفی خواهید گذاشت. برای اینکه لحن صحبت کردن‌تان دوستانه‌تر و گرم به نظر برسد، هنگام صحبت کردن لبخند بزنید. البته لبخند زدن هنگام صحبت کردن همیشه ممکن نیست. مثلا وقتی درباره‌ی یک موضوع جدی صحبت می‌کنید، جالب نیست لبخند بزنید. اما اگر امکانش بود، همین که فقط اندکی گوشه‌های دهان‌تان به سمت بالا تغییر وضعیت بدهند، کافی است تا صدایتان حتی از پشت تلفن دلنشین‌تر به نظر برسد. مطمئن باشید اگر صدایتان را به اندکی احساسات آغشته کنید، تأثیرگذارتر خواهید بود. اما یادتان باشد پوزخند نزنید.

منبع:chetor.com

۷ نکته برای اینکه چگونه با جذبه و کاریزماتیک باشیم

انگار بعضی از انسان‌ها از بدو تولد ژن محبوبیت دارند و بدون این‌که کار خاصی انجام بدهند خود به خود دوست داشتنی هستند، اما بقیه هم می‎‌توانند برای خودشان جذبه داشته باشند. فارغ از این‎که افراد از نظر کلی چه جور شخصیتی دارند، روش‌هایی وجود دارد که هر کسی می‌تواند با به‌کارگیری و تمرین آن‌ها پلاگین‌هایی را به اخلاق خودش اضافه کند که به فرد دلچسب‌تر، قابل اطمینان‌تر و با نفوذتری تبدیل شود. این شما و این هم راه‌هایی برای با جذبه شدن:   

جذبه اکتسابی است!

استیو جابز در سنین جوانیاستیو جابز در سنین جوانی

اول از همه این را روشن کنیم که منظور ما از جذبه، همان جاذبه‌ی مثبت رفتاری است که باعث می‌شود فردی در بین افراد دیگر محبوب شود. در این مقاله جذبه ترکیبی از خوش صحبت بودن و خوش مشرب بودن و نیک سرشت بودن و … است تا حسی که از به خاطر آوردن فردی مثل صدام حسین به انسان دست می‌دهد. اگر دنبال این‌جور جذبه‌ی منفی هستید که می‌توانید بجای این مقاله ویدئوی هارت و پورت‌های افرادی قدرت طلب مثل هیتلر را ببینید. اما اگر تا بحال کسی را دیده‌اید که بدون دلیل خاصی از او خوشتان آمده، در اصل شما اسیر و ابیر جذبه‌ی او شده‌اید. با جذبه بودن مثل دوچرخه سواری چیزی یاد گرفتنی است و شما هم می‌توانید با جذبه شوید. برای این‌کار باید اصلاحاتی در رفتار خود به کار ببرید. ضمیر ناخودآگاه، سرنخ‌های اجتماعی، حالات فیزیکی و نوع برخورد شما با افراد دیگر نقش تعیین کننده‌ای در شکل گیری و توسعه‌ی جذبه‌ی شما دارد.

M-Monroeمریلین مونرو ستاره هالیوود

برای شروع بگذارید یک مثال بزنیم. مریلین مونرو را که احتمالاً همه‌تان می‌شناسید. در یک روز بسیار شلوغ خانم مونرو دست یک عکاس را گرفت و او را با خود به ایستگاه متروی گراند سنترال در نیویورک برد. در آن روز مترو چنان شلوغ بود که جای سوزن انداختن هم وجود نداشت، اما با این حال هیچ کسی متوجه حضور یکی از معروف‌ترین آدم‌های دنیا در آن‌جا نشده بود. مریلین مونرو سوار قطار شد و بدون این‌که جلب توجه کند یک ایستگاه بعد پیاده شد. هدف از این‌کار چه بود؟
متخصص روانشناسی رفتاری اولیویا فاکس کابان در این‌باره می‌گوید: “چیزی که مریلین می‌خواست به ما نشان دهد این بود که دست خودش بود که خانم مریلین مونروی دلفریب باشد یا این‌که یک آدم معمولی به نام نورما جین بیکر (اسم واقعی‌اش ) باشد. در داخل مترو او نورما جین بود اما وقتی دوباره از زیر زمین به سطح زمین بازگشت و پا در پیاده روهای نیویورک گذاشت تصمیم گرفت که مریلین مونرو شود. نگاهی به اطراف انداخت و با همان لوندی خاص خودش از عکاس پرسید “می‌خوای ببینیش؟ مریلین رو می‌گم؟” و بعد عکاسه گفت که هیچ ژست خاصی در او نمی‌بیند. تنها کاری که مریلین کرد این بود که دست در موهایش انداخت و موهاشو افشون کرد و سریع یک ژست عکاسی گرفت. با همین حرکت ساده در چشم بر هم زدنی دوباره به همان مریلین مونروی لوند و دلفریب تبدیل شد. انگار که یک چوب جادویی را برداشته باشد و به خودش بزند. ناگهان برای یک لحظه همه چیز از حرکت ایستاد و در تصویری سیاه و سفید چیزی شروع به درخشش کرد. مردمی که از کنارش عبور می‌کردند تازه شصت‌شان خبردار شد که ستاره‌ای در میان‌شان حضور داشته و آن‌ها تاکنون هواس‌شان به او نبوده. به یک‌باره نگاه جمعیت به سوی او منعطف شد و …”


مقالات مرتبط:
چطور ایده‌ی خود را در ذهن کسی بکاریم؟
چطور قدرت ذهن خود را در تحمل مشکلات و چیره شدن برآن‌ها بهبود دهیم؟
چطور به حرف مردم اهمیت ندهیم؟
۱۰ تکنیک کاهش استرس
۱۰ جمله‌ی خوب برای آغاز گفت‌وگو

مریلین مونرو زن زیبایی بود، اما ثابت کرد چیزی که باعث شهرتش شده نه زیبایی فیزیکی‌اش، بلکه چیزی درونی بوده است. در اصل شخصیت مریلین مونرو درون نورما جین بیکر وجود داشت و او آن‌را بیدار کرد.
منظور از پرورش جذبه این نیست که کلاغ را تشویق کنیم تا به سبک کبک راه برود. چیزی که از آن صحبت می‌کنیم تقلید از افراد دیگر به قصد عوض کردن شخصیت نیست. در اصل کسی که می‌خواهد نیروی جذبه را در خود بپروراند، لایه‌ی سطحی ارتباطی خودش را برای برقراری ارتباط مطلوب‌تر با سایرین به صورت خودآگاهانه اصلاح می‌کند.

سکوت کنید!

Charisma555

” سکوت” با فاصله‌ی کمی نسبت به ” اعتماد به نفس” مهم‌ترین وجه جذبه است. معنی سکوت این است که در جمع گوش‌ نیوش بسپارید به صحبت‌های دیگران و کلام‌شان را قطع نکنید. لازمه‌ی کاریزماتیک بودن این است که به سایر افراد نشان بدهیم تمام حواس‌مان به آن‌ها هست. اگر اعتماد به نفس نداشته باشید شاید سایرین فکر کنند که شما آدم خجالتی یا توداری هستید و خیلی برای‌تان بد نمی‌شود، اما اگر موقعی که دیگران صحبت می‌کنند بپرید وسط حرف‌شان، معنی‌اش این است که قصد خودنمایی دارید. مثل همیشه، بهترین حالت برقراری تعادل است.

در واقع خصلتی که هنر سکوت آن‌را بزرگ‌نمایی می‌کند این است که به یاد داشته باشید اگر می‌خواهید واقعاً جذبه داشته باشید اول باید این‌را یاد بگیرید که شما همیشه مرکز توجهات نیستید.
در وب سایت هنر مردانگی چنین نوشته شده است:

معنی جذبه یا کاریزما این نیست که خودتان را باحال‌تر از بقیه جلوه دهید. راز تناقض گونه‌ی جذبه این است که افراد نباید به اثبات بهتر بودن خودشان از بقیه بپردازند، در عوض باید کاری کنند که سایرین در مورد خودشان حس بهتری داشته باشند. جذبه‌ی واقعی آن است که وقتی اشخاص از پیش شما می‌روند احساس کنند فرد مهم‌تری هستند.

یک آدم معمولی اول از همه خودش را دوست دارد و علاقه دارد که درباره خودش صحبت کند. اما یک آدم دوست داشتنی و کاریزماتیک به افراد اجازه می‌‎دهد که درباره خودشان صحبت کنند. شق القمری که افراد دوست داشتنی انجام می‌دهند این است که روحیه‌ی مثبت گرایانه‌ای دارند، منیت را کنار می‌گذارند و با سکوت‌شان به طرف مقابل توجه می‌کنند!

likeableteam

به تک تک لغاتی که از دهان طرف مقابل در می‌آید توجه کنید. تصور کنید که دارید یک فیلم تماشا می‌کنید یا یک کتاب می‌خوانید و آهسته آهسته با شخصیت اصلی داستان آشنا می‎شوید. تمام هوش و هواس‌تان را به نقش اصلی بدهید. در عین حال، موقعی که دیالوگ‌های او را می‌شنوید پارازیت نیندازید. ممکن است که این‌کار به نظر منفعلانه بیاید که فقط یک نفر حرف بزند و شما صرفاً گوش کنید اما اگر لای هر نفس کشیدنِ طرف شما بخواهید جوابیه‌ای برای او صادر کنید و یا هنوز خاطره‌ی طرف تمام نشده شروع کنید ماجرای خودتان را تعریف کنید به طرف مقابل این حس دست می‌دهد که گوش‌های شما دکوری است و فقط منتظرید تا صدای او قطع شود تا خودتان حرف بزنید.
طرف در جمع نشسته و با کلی آب و تاب از این‌که مجبور بوده در دوران سربازی‌اش آب شور قُم را بخورد تعریف می‌کند و انتظار دارد که بقیه به حرف‌هایش گوش بدهند اما هنوز نفسش فرو نرفته که یک نفر در جمع می‌گوید: “پس دوغ شتر نخوردی …!!! ” البته منظور این نیست که در هر جمعی یک متکلم وحده انقدر حرف بزند که دور دهانش کف کند و بقیه هم او را مثل جغد نگاه کنند. هر چیزی حد وسطش خوب است. صبر کنید تا حرف نفر مقابل تمام شود و نتیجه‌ی مورد نظرش را از باز کردن دهانش بگیرد سپس با طمأنینه حرف خودتان را شروع کنید.

اعتماد به نفس‌تان را بپرورانید

SelfAssure

اعتماد به نفس داشتن یک پای کاریزماتیک بودن است، اما پروراندن آن مثل آب خوردن نیست. افراد نه می‌خواهند آدم پرافاده و متکبری به نظر برسند و نه فرد خجالتی و ترسویی. این حسی است که از درون به آدم منتقل می‌شود. آدم می‌تواند با ورزش کردن مداوم یا تیپ زدن و صحبت کردن در مورد اطلاعاتی که از این‌ور و آن‌ور دارد احساس خوبی را به خودش منتقل کند. بعدازظهر یک ساعت به باشگاه می‌روید و یک حال اساسی به سیکس پک و جلو بازو و کول و ساق پا می‌دهید، بعد می‌روید خانه و یک دوش حسابی می‌گیرید و تیپ اسپرت می‌زنید و یک ادکلن خوشبو روی خود خالی می‌کنید و می‌روید پاتوق دوستان‌تان و آخرین فیلم جیمز باند را برای‌شان کارشناسی می‌کنید. از ته دل احساس می‌کنید که هیچ‌کسی جلودارتان نیست.
اما این درست نیست که خوره بازی در بیاورید. برای جذبه داشتن بد نیست به بقیه هم اجازه صحبت کردن بدهید تا نشان دهید که برای دانستن چیزهای جدید آدم کنجکاوی هستید. افراد معمولی در هنگامی که چیزی از بحث سر در نیاورند بجای این‌که کنجکاوی به خرج دهند، سریع به وضعیت دفاعی در می‌آیند و سعی می‌کنند جریان بحث کردن را به سمت چیزهایی که خودشان از آن سر در می‌آورند عوض کنند. اما داشتن روحیه کنجکاوی به فرد این اجازه را می‌دهد که نه تنها اعتماد به نفس خود را از دست ندهد، بلکه چیزی به اطلاعات خود بیفزاید و باعث شود سایرین هم از بیان اطلاعات خود احساس خوبی داشته باشند و در نهایت جذبه‌ی خود را بالا ببرد.

Messi

از طرف دیگر، افراد با جذبه و با اعتماد به نفس با هدف خود زندگی می‌کنند. تشخیص این‌که بعضی افراد در کار خود سرگردان و بی هدف هستند کار چندان سختی نیست. حلقه‌ی گم شده در این‌جا فقدان یک ” عاملِ-به-جلو-‌راننده “‌ است. شور و اشتیاق یک چیز است و اعتماد به نفس یک چیز دیگر. اگر انسان یک ماشین باشد، شور و اشتیاق ضبط آن است، و اعتماد به نفس موتور آن.
جردن لیجوان پایه‌گذار وب‎سایت معتبر High Existence اعتقاد دارد بدون انگیزه کاری از پیش نمی‌رود. او در این‌باره می‌گوید : ” دلیلی، هدفی، تفکری … را بردارید و با آن زندگی کنید. آدمیزاد به هدف‌گذاری زنده است. اگر به چیزی شدیداً باور داشته باشید دیگر نیازی نیست کسی شما را به سمت آن هل بدهد. خودتان به صورت طبیعی به سمت آن می‌روید. همیشه از خودتان مطمئن باشید. حتی اگر به چیزی شک دارید آن‌را مثل طاعون بین همه پخش نکنید. طوری رفتار کنید که انگار 100 درصد از کارتان مطمئن هستید. ”

هیچ‌کسی نیست که همیشه بداند کارش به کجا ختم می‌شود، اما آدمی کارش درست است که پایش را محکم بردارد. فکر کنید یک بازیگر تئاتر هستید که حتی اگر روی سِن یک لحظه نمایشنامه از یادتان رفت باید طوری بازی کنید که هیچ‌کسی این را متوجه نشود. همه ما در زندگی لحظاتی را داریم که پیش خودمان می‌گوییم فلان جا عجب گندی زدم. این‌ها را فراموش کنید! حتی یک اپسیلون ثانیه فکر کردن به این لحظات باعث می‌شود که شما تمرکز خود را از دست بدهید که این از دید دور و بری‌های شما پنهان نمی‌ماند. اعتماد به نفس یعنی این‌که آدم شخصیت خود و کاری که می‌کند را قبول داشته باشد و به بقیه‌ی مسائل توجه نکند. مردم از آدم با اعتماد به نفس خوششان می‌آید، حتی اگر این آدم از لحاظ سایر خصوصیات اخلاقی چندان جالب نباشد. اگر توانستید اعتماد به نفس خود را بدست بیاورید، بیشتر راه با جذبه بودن را طی کرده‌اید.

خوش صحبت باشید

Morshed

 

افراد با جذبه بلدند که چگونه با مردم صحبت کنند. آن‌ها می‌دانند که چطور یک بحث را شروع کنند، به آن مسیر بدهند و طوری صحبت کنند که به سایرین احساس آرامش بدهند. اگر این‌ چیزها را بلد نیستید، باید تمرین کنید. کسی هم نمی‌گوید کسب مهارت در این زمینه کار آسانی است اما اگر شجاعتش را داشته باشید که از دیوار ذهنی خود عبور کنید و خود را در این زمینه ارتقاء دهید، بعداً پاداشش را خواهید گرفت. اوایلش کمی به شما سخت خواهد گذشت، اما بهتر شدن همیشه از طریق سخت گذراندن حاصل می‌شود.

اگر نمی‌دانید که چطور یک گفتگو را آغاز کنید، خلاقیت به خرج دهید. اول به این بیندیشید که دوست دارید درباره چه چیزهایی صحبت کنید و از صحبت کردن درباره چه مسائلی بدتان می‌آید. اگر چیزی باشد که شما از صحبت کردن درباره آن معذب شوید، احتمالاً این مطلب آن‌های دیگر را هم معذب می‌کند. نکته‌ی دیگری که باعث می‌شود شما آدم خوش صحبتی به نظر برسید این است که بجای این‌که زور بزنید خود را فرد باهوشی نشان دهید، سعی کنید آدم مهربانی باشید. البته اگر جایزه نقدی می‌دهند حتماً تلاش خودتان را بکنید که با کل کل کردن طرف‌تان را از رو ببرید، اما اگر در گفتگوهای روزمره‌تان با مردم مهربان باشید به فرد با جذبه‌ای تبدیل می‌شوید.

SweetTalk


آقایان محترم و خانم‌های عزیز لباس تنها یک کالای بی استفاده و تزئینی نیست. اگر لباس درستی انتخاب کنید، هویت اجتماعی شما تحت تاثیر قرار می‌گیرد. بنابراین وقت را هدرندهید و سری به مجموعه لباس‌های فروشگاه‌های معتبر مد و فشن بزنید.

به‌روز‌ترین و کامل‌ترین مجموعه مد و فشن


وقتی به فرض همکارتان را در آسانسور می‌بینید و هیچ حرفی برای گفتن ندارید ناگهان سکوت آزار دهنده‌ای بین شما ایجاد می‌شود. اگر برای شروع گفتگو چیزی به ذهن‌تان نمی‌‎رسد نگران نباشید. از قانون تاریخ-فلسفه-استعاره استفاده کنید و هیچ‌وقت در نمانید. هر کاری از دست‌تان بر می‌آید بکنید تا از سکوت آزار دهنده جلوگیری کنید.

افراد خوش صحبت بلدند که چطور خود و هم‎صحبت‌های‌شان را داخل یک قایق بنشانند. این‌جور افراد وسط گفتگو از تجربه‌های‌شان می‌گویند و لای صحبت‌های‌شان داستانی از شِل سیلوراشتاین را به یکی از قصه‌های کلیله و دمنه می‌چسبانند و با تعریف کردن جوک در جای مناسب، رنگ و لعابی به حرف‌های‌شان می‌دهند تا به شما گوشزد ‎‌کنند خوش صحبتی فراتر از اطلاع رسانی خشک و خالی است. به کار گیری جوک و شوخ طبعی در حین صحبت کردن مهارت خاصی را می‎طلبد. اگر قصد دارید ماجرای خنده‌داری را برای کسی تعریف کنید بهتر است، علاوه بر این‌که آن‌را بدون مِن مِن کردن بیان می‎کنید، ربطی هم به سر و ته بحث داشته باشد. در کل برخورداری از حس شوخ طبعی می‎تواند شما را به فرد محبوبی در جمع تبدیل کند به شرط آن‌که ظرافت‌های استفاده از آن را رعایت کنید.

آخرین مورد در خوش صحبت بودن این است که سؤال بپرسید. کسی که صحبت می‌کند دوست دارد که سایرین گوش‌ به حرف‌هایش بسپارند. سیمون رینولدز از مجله‌ی معروف فوربس می‌گوید سؤال پرسیدن بهترین فرصت را برای محبوب شدن در اختیار می‌گذارد: ” آدمی که سؤال می‌پرسد جلسه‌ی گفتگو را کنترل می‎کند و کسی که سؤال‌های معقولانه و هوشمندانه‌ای بپرسد خودش را به‌عنوان یک آدم خوش‌فکر و باهوش جا می‌اندازد – صفتی که باعث می‎شود فردی جذبه پیدا کند. جالبی‌اش این‌جاست که پرسیدن یک سؤال خوب نسبت به ارائه‌ی یک پاسخ مناسب، دانش کمتری را می‌طلبد و در اصل همه‌ی تحسین‌ها باید به سمت فرد پاسخگو سرازیر شود اما با این‌حال آن کسی که سؤال خوبی بپرسد وجهه‌ی بسیار خوبی از خود به‌جا می‌گذارد. ”

Charismatic

یادش بخیر. شادروان منوچهر نوذری بازیگر بود، دوبلور بود، در رادیو فعالیت می‌کرد و همچنین برنامه‎های زیادی را در تلویزیون اجرا کرده بود اما بیشتر از همه این‎ها به خاطر مسابقه‌ی تلویزیونی جالبی که اجرا می‎کرد معروف شده بود. این مسابقه نامش ” مسابقه‌ی هفته” بود و مرحوم نوذری یک برگه دستش بود و با لحن جالبی یک سری سؤالاتی از شرکت کننده‎ها می‌پرسید تا اطلاعات عمومی‌شان را بسنجد. عبارت معروفی که در این مسابقه بارها و بارها از زبان منوچهر نوذری بیان می‌شد ” از کی بپرسم؟ ” بود. من به شخصه، جذبه‌ای که منوچهر نوذری در این مسابقه داشت را در هیچ احد و الناسی ندیدم.

BornaNews
از نسل فعلی هم می‌‎توانید عادل فردوسی‌پور یا علی ضیاء را در نظر بگیرد که مجری‌های باحالی هستند. اغراق نیست اگر بگوییم این دو جزو محبوب‌ترین و با جذبه ترین آدم‌های این مملکت هستند و کارشان را تا حدود زیادی خوب انجام می‎دهند. شاید بگویید که این محبوبیت به خاطر بامزه بودن‌شان است اما در واقع چیزی که آن‌ها را متمایز می‎کند این است که از مهمانان برنامه‌شان سؤال‌های خوبی می‎پرسند و به طرز دوست داشتنی‌ای کنترل بحث را در اختیار می‎گیرند. جذبه داشتن بیشتر بر این اساس است که درباره‎‌ی سایرین چیز یاد بگیریم تا این‎که سایرین چیزی درباره ما یاد بگیرند.

ارتباط چشمی را تقویت کنید

Eye-Contact2

بعضی وقت‌ها یک چشم در چشم شدن کوتاه بهتر از یک ساعت حرف زدن است. برقراری ارتباط چشمی مناسب به این معنی است که شما به حرف طرف مقابل گوش می‎دهید و برای او اهمیت قائل هستید و او را فرد محترمی می‌دانید. از بالا به پایین نگاه کردن یا چرخاندن مداوم سر در هنگام صحبت کردن طرف نشانگر این است که شما علاقه‌ای به صحبت کردن با آن فرد ندارید و هوش و هواس شما به جای دیگری است.

با این حال تمرین ارتباط چشمی مبحث دو دو تا چهارتایی نیست. ارتباط چشمی زیاد می‌تواند دفع کننده باشد و از آن طرف کمش هم خوب نیست. اگر می‎خواهید به اندازه مناسب ارتباط چشمی برقرار کنید باید حسابی تمرین کنید.

EyeContact

بعد از این‌که مدتی تمرین کردید، قلقش دست‎تان می‌آید که چقدر چشم در چشم شوید. اما ارتباط چشمی فقط به زمان آن بستگی ندارد. نحوه‌ی چشم در چشم شدن هم مهم است. اگر می‌ترسید که در حین نگاه کردن به چشم طرف، مثل آدم‌های روانی فیلم‌های راب زامبی به نظر برسید، فکری برای این قضیه بکنید. برای نمونه می‎‌توانید به رنگ چشم افرادی که روبروی‎تان قرار دارند دقت کنید و از این قضیه برای خودتان عادتی بسازید. بعضی از افراد موقع حرف زدن طوری به مخاطبان‎شان نگاه می‎کنند که روباه مکار به پینوکیو نگاه نمی‎کرد.

زبان بدن را به کار بیندازید

speech

آدم‌های با جذبه احساسات‌شان را به چندین شیوه بروز می‎‌دهند. استفاده از بدن برای تأکید کردن در مورد موضوعات مختلف، یکی از این شیوه‌هاست. فکر کنم با من موافق باشید که اگر کسی مثل چوب خشک بایستد و بدون هیچ حرکتی بخواهد چیزی را برای‌تان بگوید به دقیقه‌ی دوم نکشیده حوصله‌تان را سر می‌برد.

حتماً دکتر حمیدرضا صدر را در تلویزیون دیده‌اید که می‎توان گفت در بین کارشناسان فوتبال، مهیج ترین اجراها متعلق به اوست زیرا دائم دست و بالش در حرکت است که این‌کار شور و هیجان خاصی به صحبت‌هایش می‎بخشد. بر عکس آقای مرتضی محصص را می‌بینم که با وجود اطلاعات فنی بسیار بالا، اما به این دلیل که خیلی یکنواخت و بدون حرکت صحبت می‎کند، بیننده را جذب نمی‌کند.

fred-astaire-2

اگر می‌خواهید زبان بدن خود را تقویت کنید از لبخند زدن شروع کنید. آدم‌هایی که دائم لبخند بر لبان‌شان است بیشتر از کسانی که چهره‌ای خشک و اخمو دارند به دل می‌نشینند. جناب سیمز ویث، یکی از افراد مشهور در حوزه رسانه‌های اینترنتی، توصیه می‎کند که برای تقویت زبان بدن به یاد آدم‌ها یا حیواناتی که می‎شناسید و حرکات فیزیکی‌ای که انجام می‎دهند بیفتید. وی می‌گوید: به مادربزرگ‌تان فکر کنید که وقتی بعد از مدت‌ها شما را می‌بیند آغوشش را برای‎تان باز می‌‎کند و لبخند می‎زند یا اگر در مزرعه‌تان سگی نگه‌می‌دارید، به او فکر کنید که وقتی آخر شب به مزرعه بر می‎گردید با هیجان تمام به سمت‎تان می‎‌دود و گوش‌تان را لیس می‎زند. ”

body-language-expert-putin-appeared-agitated-during-meeting-with-obama

مردم از آدم‌هایی که موقع حرف زدن خیلی پر شور و نشاط هستند خوش‌شان می‌آید. البته حرکات بدن می‌بایست متناسب با موضوع بحث باشد. مثلاً در یک جلسه کاری کسی نمی‌آید با بالا گرفتن دست‌ها و چرخاندن کمرش همزمان با قهقهه زدن، چرخه‌ی عرضه و تقاضا را نمایش دهد. این کار را کاسبی انجام می‌‎دهد که کالایی را خریده و انبار کرده و حالا قیمت دلار افزایش یافته است.

بعضی مواقع حرکات بدن به جای این‌که باعث خیر شوند بانی شر می‌شوند. فردی دارد صحبت می‎کند و شما در حال سر تکان دادن مبنی بر تأیید حرف‌هایش هستید، اما اگر بیش از حد سر تکان بدهید انگار که مسخره گیر آورده‌اید. فرد مقابل این صحنه را می‌بیند و یاد آن سگ تزئینی‌ها که مردم روی داشبورد ماشین‌شان می‌گذراند می‌افتد و دیگر دل و دماغی برای حرف زدن برایش باقی نمی‌ماند. بد نیست که از دوستان‌تان در این زمینه مشورت بگیرید که اگر هر یک از حرکات‌تان مانند همین سر تکان دادن بیش از حد توهین آمیز به نظر می‎رسد، دیگر آن‌را اجرا نکنید.

تقلید جایز است؟

tumblr_mpq7jdqJM31qmaoalo1_1280

شنیده‌اید که می‌گویند مؤمن آینه‌ی مؤمن است؟ در راستای تلاش برای با جذبه شدن گاهی اوقات لازم است که بعضی از افراد را الگو قرار دهید. سعی کنید جذابیت‌های افراد مختلف را برای خودتان مصادره کنید. البته لازم نیست با تمام افکار و عقاید فرد مقابل موافق باشید. صرفاً از بخشی از حرکات و سکنات آن‌ها برای ارتقاء وجوه خارجی شخصیت خود استفاده کنید.
چه بسا که اگر بخواهیم بر اساس کتاب مرحوم داروین و الگوهای رفتاری مد نظر وی در جانداران صحبت کنیم، این امر خودش به صورت اتوماتیک اتفاق می‌افتد. اما هدف ما از الگوبرداری، کپی برداری نیست.

Actors_Clint_Eastwood_Clint_Ea_1920x1200_wallpaperhi

کلینت ایستوود در جوانی فیلم‌های وسترن زیاد بازی می‎کرد و در اکثر این فیلم‌ها نقش فردی را بازی می‌کرد که هفت تیر کش بسیار سریعی بود اما بیشتر از این‎که مردم به قدرت هفت تیر کشی او احترام بگذارند کلاه‌شان را به خاطر جذبه‌ی او از سر برمی‌داشتند، زیرا او جوانمردی بود که از کسی نمی‌ترسید و البته زیاد هم حرف نمی‌زد. اگر پایش می‎افتاد قادر بود 10-20 نفر را افقی کند. این شخصیت برای مردم جذاب و دوست داشتنی بود. برای الهام گیری از جذابیت‌های کلینت ایستوود لازم نبود که روی کسی هفت تیر بکشی. همین‌که آدم نترسی بودی و خیلی مختصر و شمرده حرف می‌زدی تو هم به فرد با جذبه‌ و محبوبی تبدیل می‌شدی.

مخلص کلام این‌که داشتن جذبه و برخورداری از محبوبیت کار محالی نیست. هر کسی می‌تواند با مقداری تمرین جذبه‌ی خود را ارتقاء دهد و به همان میزان در بین مردم محبوبیت کسب کند. امیدواریم این مطلب برای شما مفید واقع شود و بتوانید به خوبی آن را در زندگی خود به کار ببندید. موفق باشید.

http://blog.bamilo.com

چشم و صورت مردان

http://1pezeshk.com/archives/2011/11/finding-laws-of-attraction-in-eye.html

http://www.niksalehi.com/newspaper/%D8%B1%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D9%88-%D8%AF%D8%B1%D8%AE%D8%B4%D8%B4-%DA%86%D8%B4%D9%85-%D9%87%D8%A7-%D8%A8%D8%A7-10-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B7%D8%A8%DB%8C%D8%B9%DB%8C.html

http://gahar.ir/10-%D9%85%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%BA%D8%B0%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D9%83%D9%87-%DA%86%D9%87%D8%B1%D9%87-%D8%B4%D9%85%D8%A7-%D8%B1%D8%A7-%D8%B2%D9%8A%D8%A8%D8%A7%D8%AA%D8%B1-%D9%85%D9%8A%D9%83%D9%86%D8%AF/

 

اسرار چشم و جذابیت

 توجه خانمها هنگام ملاقات با آقایان 

وقتی مردی یک زن را مورد توجه قرار میدهد، قوه تخیلـش بکار می اٿتد. در اغلب موارد اینکه او چه چیـزی پوشـیـده است اهمیت ندارد. برای مردان، قوه تــخیـل باعـث ایـجـاد پیش بینی ها و امید به آشنایی میگردد!

از طرٿ دیگر هنگامی کـه یـک زن مـردی را مـورد توجه قرار مــی دهــد، بــندرت در وحله اول تٿکرات جنسی در مورد او بـه ذهـنـش خطور میکند. بیـشتر احتمال دارد که وی او را مورد توجه قرار دهد به این دلیـل که شبـیه مردی است که میتواند از خود به لـحاظ جسمانی، احساسی و مالی مراقبت نماید و بـنــظر میرسد که میتواند بر اغلب چالشهاو سختی های زندگی ٿائق آید.

متاسٿــانـه بـرخـی از مــردان بسیاری از ارزشـهـای والای انسانی را نادیده گرٿته و وقـتـی زنـی را مـورد تـوجـه قـرار می دهند، دو ٿکر نکوهیده و ناپسند زیر به سرعت از ذهنشان خطور مینماید:

1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسید؟

2- روابط جنسی او چگونه خواهد بود؟

هنگامی کـه زنـان مـردی را مورد توجه قرار می دهند، معمولا سه ٿکر از ذهنشان عبور میکند:

- آیا شاغل است؟

2- آیا شغل خوبی دارد؟

3- آیا او میتواند شغل خوبی را تـا مـدتی کـاٿی حٿظ کند تا هر دو بتوانیم از مـنٿعت آن بهرمند شویم؟

شاید این دلیل آن باشد که چرا مردان احـساس میکنند پذیرٿته شدن آنها توسط یک زن منوط به گذراندن یک تست مشکل در مورد وضعیت جسمانی و مالیشان است.

مردها نگاهی سر سری دارند، زن ها موشکاٿانه میبینند

بـرخـلاٿ بـاور عـمومی، زنـها بـیشتر از مردان به مسائل دیداری اهمیت می دهند. آنـها تـمایل دارنـد آنچه را که دوست دارند ببینند. این دیدن لـزوما همـراه با خـیـره شـدن و زل زدن نیست و لزومی ندارد که آن چیز کاملا واضح و آشکار باشد. یک نـگـاه گذرا کاٿیست که تمام جزئیات در ذهن آنها ثبت گردد. مردان تحسین می کنـنـد زنـان تـٿتیش؛ یک زن ممکن است قبل از اینکه چشم در چشم یک مرد دوخته باشد و یـا ایـنـکه توجهش را به خود جلب نموده باشد، بخواهد تصمیم به علاقمند شدن به آن مرد بگیرد.

مـردان پـستی بلندی ها و برجستگی ها را مورد توجه قرار می دهـنـد، زنان ساخـتـار و بـنیان را. آنها به چشمها، دستها، دندانها، لبـخـند و کلاس مردان نـیـز توجه می کـنـنـد. زنهایی که بیشتر به خصوصیات وجودی مردان اهمیت می دهنـد، به مردان صادق، اهل گردش روی، قابل اعتماد و با استیل، زیرک، خوش مشرب و باکلاس توجه میکنند. چنین مردانی به عـنـوان اٿرادی دوست داشـتـنی، مـهربان و علاقمـنـد بـه دیـگران درنظر گرٿته می شوند. آنها محدوده وسیعی از تماسها و بـرخـوردهای شـخـصی را ایجاد و نگهداری میکنند.

زن ها از چشمهایشان بـرای برقراری ارتبـاط با مـرد مورد علاقه خود استٿاده میکنند. از طرٿ دیگر مردها، از تماسهای چشمی و دیداری در مورد زن مورد علاقه خود اجتناب مینمایند.

با اینکه زنها می گویند که دوست ندارند یک مرد به بدن آنها خیره شود، وقتی مـردی که ممکن اسـت به او عـلاقمند باشند عمیقا در چشمهایشان نگاه میکند، بدون اینـکه ابراز کنند، احساس شعٿ و شادمانی بسیار می نمایند. مردی که میداند برای انتقال علاقه خود به همسر آینده اش چگونه باید از چشمهایش استٿاده کند موٿقتر از مردی خواهد بـود که از نگاه کردن مستقیم به چشمهای زن مورد علاقه اش خودداری می کند. تبادل تماسهای چشمی مرحله آغازین ابراز علاقه محسوب میگردد.

چگونه میتوانید او را علاقمند نگهدارید؟

راز چشم ها

موثرترین روش نگاه کردن به همسر آینده تان چیست؟ از او می خواهید برق دلربـایی را در چشمهای شما ببیند؟ مستقیما در چشمهایش نگاه کرده، گویی که می خـواهید او را هیپنوتیزم کنید، لبخند بزنید و با خود بیندیشید: " آنچه را که میبینم دوسـت دارم. " توجه داشته باشید که نگاه شما باید عاری از شهوات نٿسانی باشد چراکه زنها خیلی راحت میتوانند به این موضوع پی ببرند و پیامدش کاملا مشخص است.

بکار بردن موثر و صحیح چـشمها در مـورد یک زن دو هدٿ را دنبال میکند. اول اینکه شما علاقه خود نسبت به او را ابراز می دارید. دوم اینکه میتوانید آنچکه او از طریق تماسهای چشمی سعی در بیانش دارد را تشخیص داده و حدس بزنید. روی بـرگـردانـدن از یک زن بعد از اینکه با او تماس چشمی برقرار نمودید، بیانگر ضعٿ و سستی می باشد. وقتی برای اولین بار با زن مورد علاقه خود تماس چشمی برقرار کردید، اجازه دهیـد کـه او این تماس را قطع کند. ممکن است احساس ناراحتی کنـید، امـا امـتـحان کـنـیـد؛ این روش جواب میدهد!

اغلب زنها می توانند بگویـند که آیا یـک مـرد چشم های خـائن، چشم های دروغگو، چشم های متقلب، چشم هـای مـتــاهل، چشمهای منحرٿ و چشمهای صادق دارد یا خیر.

چنانچه مردی از چشمهایش به صـورتی نادرست استٿـاده کند، مـمـکن اسـت شـانس موٿقیت در برگزیدن همسر مورد علاقه اش را از دست بدهد. زنها قوه درک بالایی دارند. آنها می تـوانند از نگاه یک مرد احساس کنند که آیا او صادق و قابل اعتماد است یا خیـر.

اگر مردی از بـرقرای تـمـاس چشمـی بـا زن مـورد عـلاقـه اش خـودداری کـنـد، پـیـغـامـی میٿرستد مبنی بر نداشتن تجربه کاٿی درمورد زنها،خجالتی بودن و عدم اعتماد بنٿس و اگر خیلی شدید به وی خیره شود، باعث ناراحتی او خواهد شد. مـردانـی کـه تـجـربـه زیادی در مورد زن ها ندارند بصورت شهوانی و نادرست به آنها نگاه میکنند. مردانی کـه نگاهی مطمئن حاوی پیغام " میتوانم ترا داشته باشم!" ، بـه همسر آینده اشان دارند، او را مجذوب خودشان میکنند.

بغیر از اینکه زن هـا دستان یـک مـرد را برای اینکه ببیند آیا حلقه ازدواج دارد یا خیر، نگاه میـکنند، یک دلیل دیگر را نیز دنبال میکنند. اگر انگشت انگشتر یک مرد از انگشت سبابه او بلندتر باشد، مٿهومش این است که سطح تستوسترون ( تستوسترون هورمونی در بدن است که برای تحرکات جنسی، تنظیم مقدار چربی، نگهداری عضلات، تعدیل قند و ٿشار خون و جلوگیری از اٿسردگی مورد نیاز است ) بـالایی دارد. اگـر انـگشـت انـگشتر کوتاه تر از انگشت سبابه باشد، مقدار تستوسترون کمتر از میزان متوسط آن است.

مـردها به سادگی و به اندازه زنها لبخند نمی زنـنـد. اگـر یـک زن خـوشـحـال بـاشـد و یـا احساسات مسرت بخشی را تجربه کند، لبخند میزنـد. در میـهمـانی های ٿامیلی خود اگر دقت کنید کمتر مردی را میـبینید که لبخند بر چهره اش باشد. اغلب آنها طوری بنظر میرسند که گویی از حضورشان در میهمانی خوشنود نیستند.

اٿرادیکه دارای چهره ای مـعمولی هستـند و لبخند میزنند اغلب جذاب تر از مردان خوش قیاٿه و زنـان زیـبـایی هستند که لبخند نمیزنند.

لبخند یک مرد نشان دهنده دلربایی، خوش بینی، مهربـانـی و با احـسـاسی او اسـت و بیانگر آن است که آنچه را که می بینـد دوسـت دارد و از هـمه مـهمتر شخصی است که می توان با او ارتباط برقرار نمود. هنگامیکه ما لبخند میزنیم عضـلات صـورتمان سیستم عصبی را برای تولید هورمون خاصی بنام "مورٿین مغزی" تحریک میـنماید. ایـن هورمون در ما احساسی دلپذیر و آرامش بخش ایجاد میکند. ترشح آن یک اثر بی حـسی نـیز به دنبال خواهد داشت.

اکنون وقت آن رسیده که بیشتر از یک مرد معمولی باشید.

از نقطه نـظر زنها اغلب مردان اٿرادی معمولی می باشند امـا برخی از مردان از لحاظه درجه و رتبه ارجحـیـت دارنـد. زنان کلاس یک مرد را چگونه تعریٿ میکنند؟ کلاس مانـنـدیک رنگین کمان است. زنها نمی دانند که کلاس را چـطـوربـایـد تـعـریٿ کنند، اما وقتی آنرا می بـیـنـنـد مـتـوجه اش میـگردند. یـک تـجـلی خاص بهمراه هر مرد با کلاس وجـود دارد. او طوری رٿتار می نماید که توجه هر زنی را به خـود معطوٿ میکند.

یـک مرد باکلاس هر چیزی را با استیل انجام می دهـد. درعین حال متظاهر و خودنما نمی باشد. او مجبـور نیـست کلاسش را به رخ دیگران بکشد. او به همان اندازه ای کـه بـه خـودش عـلاقه دارد، بـه دیـگران نیز علاقمنـد اسـت. او میتواند متواضع و ٿروتن باشد.از همه مهمتر او با همه زنها با احترام و عزت رٿتار میکند.

یک زن نـیز بعد از این که همسر آینده اش را ملاقات نمود همین مسائل را به یاد خواهد سپرد. اگر چه زنها موارد زیر را نیز در مورد شوهرشان به یاد خواهند داشت:

1- چگونگی برقراری ارتباط اولیه توسط او

2- لباس او

3- ادوکولون او

4- نوشیدنی و غذایی که برای خوردن انتخاب کرد

5- آیا مرد با ادب و با تربیتی بود؟

6- آیا با مردها و زنهای دیگر برخوردی داشت؟ و اگر داشت چگونه

7- آیا او را خنداند؟

قیاٿه زیبا همه چیز نیست

این باور که زنها ٿقط به مردهای خوش تیپ و خوش اندام توجه میکنند اٿسانه ای بیش نیست. مردانی که خود را برای تحت تاثیر گذاشتن دیگران آماده میـکنند، مـهربان و اهل گردش هستند و خوش مشربی خویش را به نمایش می گذارند، کـسـانی هــستند که برای زنان دیگر جنبه رقابتی پیدا می کنند. وقـتـی در مورد آن ٿـکر کـنید، بـه بـسیاری از مسائل پی خواهید برد.

از آنجایی که لباسـها معمولا 95 درصد از بدن یک مرد را میپوشانند، منطقی است که از زنها انتظار داشــته باشید که به آنچه که بر تن دارید توجه کنند. همچنین مردانی که با مـردان و زنـان دیگر معاشرت می کـنـند، نـا امید و اٿسرده بـه نـظـر نـمی رسنـد. زن ها احساسات خود را دنبال کرده و به آنها پاسخ میدهند. خنده برانگیزنده احساس مسرت است، و زنها عاشق خندیدن می باشند. این نکته را هنگامیکه به دنبال همسری برای خود میگردید به ذهن بسپارید

http://www.chavrash.blogsky.com

فاکتورهای جذابیت و زیبایی چهره

فاکتورهای جذابیت و زیبایی چهره

زیـبـایی فیزیکی شـاید در زنان همه چیز نباشد، اما یقینا” یـک عـامــل بسـیار حیاتی میباشد. درست است که ما در قـرن ۲۱ بسر میبریم امـا حقیقت تلخ و بی رحم آنست که اغــــلب زنان به اینکه ظـاهر و جذابیت جسمی آنان در نزد مردان بسیار حائز اهمیت اسـت، واقف میباشند. مردان در رتـبـه بندی زیبـایـی زنـان از فـهرستـی از مشـــخصات بارز فیـزیکـی بـهره مــیگیرند. این ویژگیها و مشخصات جسمی که “زیبا” قلمداد میگردند در واقع شاخصها و علایم باروری، تندرستی و جوانی میباشند که مردان بطور ناخودآگاه آنها را در هنـــگام همسر گزینی در زنان جستجو میکنند. برای مـثـال زنـی کـه (متـاثـر از هورمـون اسـتـروژن) دارای چـانه کـوچـک و نـسـبت دور کمر به  دور باسن پایین است از دید مـردان زیبا بنظر میرسد زیرا این خصایص جسمی نمایانگر باروری خوب، سلامت عمومی و توانایی زایمان است.

در واقع میزان بارور بودن یک زن به سطح هورمون استروژن بدن وی بستگی داشته و سطح بالای این هورمون در زنان خود را بصورت چهره و اندام زیبا نمودار میسازد. تعیین ارزش هر فرد بر اساس زیبایی و جذابیتهای فیزیکی صرف آن فرد گرچه موجب آزردگی خاطر و بی عدالتی مفرط میگردد اما هیچگاه این نوع رویکرد به افراد متوقف نخواهد گشت.

در جامعه معمولا خصوصیات شخصیتی مثبت به زیبا رویان و خصوصیات شخصیتی منفی به  افراد نا زیبا و غیر جذاب نسبت داده میشود. برای مثال یک فرد زیبا و جذاب در عین حال فردی موفق، باهوش، دوست داشتنی، اجتماعی، قابل دسترس، مهیج، خلاق، پر مشغله، با اخلاق، وفادار و مهم ارزیابی میگردد اما یک فرد غیر جذاب از نظر مردم فردی غیر اجتماعی، تنبل، ناموفق، کسل کننده، دروغگو، خلافکار و خیانتکار تعریف میگردد. به خاطر داشته باشید که زیبایی ظاهر و اندامها تنها یکی از فاکتورهای جذابیت بوده و زیبایی ایده آل نیز بندرت در افراد مشاهده میگردد.

فاکتورهای جذابیت زنان از نگاه مردان786
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- علائم جـوانی ( انـرژی، انــعطاف پذیری، پوست هـموار
و شفاف، سرزندگی )

۲- علائم تندرستی ( پوســت شـــفـاف، فـقـدان بـیماری،
تناسب اندام)

۳- بالا تنه (سیـنــه های) بزرگ. سیـنه ها و باسن خوش
فـرم، سـفـت و کـامـلا گـرد. (که نشانه سلامتی و توانایی
تولید مثل میباشند)

۴- نسبت دور کمر به دور باسن. هر چه این میزان کمتر باشد زن جذاب تر و زیبا تر بنظر میرسد. نسبت ۰،۶ تا ۰،۸ نشانه سلامتی و باروری زن بوده و  ۰،۷ ایده آل ترین نسبت میباشد.
787

۵- تقارن در جسم و صورت.
یـــکی از عوامل بسیار مهم در هر
دو جنس محسوب میگردد. تطابق
نیمه راست و چپ بدن.

۵- چهره کودکانه (بیبی فیس) و تخم مرغی شکل.
۶- عدم وجود هر گونه نشان بیماری و یا پیشرفت سن: چین وچروک، موی سر خاکستری، رنگ رخسار نامناسب، لکه های روی پوست، دندانهای ناسالم در تمام جهان نازیبا تلقی میگردد.
۷- موهای براق، ضخیم و پرپشت.
۸- دندانهای سفید، متقارن و بزرگ.
۹- پیشانی بلند تر. (نشانه حجم مغز بیشتر و هوش بالاتر)
۱۰- چشمان درشت با فاصله بیشتر از یکدیگر.
۱۱- ابروهای نازک و تیره.
۱۲- مژه های تیره تر و بلندتر.
۱۳- بینی باریک و کوچک.
۱۴- لبهای پر.
۱۵- صورت باریک.
۱۶- استخوان گونه برجسته  و چانه کوچک.
۱۷- پاهای کشیده و بلند. (البته متناسب با دیگر اجزاء بدن) زانوهای لاغر- بدن بی مو، ناخنهای آراسته و اندکی بلند (و نه ناخنهای مصنوعی!)

* زنان برای افزایش تقارن و برجسته نمودن علایم جوانی و زیبایی و باروری متوسل به: جراحی زیبایی، رژیم غذایی، لوازم آرایشی و آرایشگاهها می گردند.

* بر خلاف تصور مردان زنان لاغر را نمی پسندند بلکه مردان شیفته انحناء، پیچ و خمها و قوسهای ظریف اندام زنان میباشند.

* مردان پوست تیره و سبزه را بیشتر از پوست رنگ پریده و سفید می پسندند.

* مردان ترجیح میدهند با زنی باشند که سنش ۲ سال کمتر از آنان باشد.

* هر اندازه سن مردان افزایش می یابد همسر (جفت) جوانتر و کم سن و سالتر را ترجیح میدهند!

* پیری (سن) مهمترین دشمن زیبایی است. یکی از علایم پیری همانا چین و چروک پوست میباشد که معمولا قرار گرفتن بیش از اندازه در معرض تابش آفتاب مسبب آن است و احتراز از نور خورشید و استفاده از کرمهای ضد آفتاب یکی از راهکارهای اساسی در پیشگیری از بروز چین وچروک میباشد.

نکته: چگونه هنگام عکس انداختن جذابتر بنظر آیید:

۱- اندکی دهان خود را باز نگه دارید.
۲- به پایین نگاه کنید.
۳- موهای خود را از پیشانی کنار بزنید. تا پیشانی شما کاملا نمایان گردد.
۴- اندکی چشمان خود را ببندید.

789
فاکتورهای جذابیت مردان از نگاه زنان
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- حداقل ۱۰ سانتیمتر بلند قامت تر از همسر خود باشد.
۲- نـسـبـت ایـده آل دور کـمر به دور باسن برای مردان ۰٫۹
میباشد.
۳- جسم عضلانی، قفسه سینه بزرگ، تناسب اندام.
۴- استخوان گونه و فک برجسته.
۵- مدل موی منحصر بفرد.
۶- صورت باریک و پوست قهوه ای تر.
۷- نیمه فوقانی صورت عریض تر از نیمه تحتانی باشد.
۸- عدم وجود چین و چروک میان بینی و گوشه دهان.
۹- تقارن در دو نیمه بدن و صورت.
۱۰- پاهای کشیده.
۱۱- موی بدن کم.
۱۲- ناخنهای کوتاه و آراسته.
۱۳- دندانهای سفید، بزرگ و ردیف.
۱۴- چهره کودکانه.

* زنان مردان مسن تر از خودشان را ترجیح میدهند.( بعلت توانایی و استقلال مالی بیشتر)

* میزان سلطه و قدرت مردان تعیین کننده میزان جذابیت و زیبایی آنان نزد زنان میباشد. (توانایی مردان در محفاظت و پشتیبانی از زنان)

* مردان با اجزاء صورت و بدن متقارنتر نیز اسپرمهای بارور تر و سالم تری دارا میباشند.

790
ابعاد و تقارن در چهره ایده آل
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- قانون یک پنجم: صـورت را میتوان با استفاده از پهنای
چـشـم بـه عـنـوان واحـد اندازه گیری به ۵ قسمت مساوی
تقسیم کرد. یک صورت ایده آل به اندازه ۵ چشم پهنا دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

791

۲- خط افقی فرانکفورت: در تصویر نیمرخ خطی که از
روبروی برامدگی پیشــــانی میان دو ابرو آغاز گردیده و تا
چانه امـتـداد مـی یـــابد باید خطی کاملا عمودی باشد.
هنـگامـی کـه خط فــرضی افقی (قرمز) فرانکفورت که از
بالای کانال گوش عبور میکند با کف اتاق موازی گردد در
ایـن حـالت سر در وضعـیـت کــاملا صــاف قـــرار دارد و در
عکس برداری میتوان از آن کمک گرفت.

 

۳- پهنای بینی از قاعده تقریبا باید به اندازه  فاصله  میان دو چشم از
یکدیگر باشد.
۴- طول لب بالا باید ۲ برابر طول لب پایین و چانه باشد.
۵- نوک بینی باید اندکی بسمت بالا متمایل باشد.

 

۶- زاویه میان بینی و صورت: ۳۶ درجه.

 

792_1

 

 

 

 

 

 

 

793

۷- زاویه میان بینی و پیشانی: ۱۲۰ درجه.

 

 

 

 

 

۸- زاویه میان بینی و چانه: ۱۳۰ درجه.

794

 

 

 

 

 

 

 

 

۹- ایده آل ترین چهره:

795

 

منبع:www.mardoman.net

چگونه خاص باشیم؛ نکاتی که شما را برجسته و متفاوت نشان می‌دهد

همه‌ی ما دوست داریم خاص و منحصربه‌فرد باشیم. دوست داریم دیگران را تحت‌ تأثیر قرار بدهیم. اما واقعیت با علاقه‌ی ما کمی متفاوت است. در عمل، بیشتر آدم‌های دور‌‌‌ و بر ما مثل محصولات یک خط تولید هستند. آدم‌هایی شبیه به هم که هرچه بیشتر تلاش می‌کنند خاص باشند، بیشتر به هم شبیه می‌شوند. وقتی خاص بودن دغدغه‌ای همه‌گیر باشد برای متفاوت شدن باید به دنبال خاص نبودن رفت. اوضاع کمی پیچیده شد، اما اصلا نگران نباشید در ادامه می‌خوانید که چگونه می‌توانیم واقعا خاص باشیم.

 


مقاله مرتبط: چگونه بهترین باشیم؛ ۱۷ کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد

۱. خط فکری داشته باشید

چگونه خاص باشیم

بدانید که همه‌ی ما در حقیقت منحصربه‌فرد هستیم

انسان‌ها ویژگی‌های مشابه بسیاری دارند. همه غذا می‌خورند، حرف می‌زنند، با دیگران معاشرت می‌کنند، احساسات مختلفی دارند و… . اما این ویژگی‌های مشترک در بسترهای متفاوتی قرار می‌گیرند و در نتیجه تجربه‌هایی شکل می‌گیرد که مخصوص هر فرد است و او را یکتا می‌کند. پس باور داشته باشید که شما به طور ذاتی خاص و نمونه هستید. حتی دوقلوها نیز دقیقا به یکدیگر شبیه نیستند، اگر هم شباهتی در کار باشد، با گذشتن از صافی تفکر و تجربه، نتیجه‌ای کاملا ناهمگون تولید می‌شود. هیچ‌کس به جای شما زندگی نمی‌کند و نخواهد کرد، پس با اطمینان از اینکه منحصربه‌فرد هستید، سعی کنید افکار خودتان را پیگیری کنید. شما عقاید و راه‌حل‌های خود را در مسائل مختلف دارید و لزومی ندارد که نسبت به بروز آنها واهمه داشته باشید یا آنها را نادیده بگیرید.


مقاله مرتبط: چطور اوریجینال باشیم؟

دنباله‌رو و پیرو نباشید

آزمایش روان‌شناسی معروفی در زمینه‌ی گرایش به پیروی از عقاید عمومی وجود دارد. در این آزمایش سه خط، روی کاغذ رسم شده بود که یکی از آنها به وضوح از سایرین کوچک‌تر بود. از فردی در مورد کوتاه‌ترین پاره‌خط پرسش شد، در حالی‌که سایر افراد از عمد، همگی به اشتباه پاره‌خط دیگری را انتخاب کرده بودند. فرد با اینکه به وضوح می‌دید که کدام خط واقعا کوتاه‌تر است، تنها با تکیه بر باور عمومی، پاسخی اشتباه مانند سایرین داد. این حرکت، نشان از علاقه‌ی انسان‌ها به هم‌رنگ جماعت شدن دارد. وقتی از باورها و نظرات عمومی پیروی می‌کنیم، در حقیقت احساس می‌کنیم از خطر تصمیم‌گیری متفاوت به دور هستیم. برای مثال، رستورانی را در نظر بگیرید که بسیار مشهور است و همه رفتن به آن را توصیه می‌کنند. بیشتر ما تمایل داریم به جای تجربه کردن مکانی جدید به همان رستوران برویم، چون فکر می‌کنیم با احتمال زیاد غذا در آن جا با‌کیفیت است و در نتیجه خود را از تصمیم‌گیری و تفکر بیشتر و عواقب تصمیمات انفرادی، می‌رهانیم. برای خاص بودن نباید بترسید. شجاع باشید. شاید دنبال کردن جمع به شما آرامش خاطر بدهد ولی در نهایت یکی مثل بقیه خواهید بود. اگر می‌خواهید متفاوت باشید، حتما باید انتخاب‌های متفاوت داشته باشید.


مقاله مرتبط: چگونه باکلاس باشیم؛ ۲۶ نکته برای شیک برخورد کردن

به دنبال تفاوت‌های عجیب و غریب نباشید

در این دنیای بزرگ و پهناور به اندازه‌ی موهای سرتان (البته این مثال درباره‌ی دوستان کم‌مو صدق نمی‌کند)، فرهنگ‌ها، رفتارها، باورها و عادت‌های مختلف و گاهی عجیب و غریبی چون خوردن بندپایان در کشورهای شرق آسیا یا پرستش چیزهای عجیب و غریب در امریکای لاتین وجود دارد. پس بدانید در این دنیای بزرگ نهایتا هیچ‌ چیز عجیب و غریبی وجود ندارد و این ادعا بالاخره در جایی عادی تلقی خواهد شد. سعی کنید خودتان باشید، یعنی کسی که افکار و عقاید خودش را دارد و کاملا منحصربه‌فرد و متمایز از هر فرد دیگری است که روی زمین زندگی می‌کند.

اعتمادبه‌نفس داشته باشید

خودتان تصمیم بگیرید و پای تصمیم‌تان هم بایستید. برای این کار باید بر روی راه های افزایش اعتماد به نفس کار کنید. اگر برای هر کاری تعلل می‌کنید و یا سعی دارید از دیگران الگوبرداری کنید، متأسفانه اعتمادبه‌نفس بالایی ندارید. شجاع باشید و اگر به اندازه‌ی کافی قوی نیستید، تلاش کنید خود را تغییر بدهید. قوی شدن کمی زمان می‌برد. می‌توانید با نگاه کردن به زندگی و رفتارهای افرادی که اعتمادبه‌نفس دارند، به رازهای موفقیت‌شان پی ببرید. هیچ‌وقت خودتان را دست‌کم نگیرید، خیلی از کسانی که حتی فکرش را هم نمی‌کنید گاهی اعتمادبه‌نفس کافی ندارند زیرا بالا بردن اعتمادبه‌نفس یک فرایند است، یعنی با شروع مجموعه‌ای از اقدامات لازم برای ارتقای آن، رشد و پیشرفت اندک‌اندک حاصل می‌شود و این مراحل زمان زیادی لازم دارد.چگونه خاص باشیم

به هیچ چیز وابسته نباشید؛ بریدن وابستگی‌ها کمی دشوار است. به خصوص در جوامع امروزی که زندگی ما به گروه‌های مختلفی گره خورده است. اما سعی کنید وابستگی خود را به عادت‌های مختلف از بین ببرید. مثلا برای شروع، مجله‌های مد و زیبایی‌تان را دور بریزید یا کارهایی را که برای خوشایند دیگران انجام می‌دهید، ترک کنید. سعی کنید در مورد وقایع و اخبار، تحلیل ذهنی خود را داشته باشید. لباس‌هایتان را مطابق سلیقه و علاقه‌ی واقعی‌تان تهیه کنید یا از ذائقه‌ی غذایی‌تان خجالت نکشید. شاید ریختن ماست روی ساندویچ کتلت، برای دیگران کمی خنده‌دار باشد، خب باشد، چه اهمیتی دارد وقتی شما از این طعم لذت می‌برید.


مقاله مرتبط: افراد با اعتماد به نفس چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند

به مفهوم منحصربه‌فرد بودن فکر کنید

گاهی بعضی از واژه‌ها برای همه کاملا آشنا هستند و ما هم فکر می‌کنیم مفهوم آنها را به خوبی می‌دانیم. اما اگر از ما خواسته شود که عمیقا به معنی بعضی از این مفاهیم آشنا، فکر کنیم و آنها را توصیف کنیم، کار از نوشتن املای کلمه قسطنطنیه برای یک کلاس اولی هم، سخت‌تر می‌شود. منحصربه‌فرد بودن برای شما چه مفهومی دارد؟ آیا تنها به دنبال تفاوت در طرز پوشش خود هستید یا این خاص بودن را در ابراز عقاید سیاسی و… می‌بینید. شما باید تعریف دقیقی از خاص بودن داشته باشید و بدانید منحصربه‌فرد بودن از نظر شما چیست؟ اگر می‌خواهید بی‌همتا باشید علت آن چیست؟ این نیاز از کجا پیدا شده است؟

۲. خودتان را بشناسید

چگونه خاص باشیم

ارزش‌های مطلوب شما چیست

شما دقیقا چه کسی هستید؟ ارزش‌های شما در دوست‌یابی، مسائل فرهنگی، اقتصادی و غیره چیست؟ فهرستی از ارزش‌های خود در زمینه‌های مختلف تهیه کنید. عناوین به‌دست آمده، تنها لغاتی پوچ و بی‌روح نیستند. اینها ارزش‌های مهمی هستند که در نهایت شخصیت شما را تشکیل می‌دهند و شما با پررنگ کردن آنها می‌توانید نمونه‌ای منحصربه‌فرد و خاص از خودتان باشید.

از اینکه دیگران شما را مورد قضاوت و تمسخر قرار دهند نهراسید

بیشتر ما به خاطر ترسی که از قضاوت دیگران داریم به خودسانسوری روی می‌آوریم. گاهی‌ اوقات حتی آن‌طور که فکر می‌کنیم نیست و دیگران هیچ قضاوتی درباره‌ی ما ندارند. و در حقیقت هیچ‌کس حتی به رفتار ما فکر هم نمی‌کند و ما با اهمیت دادن بیش از حد به نظر دیگران، بیهوده خودمان را آزار می‌دهیم. بعضی مواقع نیز دیگران واقعا ما را قضاوت می‌کنند و یا حتی تمسخر. در این صورت، بهترین کار این است که دلیل را از آنها جویا شویم، بی‌پرده سخن بگوییم و نگذاریم احساسات بد در قلب‌مان تبدیل به عقده و سیاهی شود. وقتی کاری انجام می‌دهید و یا حرفی می‌زنید که معقول است، از هیچ‌کس و هیچ چیز نترسید. خجالت نکشید و خود را متوقف نکنید. اینجا شما مقصر نیستید، بلکه مقصر کسی است که به خود اجازه می‌دهد امنیت محیط شما را با رفتار ناشایست و تمسخرآمیز بر هم زند.


مقاله مرتبط: جزئیاتی که مردم بر اساس آنها شخصیت شما را قضاوت می‌کنند

برای خود هدف تعریف کنیدچگونه خاص باشیم

وقتی ارزش‌های اصلی و مورد قبول خود را شناسایی کردید، به سراغ تعریف اهداف‌تان بروید. می‌خواهید چه کسی باشید؟ می‌خواهید چه کار کنید؟ دوست دارید هر روز که از خواب برمی‌خیزید چه حسی داشته باشید؟ چگونه می‌توانید به اهداف‌تان برسید؟ هیچ‌کس در این دنیا شبیه شما نیست. سعی کنید به نسخه‌ی ایده‌آل از شخصیت منحصربه‌فردتان تبدیل شوید. کاری که دوست دارید انجام بدهید. به دنبال شغل رؤیاهایتان بروید. می‌خواهید یک جهان‌گرد باشید؟ خب شروع کنید! کسی جلودار شما نیست. بدانید که در بیشتر مواقع خودتان اولین و بزرگ‌ترین مانع برای رسیدن به آرزوهایتان هستید. گام اول برای دست‌یابی به آرزوها، شناسایی اهداف است. اهداف به حرکت شما جهت می‌دهند. شما سایه‌ی هیچ‌کس نیستید، بلکه فردی مستقل هستید.


مقاله مرتبط: چگونه هدف تعیین کنیم؟

تحت تأثیر عواطف و احساسات دیگران قرار نگیرید

تمرکز زیاد بر کارها و صحبت‌های دیگران شما را از خودتان دور می‌کند. یادتان باشد که احساسات، خیلی راحت سرایت پیدا می‌کنند و معاشرت با گروهی از افراد، بعد از مدتی شما را شبیه آنها می‌کند. البته گاهی این احساسات تأثیر مثبت دارد ولی با این وجود، نباید احساسات درونی خود را نادیده بگیرید؛ حتی اگر جمعی که در آن هستید، بسیار ارزشمند و فوق‌العاده است. در نهایت این شما هستید که برای خود تصمیم می‌گیرید.


مقاله مرتبط: ۹ نشانه‌ رفتاری کسی که با احساسات شما بازی می‌کند

ضمن حفظ عقاید خود، نظرات دیگران را هم بشنوید

الکی چیزی نگویید. در این جور مواقع می‌گویند: «یه چیزی گفتم که یه چیزی گفته باشم»، این عبارت خنده‌دار بسیار مضر است. قبل از هر گفت‌و‌گویی به آنچه می‌گویید فکر کنید. حرف‌تان را در دهان مزه‌مزه کنید و بعد شروع به صحبت کنید. به صحبت‌های سایرین به دقت گوش بدهید و در آنها تأمل کنید. باور کنید گاهی اگر سکوت کنید کسی نگران قوّه‌ی تکلم شما نخواهد شد. اما وقتی با فکر و منطق با دیگران وارد بحث می‌شوید، تجربه‌ی هیجان‌انگیزی می‌سازید که هم مفرح است و هم آموزنده. غیبت کردن، کار بسیار زشتی است. اما نمی‌توان کتمان کرد که همه‌ی ما در آن بسیار وارد هستیم و جلوگیری از وسوسه شدن برای ارتکاب به آن خیلی سخت است. گاهی اوقات نیز ما فقط برای همراهی کردن جمع وارد بحث غیبت می‌شویم و توان کافی برای مخالفت با جمع را نداریم. در این مواقع باید با جرئت نظر اصلی خود را مطرح و با دیگران مخالفت کنیم.


مقاله مرتبط: چطور یک شنونده‌ی سراپا گوش باشیم؟

مستقل بیندیشید

هیچ‌وقت دنباله‌روی تفکرات دیگران نباشید، حتی اگر آنها والدین یا دوستان شما هستند. مستقل فکر کنید، کنجکاو باشید و سؤال کنید. در مورد همه چیز دقیق باشید. اگر سؤالی دارید حتما مطرح کنید. مهم نیست، این پرسش درباره‌ی عقاید دینی است یا چیزهای ساده و کم‌اهمیتی چون سبزیجات. در هر صورت بپرسید و سعی کنید به جمع‌بندی خاص خود برسید. اگر در مورد سیاست، ورزش یا موسیقی و… با دوستان‌تان هم‌عقیده نیستید، اصلا لزومی ندارد سکوت کنید. به نظر خود اعتماد و افتخار کنید. مستقل اندیشیدن از گام‌های اصلی رشد و تعالی است.


مقاله مرتبط: چطور به یک متفکر انتقادی تبدیل شویم؟

۳. عمل‌گرا باشید

چگونه خاص باشیم

بازی در نیاورید

گاهی اوقات به دلیل میلی که انسان به پذیرش از سمت جمع دارد، سعی می‌کند طوری رفتار کند که مورد قبول واقع شود. در این راه خودش را سانسور می‌کند یا طوری عمل می‌کند که تأیید دیگران را جذب کند. فردی را در نظر بگیرید که مرتب می‌گوید: «من چاق هستم» و هدفش جلب توجه سایرین برای رد کردن این موضوع است. دوست دارد همه بگویند: «نه تو چاق نیستی». این حرکت بسیار غیرعقلانی و نادرست است. چرا سعی می‌کنید با جذب تأیید غیرواقعی بر آنچه که هست، سرپوش بگذارید. همانی باشید که می‌اندیشید. با تحریف حقیقت به خاص بودن خود پشت می‌کنید.


مقاله مرتبط: چرا صداقت داشتن مهم است

مطابق میل خود لباس بپوشید

سعی نکنید چیزی بپوشید که تحسین دیگران را جلب کند. مثلا از مد و لباس‌های رایجی که دوست ندارید، به هیچ‌وجه استفاده نکنید. چیزی بپوشید که مطابق شخصیت و سلیقه‌ی شماست. اگر کورکورانه از مد تبعیت کنید مثل حلزونی می‌شوید که لاک یک لاک‌پشت را حمل می‌کند. آیا او یک حلزون خاص است؟ قطعا خیر، در پاسخ باید بگوییم او حلزونی بی‌هویت و خنده‌دار است. البته همه‌ی اینها به معنای زیر سؤال بردن ارزش مد نیست. دیدگاه ما نسبت به مد، آن را ارزشمند یا بی‌ارزش می‌سازد. در واقع هر فرد باید با در نظر گرفتن علاقه، سلیقه‌ و البته اندام‌ خودش، لباس انتخاب کند. به‌ویژه در عصر حاضر، که گزینه‌های متعددی در دنیای مد و لباس پیش رو است. با انتخاب درست لباس، می‌توان کاملا منحصربه‌فرد و خاص شد.


مقاله مرتبط: ارتباط بین طرز لباس پوشیدن و نوع شخصیت شما

پای حرف خود بایستید

با نادیده گرفتن تنفر دیگران بدانیم که چگونه خاص باشیم

در بحث‌ها نظر بدهید و از ابراز عقیده نهراسید. پای آنچه می‌گویید بایستید و از مخالفت با دیگران واهمه نداشته باشید. البته این به معنای جدل با سایرین نیست. ضمن اینکه به دیگران گوش می‌دهید، عقیده‌ی خود را بگویید و با آغوش باز نظرات بهتر را بپذیرید.

کسانی که از شما متنفر هستند را به حال خود بگذارید

قبول کنید که همه شما را دوست ندارند و گاهی برخی به شما حسادت می‌کنند. این یعنی شما چیزی برای ابراز دارید که موجب حسادت یا تنفر شده است. از این نفرت نترسید. اگر به دنبال تأیید و علاقه‌ی همه‌ی افراد باشید، طبیعی است که نمی‌توانید کاری از پیش ببرید و همیشه از اینکه کسی شما را تأیید نکند و یا دوست‌تان نداشته باشد، واهمه خواهید داشت. مخالفت و گاهی نفرت سایرین نشان می‌دهد که شما خاص هستید و خودتان را به دیگران ثابت کرده‌اید.


مقاله مرتبط: ۱۰ فرد سمّی که باید به هر قیمتی از آنها دوری کنید

تجربه‌های جدید پیدا کنید

نسبت به فعالیت‌های جدید و متنوع خوش‌بین باشید و در انجام آنها شجاعت به خرج بدهید. وقتی کودک هستید، انتخابی جز برنامه‌های والدین ندارید. اما حالا که بزرگ شده‌اید پس منتظر چه هستید؟ ببینید چه چیزی دوست دارید و آن را پیگیری و اجرا کنید. سعی کنید هر هفته یک کار جدید در برنامه‌ی خود داشته باشید. انجام کارهای جدید بستگی به سلیقه، توانایی و امکانات شما دارد. می‌توانید یک غذای جدید را امتحان کنید یا به کار داوطلبانه برای نجات خرس‌های پاندای رو به انقراض بپیوندید.

مدام در حال یادگیری باشید

چیزهای جدید یاد بگیرید. هر چقدر هم مطالعه کنید باز هم کم است. در مورد مباحث مختلف کتاب بخوانید. حتی موضوعاتی که برای‌تان چندان جالب نیستند. با این کار افق دید شما وسیع‌تر می‌شود و کم‌کم، عشق شما به مطالعه زیاد می‌‌شود. مثلا همین اینترنت، می‌تواند منبعی بی‌کران از موضوعات گوناگون باشد. هر چه دانش بیشتری کسب کنید، خاص‌تر و منحصربه‌فردتر می‌شوید و دیگر لازم نیست که بپرسید: «چگونه خاص باشیم؟»


مقاله مرتبط: چطور هر چیزی را یاد بگیریم و از یادگیری آن لذت ببریم؟

آنچه را که واقعا دوست دارید، انجام بدهید

ورزش یا تفریحی را که دوست دارید، در برنامه‌ی خود بگنجانید. وقتی کاری را که دوست دارید انجام می‌دهید، با افرادی ملاقات می‌کنید که به شما شبیه هستند و می‌توانند گزینه‌ی خوبی برای دوستی با شما باشند. با داشتن دوستان این‌چنینی شادتر می‌شوید و انرژی بیشتری در زندگی‌تان به‌وجود می‌آید. شهامتی را که در پیگیری علایق خود دارید، در مورد آنچه نمی‌پسندید نیز ابراز کنید. مثلا وقتی دوستان‌تان به شما پیشنهاد کوه‌نوردی می‌دهند و دوست ندارید آنها را همراهی کنید، خیلی ساده بگویید: «من نمیام» و در عوض کاری را که دوست دارید، دنبال کنید.

فراموش نکنید که به خودتان احترام بگذارید، بدانید که شما مخلوقی خاص، برای پروردگار خود هستید. توصیه‌های گفته‌شده، تنها برای این مطرح شد که ارزش‌های خود را بشناسید، به آنها عمل کنید و بدانید که همه‌ی ما خاص، زیبا و مهم هستیم و با کشف نیروهای درونی خودمان، می‌توانیم سنگین‌ترین کوه‌ها را هم جابه‌جا کنیم.

چگونه مهربان باشیم در:

http://chetor.com/33700-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d9%87%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85/

منبع:chetor.com

چطور قدرتمند و نفوذناپذیر باشیم؟

تمایل به قدرت غریزه‌ای انسانی است، اما عده‌ی کمی از مردم آن را به دست می‌آورند. بیشتر ما به‌صورت خودخواسته قدرت را کنار می‌گذاریم یا با عدم تلاش برای دستیابی به آن، شانس خود را برای قدرتمند شدن از دست می‌دهیم. جفری ففر (Jeffrey Pfeffer)، استاد کسب و کار دانشگاه استنفورد، در کتابی با عنوان «قدرت: چرا بعضی از مردم آن را دارند و بعضی نه؟» می‌گوید، اینکه برخی از مردم برای رهبری زاده‌ شده‌اند و بعضی نه، افسانه‌ای است که نباید باورش کنیم، چون همه می‌توانند با تغییر دیدگاه‌ها یا روش‌های خود به قدرت برسند. در ادامه، با نگاهی به این کتاب، به نکاتی درباره‌ی اینکه چطور می‌توانیم قدرتمند شویم اشاره خواهیم کرد.

 


مقاله مرتبط: قدرت چیست و چگونه می‌توان از آن درست استفاده کرد

۱. نقش درست را برای خود پیدا کنید

چطور قدرتمند شویم - نقش درست را برای خود پیدا کنید

اگر خود را در موقعیتی طبیعی قرار دهید، قدرت هم به نظرتان طبیعی خواهد آمد. به عبارت دیگر، برای داشتن شخصیت قوی، بهتر است اول کاری را پیدا کنید که در انجام آن احساس راحتی می‌کنید و بعد خود را در آن نقش قدرتمند کنید. نکته مهم‌تر این است که باید خود را در یک موقعیت رهبری قرار دهید، حتی اگر آن موقعیت مستقیما در ارتباط با حوزه‌ی تخصصی شما نباشد، چرا که شما قرار است قدرت را در «درون» خود بسازید. مثلا، برای قدرتمند‌تر شدن در محل کار می‌توانید رهبری گروهی کوچک در باشگاه محله را بر عهده بگیرید. این یعنی شما خود را در موقعیتی قرار می‌دهید که شخصیت قدرتمندی در درون‌تان شکل بگیرد و سپس این شخصیت جدید (یا شکوفا شده) به شما در سایر حوزه‌های زندگی کمک می‌کند.

۲. قبل از فرو رفتن در نقش به آن تظاهر کنید

شاید شما هم از بزرگتر‌های‌تان شنیده باشید که برای به دست آوردن یک خصوصیت باید آنقدر روی آن تمرکز کنید که «ملکه‌ی ذهن‌تان» شود. منظور ما هم دقیقا همین عبارت قدیمی است. اگر ویژگی‌های یک انسان قدرتمند را ندارید، آنقدر به داشتن آنها تظاهر کنید تا در وجودتان «ته‌نشین» شوند. از ایجاد تغییر یا ریسک‌کردن نترسید؛ حتی اگر هم می‌ترسید تظاهر کنید که نمی‌ترسید.

جفری ففر در کتابش می‌گوید:«با گذشت زمان، انسان بیشتر شبیه اعمالش می‌شود، مطمئن به خود و‌ با اعتماد به نفس شده و بیشتر به درستی آنچه می‌گوید ایمان می‌آورد.»

از سوی دیگر، قدرت مثل یک چرخه است؛ وقتی دیگران شما را قدرتمند‌ ببینند، با شما مثل یک انسان قدرتمند برخورد کرده و حتی قدرتی را که در واقع ندارید به شما «اعطا» خواهند کرد.

۳. تصویر خود را با دقت بسازید

در راه قدرتمند‌تر شدن، ذهن مخاطب مانند موم در دستان شماست. این شما هستید که تصویر خود را آنگونه که دلخواه‌تان است و نه لزوما آنطور که هستید، در ذهن او می‌سازید. هر چه این تصویر محکم‌تر، دقیق‌تر و بابرنامه‌تر ساخته شود، شما در نظر دیگران قدرتمند‌تر جلوه خواهید کرد. جفری ففر می‌گوید:

«بهترین مثال در این مورد چگونگی حرکت و رشد اوباما در دنیای سرسخت شیکاگو و بعد سیاست سرسخت ایلینویز است. حرکتی که نشان می‌دهد اوباما از همان ابتدا به سختی تلاش کرده است تا هویتی سیاسی برای خود بسازد که برای او مفید باشد.»


مقاله مرتبط: چطور از قدرت ضمیر ناخودآگاه برای موفق شدن استفاده کنیم

۴. از ژست‌های قدرتی غافل نشوید

چطور قدرتمند شویم- از ژست‌های قدرتی غافل نشوید

زبان بدن در واقع بخش زیادی از کار را برای شما انجام می‌دهد (برخی از کارشناسان می‌گویند ارتباط غیرکلامی ۹۰ درصد از کل ارتباط را شامل می‌شود)، به همین دلیل است که ایده‌ی «ژست قدرتی» مطرح شده است. حالت بدن شما نه تنها روی دیگران، بلکه روی مغز خود شما هم اثر دارد.

در همین زمینه،‌ محقق دانشگاه MIT، اندی یاپ (Andy Yap)، می‌گوید نحوه‌ی ایستادن یا نشستن ما می‌تواند هم به خودمان و هم آدم‌های اطراف‌مان این احساس را بدهد که قدرتمند هستیم. یاپ به خصوص از «ژست‌های جاگیر» نام می‌برد که منظورش حالت‌های بدنی افرادی است که موقع ایستادن یا نشستن با گذاشتن دست‌ها روی کمر یا باز کردن پاها و بازوهایشان جای زیادی اشغال می‌کنند. او می‌گوید:

«آدم‌هایی که ژست‌های قدرتمند می‌گیرند افزایش تستوسترون، کاهش کورتیزول و افزایش احساس قدرتمندی را تجربه می‌کنند. اینکه انسان می‌تواند با گرفتن دو حالت ساده‌ی سریع قدرت را تجسم کرده و بلافاصله قدرتمند‌تر شود، چیزی است که در دنیای واقعی انجام و ثابت شده است.»

دانشمندان با بررسی تأثیر این تغییرات هورمونی می‌گویند تمام اینها با منزلت، رهبری و برتری مرتبط هستند.

فقط کافی است فضای بیشتری اشغال کنید.

۵. بزرگ حرف بزنید!

چطور قدرتمند شویم- بزرگ حرف بزنید

اگرچه توجه به جزئیات مفید است، اما موقع حرف‌زدن بزرگ فکر کنید و کلی حرف بزنید. این امر باعث می‌شود افراد احساس کنند قدرتمند‌تر هستید. پژوهشگران دریافته‌اند وقتی افراد از عبارت‌های انتزاعی و جملات و پارگراف‌های کوتاه استفاده می‌کنند، مخاطبان بیشتر از زمانی که الفاظ دقیق و محکم به کار ببرند آنها را نیرومند تصور می‌کنند.

۶. تماس چشمی را تحت کنترل داشته باشید

چطور قدرتمند شویم- تماس چشمی را تحت کنترل داشته باشید

دانشمندان علوم اجتماعی دریافته‌اند افراد با موقعیت اجتماعی پایین‌تر بیشتر به برقراری تماس چشمی تمایل دارند. علت این مسئله احتمالا آن است که افراد با موقعیت اجتماعی بالاتر نیاز چندانی به تأیید گرفتن از دیگران نداشته و اهمیت زیادی به واکنش فرد دیگر نمی‌دهند. در عین حال، آدری نلسون (Audrey Nelson)، نویسنده‌ی کتاب «روان‌شناسی امروز»، می‌گوید افراد قدرتمند از شکستن تماس چشمی هم هراسی ندارند: «پژوهش‌ها نشان داده‌اند که افراد مسلط‌تر، به دفعات بیشتری تماس چشمی را قطع می‌کنند.» در اینجا هم مثل یافته‌ی اندی یاپ، مقدار فضایی که نگاه فرد اشغال می‌کند در ذهن فرد مقابل تصویری از میزان موقعیت اجتماعی او به وجود می‌آورد.

۷. «قانون کتانی قرمز» را به یاد داشته باشید

چطور قدرتمند شویم- قانون کتانی قرمز را به خاطر داشته باشید

از فکر کردن خارج از چارچوب و شکستن بعضی قوانین کوچک بی‌اهمیت اجتماعی نترسید. ابداعات و اختراعات معمولا با کنار زدن همین قوانین و چارچوب‌ها به وجود آمده‌اند. در عین حال، این کار باعث می‌شود در چشم دیگران چنین به نظر بیاید که شما آنقدر قدرت دارید که می‌توانید، بدون آنکه مشکلی پیدا کنید، قوانین را بشکنید.

محققان دانشکده‌ی بازرگانی هاروارد در پژوهشی به این نتیجه رسیده‌اند که گاهی «انگشت‌نما شدن» می‌تواند اثر مثبتی داشته باشد. آنها می‌گویند:

«تحت شرایط خاص، رفتارهای نامنطبق با دیگران می‌تواند بیشتر از تلاش برای سازگار شدن با سایرین مفید باشد و شما را در چشم دیگران با وضعیت اجتماعی بالاتر و شایستگی بیشتر نشان دهند.» (به‌عنوان مثال از پوشیدن کتانی قرمز در یک موقعیت حرفه‌ای نام برده‌اند).

احتمالا به خاطر همین است که مارک زوکربرگ خیلی راحت گرمکن کلاه‌دار می‌پوشد و کسی هم به او خرده‌ای نمی‌گیرد. مسئله اینجاست که بیشتر ما همیشه سعی می‌کنیم خودمان را با هنجارهای اجتماعی تطبیق دهیم و به همین خاطر وقتی کسی این کار را نمی‌کند، احساس می‌کنیم لابد موقعیت اجتماعی خاصی دارد که برایش مهم نیست دیگران درباره‌ی او چه فکری بکنند.

دقت کنید منظور ایجاد هرج و مرج نیست. در واقع، انتخاب قانونی که بتوان بدون آسیب‌ رساندن به محیط آن را شکست، بسیار اهمیت دارد. با دقت مشاهده کنید و ببینید در جاهایی که امکان برخی بهبودها هست چطور می‌توانید با کنار زدن قوانین تغییری ایجاد کنید و محدودیت‌های غیرضروری را کنار بزنید.

۸. شبکه‌‌ای قدرتمند و مؤثر برای خود بسازید

چطور قدرتمند شویم- شبکه‌ای قدرتمند و موثر برای خود بسازید

حتی اگر بین مردم شهرت خوبی داشته باشید، باز هم بهتر است نسبت به رابطه با کسانی که در موضع قدرت قرار دارند توجه ویژه‌ای به خرج دهید. در واقع، باید به دنبال چنین افرادی باشید، چون ایجاد ارتباط با افراد درست، کار شما را برای قرار گرفتن در مسیر قدرت هموارتر می‌کند.

شاید این یکی از معدود قانون‌های دنیا باشد که از روزگار گذشته تا به امروز تغییری نکرده است؛ هرچه شبکه‌ی گسترده‌تری از دوستان، آشنایان یا همکاران داشته باشید، قدرتمندتر هستید. البته شاید فکر کنید این به معنای آن است که باید کاری کنید همه دوست‌تان داشته باشند، اما اشتباه می‌کنید.

۹. فکر نکنید همه باید شما را دوست داشته باشند

چطور قدرتمند شویم- قرار نیست همه شما را دوست داشته باشند

حتما شما هم آدم‌های زیادی را می‌شناسید که خیلی‌ها از آنها متنفر هستند یا دوست‌شان ندارند، اما قدرتمند هستند. جفری ففر می‌گوید:

«لری سامرز (Larry Summers)، وزیر خزانه‌داری بیل کلینتون، رئیس دانشگاه هاروارد و رئیس سابق شورای اقتصاد ملی پرزیدنت اوباما، اغلب به‌عنوان آدمی بدخلق، رک و نه چندان حساس توصیف می‌شود… [اما] این شهرت نه تنها به او صدمه نزده، بلکه به او کمک هم کرده است.»

البته، منظورمان این نیست که با دیگران رفتار بدی داشته باشید یا به احساسات آنها اهمیتی ندهید؛ صرفا می‌گوییم وقتی زنجیر این تفکر را که همه باید دوست‌تان داشته باشند از دست و پای ذهن‌تان باز کنید، احساس قدرتمندی بیشتری خواهید داشت. بدانید چه می‌خواهید و بدون توجه به موافقت یا عدم موافقت دیگران آن دنبال کنید. در عین حال هرگز کاری را تنها به خاطر اینکه «همه» آن را انجام می‌دهند یا کار «محبوب»ی است انجام ندهید.

از سوی دیگر، بسیار اهمیت دارد که در حال انجام کار مدام آن را «در بوق و کرنا» نکنید! این کار باعث می‌شود دیگران احساس کنند به دنبال تأیید سایرین هستید و در نتیجه در ذهن آنها از قدرت شما کاسته شود.

۱۰. از ایجاد درگیری و نشان دادن عصبانیت نترسید

چطور قدرتمند شویم- از نشان دادن عصبانیت نترسید

وجود اختلاف اجتناب‌ناپذیر است؛ بنابراین، فرار کردن از آن چندان منطقی نیست. تا جایی که می‌توانید کارها را با منطق و آرامش پیش ببرید، اما در عین حال از ابراز خشم خود نیز نترسید. عصبانیت از پشیمانی و اندوه بهتر است. ابراز خشم به معنای بی‌رحمی نیست، بلکه نشان می‌دهد افراد نمی‌توانند شما را دور بزنند.

جفری ففر می‌گوید:

«پژوهش‌ها نشان می‌دهند افرادی که عصبانیت خود را ابراز می‌کنند مسلط‌تر، قوی‌تر، شایسته‌تر و باهوش‌تر به نظر می‌آیند. این پژوهش‌گران دریافته‌اند در موقعیت‌های منفی، حاضران احساس می‌کنند افرادی با موقعیت اجتماعی بالاتر بیشتر احساس عصبانیت می‌کنند و افراد غمگین که احساس گناه می‌کنند و موقعیت اجتماعی پایین‌تری دارند به جای عصبانیت، احساس اندوه و گناه دارند.»


مقاله مرتبط: انواع قدرت در رهبری و کاربرد آن برای مدیران

۱۱. در نهایت؛ از وجود دشمن نترسیدچطور قدرتمند شویم- از دشمن داشتن نترسید

بله، باید تمام تلاش خودتان را به کار ببرید تا با سایرین کنار بیایید، اما شما نمی‌توانید همه را راضی نگه دارید و همان‌طور که گفتیم، قرار هم نیست همه شما را دوست داشته باشند. از مواجه شدن با «روی دیگر» آدم‌ها نترسید. اگر قرار باشد همیشه خودتان را با انتظار سایرین تطبیق دهید هرگز قدرت و موقعیتی برای خود به دست نخواهید آورد.

به طور کلی،مؤدب باشید، فکرتان را باز نگه دارید و هر جا لازم باشد آماده‌ی همکاری باشید؛ در عین حال، برای انجام دادن کار درست از دلخوری کسی نترسید.

منبع:chetor.com

چگونه محبوب باشیم؛ ۲۱ توصیه‌ برای جا باز کردن در دل دیگران

برای اینکه بدانیم چگونه محبوب باشیم، ابتدا باید بفهمیم آدم‌های محبوب چه ویژگی یا ویژگی‌های مشترکی دارند. آیا لباس‌های شبیه به هم می‌پوشند؟ مدل موهایشان شبیه یکدیگر است؟ آیا همگی خوش‌قیافه هستند؟ البته که نه! آنها مهره‌ی مار هم ندارند و از هیچ جادویی برای محبوبیت استفاده نکرده‌اند. آدم‌های محبوب در هر گوشه‌ای از جهان وجود دارند و از موقعیت اجتماعی‌شان در مدرسه، دانشگاه، محل کار و هر جای دیگری لذت می‌برند. شما هم اگر می‌خواهید به جمع آدم‌های محبوب ملحق شوید، باید روی سه چیز کار کنید؛ دیده شدن، معاشرتی بودن و مشارکت کردن. آن وقت هر جا که بروید، محبوب قلب‌ها می‌شوید و خواهید دید که همه به شما لبخند می‌زنند.

 


مقاله مرتبط: افراد دوست داشتنی چه ویژگی‌هایی دارند

برای محبوب بودن کافی است این مراحل را دنبال کنید:

گام اول: دیده شدن

۱. اعتمادبه‌نفس داشته باشیدچگونه محبوب باشیم و دیده شویم

هیچ‌کس کامل نیست؛ بنابراین شما هم برای محبوب بودن نیازی ندارید کامل باشید، حتی اگر احساس می‌کنید از ایده‌آل فاصله‌ی زیادی دارید، باز هم اولین گام به سوی کسب اعتمادبه‌نفس این است که خود را باور داشته باشید.

  • خودتان را پنهان نکنید. اگر فرصت مناسبی یافتید، بلند شوید و خودتان را در جمع مطرح کنید. اگر تمام مدت نگران این باشید که دیگران چگونه شما را می‌بینند و چه فکری درباره‌ی شما می‌کنند و پشت سر شما چه می‌گویند، هرگز نمی‌توانید قدم مثبتی بردارید یا حتی از شرِ این افکار راحت شوید. به جای آن، همان کسی که هستید و همان کاری را که می‌کنید عاشقانه دوست داشته باشید. اگر خودتان را دوست داشته باشید، دیگران هم از همراهی با شما لذت خواهند برد.
  • در مدرسه و دانشگاه هم خودتان را نشان دهید. برای پاسخ‌گویی به پرسش‌ها داوطلب شوید و تکالیف‌تان را سر وقت تمام کنید. در این صورت مورد توجه مثبت دیگران قرار می‌گیرید. هرگز از حرف زدن نترسید!
  • حتی اگر اعتمادبه‌نفس ندارید باز هم طوری رفتار کنید که انگار سرشار از اعتمادبه‌نفس هستید، این اولین گام به سوی داشتن احساس خوب است.
  • اعتمادبه‌نفس رابطه‌ی مستقیمی با زبان بدن دارد؛ پس موقع راه رفتن سرتان را بالا بگیرید و دست‌هایتان را در طرفین بدن نگه دارید. قوز هم نکنید.
  • اعتمادبه‌نفس‌تان را با پیشرو بودن در کارهایی که تمایل به انجام‌شان دارید و البته ایجاد علایق جدید تقویت کنید. اگر چیزی را که واقعا به آن اهمیت می‌دهید در زندگی پیدا کنید، حس خوبی نسبت به خودتان خواهید داشت.

مقاله مرتبط: ۱۰ کاری که افراد با اعتماد به نفس بالا هرگز انجام نمی دهند

۲. در جمع‌ها حضور پیدا کنید

چنین حضوری یعنی تمایل به خروج از محدوده‌ی امنی که برای خودتان درست کرده‌اید. اگر آدم محبوبی نیستید، به این خاطر است که با انجام کارهایی که افراد محبوب تمایل به انجام‌شان دارند، راحت نیستید؛ کارهایی مانند:

  • گفت‌وگو کردن، تعریف جُک و در کل برقراری ارتباط با آدم‌ها. به خاطر داشته باشید افراد محبوب به این خاطر محبوب هستند که دیگران آنها را می‌شناسند و به آنها توجه می‌کنند.
  • اگر هنوز آن آدم محبوبی نیستید که در ذهن‌تان تصور کرده‌اید، پس منتظر نمانید کسی جلو بیاید و با شما صحبت کند، شما پا پیش بگذارید. جلو بروید و به سراغ کسانی هم بروید که قبلا با آنها صحبت نکرده‌اید.
  • اصلا شاید شما شخصیت درون‌گرا، خجالتی یا آرامی داشته باشید؛ اما برای دست‌یابی به آنچه می‌خواهید، باید روش برخوردتان را با دیگران تغییر دهید. به خودتان بگویید من می‌توانم!
  • شاید در ابتدا و پیش از آنکه در این کار مهارت پیدا کنید، این‌طور به نظر برسد که آدم سطحی یا مقلدی هستید، اما به خاطر داشته باشید که خودتان بودن، در حقیقت یعنی دانستن آنچه واقعا از زندگی می‌خواهید.

مقاله مرتبط: چطور سر صحبت را باز کنیم؟

۳. روش خودتان را پیدا کنید

برای جلب توجه مجبور نیستید موهایتان را صورتی یا روی صورت‌تان تاتو کنید! تنها کاری که باید انجام دهید، این است که ظاهر و روش ویژه‌ی خودتان را پیدا کنید. بگذارید همه ببینند شما با خودتان راحت هستید.

  • به دنبال ظاهری باشید که در آن احساس راحتی کنید. فرقی نمی‌کند ظاهر رسمی داشته باشید یا تیپ نوجوانانه یا حتی خاص! ظاهرِ مناسبی انتخاب و آن را مال خود کنید.
  • مجبور نیستید لباس‌های روی مُدی را بخرید که این روزها همه می‌پوشند، مگر اینکه فکر کنید در آن لباس واقعا خوب به نظر می‌رسید و راحت هم هستید. اگر همان مدلی را بخرید و بپوشید که همه در مدرسه و دانشگاه می‌پوشند، ولی این مدل اصلا به شما نیاید، باز هم همه‌ی نگاه‌ها به سوی شما برمی‌گردند، البته نه آن‌طور که می‌خواستید!
  • به ظاهرتان اعتماد داشته باشید. مدام خودتان را در هر آینه‌ی سرِ راه‌تان نگاه نکنید، به هر کسی که می‌رسید، در مورد ظاهرتان نپرسید، اگر این کارها را انجام دهید، مردم می‌فهمند شما به خودتان شک دارید.
  • اینکه به ظاهر خود توجه می‌کنید عالی است، اما اگر این‌طور به نظر برسد که بیش از حد تلاش می‌کنید دوست‌داشتنی جلوه کنید، بدتر از این است که انگار اهمیتی نمی‌دهید. پس اگر واقعا اهل مدل موهای عجیب و غریب و آرایش و… نیستید، سروصورت خودتان را با این چیزها پُر نکنید. اگر خوش‌تان نمی‌آید یقه‌ی کت و کاپشن‌تان را بالا بدهید و دست‌هایتان را در جیب فرو کنید، تنها به این خاطر که همه این کار را می‌کنند، شما انجامش ندهید.

مقاله مرتبط: چطور اوریجینال باشیم؟

۴. ریسک کنید

برای محبوب بودن باید در سطحی از روابط اجتماعی که چندان در آن راحت نیستید، چندین بار فرصت برقراری ارتباط پیدا کنید؛ بنابراین آماده‌ی کارهای شجاعانه باشید!

  • ریسک کنید! با کسی صحبت کنید که هرگز او را ملاقات نکرده‌اید، به مهمانی‌هایی بروید که دعوت می‌شوید، حتی اگر بیشتر مهمان‌ها را نمی‌شناسید، با اظهارنظرهای خوب، خود را در جمع متمایز کنید.
  • اگر به ریسک کردن عادت کنید (البته بدون اینکه خودتان را به خطرِ کارهای عجیب و غریب بیندازید) مسلما بیشتر جلب توجه خواهید کرد.

مقاله مرتبط: نگذارید این ترس ها موفقیت شما را تهدید کنند

۵. طوری رفتار نکنید که انگار اهمیتی نمی‌دهید

اگر طوری این طرف و آن طرف بروید و رفتار کنید که انگار مثلا زیادی برای این مدرسه یا دانشگاه خاص هستید، همه نظرشان به شما جلب خواهد شد، اما نه به شیوه‌ای مطلوب. هر چند که شاید نخواهید سوگلیِ معلم و استاد باشید و هر پرسشی که مطرح می‌کند، سریع پاسخ بدهید، اما وقتی معلم کلاس یا استاد سؤالی از شما می‌پرسد، پاسخ مناسب دادن و شرکت در بحث‌های کلاسی، توجه مثبت‌تری را به سمت شما جلب می‌کند تا بلد نبودن و شانه بالا انداختن!

  • اگر می‌خواهید این‌طور به نظر برسد که برای هر چه در مسیر زندگی‌تان پیش می‌آید آماده و هیجان‌زده هستید، لبخند زدن یک گام بزرگ است. لازم نیست همیشه از آن لبخندهای پهنی داشته باشید که زبان کوچک‌تان هم معلوم شود، بلکه کافی است در برخورد با دیگران لبخند ملایمی بزنید یا حتی اولین کسی باشید که لبخند می‌زند، این کار باعث می‌شود دیگران تمایل به برقراری ارتباط با شما داشته باشند.
  • اگر دانش‌آموز دبیرستان هستید، احتمالا در دوره‌ای از زندگی‌تان هستید که دوروبری‌ها فکر می‌کنند ایرادی ندارد خسته یا بی‌علاقه نشان دهید، اما اگر خلاف تصور عموم رفتار کنید و حسابی پرانرژی باشید، احتمالا توجه بیشتری جلب خواهید کرد.

مقاله مرتبط: لبخند زدن چه تاثیری روی شما و اطرافیان‌تان دارد؟

گام دوم: معاشرتی بودن

۱. جلب توجه نکنید، علاقه نشان دهیدچگونه محبوب باشیم و معاشرت کنیم

سعی نکنید برای جلب توجه دیگران رفتارهای جالبی از خودتان نشان دهید؛ در عوض علاقه‌ی خود را به آنها نشان دهید. در مورد کار یا مدرسه‌شان بپرسید، در مورد حال و احوال خانواده‌شان بپرسید یا اینکه فلان کاری که قرار بود انجام دهند. بین حرف‌های آنها و زندگی خود یا آشنایان‌تان ارتباط برقرار کنید. مثلا در مورد اینکه شما یا فلان کسی که می‌شناسید هم وضعیتی مشابه آنها داشت و تعریف کنید که چگونه با آن برخورد کرد.

  • مدام به خودتان و اینکه چطور می‌توانید دیگران را تحت تأثیر قرار دهید فکر نکنید. میان همه‌ی مهارت‌های اجتماعی‌ای که آدم‌های محبوب دارند، همدلی از بقیه مهم‌تر است. آیا ارتباط مناسبی بین زندگی خودتان و دیگران برقرار می‌کنید؟
  • این‌قدر به ظاهر و صدایتان فکر نکنید، مدام خودتان را با دیگران مقایسه نکنید، به جای آن به دیگران فکر کنید و اینکه آنها چه می‌کنند.

مقاله مرتبط: ۱۰ قدم برای بهبود مهارت‌های ارتباطی

۲. دوستانه رفتار کنید

آدم‌های محبوب تقریبا با همه رفتار دوستانه‌ای دارند، نه فقط با آنهایی که هم‌سن‌وسال‌شان هستند، بلکه با پدر و مادرشان، معلم، رئیس، بقال سر کوچه، نظافتچیِ ساختمان، بچه‌های محل و خلاصه هر کسی که حتی به اندازه‌ی یک ارزن آدم خوبی باشد هم رفتار دوستانه‌ای دارند. آنها آن‌قدر آمادگی دارند که می‌توانند با هر کسی که در اتاق هست، حتی شده گفت‌وگویی کوتاه و دوستانه برقرار کنند. دلیلی وجود ندارد که نتوانید این کار را انجام دهید. رفتار دوستانه داشتن، نیازی به عرق ریختن ندارد، ساده است و در عین حال تأثیر فوق‌العاده‌ای دارد.

  • به خاطر داشته باشید گفت‌وگوهای روزمره باید در مورد موضوعات معمولی و عادی باشند، در مورد موضوعات بحث‌برانگیز صحبت نکنید، موضوعاتی هم‌چون مسائل دینی و سیاسی که هر کس نظر خودش را دارد، مناسب بحث‌های دوستانه نیستند. اگر بخواهید دیدگاه‌های خود را درباره‌ی چنین موضوعاتی بیان کنید، ناگزیر برای کسانی که با شما مخالف هستند، دوست‌‌داشتنی نخواهید بود. پس موضوعات معمولی را انتخاب کنید.

مقاله مرتبط: آیا شما هم ویژگی‌های یک دوست خوب را دارید

۳. زیادی نزدیک نشوید

بین معاشرتی بودن و زیادی معاشرتی بودن تفاوت وجود دارد. به حریم خصوصی افراد احترام بگذارید. فضولی نکنید. زبان بدن را یاد بگیرید و وقتی متوجه شدید پرسش‌هایتان طرف مقابل را ناراحت می‌کنند، از این کار دست بکشید. اگر مخاطب‌تان خودش را عقب می‌کشد، از شما دور می‌شود، هر پنج دقیقه موبایلش را چک می‌کند یا قبل از اینکه شما نزدیک شوید، می‌بینید آرام با شخص دیگری صحبت می‌کند، شاید زمان مناسبی برای گفت‌وگو با او نباشد.

  • خودتان را همه جا دعوت نکنید. یواشکی این طرف و آن طرف نروید. لاف نزنید. حرف دیگران را قطع نکنید. در یک کلام اینکه، رفتار آزاردهنده‌ای نداشته باشید.

مقاله مرتبط: افراد دوست داشتنی چه ویژگی‌هایی دارند

۴. کمک کنید

آدم‌های محبوب فقط به شناخت دیگران بسنده نمی‌کنند، بلکه روابط خوبی هم با دیگران دارند. آنها روابط‌شان را با کمک به دیگران گسترش می‌دهند و این کار را هم با جار و جنجال انجام نمی‌دهند. آنها برای گسترش تفاهم‌شان با دیگران کارهای کوچکی انجام می‌دهند (و البته کارهای بزرگی مثل کارهای خیریه و داوطلبانه). وقتی می‌بینند کسی به خودکار احتیاج دارد، به او می‌دهند. وقتی می‌بینند درِ پارکینگ همسایه باز مانده، آن را می‌بندند. وقتی با شخص دیگری به در منزل می‌رسند، در را نگه می‌دارند تا او اول وارد شود. مهم‌تر از همه اینکه وقتی دیگران حرف می‌زنند، گوش می‌دهند و بعد هم پیشنهاد کمک می‌دهند.

  • اگر واقعا با مردم همدلی کنید، یعنی می‌خواهید کارها برای آنها راست و ریست شود. اگر هم نمی‌توانید کاری برای کمک به آنها انجام دهید، حداقل بهترین‌ها را برای‌شان آرزو کنید.

مقاله مرتبط: چگونه مهربان باشیم

۵. خود واقعی‌تان باشید

آدم‌هایی که حقیقتا محبوب هستند، نگران این نیستند که چه کار باید انجام دهند تا محبوب قلب‌ها شوند، بلکه آن کار را انجام می‌دهند، چون با خود واقعی‌شان راحت هستند. ممکن است فکر کنید برای محبوب بودن باید جذاب و بااستعداد باشید؛ اگر چه احتمال زیادی دارد که این ویژگی‌ها به محبوبیت شما در بین مردم بیافزاید، اما آدم‌های فوق‌العاده محبوبی وجود دارند که بر عکس، کاملا معمولی هم هستند و در مقابل آدم‌های فوق‌العاده خوش‌قیافه و بااستعدادی هم هستند که اصلا محبوبیتی ندارند.

  • یادتان باشد تنها چیزی که برای محبوبیت احتیاج دارید، مجموعه‌ی خوبی از مهارت‌های اجتماعی است، باقی بر عهده‌ی خودتان است که این قالب را شکل دهید، صرف‌نظر از اینکه دیگران چه فکری می‌کنند.
  • خودِ واقعی بودن، یعنی خودتان را آن‌قدر خوب بشناسید که بتوانید به خودتان بخندید. به دیگران نشان دهید ایرادات خودتان را می‌دانید و خودتان را زیادی جدی نگیرید. این‌طوری تحت تأثیر قرار خواهند گرفت.

مقاله مرتبط: ۱۲ ویژگی رفتاری آدم‌های اصیل

۶. بیش از حد تلاش نکنید

با کمال تعجب، بسیاری از آدم‌های «محبوب» تلاش آگاهانه‌ی فراوانی برای محبوبیت به خرج نمی‌دهند. آنها فقط خودشان هستند. اگر برای محبوبیت خودتان را به زمین و آسمان بزنید، در رفتارهایتان نمود پیدا خواهد کرد و مردم فکر می‌کنند اهل ژست و خودنمایی هستید و از آن بدتر شاید یک تخته کم دارید! یکی از بهترین راه‌های دوستی این است که گروهی را پیدا کنید که علایق مشترکی با آنها دارید و می‌توانید کنار آنها راحت باشید. همان‌طور که بیشتر و بیشتر به بودن با دیگران عادت می‌کنید، می‌توانید به این روابط شاخ و برگ بدهید و با آدم‌های مختلف صحبت کنید.


مقاله مرتبط: چگونه باکلاس باشیم؛ ۲۶ نکته برای شیک برخورد کردن

گام سوم: مشارکت کردن

۱. به تیم‌های ورزشی ملحق شویدچگونه محبوب باشیم و مشارکت داشته باشیم

برای اینکه به تیم والیبال مدرسه راه پیدا کنید، لازم نیست حتما سعید معروف باشید. پیوستن به تیم‌های ورزشی نه تنها راه خیلی خوبی برای ورزش و داشتن حس خوبی درباره‌ی خودتان است، بلکه راه فوق‌العاده‌ای برای گسترش افق دید و پیدا کردن دوست‌های جدید هم هست. اگر حتی یک ذره به ورزش علاقه دارید، ارزشش را دارد که یکی از تیم‌های ورزشی مدرسه را امتحان کنید.

  • پیوستن به تیم ورزشی شما را در مواجهه با افراد بیشتری قرار می‌دهد و کمک‌تان خواهد کرد یاد بگیرید چگونه با آدم‌های مختلف همراه شوید، آدم‌هایی که شاید در غیر این صورت، در کلاس‌ها و زندگی روزمره با آنها آشنا نمی‌شدید.
  • پیوستن به تیم‌های ورزشی زندگی اجتماعی شما را هم بهبود خواهد داد. احتمال دارد برنامه‌ای برای بعد از مسابقه بریزید یا قبل از مسابقه با هم شام بخورید و دیگر فعالیت‌هایی که با تیم‌تان انجام می‌دهید.
  • در ضمن پیوستن به تیم‌های ورزشی راه فوق‌العاده‌ای است برای اینکه خودتان را نشان دهید و اجازه دهید آدم‌های بیشتری شما را بشناسند.

مقاله مرتبط: چگونه بهترین باشیم؛ ۱۷ کاری که شما را از معمولی بودن نجات می‌دهد

۲. به انجمن‌ها و کلوب‌ها بپیوندید

پیوستن به انجمن‌های مختلف مدرسه و دانشگاه راه دیگری برای گسترش افق دید و ملاقات با آدم‌های بیشتر است. آدم‌هایی که در گروه روزنامه‌دیواری یا سرودِ مدرسه می‌بینید، همان‌هایی نیستند که در تیم فوتبال حضور دارند، پس اگر فرصتش را دارید، خیلی خوب است که هم عضو گروه روزنامه‌دیواری شوید و هم یک تیم ورزشی. چیزی پیدا کنید که به آن علاقه داشته باشید و شاید هم فقط نسبت به آن کنجکاو باشید و همین که تجربه‌ی کافی در آن حیطه پیدا کردید، سعی کنید خودتان را در جایگاه رهبر گروه قرار دهید؛ این‌طوری آدم‌های بیشتری را هم خواهید شناخت.

  • درباره‌ی گروه‌هایی که عضوشان می‌شوید، زیاد مته به خشخاش نگذارید. انجام کاری که دوستش دارید و ملاقات با آدم‌های جدید شما را محبوب‌تر خواهد کرد.

مقاله مرتبط: چگونه روابط اجتماعی موفق داشته باشیم

۳. در کلاس مشارکت داشته باشید

برای مطرح شدن در کلاس لازم نیست چاپلوسیِ معلم را بکنید یا کل ساعت کلاس دست‌تان را در هوا نگه دارید. فقط کافی است با کسانی که کنارتان نشسته‌اند دوستانه رفتار کنید، بدون خودشیرینی به پرسش‌های معلم پاسخ دهید، توجه خود را نشان دهید، البته بدون آنکه آن‌قدر غرق شوید که متوجه تحرکات اجتماعی اطراف‌تان نشوید.

  • اگر در کلاس فعال‌تر باشید، وقتی گفت‌وگویی پیش می‌آید، آدم‌های بیشتری اسم شما را می‌دانند و شما را می‌شناسند.

۴. مجموعه‌ای از علایق را دنبال کنید

فقط ورزشکار خوبی نباشید یا به همان روزنامه‌دیواری که گفتم گیر ندهید، بلکه چندین علاقه را دنبال کنید و در چندین حیطه فعالیت داشته باشید، اما نباید آن‌قدر به سراغ کارهای مختلفی بروید که نه برای خودتان و نه برای هیچ‌کدام از آنها وقت داشته باشید. شرکت در فعالیت‌های بیشتر به شما کمک خواهد کرد تا شناخته شوید، اسم خود را مطرح کنید. برای شناخت اقشار مختلف جامعه تلاش کنید.

۵. در جامعه حضور داشته باشید

حضور در جامعه نه تنها کمک می‌کند در جهت بهبود زندگی آدم‌هایی قدمی بردارید که به شما احتیاج دارند، بلکه کمک می‌کند شیوه‌ی تعامل با آدم‌های بیشتری با پیشینه و سنین مختلف و اوضاع مالی متفاوت را هم یاد بگیرید. هر قدر همراهی با افراد بیشتری را بلد باشید، در ملاقات با آدم‌های جدید راحت‌تر خواهید بود.

منبع:chetor.com

تحلیل روانشناسی موفقیت و ۱۰ توصیه برای موفق شدن

هر کس تعریف خودش را از موفقیت دارد. بعضی نگاهی کاملا مادی‌گرایانه به آن دارند و بعضی دیگر موفقیت را درون‌شان جست‌وجو می‌کنند. تا به حال مقالات بسیاری در چطور خوانده‌اید که درباره‌ی چیستی موفقیت و چگونگی دست‌یابی به آن بوده‌اند. این بار برای تعریف موفقیت و راه‌های دست‌یابی به آن، به سراغ روان‌درمانگر رفتیم. آنچه در ادامه درباره‌ی روانشناسی موفقیت می‌خوانید، به قلمِ جویس مارتر (Joyce Marter) است که حدود ۲۰ سال از عمرش را در این وادی سپری کرده است.

 


مقاله مرتبط: ۷ اصل طلایی موفقیت و خوشبختی

اهمیت روانشناسی موفقیت

«موفقیت، یعنی دوست داشتن خودتان، دوست داشتن آنچه انجام می‌دهید و دوست داشتن روشی که انجامش می‌دهید.»

هر یک از ما در زندگی با فراز و نشیب‌های متفاوتی روبه‌رو هستیم و وقتی خودمان را با دیگری مقایسه می‌کنیم، به نظرمان می‌رسد که روزگار منصفانه برخورد نکرده است. اما من معتقدم به هر یک از ما دقیقا همان مقداری داده شده که برای یادگیری از این سفر درونیِ معنویِ منحصربه‌فرد به آن نیاز داریم.

آدم‌های زیادی را دیده‌ام که فقط زندگی می‌کنند؛ اجازه می‌دهند نیروهای بیرونی برای‌شان تصمیم بگیرند و جهت‌شان را تعیین کنند. علاوه بر این، باید تأکید کنم که همه‌ی ما در مسیر زندگی، ناخودآگاه آن چیزی را بازسازی می‌کنیم که برای‌مان آشناست، این فرایند ادامه می‌یابد تا وقتی چیز بهتری را انتخاب کنیم و آگاهانه در آن مسیر قدم برداریم.

اگر با آغوش باز به سمت یادگیری بروید، مطمئن باشید که این دشواری، دانش فوق‌العاده‌ای برای‌تان به ارمغان می‌آورد و همین دانش است که شما را به سوی روشنگری هدایت خواهد کرد. یکی از بزرگترین هدایایی که من به عنوان روان‌درمانگر (psychotherapist) گرفته‌ام، خِرد جمعیِ مراجعه‌کنندگانم است. برای من افتخار بزرگی است که در مسیر غلبه بر چالش‌های زندگی، در آغوش کشیدنِ داشته‌ها و توانایی‌ها، و حرکت به سوی خودشکوفایی، از نزدیک آنها را همراهی کنم.

برای موفق بودن، باید بیدار شویم، باید از جا برخیزیم و با تمام وجود در عرصه‌ی زندگی حاضر شویم. باید خودمان را با شگفت‌انگیزترین سرنوشت‌ها هماهنگ کنیم و مسیر مناسبی را به سوی آن طرح‌ریزی کنیم. باید آگاهانه مسیری را انتخاب کنیم که بیداریِ آگاهی‌مان را هم از منظر فردی و هم جمعی، تسهیل کند.

همه چیز در زندگی به هم پیوسته است. در مسیر تکامل‌مان، روابط و کار و زندگی‌مان هم شکل می‌گیرند. متقابلا، همین‌طور که تحت تأثیر روابط و کارمان هستیم، تکامل می‌یابیم.

من به عنوان کسی که حدود ۲۰ سال از عمرش را روان‌درمانگر بوده و حدود ۱۵ سال هم کارآفرین، متوجه شده‌ام که سلامت روانی و موفقیت شغلی، در حقیقت دو روی یک سکه هستند. تنها زمانی که آگاه، سالم و متعادل هستیم می‌توانیم در زمینه‌ی روابط عاطفی، سلامتی، استفاده از زمان و پول عملکرد موفقی داشته باشیم.

اینها توصیه‌های من برای تسلط بر روانشناسی موفقیت هستند:


مقاله مرتبط: امید چیست و چگونه به زندگی ما نیرو ‌می‌بخشد

۱. درباره‌ی چراییِ کاری که انجام می‌دهید، آگاهی پیدا کنیدروانشناسی موفقیت - چرایی کارهایی که انجام می دهیم

همه‌ی ما به دلیلی به موقعیت‌های شغلی و عاطفی فعلی دست یافته‌ایم. نقش‌هایمان را در خانواده آموخته‌ایم و اغلب آن‌قدر الگوها را بازسازی می‌کنیم تا در نهایت راه خود را از میان‌شان پیدا کنیم. عادات قدیمی را کنار بگذارید، همان عاداتی که دیگر به دردتان نمی‌خورند.


مقاله مرتبط: افراد موفق و خوشبخت چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند؟

۲. آغوش‌تان را به سوی کامیابی باز کنید

روانشناسی شناختی توصیه می‌کند که افکارمان را پیش از احساسات و رفتارهایمان قرار دهیم. نباید خودتان را با باورهای محدودکننده، به غل و زنجیر بکشید. همان‌طور که دکتر جویس بِرادرز (Joyce Brothers) گفته است: «موفقیت در حقیقت حالتی ذهنی است. اگر می‌خواهید موفق شوید، پس باید به دید شخص موفق به خودتان نگاه کنید.» به قدرت افکارتان اعتماد داشته باشید و همه‌ی خوبی‌ها را به سوی زندگی‌تان هدایت کنید.

۳. توجه خود را به «اکنون» معطوف کنید

به گذشته احترام بگذارید، از آن بیاموزید و بعد هم رهایش کنید. درباره‌ی آینده هم نگران نباشید. به سراغ قدرت فوق‌العاده‌ی روش‌های ذهن‌آگاهی هم‌چون تنفس عمیق و مدیتیشن بروید. این تمرین‌ها شما را در لحظه‌ی جاری، محکم و پایدار می‌کنند.


مقاله مرتبط: چگونه در زمان حال زندگی کنیم

۴. قدرتِ هدف را بیابید

وین دایر (Wayne Dyer) می‌گوید: «هدف ما، واقعیت را شکل می‌دهد.» اهداف اصلی زندگی‌تان را شناسایی کنید، آنها را روی کاغذ بیاورید و با آنها زندگی کنید.

۵. دید خود را گسترش دهید

همان‌طور که در روانشناسی ورزشی گفته می‌شود، تجسم مثبت، احتمال موفقیت را افزایش می‌دهد. از خودتان بپرسید اگر چراغ جادو داشتم، چه آرزوهایی می‌کردم. سطح خواسته‌هایتان را بالا ببرید. به دنبال نقاط قوت و توانایی‌هایی در خود بگردید که به دیگران نفع برسانند. روابط «برد-برد» ایجاد کنید تا کائنات با تمام قدرتش از آن حمایت کند. برای خودتان «تابلوی تجسم» درست کنید.

۶. سرزنش‌گر درون‌تان را خاموش کنید

به صدای درون‌تان توجه کنید و ببینید آیا افکار منفی‌ای وجود دارند که احتمالا ریشه در گذشته داشته باشند یا نه. با «زوم اوت» کردن و فاصله گرفتن، از باورهای منفی جدا شوید و از زاویه‌ی دیگری، به عنوان شخصی بی‌طرف، به این وضعیت نگاه کنید.


مقاله مرتبط: چگونه در خود انگیزه ایجاد کنیم؛ راه‌هایی که شما را به هدف می‌رساند

۷. مثبت اندیشی را تمرین کنید

طبق قانون جذب، هر مثبتی، مثبت دیگری را جذب می‌کند. فهرستی از آن چیزهایی که قدردان‌شان هستید تهیه کنید. به جای بدترین منتقد، بهترین مشوق خود باشید.

۸. پذیرفتن را تمرین کنید

انرژی خود را با مبارزه و مقاومت در برابر آنچه نمی‌توانید تغییر دهید (مثل آدم‌ها، احساسات‌شان، رفتارهایشان و…) هدر ندهید. در عوض نیروی خود را جمع کنید برای تغییر آنچه می‌توانید (مثل تفکرتان، رفتارهایتان، حد و مرزهایتان و…). ببخشید و رنج و خشم‌ها را رها کنید؛ این کار را برای آزاد کردن خودتان از این زنجیرها انجام دهید.

۹. به دنبال پیشرفت‌های شخصی و حرفه‌ای‌ باشید

همه‌ی ما گاهی به موانع برخورد می‌کنیم، اما چگونگی واکنش‌مان است که تعیین می‌کند در دور باطل گرفتار شده‌ایم و مدام دور خودمان می‌چرخیم، یا رشد می‌کنیم و بزرگ می‌شویم. به خودتان فرصت بدهید و بدانید که همه‌ی ما انسان هستیم و در جریان. از اشتباهات عبرت بگیرید، انعطاف‌پذیر باشید و با قدرت پیش بروید.


مقاله مرتبط: چطور انگیزه پیشرفت را در خودمان تقویت کنیم

۱۰. خودتان را عاشقانه دوست داشته باشید

با خودتان مهربان باشید و به خودتان اهمیت بدهید. بین کار و زندگی تعادل ایجاد کنید و شبکه‌ی حمایتی مثبتی برای خود ایجاد کنید. این عشق به خود را با تعهد به دست‌یابی به بزرگترین موفقیت‌هایتان در زندگی نشان دهید.
موفقیت یعنی زندگی با تمام وجود، با صداقت و با شجاعت، آن هم به شیوه‌ای که تا جای ممکن با بهترین‌های خودتان و دیگران هماهنگ شوید.

منبع:chetor.com

۶۳ روش برای بالا بردن اعتماد به نفس

اعتماد به نفس ابزاری است که ‌می‌توانید در زندگی روزمره برای هر کاری مثل افزایش اطمینان به خود، مدیریت ترس‌ها و انجام کارهایی که واقعا برایتان مهم هستند، از آن استفاده کنید، اما تعداد کمی از افراد می‌دانند اعتماد به نفس مثل یک عضله است و برای تقویتش باید همیشه از آن استفاده کرد، یعنی اگر آن را به کار نبرید، تحلیل خواهد رفت. به همین دلیل ۶۳ روش برای بالا بردن اعتماد به نفس معرفی می‌شود تا در این زمینه خبره شوید.


مقاله مرتبط: ۸ راه تضمین شده برای افزایش اعتماد به نفس

۱. یادگیری کار مفیدی است، پس در یک کلاس ثبت نام کنید و از آن لذت ببرید.

۲. برای اینکه از خودتان بیرون بیایید، از همسر یا دوستی صمیمی‌ بپرسید امروز چه کاری می‌توانید برایش انجام دهید.

۳. به باشگاه بروید. اثرات روانی ورزش باعث ایجاد حس خوبی در شما می‌شود.

۴. به یک رویداد اجتماعی بروید و به جای نگرانی در مورد مسائل خودتان، روی اینکه چطور می‌توانید به دیگران کمک کنید، تمرکز کنید.

۵. دقیقا مشخص کنید چه چیزهایی واقعا برایتان مهم است. اگر این چیزها در زندگی‌ان وجود ندارند، باید آنها را وارد زندگیتان کنید.

۶. فهرستی از چیزهایی که در زندگیتان با آنها کنار می‌آیید، تهیه کنید و بنویسید که چطور می‌توانید هر کدام را حذف کرده یا به حداقل برسانید.

۷. یک پیروزی یا موفقیتی را که تجربه کردیه‌اید به یاد بیاورید و بابت آن به خودتان افتخار کنید. ارزش قائل شدن برای دستاوردهایتان نه تنها خودستایی نیست، بلکه برای سلامت‌ شما لازم است.

۸. دفعه‌ی بعد که در یک رویداد اجتماعی حضور یافتید، فقط در کنار آشنایان نمانید. سعی کنید سر صحبت را با غریبه‌ها باز کنید تا تجربیات جدیدی به دست آورید.

۹. دفعه‌ی بعد که در حال طفره رفتن از انجام کاری بودید (دعوت شدن به یک مهمانی، یک پروژه‌ی چالشی یا هر چیز دیگر)، بگویید «به جهنم» و هر طور شده آن را انجام دهید.

۱۰. هر روز کاری انجام دهید که باعث شادی درونی یا لبخندی بر لبتان شود.


مقاله مرتبط: ۱۱ عادت افرادی که واقعا احساس خوشحالی می‌کنند

انجام روزی یک کار برای ایجاد لبخند بر روی لب‌تان، اعتماد به نفس را بالا می‌برد.

۱۱. الگوهای فکری را که باعث می‌شوند به خودتان شک کنید یا بیش از حد به خودتان سخت بگیرید پیدا کنید. حالا تصور کنید دوست صمیمیتان دقیقا چنین مسیری را رفته و اکنون پا پس کشیده است. به وی چه خواهید گفت؟

۱۲. اگر مجرد هستید،‌ دختر یا پسر مورد علاقه‌تان را به بیرون دعوت کنید.

۱۳. همیشه باید ذهنتان را تغذیه کنید، پس فهرستی تهیه کیند از ۲۰ چیزی که ذهنتان را بیدار و هوشیار نگه می‌دارد و حتما از آنها در زندگیتان استفاده کنید.

۱۴. از بازی کردن چند نقش مختلف و قرار دادن خودتان در موقعیتی‌هایی که فکر می‌کنید دیگران از شما انتظار دارند، دست بردارید.

۱۵. سعی کنید هر بار که به خودتان می‌گویید، نمی‌توانید چیزی را داشته باشید یا چیزی را به دست نخواهید آورد یا به اندازه‌ی کافی برای به دست آوردن خواسته‌هایتان خوب نیستید، جلوی این افکار را بگیرید.

۱۶. از تصمیم‌های بدون اراده اجتناب کنید. بر اساس آنچه واقعا برایتان اهمیت دارد، تصمیمات سنجیده بگیرید.

۱۷. دفعه‌ی بعد که در مقابل یک ریسک یا چالش مقاوت کردید، به صدای درونیتان گوش دهید و به دنبال راهی برای اصلاح آن باشید. از خودتان بپرسید «چه چیز این را آسان‌تر می‌کند؟»

۱۸. از احمق به نظر رسیدن می‌ترسید؟ همه همین‌طور هستند، اما چیز مهمی نیست، پس اجازه ندهید مانع شما شود. با خودتان تکرار کنید: «اهمیتی ندارد».

۱۹. حتی برای یک لحظه فکر نکنید، نمی‌توانید با اعتماد به نفس باشید. همین حالا مسئولیت چیزهای زیادی بر دوش شماست که با اعتماد به نفس انجامشان می‌دهید. کافی است آنها را شناسایی کنید تا احساس خوبی در شما ایجاد شود. به کارهایی فکر کنید که آنها را بدون به وجود آمدن سؤال از اعتماد به نفس کافی برای انجام آنها انجام می‌دهید.

۲۰. به شک و تردیدهایتان گوش دهید، اما آماده باشید پس از شنیدن‌شان، تصمیم‌های آگاهانه و سنجیده بگیرید. گاهی شک‌هایتان به شما اجازه می‌دهد تا بفهمید باید برای چه چیز آماده باشید، پس می‌توانید در حرکت رو به جلویتان از آنها استفاده کنید.


مقاله مرتبط: چگونه مهربان باشیم

برای بالا بردن اعتماد به نفس، خودتان را در آینده با اعتماد به نفس، جذاب و پر نشاط تصور کنید.

۲۱. به زمانی فکر کنید که احساس می‌کردید انبوهی از راه‌های مختلف برای یک موقعیت در ذهنتان وجود دارد و شما بر روی همه‌شان کار می‌کردید. چطور این کار را می‌کردید و دلیل اینکه احساس بسیار خوبی داشتید، چه بوده است؟

۲۲. تعداد زیادی قوانین تاریخ گذشته‌ای برای شما وجود دارند که تعیین می‌کنند چه کار کنید و چه کار نکنید، چه کار باید انجام دهید و چه کاری نباید انجام دهید. این قوانین تفکر و رفتار شما را محدود می‌کنند. آنها را دور بریزید و ببینید تا چه اندزه از تصمیم‌گیری‌های بی‌پروایانه، احساس آزادی می‌کنید.

۲۳. آیا وقتی کاری را به بهترین نحو انجام نمی‌دهید یا فرصتی را از دست می‌دهید، از دست خودتان عصبی می‌شوید؟ خودتان را سرزنش نکنید، چون باعث می‌شود احساس بدتری داشته باشید. در عوض کاملا با خودتان روراست باشید و پرسید که چه چیز از موقعیت به دست آورده و چه چیزهایی از دست داد‌ه‌اید. بر اساس این موازنه‌ی برد/باخت، دفعه‌ی بعد می‌توانید چه انتخاب متفاوتی داشته باشید؟

۲۴. اگر همه کار در زندگی انجام داده بودید، دیگر نیازی نبود که بترسید. پس هرگز فکر نکنید که ترسیدن به معنای بی‌اعتماد به نفس بودن است، بلکه به معنای این است که شما در حال طی کردن مسیر جدیدی هستید.

۲۵. اگر افرادی در زندگیتان حضور دارند که باعث دلسردی‌ شده یا شما را کوچک می‌شمارند، باید به آنها بگویید که انتظار رفتاری دیگر از ایشان دارید. لیاقت شما بهتر از این است.

۲۶. با همه خوش و بش کنید. این کار راحتی برای ایجاد ارتباط با دیگران و خوشگذرانی است.

۲۷. در رابطه‌ای که ظاهرا کمی کسل‌کننده شده، کمی بیشتر خود واقعیتان را بروز دهید.

۲۸. برای همه‌ی تجربیات‌ خود، چه خوب و چه بد، ارزش قائل شوید. این تجربیات به‌طور مساوی درست هستند و پنهان کردن بعضی چیزها، فقط به دلیل اینکه دوستشان ندارید، باعث ایجاد تضاد و تناقض می‌شود.

۲۹. همیشه بدانید وقتی در موقعیتی قرار می‌گیرید، بهترین گزینه برای آن هستید، صرف‌نظر از اینکه همه چیز چقدر سخت شود.

۳۰. بیش از حد درگیر ماجراهای موجود در زندگیتان نشوید و به دنبال راه‌های کاربردی‌تری برای کنار آمدن با آن باشید.


مقاله مرتبط: افراد با اعتماد به نفس چه کارهایی را متفاوت انجام می‌دهند

به یاد آوردن موفقیت‌ها و دستاوردهای گذشته، باعث بالا رفتن اعتماد به نفس می‌شود.

۳۱. دائما در حال جبران لطف دیگران نباشید، چون اغلب بدین معناست که ارزش خودتان را دست کم می‌گیرید.

۳۲. اگر می‌خواهید پایتان را به زمین بکوبید و فریاد بزنید «من لایق بهتر از این هستم!»، گامی به عقب برداشته و بگویید «من می‌توانم بهتر از این باشم.»

۳۳. اعتماد به نفس گاهی به معنای تأیید این است که شما اشتباه کرده‌اید. همیشه آماده باشید که اشتباه‌ خود را بپذیرید و ذهنیت‌ خودتان را تغییر دهید.

۳۴. به غرایزتان اعتماد کنید، چون معمولا درست هستند.

۳۵. ترس راهی است برای اینکه بدانید قرار است رشد کنید و اعتماد به نفستان را بالا ببرید. ترس چیز خوبی است، پس از آن برای جلو رفتن و نه فرار کردن، استفاده کنید.

۳۶. تصور کنید با خودِ موفق، با اعتماد به نفس، جذاب و پر شور و نشاط‌تان در آینده ملاقات می‌کنید، خودی که دوست دارید دقیقا به آن شکل باشید. این خود به شما چه خواهد گفت؟

۳۷. احساس نکنید همه‌ی کارها را باید خودتان انجام دهید. گاهی رفتار با اعتماد به نفس‌ به معنای درخواست کمک است.

۳۸. فردا از یک فرصت استفاده کنید. هر فرصتی، بزرگ یا کوچک، فقط از آن استفاده کنید.

۳۹. در کنار افرادی باشید که به شما احساس خودتان بودن می‌دهند، پس بیشتر زمان خود را با افرادی که حامی و مشوقتان هستند سپری کنید و کمترین زمان ممکن را به کسانی اختصاص دهید که شما را دست کم می‌گیرند.

۴۰. از تقلا و کشمکش با امور ناخوشایند در زندگیتان دست بردارید؛ محیطی بدون تناقض در اطرافتان ایجاد کنید تا بتوانید خودتان باشید.


مقاله مرتبط: نگذارید این ترس ها موفقیت شما را تهدید کنند

یکی از راه‌های بالا بردن اعتماد به نفس، توجه به حالت بدن است.

۴۱. هیچ کس مستقل نیست و شما هم نیاز دارید تا بخشی از جهان اطرافتان باشید که به شما احساس اعتماد به نفس بدهد. چه چیزی برایتان مهم است که می‌توانید در آن شرکت کنید؟

۴۲. سود و زیان را فراموش کنید. در مواجهه با چالش‌ها و ترس‌هایتان کاری شجاعانه انجام دهید.

۴۳. روی مهارت‌هایی کار کنید که برای برنده شدن در چیزهایی که برایتان اهمیت دارد، به آنها نیاز دارید. روی چه چیزی می‌توانید تمرین کنید تا شانس بردن شما را بالا ببرد؟

۴۴. بدن آینه‌ی ذهن است، پس تغییر بدنتان به یک حالت با اعتماد به نفس، نتایج شگفت‌انگیزی خواهد داشت.

۴۵. وقتی به ۹۰درصد از چیزی می‌رسید در حال کار کردن روی آن هستید، دلسرد یا بی‌انگیزه نشوید. به تلاشتان ادامه دهید و خواهید دید که در ۱۰درصد باقیمانده معجزه رخ می‌دهد.

۴۶. همچنان خودتان را با دیگران مقایسه می‌کنید؟ دست از این کار بردارید، آن وقت مجبور نخواهید بود با مقایسه، به خودتان اعتبار ببخشید. شما به همان اندازه‌ی کافی جذاب هستید.

۴۷. سرتان را در محل کار بالا بگیرید و اگر فکر می‌کنید چیزی باید اصلاح شود یا ایده‌ای دارید که به نظرتان جذاب است، حرفتان را بزنید.

۴۸. اگر مدتی است که در تلاش برای فهم چیزی هستید، دست از تقلا برای فهمش بردارید. آن را همانطور که فهمیده‌اید، قبول کنید.

۴۹. در برخورد با افراد تازه، خجالتی هستید؟ مشکلی نیست، اصلا خجالتی بودن بد نیست و بدین معنا نیست که اعتماد به نفس ندارید. بیش از حد به خودتان سخت نگیرید، با خودتان درگیر نشوید و فکر نکنید کمتر از آنچه باید هستید. با این طرز فکر، خجالتی بودنتان بدتر می‌شود.

۵۰. محیط اطراف شما مستقیما بر درکتان از خود تأثیر می‌گذارد، پس اگر اطرافتان بهم‌ریخته و پر از کاغذ و آت و آشغال است، یک روز را به مرتب کردن وسایلتان اختصاص دهید و منظم شوید.


مقاله مرتبط: چرا آدم‌های موفق، باز هم ناراحتند؟

وقتی سخت‌ترین کار را زودتر انجام دهید، اعتماد به نفس بالا می‌رود.

۵۱. فهرستی از چیزهای جالبی که دوست دارید در زندگیتان انجام دهید، آماده کنید و با اولین چیزی که شما را سر شوق می‌آورد، آغاز کنید.

۵۲. خوشحالی یا ارزشتان را به بودن در یک رابطه یا تأیید شدن توسط فردی دیگر وابسته نکنید. ابتدا ارزش ذاتی خود را پیدا کنید، در نتیجه روابط و اعتماد به نفستان به اندازه‌ی کافی بهتر می‌شود.

۵۳. می‌توانید از نقاط قوت‌ خود برای غلبه بر هر نقطه ضعفی استفاده کنید. همه‌ی ما نقطه ضعف‌هایی داریم، اما فقط اگر به آنها اجازه دهید، باعث کم شدن اعتماد به نفستان می‌شوند.

۵۴. هر چه انجام کار بزرگ در فهرست کارهایتان را بیشتر به تعویق بندازید، انرژی بیشتری از شما می‌گیرد و بزرگ‌تر به نظر می‌رسد. آن را انجام دهید و خودتان را خلاص کنید.

۵۵. چه چیزها، موضوعات و مشوق‌های طلایی همیشه در زندگی شما بوده است؟ اگر چنین چیزهایی اکنون در زندگیتان وجود ندارند، باید اولویت‌هایتان را تغییر دهید.

۵۶. تصویر ذهنی شما از بدنتان اهمیت دارد، چون اگر رابطه‌ی بدی با آن داشته باشید، از درون احساس اعتماد به نفس نخواهید داشت. به بدنتان رسیدگی کنید تا با هم در یک راستا قرار بگیرید.

۵۷. با اعتماد به نفس بودن، فرآیندی مداوم است. یک هدف یا نقطه‌ی مقصد نیست که به آن برسید و سپس متوقف شوید. وقتی به بهترین نحو عمل کنید، اعتماد به نفس‌ همیشه شما را حمایت‌ می‌کند.

۵۸. مسیر جدیدی امتحان کنید. آشنا بودن با مسیرهای پر رفت‌و‌آمد زندگیتان به سادگی می‌تواند به بی‌علاقگی و عدم ارتباط تبدیل شود. راه جدید شما را هوشیار نگه می‌دارد.

۵۹. به سادگی برای انجام یک تکلیف و فقط به خاطر اینکه طرف مقابل ناراحت نشود، «بله» نگویید. می‌توانید مؤدبانه به درخواست‌هایی که برایتان ممکن نیست، جواب رد بدهید و حتی نیاز به دلیل‌تراشی ندارید.

۶۰. به افرادی که برایشان احترام قائل هستید و به نظرتان با اعتماد به نفس هستند، نگاه کنید. از آنها تقلید نکنید، اما آنچه را باعث تمایزشان در داشتن اعتماد به نفس می‌شود، شناسایی کنید و یاد بگیرید.

۶۱. برنامه‌ای برای انجام همه‌ی کارها‌یتان بچینید و انتخاب‌هایی آگاهانه برای دنبال‌ کردن این برنامه داشته باشید. مشاهده‌ی پیشرفتتان، باعث تقویت خودتان می‌شود.

۶۲. زمانی که احساس می‌کنید کل تمرکزتان به درونتان است و از شک و ترس فلج شده‌اید، توجه‌تان را به بیرون و به آنچه می‌توانید با آن تعامل داشته باشید، معطوف کنید.

۶۳. همچنان خودتان را برای شکست یا اشتباهات‌ سرزنش می‌کنید؟ شاید این کار مانع از شادی در زندگیتان نشود، اما به شما کمک نمی‌کند تا از این مسیر عبور کنید. بهتر است با قبول هر چیز خوب یا بد، تمرین کنید که زندگی غنی داشته باشید.

منبع:chetor.com

30 توصیه تونی بازان برای پرورش هوش کلامی شما

ما از صبح که بیدار می شویم تا شباهنگام که به خواب می رویم، در حال مانور دادن و نمایش توانایی ها خود هستیم… اما، به چه کسانی؟ به کسانی که خانواده ما هستند، کارفرمایان و همکاران ما هستند، به جامعه و به کسان دیگری که می توانند پله های پیشرفت و موفقیت را زیر پای ما بسازند.

به روایت دیل کارنگی، دیگران و جهان بیرون از ما، از چند کانال درباره ما اظهارنظر و فکر می کنند. دو تا از این کانال ها، نحوه حرف زدن ما و چیزهایی است که می گوییم.

یعنی به عبارت بهتر، جهان از طریق و کانال هوش کلامی ما، درباره ما قضاوت می کند و تشخیص می دهد که ما به درد موفقیت بیشتر می خوریم یا نمی خوریم.

هوش کلامی یعنی چه؟

یعنی این که شما، چه تعداد واژگان دارید و واژگان در اختیار شما، چقدر قدرت دارند و چقدر سلیس و واضح و زیبا و ساده و … می توانید ارتباط برقرار کرده و صحبت کنید.

نکته جالبتر این است که هوش کلامی یا همان قدرت سخن گفتن ما، همیشه و همه جا همراه ماست؛ درست مثل زبان بدن ما و افکارمان. قدرت نوشتن شما همیشه با شما نیست، عضلات برجسته خود را که ناشی از ورزش حرفه ای است همه جا نمی توانید نشان بدهید، ثروت و دارایی های خودتان را همه جا نمی توانید رو کنید و مثلاً سندهای املاک خودتان را از گردن تان آویزان کنید تا دیگران بفهمند که چه آدم مهمی هستید و …؛

اما زبان و کلام و هوش کلامی شما، همواره و همیشه، با شماست و جلوتر از شما، شخصیت و قدرت شما را معرفی می کند! (دقت کنید، جلوتر از شما…)

و نکته عجیب تر دیگر این که روانشناسان در ابتدای قرن بیستم، به یافته های بسیار جالبی رسیده اند:

بین مقدار و قدرت واژگان و موفقیت شخصی افراد، ارتباط مستقیمی وجود دارد.

یعنی چه؟

یعنی هوش کلامی بالاتر، مساوی با موفقیت و اعتماد به نفس بیشتر در زندگی و تحصیل و کار و … خواهد بود. باز هم یعنی چی؟ یعنی اگر کسی این را نداشته باشد نمی تواند پولدار و موفق بشود؟ چرا، می تواند موفق باشد، اما اگر این را داشته باشد، بسیار بیشتر می تواند موفق بشود…

 

تونی بازان

 

تونی بازان، نویسنده کتاب های قدرت هوش کلامی و قدرت نبوغ خلاق و …، در این باره می گوید:

«اولین بار دکتر جانسون اکانر بود که در آمریکا این کار را انجام داد.
او شاغل در یک آزمایشگاه مهندسی انسان در بوستون بود.
او به شدت، محسور ارتباط بین واژگان و موفقیت شخصی شد.
او سراغ صد جوانی رفت که مدیریت صنعتی می خواندند. به آنها یک آزمون لغت داد تا نمره هوش کلامی شان را بسنجد. مجدداً پنج سال بعدتر، سراغ آنها رفت. از یافته هایش حیرت کرد:
تمام 25 درصدی که بالاترین نمره را در آن آزمون آورده بودند، مدیر شده و در سطوح مدیریتی داشتند کار می کردند. تأسف برانگیزتر این که هیچ کدام از سانی که جزو 25 درصد پایین ترین نمره ها بودند، مدیر نشده بودند.»

 

او همچنین از قول پرفسور لوئیز ام. نورمن نقل می کند که:

«واژگان به تنهایی، شاخص بی نهایت موفقی برای موفقیت های حرفه ای
و در کل هوش استاندارد هستند.»

خب پس چرا نمی خواهید برای هوش کلامی خود کاری بکنید؟

پیشنهاد می کنیم که در لحظات بیکاری و در وقت های مرده و انتظار و توی اتوبوس و مترو و …، روی هوش کلام خودتان کار کنید + این مقاله را هم بخوانید تا بتوانید کم کم به این تمرین ها عادت کنید، اما اگر :

  • دوست دارید هوش کلامی بالایی داشته باشید و همه از صحبت با شما لذت ببرند؟
  • دوست دارید هوش کلامی شما، مدیران شما را نسبت به این توانایی تان، خرسند سازد؟
  • دوست دارید فک و فامیل و خویشاوند و اعضای خانواده، از این که فردی با قدرت سخن گفتن شما را در میان خودشان دارند، مفتخر باشند؟

پس شما را دعوت می کنیم به

30 تمرین افزایش هوش کلامی

اتفاقی که هم روی دیگر هوش های شما اثر می گذارد و صد البته، موفقیت های شخصی شما را هم بالاتر و بالاتر می برد !

این 30 تمرین که تونی بازان آنها را طراحی کرده است را فقط نخوانید، بلکه بلافاصله شروع به استفاده کاربردی از آنها در زندگیتان کنید تا شاهد معجزات آنها شوید :

  1. جدول کلمات، اسکرابل بازی های لغوی مثل واژه یابی و رمزگشایی و … را حتماً انجام بدهید.
  2. شما بالاخره درگیر شغلی هستید دیگر، لطفاً سعی کنید واژگان مربوط به شغل خودتان را پیدا کنید و آنها را گسترش بدهید؛ در حرفه ای جلوه دادن شما خیلی موثر است.
  3. شکارچی کلمات جدید در زندگی تان باشید. مدام آنها را یادداشت کنید و مورد استفاده قرار بدهید.
  4. در روزنامه ها و مجلات و رادیو و تلویزیون، دنبال کلمات جالب و جذاب باشید و یادداشت کنید و روی آنها فکر کنید.
  5. یک نقشه ذهنی تهیه کنید؛ درباره فایده هایی که افزایش دانش لغوی برایتان خواهد داشت. (درباره نقشه ذهنی اینجا را بخوانید)
  6. یک لغتنامه خوب و استاندارد داشته باشید. می توانید روی گوشی همراه تان هم نصبش کنید. مدام به آن مراجعه کنید و با آن سر و کله بزنید.
  7. تقلید کردن از بهترین های دانش لغوی مثل مجریان، بازیگران، سخنرانان برجسته و … هم خوب است؛ هم نوع کلمات شان را می توانید تقلید کنید، هم نحوه ادای کلمات و جملات را.
  8. سعی کنید با کلمات بازی کنید. با آنها شعر بسازید. دنبال کلماتی باشید که از دو طرف یکی هستند، قافیه سازی و قافیه یابی کنید و …
  9. شما به طور عادی و روزمره، دارید از کلماتی استفاده می کنید. دنبال ریشه یابی این کلمات باشید. ریشه یابی، می تواند مانور واژگانی شما را افزایش دهد.
  10. از حروف به هم ریخته، کلمات مختلف بسازید؛ هم بازی است، هم ارتقای مهارت کلامی شما.
  11. می دانید کلمات مترادف چه چیزهایی هستند؟ همان معنی را می دهند، اما کمی، فقط کمی، متفاوت اند. سعی کنید یک فرهنگ کلمات مترادف و متضاد تهیه کنید. توی اینترنت می توانید سرچ کرده و دانلودش کنید.
  12. سعی کنید پسوندها و پیشوندها را خوب بیاموزید؛ در این صورت خودتان می توانید واژه سازی کنید و همه به شما غبطه خواهند خورد.
  13. کلمات کلیدی را، رنگی کنید. در این صورت، از اثر رستروف استفاده می کنید که معتقد است چیزی که نامتعارف، رنگی یا خنده دار باشد، اثر بیشتری روی مغز می گذارد.
  14. از قدرت انگاره سازی مثبت استفاده کنید: مدام خودتان را در موقعیت های مختلف تصور کنید که دارید به خوبی از کلام خود، استفاده می کنید. سعی کنید به این تجسم خلاق ادامه بدهید.
  15. سعی کنید قدرت خودتان را در حوزه کشف کلمات هم قافیه و مترادف با تعداد حروف یکسان و حرکات زیر و زبر یکسان، افزایش بدهید.
  16. بروید جلوی آینه و با خودتان حرف بزنید، ادا در بیاورید، تمرین زبان بدن بکنید.
  17. بازی های صوتی هم در این امر کارساز است. با صدا و دهان خود، بازی کرده و صداهای زیر و خشن و کارتون و فیلم و حیوانات مختلف و … را در بیاورید.
  18. آواز بخوانید.
  19. سعی کنید نسبت واژگان مثبت و منفی خود را استخراج کنید. سعی کنید نسبت مثبت ها را، بیشتر و بیشتر و باز هم بیشتر کنید. این جوری، هم دیگران از شما خوششان خواهد آمد؛ هم خودتان از خودتان.
  20. همیشه بلند و واضح حرف بزنید؛ برای چی خجالت می کشید؟
  21. به راویان قصه و داستان خوب توجه کنید و از آنها یاد بگیرید. خودتان هم قصه بگویید. حتی لطیفه هم می توانید تعریف کنید.
  22. شما در آپارتمان و شهر و محل کار، نمی توانید صدای خودتان را آزاد کنید. پس به استادیوم یا جنگل بروید و صدای حبس شده خودتان را آزاد کنید؛ استادیوم خیلی خوب است.
  23. سعی کنید کلمات و تصورات را جمع ببندید تا به ترکیب های خوبی برسید.
  24. به گفتگوهای درونی خودتان توجه کنید؛ خوب و با کلمات و واژگان مناسبت و شیک با خودتان حرف بزنید.
  25. هنگام مطالعه، واژه به واژه مطالعه نکنید. اول یک اسکن کلی داشته باشید از متنی که می خواهید بخوانید، سئوال بپرسید، چه می خواهد به شما بگوید؟ بعد با خودکار یا نشانگر یا هر چیزی، سریع بخوانید.
  26. به جای یادداشت برداری سنتی که دال بر نظم ریاضی و لیست واره بودن است، از نقشه ذهنی و درخت ذهنی و … استفاده کنید. این جوری، قدرت واژگان شما واقعاً افزایش پیدا می کند (ایــــن شیـــوه نوت برداری هم غوغا میکند!)
  27. برای خودتان، پوشه هوش کلامی درست کنید. در آن، خلاصه رمان ها، شعرهای خوب، کلمات جدید، نمودارهای ذهنی و … را ذخیره کنید.
  28. شما در طول روز، معمولاً چند دفعه ای مجبورید که به دیگران آدرس بدهید. این کار را با دقت انجام بدهید؛ از طریق استفاده درست از فاصله ها و توصیف خلاقانه و نشانه های توی جاده و دست چپ و راست و …، چنان به طرف تان آدس بدهید که خودش هم کیف کند. برای این کار، باید ترکیبی مناسب از زمان، فاصله، نشانه های مهم بصری و جهت را ارائه کنید. اولش می توانید پیش خودتان تمرین کنید.
  29. شوخ طبع باشید؛ قدرت خلاقه شما را افزایش می دهد. شوخ طبعی واژگانی هم جالب است.
  30. دیگر جنبه های هوشی شما نیز بر افزایش هوش کلامی شما مؤثر است: هوش عددی، هوش هیجانی، هوش اقتصادی و … . سعی کنید آنها را افزایش بدهید. برعکسش هم درست است؛ افزایش هوش کلامی هم باعث افزایش آنها می شود.

در پایان، بد نیست داستانی آموزنده را هم از دیل کارنگی، نقل کنیم:

 

دیل کارنگی 2

 

روزی در نیویورک، مردی ژنده پوش که قیافه و تیپش، ضد او بود، به دفتر یکی از تاجران خوشنام شهر رفت و تقاضای مصاحبه شغلی کرد. این تاجر، نگاهی به این فرد انداخت. اولش نمی خواست به او فرصتی بدهد، ولی دلش سوخت و گفت سنگ مفت و گنجشک مفت و به او، این فرصت را داد.

چند دقیقه فرصت کوتاه برای مصاحبه شغلی، تبدیل به مصاحبتی یک ساعته شد. سرانجام این تاجر سرشناس، به همکاران خود زنگ زده و او را معرفی کرد و به این ترتیب، این مرد ژنده پوش، توانست شغل بسیار خوبی به دست بیاورد.

چرا چنین شد؟

این مرد، از فارغ التحصیلان دانشگاه آکسفورد بود. برای مأموریتی به نیویورک آمده و با شکست روبه رو شده بود. در نتیجه، مفلس و بی کس و کار و بی پول شده بود. اما قدرت هوش کلامی و سخن گفتن او، هنوز سرجایش بود. او از طریق همین قدرت، توانست این تاجر سرشناس را محسور خود سازد. شما هم می توانید با افزایش هوش کلامی خود تا…

  • هم احترام شغلی بیابید
  • هم احترام اجتماعی و طبقاتی بیابید
  • هم بهتر و روشنتر فکر کنید
  • هم به موفقیت های بیشتری برسید

 

به نظر شما هوش کلامی بالا، چقدر در موفقیت تاثیر دارد؟
دیدگاه تان را زیر همین مقاله بنویسید

 

در همین زمینه، نوشته های زیر را حتما بخوانید :

در مذاکره چه چیزهایی را نباید عنوان کرد؟

در این مقاله به مباحثی که بهتر است در مذاکره از آن ها دوری کنید اشاره شده است.

در مذاکره چه چیزهایی را نباید عنوان کرد؟بیشتر تکنیک هایی که در زمینه مذاکره به فروشندگان آموزش داده می شوند، به آنها می گویند که در زمان مذاکره با مشتری چگونه رفتار کنند و چه بگویند. به همین دلیل اکثر فروشندگان معمولا در مدیریت کردن آنچه باید بگویند، خیلی خوب و حرفه ای رفتار می کنند اما نمی دانند چه چیزهایی را نباید بگویند. زمانی که فروشنده در فرایند مذاکره با مشتری قرار می گیرد، همه چیز را خوب جلو می برد اما ناگهان حرفی را به زبان می آورد که همه چیز را به هم می ریزد.

در این نوشته ما به دنبال آن هستیم چیزهایی را به شما معرفی کنیم که در زمان مذاکره هرگز نباید به زبان بیاورید. فراموش نکنید مذاکره با مشتری واقعا به هنرمندی نیاز دارد زیرا ممکن است یک حرف بی اهمیت از نظر شما، کل فرآیند مذاکره را تحت الشعاع قرار دهد.

پس این متن را به دقت بخوانید و پنج موردی را که در آن به آنها اشاره شده، به طور کلی از فرهنگ واژگان خود هنگام مذاکره با مشتری حذف کنید.

1- «بین»

کلمه «بین» از جمله کلماتی است که فروشنده هنگام مذاکره با مشتری باید از گفتن آن تا حد امکان پرهیز کند. برای مثال فرض کنید شما به مشتری بگویید قیمت محصول ما بین 10 تا 15 هزار تومان است. مسلما زمانی که می خواهید مذاکره را تمام کنید و از مشتری سفارش بگیرید یا قرارداد ببندید، مشتری اصلا حاضر نیست بیش از 10 هزار تومان برای محصول شما بپردازد.

یا مثلا اگر به مشتری بگویید مدت چک های ما بین 15 روز تا 30 روز است، مشتری برای پرداخت فاکتورهای شما مطمئنا چک 30 روزه را خواهد داد. در حقیقت به کار بردن واژ «بین» برای شما هیچ سودی ندارد و مشتری گزینه ای را که به نفع خودش باشد، انتخاب خواهد کرد.

2- «من تصمیم گیرنده نهایی هستم.»

معمولا در مذاکرات فروش، مشتری در ابتدای جلسه از فروشنده سوال می کند که در شرکت شما تصمیم گیرنده نهایی چه کسی است یا اینکه آیا خودتان تصمیم گیرنده نهایی هستید یا خیر. زمانی که فروشنده در چنین شرایطی قرار می گیرد برای اینکه نشان دهد قدرتمند است و اختیار عمل دارد پاسخ می دهد که بله، من تصمیم گیرنده نهایی هستم.

گفتن چنین جمله ای دردسرساز است زیرا اگر فروشنده اسیر ترفندهای مذاکره مشتری شود و مجبور شود شرایط او را قبول کند دیگر راه فراری ندارد اما اگر فروشنده عنوان کند که تصمیم گیرنده نهایی نیست اسیر دام مذاکره ای مشتری نمی شود. حتی اگر فروشنده تصمیم گیرنده نهایی است بهتر است این مسئله را به مشتری نگوید زیرا پس از جلسه مذاکره، این فرصت را دارد که در مورد اتفاقات آن فکر کند و در نهایت بهترین تصمیم را بگیرد.

3- «قیمت پیشنهادی شما چقدر است؟»

البته در این مورد بین کارشناسان و متخصصان مذاکره اختلاف نظر وجود دارد. عده ای از این افراد معتقد هستند که بهتر است فروشنده ابتدا قیمت بدهد و صبر کند مشتری اولین پیشنهاد قیمت را بدهد زیرا با این کار مشتری در حقیقت دست خود را برای فروشنده رو کرده است اما نتایج تحقیقی که به تازگی توسط اساتید حوزه مذاکره انجام شده نشان می دهد که اولین قیمتی که در مذاکره مطرح می شود (البته به شرطی که آن قیمت خیلی قیمت پرتی نباشد) مثل لنگر عمل می کند و اجازه نمی دهد قیمت نهایی خیلی از آن بالاتر یا پایین تر باشد.

توصیه این اساتید این است که ابتدا فروشنده قیمت بدهد زیرا اگر مشتری قیمت پایینی ارائه کند دیگر فروشنده نمی تواند خیلی روی آن مانور دهد. بنابراین «قیمت پیشنهادی شما چقدر است؟» سوال خوبی برای مذاکرات فروش نیست.

4- «فکر می کنم بحث دیگری باقی نمانده و می توانیم قرارداد را ببندیم.»

این جمله هم باید به کلی از میان جملات و عبارت های یک فروشنده حرفه ای حذف شود اما دلیل چیست؟ دلیل اینکه می گوییم فروشنده نباید چنین جمله ای را بگوید این است که این جمله نشان می دهد که فروشنده خسته شده و می خواهد هر چه زودتر از شرّ مذاکره خلاص شود.

به عبارتی زمانی که فروشنده می گوید فکر می کنم حالا می توانیم قرارداد را ببندیم، اگر طرف دیگر مذاکره، یک مذاکره کننده حرفه ای باشد، به سرعت تشخیص می دهد که فروشنده خسته است و می خواهد هر چه سریع تر قرارداد را ببندد و این بهترین فرصت برای او است که با به تعویق انداختن خاتمه فروش از فروشنده امتیازهای بیشتری بگیرد.

وقتی مشتری تشخیص دهد که فروشنده به هر دلیل می خواهد مذاکره را زودتر تمام کند، از فرصت استفاده می کند و فروشنده را مجبور می کند برای اینکه مذاکره زودتر تمام شود، به او امتیازهای بیشتری بدهد. به همین دلیل به فروشندگان توصیه می شود زمانی که با مشتری مذاکره می کنند، تحت هیچ شرایطی، از گذشتن وقت و دیر شدن و اینکه بهتر است زودتر قرارداد را امضا کنند، حرفی نزنند.

اجازه دهید اگر قرار است فردی درباره تمام شدن وقت صحبت کند، آن فرد مشتری باشد.

5- «این چه طرز صحبت کردن با من است.»

یکی از اصول اولیه و بسیار مهم در مذاکره این است که هیچ چیز را شخصی نکنید. مذاکره کنندگان قوی و باهوش هر اتفاقی هم بیفتد، خونسردی و آرامش خود را حفظ می کنند زیرا می دانند که در نهایت، هدف مذاکره؛ فروش است نه دعوا و مجادله.

عصبانی کردن فروشنده در جریان مذاکره یکی از ترفندهای مشتری است تا بتواند با این کار تمرکز و آرامش فروشنده را به هم بزند و مذاکره را به سمتی که خودش می خواهد، ببرد./ ماهنامه بازاریاب بازارساز

منبع:www.coca.ir

8 قانون مذاکره موفق برای افراد خلاق

فرمولی برای موفقیت در موقعیت های پر استرس
انسان های خلاق نسبت به احساسات خود و دیگران بسیار حساس هستند. ما از احساسات خود برای برقراری رابطه با افراد در محل کار استفاده می کنیم. ما دائما به خود اطمینان می دهیم که وظیفه مان در زندگی، رسیدن به چیزی است که به دنبالش هستیم.

8 قانون مذاکره موفق برای افراد خلاق8 قانون مذاکره موفق برای افراد خلاقما همواره تلاش می کنیم تا خود را با افکار، مشاهدات و احساساتمان وفق داده و به آن ها پاسخ دهیم. این مهارت های مشابه می توانند در طول مذاکرات به کمک ما بیایند، اما به ندرت این اتفاق خواهد افتاد.

مشکل این است که درک و احساس ما از واکنش های دیگران منجر به ایجاد نوعی حس ناامنی در خود می شود. در نتیجه، در موقعیت های پر استرس که البته مذاکرات نیز از همین نوع هستند، سیل نگرانی راه خواهد افتاد. اگر مواظب نباشیم، غرق شده و احساساتی ناخواسته، زمانی در ما بروز می کند که نیاز به تمرکز و شفافیت داریم. حین مذاکره نقاط ضعف ما مشخص می شوند.

در زیر فرمول مذاکره برای افراد خلاق ارائه شده است:

1. انتظار نگرانی را داشته باشید

همیشه این جمله را با خود تکرار کنید که این مذاکرات پر استرس خواهد بود. نگرانی به معنای آن است که باید به گفتگو ها دقت کنید.

2. موفقیت های خود را به یاد بیاورید

قبل از برخورد، موفقیت های خود را در جایی بنویسید. این کار پیشرفت شما را جلوی چشم دیگران می آورد. به این ترتیب در صورت بروز نگرانی با یادآوری این موفقیت ها، از میزان استرستان کم خواهد شد.

3. صادق باشید

به طرف مقابل خود بگویید: “شما می دانید که من این کار را هر روز انجام می دهم و به صراحت، مذاکره مرا کم عصبی می کند.” مطالعات نشان داده اند که آشکار کردن نقاط ضعف خود تا پنجاه درصد از ناراحتی شما می کاهد.

ابراز احساساتتان به آن ها یادآوری می کند که شما نیز مثل آن ها انسان هستید.

4. اقدام کنید

سوالات، راه های خوبی برای اقدام کردن هستند. اقدامات، کنترل امور را به دست شما سپرده و نتیجه، همیشه، افزایش اعتماد به نفس خواهد بود. مذاکرات را با سوالاتی آسان و با هدف شناخت از طرف مقابل شروع کنید.

هوا چطوره؟ سفر خوب بود؟ این سوالات ساده و صمیمی میان شما و طرف مقابلتان نوعی ارتباط به وجود آورده و به شما اعتماد به نفس می دهد.

با آغاز مذاکرات می توانید به سراغ موضوعات اساسی تر بروید. اما کلید آن اقدام کردن است. این راهی اثبات شده برای ایجاد حس اعتماد به نفس در شما به شمار می رود.

5. مشاهده کنید

به دقت طرف مقابل را برانداز کنید. آن ها چطور به نظر می رسند؟ آیا روحیه ای مشوق داشته و یا عصبی هستند. چرا؟ آیا این چهره ساختگی است یا احساساتشان واقعا این گونه است؟

در هر مورد، چرا آن ها این طور رفتار می کنند؟ از دیدگاه های خود برای برداشتن گام های بعدی و طرح سوالات آتی استفاده کنید. همواره با خود فکر کنید که آیا مایل به پیشرفت مذاکرات هستید؟

6. مسائل را از علایق خود جدا کنید

پول، برنامه ها و اهداف قابل رسیدن به آنها، مسائل و مشکلات یک مذاکره بوده و ارزش ها، روابط، امیدها، رویاها و آرمان ها، علایق آن را تشکیل می دهند. از دیدگاه های خود برای کمک به تشخیص علایق طرف مقابل استفاده کنید.

7. الهام بخش باشید

با درک کامل نیازهای طرف مقابل، نقطه نظرات خود را خلاصه کرده و ببینید که چگونه می توانید به آنها کمک کنید. مهارت های خود را نشان دهید. اعتقادات خود را بیان کنید.

8. درباره آن فکر کنید

در لحظه معامله نکنید. یک شب به آن بیندیشید. برای اطلاع از نقطه نظرات دیگران با افراد مورد اعتماد خود صحبت کنید. دیدگاه های خلاق خود را در نظر گرفته و نگاهتان به قابلیت های خود را توسعه دهید.

همیشه به یاد داشته باشید که آن ها به شما نیاز دارند. طرف مقابل می داند که به مهارت ها و دیدگاه های خلاقتان بیش از خود شما نیاز دارد. حین مذاکره، الهام بخش طرف مقابل بوده و برتری و خلاقیت خود را نشان دهید. به این ترتیب شما به کلید موفقیت دست یافته و مشتری نیز در عوض از این مذاکرات سود می برد./ ام بی ای نیوز

منبع:www.coca.ir

برای موفقیت در مذاکره ها این 10 نکته را فراموش نکنید

مهارت مذاکره معمولا یکی از شرایط و توانایی‌هایی است که برای افراد جویای کار، امتیاز محسوب می‌شود. اما باید بدانید که توانایی مذاکره کردن نیاز به مجموعه‌ای از مهارت‌های میان‌فردی و ارتباطی دارد که برای گرفتن نتیجه موردنظر، در کنار هم استفاده شوند. موقعیت مذاکره زمانی اتفاق می‌افتد که دو طرف بر سر یک راه‌حل برای مشکل و یا هدف یک پروژه یا قرارداد توافق ندارند. مذاکره موفق مستلزم این است که دو طرف نشسته، صحبت کرده و به توافقی برسند که برای هر دو طرف موردقبول باشد.

فوت و فن های موفقیت در مذاکرات

تحلیل مشکل

یک مذاکره‌کننده موفق باید توانایی تحلیل مشکل را داشته باشد تا بتواند منافع هر طرف مذاکره را تعیین کند. یک تحلیل مشکل تفصیلی می‌تواند مسئله، طرفین ذینفع و نتیجه نهایی را مشخص کند. بعنوان مثال، در یک مذاکره بین کارمندان و کارفرما، نقطه موردبحث می‌تواند حقوق و مزایای کارمندان باشد. مشخص کردن مشکلات برای هر دو طرف می‌تواند دست یافتن به مصالحه را آسان‌تر کند.

آماده‌سازی

قبل از شروع مذاکره، فرد باید خود را برای جلسه آماده کند. آماده‌سازی شامل تعیین هدف، زمینه کار و جایگزین‌هایی برای اهداف مشخص‌شده می‌شود. علاوه بر این، مذاکره‌کننده‌ها باید درمورد تاریخچه روابط بین دو طرف مطالعه کرده تا بتوانند نقاط مشترک را برای دست یافتن مذاکره به نتیجه بررسی کنند.

گوش دادن فعال

مذاکره‌کننده باید بتواند به صحبت‌های طرف مقابل فعالانه گوش کند. برای این منظور باید بتواند زبان بدن و ارتباط کلامی فرد را درک کند. گوش دادن به طرف مقابل خیلی مهم است تا بتوان نقاط قابل مصالحه را در طول مذاکره پیدا کرد. یک مذاکره‌کننده خوب به جای اینکه تمام وقت مذاکره را به حرف زدن درمورد نقاط مثبت نظرات خودش بگذراند، به حرف‌های طرف مقابل گوش می‌دهد.

کنترل احساسی

خیلی مهم است که مذاکره‌کننده توانایی کنترل احساسات خود را در طول مذاکره داشته باشد. بااینکه یک مذاکره طولانی ممکن است خسته‌کننده شود، اگر اجازه دهید کنترل احساساتتان از دستتان خارج شود، ممکن است نتایج تاسف‌باری رقم بخورد. بعنوان مثال، رئیسی که از جلو نرفتن مذاکره درمورد حقوق و مزایای کارمندان، خسته شده است، ممکن است برای پایان گرفتن مذاکره به چیزی بالاتر از میزان موردقبول برای سازمان رضایت دهد. از طرف دیگر، کارمندانی که به دنبال افزایش حقوق خود هستند، اگر احساسی برخورد کرده و با رئیس وارد مصالحه شوند و رویکرد همه چیز یا هیچ‌چیز را بپذیرند که ارتباط بین دو طرف را از بین می‌برد.

ارتباط کلامی

مذاکره‌‌کننده باید توانایی ارتباط واضح و موثر با طرف دیگر را حین مذاکره داشته باشد. اگر مذاکره‌کننده نتواند منظور خود را به روشنی مطرح کند، ممکن است ایجاد سوءتفاهم شود.

همکاری و کار گروهی

مذاکره کاری فردی نیست. کسانیکه می‌خواهند به خوبی مذاکره کنند باید مهارت کار کردن در گروه و ایجاد فضای همکاری در طول مذاکره را داشته باشند. دو طرف مذاکره باید با همکاری همدیگر به نتیجه موردنظر برسند.

حل مشکل

کسانیکه مهارت مذاکره کردن دارند، می‌توانند برای یک مشکل، راه‌حل‌های مختلف پیدا کنند. این افراد به جای اینکه فقط به فکر هدف نهایی خود برای مذاکره باشد، می‌تواند روی حل مشکل متمرکز شود که به نفع هر دو طرف مذاکره تمام خواهد شد.

توانایی تصمیم‌گیری

کسانیکه مهارت‌های مذاکره خوبی دارند می‌توانند در طول مذاکره قاطعانه عمل کنند. داشتن قطعیت برای رسیدن به مصالحه بین طرفین اهمیت زیادی دارد.

مهارت‌های میان‌فردی

برای مذاکره موفق و موثر، فرد باید برای حفظ ارتباط کاری خوب با طرف مقابل مذاکره، مهارت‌های میان‌فردی را بداند. کسانیکه صبور بوده و می‌توانند بدون مجبور کردن دیگران آنها را به چیزی ترغیب کنند، می‌توانند در یک مذاکره سخت، فضایی مثبت ایجاد کنند.

اخلاق و اعتماد‌پذیری

استانداردهای اخلاقی و قابلیت‌اعتماد در فرد محیط را برای مذاکره مطمئن و مورداعتمادتر می‌کند. هر دو طرف مذاکره باید اعتماد کنند که طرف دیگر به قول و قرارهای خود عمل خواهد کرد. فرد باید برای اجرای وعده‌های خود بعد از رسیدن مذاکره به نتیجه، مهارت کافی داشته باشد. / مردمان

منبع:www.coca.ir

چطور هوش هیجانی خود را برای رهبری افزایش دهیم؟

چطور هوش هیجانی خود را برای رهبری افزایش دهیم؟

وقتی درباره‌‌ی یک رهبر تمام‌عیار فکر می‌کنید چه تصویری به ذهنتان می‌آید؟ شاید از نظر شما این رهبر کسی است که فارغ از مشکلات موجود، اجازه نمی‌دهد چیزی خُلقش را تنگ کند. شاید به کسی فکر می‌کنید که به کارکنانش اعتماد کامل دارد، گوش‌‌هایش برای شنیدن حرف اعضای تیمش یکی در و دیگری دروازه نیست و اصولا آدمی‌ است که به راحتی می‌شود با او حرف زد. شاید هم رهبری را تصور می‌کنید که تصمیمات خود را با دقت و بر مبنای اطلاعات می‌گیرد، نه شتاب‌زده و از روی احساسات. به هر حال برای اینکه رهبر موفقی باشید، باید بتوانید هوش هیجانی‌تان را افزایش دهید.

 

تمام مواردی که گفته شد قابلیت‌های فردی است که هوش هیجانی بالایی دارد.

در این مقاله می‌خواهیم بدانیم چرا هوش هیجانی تا این اندازه برای رهبران اهمیت دارد و اینکه چطور به عنوان یک رهبر می‌توانیم هوش هیجانی خود را ارتقا دهیم.

هوش هیجانی یا EQ چیست؟

هوش هیجانی قابلیت درک و مدیریت هیجانات و عواطف خودتان و کسانی است که در کنار شما هستند. افرادی که هوش هیجانی بالایی دارند می‌دانند که در لحظه چه احساسی دارند، معنی احساسشان چیست و اینکه چطور این احساسات می‌توانند بر دیگران اثر بگذارند.

هوش هیجانی برای موفقیت یک رهبر حیاتی است. از این تعاریف گذشته به نظر شما کدام رهبر موفق‌تر عمل می‌کند: رهبری که تحت فشار و استرس بر سر کارکنان خود فریاد می‌زند یا کسی که کنترل خود را در دست دارد و می‌تواند با آرامش شرایط را ارزیابی ‌کند؟

بر اساس گفته‌های دانیل گُلمن (Daniel Goleman)، روانشناس آمریکایی که در فراگیر شدن مفهوم هوش هیجانی نقش داشته است، هوش هیجانی ۵ مولفه دارد:

۱. خودآگاهی، ۲. خودتنظیمی، ۳. انگیزه، ۴. همدلی، ۵. مهارت‌های اجتماعی.

به عنوان یک رهبر هر قدر در موارد بالا توانایی بیشتری داشته باشید هوش هیجانی بالاتری خواهید داشت. پس بیایید نگاهی دقیق‌تر به هر یک از این مولفه‌ها بیندازیم و ببینیم به عنوان رهبر چطور می‌توانید در هر کدام رشد کنید.

هوش هیجانی در رهبری

۱. خودآگاهی

الکس فرگوسن خودآگاهی

فردی خودآگاهی دارد که احساس خود را در هر لحظه می‌شناسد و درک می‌کند؛ او می‌داند که احساسات و واکنش‌هایش چطور بر انسان‌های اطرافش اثر می‌گذارد. در مقام یک رهبر، خودآگاهی به معنای داشتن اشراف کامل بر نقاط قوت و ضعف خویش نیز هست، که این آگاهی به معنای رفتار کردن بر مبنای فروتنی است.

چطور می‌توانید خودآگاهی‌تان را افزایش دهید؟

  • یادداشت‌های روزانه تهیه کنید

دفترهای یادداشت روزانه به شما برای افزایش هوش هیجانی‌تان کمک می‌کنند. کافی است هر روز زمان کمی ‌را به نوشتن افکارتان بگذرانید، این کار شما را به درجات بالاتری از خودآگاهی می‌رساند.

  • با طمأنینه رفتار کنید

با طمانینه رفتار کنید

زمانی که احساس خشم یا سایر احساسات پرقدرت به سراغتان می‌آید آرام بگیرید و به چرایی به وجود آمدن این احساسات فکر کنید. به یاد داشته باشید فارغ از اینکه پیشامد چیست، همیشه می‌توانید واکنش خود به آن پیشامد را شخصا انتخاب کنید.

۲. خودتنظیمی

خود تنظیمی

رهبرانی که به طور موثر قادر به تنظیم احساسات و افکار خود هستند، بسیار کم پیش می‌آید که با گفتارشان به دیگران حمله کنند، تصمیمات شتاب‌زده و آنی بگیرند، بر اساس تصورات قالبی دیگران را قضاوت کنند یا در مورد ارزش‌های خود کوتاه بیایند. خودتنظیمی ‌در یک کلام یعنی کنترل داشتن بر خود.

بر اساس نظر گلمن، این مولفه‌‌ی هوش هیجانی، می‌تواند صفات انعطاف‌پذیری و تعهد را که لازمه‌ی مسئولیت‌پذیری شخصی یک مدیر است نیز پوشش دهد.

چطور می‌توانید توانایی خود را برای خودتنظیمی‌ افزایش دهید؟

  • ارزش‌های خود را بشناسید

آیا ایده‌‌ی روشنی دارید از اینکه کجا از ارزش‌های خود کوتاه نخواهید آمد؟ آیا می‌دانید چه ارزش‌هایی برایتان در درجه‌ی اول اهمیت هستند؟ زمانی را برای بررسی «کدهای اخلاقی و ارزشی» خود کنار بگذارید. اگر بدانید چه چیزی بالاترین اهمیت را برای شما دارد، در مواجهه با یک تصمیم اخلاقی یا ارزشی نیاز نیست دوباره فکر کنید، بلکه به راحتی می‌توانید انتخاب درست را انجام دهید.

  • خودتان را مسئول بدانید

اگر عادت دارید که دیگران را مسئول اتفاقات ناخوشایند بدانید، همین جا متوقف شوید. متعهد شوید که اشتباهات خود را بپذیرید و با پیامدهای آن هر چه که باشد روبه‌رو شوید. با این کار خواب راحتی خواهید داشت و علاوه بر این به سرعت حس احترام را در اطرافیان نسبت به خودتان بر می‌انگیزید.

  • آرام بودن را تمرین کنید

آرام بودن را تمرین کنید

دفعه‌‌ی بعد که در موقعیت چالش‌برانگیزی قرار داشتید خیلی آگاهانه به رفتار خودتان دقت کنید. آیا استرس خود را با فریاد زدن بر سر کسی خالی می‌کنید؟ به جای این کار می‌توانید از تنفس عمیق یا ورزش برای آرام کردن خودتان بهره ببرید. همچنین می‌توانید تمام چیزهای منفی‌ای را که می‌خواهید بگویید روی کاغذ بنویسید سپس آن را پاره کنید و دور بیاندازید. بیان این احساسات منفی (و البته آن را به کسی نشان ندادن!) بهتر از این است که با صدای بلند آنها را بر سر تیم خود خالی کنید. علاوه بر این، با انجام این کار فرصت خواهید داشت واکنش خود را مورد چالش قرار دهید و ببینید که واکنش‌هایی عادلانه دارید یا نه.

۳. انگیزه

انگیزه دادن به تیم

رهبران خودانگیخته پیوسته در مسیر اهدافشان در حرکت هستند و برای حفظ کیفیت کار خود از استانداردهای بسیار بالایی تبعیت می‌کنند.

چطور می‌توانید انگیزه‌‌ی خود را بالا ببرید؟

  • چراییِ انجام شغل خود را مجددا بررسی کنید

آسان است که فراموش کنید عاشق چه چیزی در شغل خود هستید. کمی ‌درباره‌ی اینکه چه چیز باعث می‌شده این شغل را بخواهید فکر کنید. اگر در نقشی که به عهده دارید احساس راحتی نمی‌کنید یا به یاد نمی‌آورید که واقعا چرا این شغل را می‌خواسته‌اید نگاهی ریشه‌‌ای به مشکل خود بیاندازید. وقتی بررسی مسائل را از ریشه‌های آنها آغاز کنید می‌توانید موقعیت خود را از دیدی تازه بنگرید.

همچنین مطمئن شوید اعلامیه‌‌ی اهداف خود را به گونه‌ای نشاط‌ آور و برانگیزاننده‌‌ی انرژی نوشته باشید.

  • بدانید کجا هستید

ببینید برای رهبری تا چه حد انگیزه دارید و اگر احساس می‌کنید به افزایش انگیزه نیاز دارید از منابع لازم کمک بگیرید.

  • امیدوار باشید و همیشه نکته‌‌ی مثبتی بیابید

رهبران باانگیزه علی‌رغم مشکلاتی که با آنها مواجه‌اند معمولا مثبت‌اندیش هستند. در اختیار گرفتن این طرز تفکر نیاز به تمرین دارد، اما به نتیجه‌‌ی نهایی‌ای که کسب می‌کنید می‌ارزد.

هر زمان که با شکست یا چالش مواجه شدید، سعی کنید حداقل یک نکته‌‌ی مثبت در موقعیت پیدا کنید. این نکته‌‌ی مثبت ممکن است کوچک باشد، مثل یک تماس جدید، یا می‌تواند نکته‌ای مثبت با نتایج درازمدت باشد مانند درسی که از اشتباهتان آموخته‌اید. اگر به دنبال آن باشید بدون استثنا نکته‌‌ی مثبتی در هر موقعیت می‌توانید بیابید.

۴. همدلی

پاسخ به احساسات دیگران

همدلی یک خصوصیت حیاتی برای رهبر در راستای مدیریت یک تیم یا سازمان موفق است. رهبران همدل می‌توانند خود را جای دیگری بگذارند. آنها به افراد تیم خود برای رشد کمک می‌کنند، دیگرانی که ناعادلانه رفتار می‌کنند را به چالش می‌کشند، بازخوردهای سازنده می‌دهند و به کسانی که نیاز به شنیده شدن دارند گوش می‌سپارند.

اگر می‌خواهید احترام و وفاداری تیم خود را داشته باشید با همدل بودن به آنها نشان دهید که برای شما مهم هستند.

چطور می‌توانید همدلی را در خود پرورش دهید؟

  • خود را در موقعیت فرد مقابل قرار دهید

اینکه از موضع خودتان حمایت کنید کار راحتی‌ است، هر چه باشد این موضع شماست! اما این بار سعی کنید از زاویه‌ی دید فرد مقابل هم به موقعیت نگاهی بیندازید.

  • به زبان بدن خود توجه کنید

الکس فرگوسن زبان بدن

شاید وقتی به کسی گوش می‌دهید دست به سینه هستید، پایتان را به عقب و جلو حرکت می‌دهید یا لب خود را گاز می‌گیرید. این نشانه‌های بدنی به فرد مقابل می‌گوید که شما درباره‌ی موقعیت واقعا چه احساسی دارید، نشانه‌های بدنی‌ای که ذکر شد این پیام را به فرد مقابل می‌رساند که نظر شما چندان مساعد نیست. یادگیری زبان بدن دیگران می‌تواند برای شما به عنوان یک رهبر مزیت بزرگی باشد چرا که متوجه خواهید شد احساس واقعی یک فرد در موقعیتی خاص چیست و می‌توانید با داشتن این اطلاعات، پاسخ مناسب را از خود نشان دهید.

  • به احساسات دیگران پاسخ دهید

به احساسات دیگران پاسخ دهید

از دستیار خود خواسته‌اید که بار دیگر تا دیروقت کار کند و با اینکه او موافقت می‌کند، می‌توانید ناامیدی را در صدای او حس کنید. پس با توجه به احساس او پاسخی مناسب بدهید. به او بگویید تا چه اندازه قدردان تمایل او به اضافه‌کاری هستید و اینکه شما هم درست به اندازه‌ی او از کاری که تا دیروقت ادامه پیدا کند ناامید می‌شوید. اگر امکان دارد راهی بیابید که چنین موقعیت‌هایی به نوعی برای او جبران شود (برای مثال صبح‌های شنبه را به او مرخصی بدهید.)

۵. مهارت‌های اجتماعی

الکس فرگوسن مهارت‌های اجتماعی

رهبرانی که در این مولفه‌ی هوش هیجانی مهارت دارند با مهارت تمام قادر به برقراری ارتباط با دیگران هستند. آنها به همان اندازه که برای شنیدن خبرهای خوب آماده هستند پذیرای خبرهای بد هم هستند، در اینکه حمایت دیگران را جلب کنند متخصص هستند و قادرند دیگران را برای دستیابی به هدف یا رسالتی نو برانگیزند.

رهبرانی که مهارت‌های اجتماعی خوبی دارند همچنین در مدیریت و حل سیاستمدارانه‌ی تعارض‌ها مهارت دارند. آنها به ندرت از اینکه مسائل را به حال خود بگذارند راضی می‌شوند، اینطور هم نیست که خودشان استراحت کنند و دیگران را به انجام کارها مجبور کنند: آنها با رفتار و عملکرد خود الگویی برای سایرین وضع می‌کنند.

چطور می‌توانید مهارت‌های اجتماعی خود را ارتقا دهید؟

  • بر طرف کردن تعارض‌ها را بیاموزید

رهبران باید بدانند چطور تعارض‌هایی را که بین اعضای تیم با مشتریان یا با واسطه‌ها به وجود می‌آید، حل کنند. مهارت حل تعارض برای موفقیت حیاتی است.

  • مهارت‌های ارتباطی خود را ارتقا دهید

چقدر خوب ارتباط برقرار می‌کنید؟ از ابزارهای سنجش مهارت‌های ارتباطی استفاده کنید و اگر در این زمینه ضعف دارید خود را ارتقا دهید.

  • بیاموزید که چطور از دیگران قدردانی کنید

قدردانی

به عنوان یک رهبر، می‌توانید به راحتی با قدردانی از تیم خود وفاداری آنها را افزایش دهید. یادگیری اینکه چطور قدردان دیگران باشید یک هنر ظریف است اما واقعا ارزش این را دارد که در راه آموختن آن تلاش کنید.

منبع:chetor.com

http://chetor.com/7732-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d8%a8%d8%b1%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d9%87-%d8%aa%d9%82%d9%88%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%88%d8%b4-%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84/

http://chetor.com/7561-%d8%b3%d8%a4%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b5%d8%a7%d8%ad%d8%a8%d9%87-%d8%b4%d8%ba%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%ae%d8%af%d8%a7%d9%85/

http://chetor.com/28736-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7%d8%af-%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa-%d8%af%d8%a7%d8%b4%d8%aa%d9%86%db%8c/

http://chetor.com/14553-%db%b8-%d8%b1%d8%a7%d9%87-%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d8%aa%d8%b1-%d8%b4%d8%af%d9%86/

http://chetor.com/113-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c%d8%ac%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%84-%d8%a8%d8%a7%d8%b4%db%8c%d9%85%d8%9f/

3 نکته از زبان بدن

when-lectures-should-not-be-used-this-gesture5

حالت پایه:

تو این حالت شما دستای خودتونو مثل شکل نگه میدارین. این حالت این انعطاف رو به دستای شما میده تا بتونین به راحتی تموم حالت های بعدی رو اجرا کنین. به همین خاطر به این ژست، حالت پایه میگیم.

when-lectures-should-not-be-used-this-gesture3

حالت مطمئن:

تو این ژست دست های شما درست روبه روی هم قرار دارن. فاصله بین دست ها مهم نیست و حتی میتونین انگشتاتونو به هم بچسبونین. این ژست برای زمانی مناسبه که شما از گفته های خودتون ۱۰۰% مطمئن باشین. شما وقتی از این ژست استفاده می کنین، حس اطمینان رو به مخاطب خودتون القا می کنین و نشون میدین که از صحتِ حرفی که میزنین مطمئن هستین. اگه این ژست رو با ” تن صدای مناسب ” و ” ارتباط چشمی خوب “، همراه کنین، میتونین تاثیر فوق العاده ای بر روی مخاطب بذارین.

when-lectures-should-not-be-used-this-gesture4

حالت رو راست:

حرف زدن با دستان باز ( نشون دادن کف دست ) در ارتباطات متقابل به معنی صداقت و راستی شماست. وقتی شما از این ژست استفاده می کنین به مخاطب این حس رو القا می کنین که ” من هیچ چیز نادرستی ندارم که مخفی کنم و چیزایی میگم که درست باشن “. این ژست برای زمانی مناسبه که:

– شما از مطلبتون نتیجه گیری می کنین.

– میخواین به مخاطبتون پیشنهاد فروش بدین.

– میخواین از مخاطبتون بخواین کاریو انجام بدن. یعنی مرحله Call to Action.

استفاده از این زست تو سخنرانی ها باعث میشه مخاطب به درستی شما بیشتر اطمینان کنه و از گارد دفاعی خارج بشه. و بنابراین تاثیر حرف های شما بر روی مخاطب افزایش پیدا می کنه.

منبع:mihanfal.com